As primeras 200 linias.
.عزیزم، فکر کنم باید یه تفنگ بخریم
یه تفنگ؟
.آره، همینطوری که تو خونه باشه
.که بتونی ازم محافظت کنی. اوه، جالبه. باشه
فکر میکنی فشنگ تو تفنگ نگه میداری،
همیشه آماده باشه؟ معلومه که ما
.فشنگ تو تفنگ داریم. باشه
.تو فقط به زمین شلیک میکنی و این میترسونتشون
.باشه. و بعد اونا فرار میکنن
.باشه. و بعدش، لازم نیست به کسی شلیک کنی
.آره، من آدم تفنگبازی نیستم
.باشه، قبوله، میتونیم یه Byrna بگیریم
Byrna چیه؟
.خب، ببین، یه پیستول غیرکشنده است
.و گلولههای فلفلی شلیک میکنه
ولی قسمت باحالش اینه که، مثل اینکه
.باید مجوز نگهبانی داشته باشی تا یکی داشته باشی
پس، میتونی این آموزش رایگان نگهبانی زوم رو انجام بدی
.وقتی میخریش. اوه، این باحاله
.بیا، وایسا، خیلی باحاله. بذار نشونت بدم
باشه. گوشی لعنتیم کجاست؟
.اوه. اوه، لعنتی
باشه، این در واقع یه مثال عالیه
.که چرا نباید تو خونه تفنگ داشته باشیم
چرا؟ اگه اون یه تفنگ بود،
.مثل اینکه یهو میزد به یه جای حساس یا همچین چیزی
من که مثل تفنگ نگرفتمش. خب، اگه این تفنگ بود،
.اینطوری نمیکردم... باشه؟ باشه، اوکی، واقعاً امیدوارم که نه
.باشه. خب، حالا تفنگه
.حالا تفنگه؟ حالا تفنگه
.اوه، لعنتی. آره
.حالا سعی کن از دستم بگیریش
.یالا، سعی کن تفنگو بگیری. سعی کن تفنگو بگیری
!وای خدای من
.این چه گندیه؟! اوه، لعنتی. ببخشید
.ببخشید. اشتباه از من بود
.تقصیر دوستپسر منه. آره
میتونم بیام پایین ازت بگیرمش؟
...وایسا، چی دستشه؟ وایسا، اون
.اوه، لعنتی. اوه، لعنتی
!برو، برو، برو، فرار کن
!وای خدای من! وای خدای من
!لعنتی! لعنتی
.فکر میکنی... اوه، لعنتی
هنوز میتونیم گوشی رو پس بگیریم یا احتمالا نه؟
!فعلاً نگران گوشی نباش
.برای منم بده
.آره
...آره، خب... یعنی
.کیا برای تالولا واقعاً یه ماشین نوستالژیکه
.اولین ماشینی بود که رانندگی کرد
.دارم دروغ میگم. اون نمیتونه رانندگی کنه
...آره، خب
شاید پست شبکهای رو از لیست حذف کنیم، ۳۵ هزار دلار؟
.نه، میدونم معامله بدیه. برای تالولا
.آره، اسکات، داری تو این قضیه سر ما کلاه میذاری
.آره، داری. عیبی نداره
.ولی نگو که سر ما کلاه نمیذاری وقتی که کاملاً داری این کارو میکنی
هزار. ۳۰ هزار. ۳۰
.من میگم میتونی با ۲۰ هزار انجامش بدی
.مثلاً، ۲۰ خوبه. گریسون با ۲۰ انجامش داد
.نه. ۳۰ هزار دلار و یه پست استوری، پیشنهاد آخر منه
!عالیه
!عالیه. باشه. وای خدای من
.باشه
.اوه، تو جشن سیسمونی خوش بگذره
!وای خدای من
!اوه! اوه! آره، دختر! آره، دختر
!من لعنتی معتاد تخفیفم
!بزن این معاملهها رو، آره! آره! آره
و بعد، بار دومی که فیلم هانا مونتانا رو دیدم،
اون قسمتی که موهاشو مثل اینکه درمیآره
و میگه: «دیگه نمیتونم این کارو بکنم.»
چرا میخندی؟
.معذرت میخوام
.نه، ادامه بده، تمومش کن
...میگه: «دیگه نمیتونم این کارو بکنم. نمیتونم هانا باشم.» من مثل اینکه
.مثل اینکه تمام بدنم مور مور میشه وقتی راجع بهش حرف میزنم
.نه، واقعاً برای من خیلی سنگینه
.میفهمم
!برای من مهم بود، باشه؟ آره
.امم، اون دیوونهی تو شده
.تو دیوونه منی
.سلام ملکه. سعی کردم بهت زنگ بزنم ولی برنداشتی
.پس، فقط دارم برات ویس میذارم که بگم کیا میخواد بهت پول بده
هزار دلار برای یه پست استوری. خیلی باحاله! ۳۰
.وای خدای من! - راستی، فکر کنم خیلی فیبر خوردم
.و الان مدفوع مثل اینکه تو شکمم سفت شده
.خیلی نفخ دارم
!سلام. - ولی ۳۰ هزار دلار
.هی. - بهم زنگ بزن
.دارم قهوه درست میکنم
هزار دلار؟ اوه. ۳۰
برای یه روز کار؟ عادیه؟
.خب، قبلاً تقریباً اینجوری بود ولی اون مال پولای دورهی کروناست
.شرکت خودروسازیه
آره. تو رانندگی بلدی؟
.یعنی، خب، قبلاً رانندگی کردم ولی، خب، بلد نیستم رانندگی کنم
این یعنی چی آخه؟
...چی؟ رانندگی کردی
ولی تو که رانندگی بلد نیستی؟
.آره، خب یاد میگیرم. نگران نباش
.چی؟ هی. صبح بخیر
.سلام! صبح بخیر
.هی، صبح بخیر. هی. امم
.صبح بخیر، گرت. صبح بخیر
سلام. چه خبر؟
هی. هی، میخوای امروز به من یاد بدی
چطور رانندگی کنم؟
وای خدای من، آره، شوخی میکنی؟
.من کل زندگیم، مثلاً تو لس آنجلس رانندگی کردم
.این کار منه! این تنها چیزیه که احساس میکنم توش استاد شدم
گرت، میخوای برای قهوه بمونی؟
.اوه نه، ممنون، خوبم
.راستش احتمالاً باید برم، آره
.اوه، باشه. آره ولی-- آره، بهم پیام بده
.آره، میبینیمت. آره
.چی؟ هیچی نیست
.ما خیلی خودمونی هستیم، فقط داریم خوش میگذرونیم
.و اونم هرچی که هست، پس اصلاً بهش توجه نکن
!هی، ببخشید. وای خدای من، سلام
.ببخشید، نه، کلید قفل دوچرخهام رو اینجا جا گذاشته بودم
!چه خنگم
.مواظب خودت باش
.خداحافظ! خداحافظ
.آره، اون چقدر مسئولیتپذیره
!امم
.این خیلی خوبه. میدونم
.خیلی ممنونم. وای خدای من، خواهش میکنم
.حسابی غرق کار بودی
.واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. خیلی ممنونم
.این حرف از دهن تو خیلی برام ارزش داره
.میدونی، اخلاق کاریت منو یاد خودم میندازه وقتی همسن تو بودم
.که البته خیلی وقت پیش هم نبود
!خب، خبرهای هیجانانگیز
.بین خودمون باشه، Alyssa180 داره تو فوربز معرفی میشه
.آخر ماه یه عکاس میفرستن
.این فوقالعادهست. امم
!این خیلی باحاله
پس قراره، مثلاً عکسهای تو باشه؟
...یا مثلاً تو و کل اداره، یا
!قدقدقدا! اوه، هی، مایا. شوگرفیش
!چه باحال
هی، آلیسا، درخواست مرخصی منو گرفتی؟
.الان داشتم رزروش میکردم. دوباره یادم بنداز چی بود
.اوه، یه سفر دوچرخهسواریه کنار ساحل که میتونم توش هر نوع سیبی رو امتحان کنم
.باحال! آره
.اصلاً متوجه نمیشیم که رفتی
.باشه. اوکی، خداحافظ، دوست دارم
.من بیشتر دوست دارم. امم
.وای خدای من، کورت بیچاره
.وای، من واقعاً امیدوارم یه نفر رو پیدا کنه
.ما خیلی خوششانسیم که چنین شریکهای فوقالعادهای داریم
آره. میدونی چی عجیبه؟
.من تا حالا جرمی رو ندیدم
.چی؟ این واقعاً عجیبه. آره
.چون، مثلاً اون همه چیزو در مورد تو میدونه
.اون میدونه؟ خب، اون شریک منه
.و نزدیکترین همکارمه
.همه چیزو بهش میگم. اوه، چقدر باید خوب باشه
.که هیچوقت مجبور نباشی حرف زدن در مورد کار رو متوقف کنی
.اون یه تهیهکننده موسیقیه، و مثلاً من همیشه ازش مشاوره میگیرم
.تا وقتی که وقت آهنگ ساختن نباشه
.دیلن هم همینطوره. اونم یه کارهایی تو موسیقی انجام میده
.و وقتی داره به یه آهنگ فکر میکنه، مثلاً تو دنیای خودشه
منم میگم، "سلام؟ من یه مشکل کوچیک دارم."
وایسا، دیلن ترانهسراست؟
.وای، نگاهمون کن! اینو نمیدونستم
.ما هر دو تو زوجهای قدرتمندیم. آره
برای دیلن، بیشترش
.یه بخش از تدریسشه
.الان بهترین ایده به ذهنم رسید. باید یه دیت چهار نفره بریم
آره. مثلاً نمیدونم چرا جرمی
.و من دوستای زوج نداریم. این خیلی عجیبه
.خیلی عجیب. آره
باشه، خب، فردا شب چطوره؟
.ما پایهایم. باشه، ما میزبان میشیم
.شما گرسنه بیاین. جرمی عاشق آشپزیه
اوه! چی بیاریم؟
.هرچی. ما راحتیم
...باشه، من چند شاخه گل و یه
.امم، نه گل. خونه ما گلخونه نیست
.نه، نه، گل نه. باشه
اوه، و مردم اینجا تصادف میکنن
مثلاً هر شش ماه یک بار، پس وقتی برای تو اتفاق افتاد
.نگران نشو
.من نمیخوام تصادف کنم، آلانی
نه، نه، خوبه. یعنی تو سالمی
.برای شش ماه دیگه. این، مثلاً نمیدونم
وقتی پرستار بچهات مثلاً رعد و برق بهش میخوره، یا
.یا مثلاً دوقلوهای بزرگسال
.هیچ معنی نمیده. باشه، ما باید بپیچیم چپ
.چون وقتی قرمزه، نوبت توئه
همین الان؟
.اوه، لعنتی
!ببخشید، من تازهکارم
!ببخشید
.عوضی لعنتی
.اون گرت بود؟ نه
.من اصلاً، مثلاً، به اون پسره اهمیت نمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.