As primeras 200 linias.
زيرنويس از مهدي shine021
لعنتی!
کیدی نزدیک بود تموم بشه، نه؟ -نزدیک که فایده نداره.
بچهها رو جمع کنیم.
رزلمنیا تموم شد.
گزارش نمیدی؟ -چی گفتی؟
مرکز کنترل، آمبولانس برای اتاق تمرین.
این مرکز کنترلِ. آمبولانس، اتاق تمرین. فهمیدم. تمام.
تکون نخور، قلدر. پات نابود شده.
تو چیزی ندیدی، درست؟
دارن ازت میپرسن، رفیق.
بعدش میفرستمت تو کما، ولی الان بیدار بمون.
ترانههای بچگی بلدی؟
پینتسو، پینتسو سگ ماست
این چیه؟ اشتباه زدم؟
ترانه باسکی بود که مامانم میخوند.
باید بفهممش.
سه موش کور
سه موش کور
باشه. دریل.
کیدی آزاد مشروط نشد
دو ماه بعد
مجرم
باید مرده باشی.
چی تو رو زنده نگه داشت؟ -لجبازم.
این عوارض خشمِ.
خشمِت از کجاست؟
از یکی نیست. باهام بد رفتار میکنن. ازم سوءاستفاده کردن.
باهام بد رفتار میکنن. تنهام.
تو این جهنم.
جهنم چطوره؟
وقتی که...
تو کما بودم...
خانوادهمو دیدم.
اومده بودن چیزی بهم بگن…
حرف میزدن.
ولی نمیشنیدمش.
این خشمم رو شعلهور کرد.
واقعاً برات متأسفم...
ولی خشم راهحل نیست.
میدونی که به اوریشاها خدمت میکنم؟
دست از این چرندیات بردار، از بریدن سر مرغ و موش.
مذهب ما میتونه کمکت کنه.
مذهب آدماییه که برده شدن...
تحقیر شدن...
بهشون ظلم شده.
مذهبیه که تو رو به مردهها وصل میکنه.
به مردهها؟
لطفاً ادامه بده.
تو پسر چانگو هستی...
که میکشه، بدون اینکه کشته بشه.
اون مثل برق حرف میزنه.
باید میوه هدیه بدی...
تفاله قهوه...
و خاکستر سیگار.
اون عدالت و محافظت بهت میده...
و بهت نزدیک میکنه به اونایی که از دست دادی.
آتش تو چشم.
آتش تو دهن.
پلنگ بز رو میکشه.
و تو خونش غرق میشه.
آتش تو چشم.
آتش تو دهن.
پلنگ بز رو میکشه.
و تو خونش غرق میشه.
آتش تو چشم.
آتش تو دهن.
پلنگ بز رو میکشه.
و تو خونش غرق میشه.
بر اساس رمان جان دی. مکدونالد «شب دیوانه»
بر اساس فیلمهای «کیپ فیر»
فیلمنامه: وسلی استریک و جیمز آر. وب
در ورودی
خونه امنِ.
هیچکس نمیتونه این سیستم رو هک کنه.
تصویرها اونقدر واضحن که میتونی برچسب بستهها رو روی veranda بخونی.
عالیه.
دزدهای باهوش با لیزر دوربینتو کور میکنن.
بهتره چند تا دوربین دیگه بگیری و رو اولی تنظیم کنی.
اگه دستکاری کنن، فیلمش دستته.
امنیت قیمتی نداره.
ممنون. -باشه، روز خوبی داشته باشی.
ممنون.
این صدا چیه؟
کره بادامزمینی تو دیواره؟ -اگه بود میومیو میکرد.
پس کجاست؟ -ناتالی، حواست هست؟
اسپری فلفل. همیشه باهات باشه.
خب. قوانین جدید. باید همیشه بدونیم کجایید.
اگه جایی میخواید برید، ما میبریمتون.
موقعیتتون رو به اشتراک بذارید. این کنترل نیست، فقط برای ایمنیه.
ولی شما ما رو کنترل میکنید.
باشه.
ایمنی اولویته.
و تو بلندمدت؟
ما اقدام میکنیم. -هنوز بررسی میکنیم.
مدرسه هفته بعد شروع میشه. مثل کاگب دنبالمون میافتید؟
نمیفهمی مکس و دخترش چقدر خطرناکن.
نات، باید به ما اعتماد کنی. -در مورد اون...
چرا خونهای؟ اخراج شدی؟
نه. -نه. معلومه که نه.
خب، پس همینجوری تا ابد زندگی میکنیم یا باید جابهجا شیم؟
ما جابهجا نمیشیم. اینجا خونهمونه. -با قلدرا اینجوری رفتار نمیکنیم.
باشه. برو اونور خیابون و بپرس چی میخواد.
فایده نداره. -نه.
باشه. تو سلولم.
حالت چطوره، پسر؟
نگران بابام.
ممنونم. من حالم خوبه.
باید تصمیم بگیریم چی بگیم چرا برگشتی خونه.
باید میگفتم چی شده؟
بستگی داره چی شده.
نباید اینقدر زود آزاد میشد.
اعدام ویلیس سال پیش برای فرماندار فاجعه تبلیغاتی بود...
برای همین عجله کردن. سیاست اینجوریه.
ولی مدرک DNA بود.
چاقو، خون… -میدونم.
حالا چیکار کنیم؟ -باید مراقب باشیم.
بعد همه اینا مکس تقریباً مصون شده.
متأسفانه اومدنش روبهروی خونهتون ممنوع نیست.
اون مرد دخترشو انداخته دنبال بچههام. اون…
از هوش مصنوعی استفاده کرد تا وانمود کنه همکارمو آزار دادم.
نمیتونی ثابتش کنی؟ -نه، وگرنه کرده بودم.
تام، من باهاتم داداش.
ممنوعیت تماس رو درست میکنم. ولی صبر کن. بذار اشتباه کنه.
بعد میفرستیمش جایی که باید باشه.
باشه.
ثبتنام دانشجویان کارشناسی
زک، ترسوندیام.
چی شده؟
حالت خوبه؟
خدای من.
ناتالی. خدایا. -ناتالی، حالته؟
یکی تو اتاقمه. -چی شده؟
داغه. -عزیزم، فقط یه خواب بود.
فقط یه خواب. مشکلی نیست. حالت بده؟ آروم باش.
آروم باش.
لعنتی. -اشکالی نداره. بیا.
بیا. تمیzt میکنیم، عزیزم.
آروم باش. -بیا. تمیzt میکنیم.
آروم باش.
به نام پدر و روحالقدس.
تو تلویزیون نقش شهید رو بازی میکنی.
اگه به همه بگم با من چی کردی؟
چطور آزاد شد؟ پیدام کرد. دیگه نمیخوام ببینمش.
دیوونست. واقعاً دیوونست.
تو باید مراقبش باشی. اون زنو کنترل کن. همین الان.
همه باید جواب بدن. حتی تو، مکس.
خب، اگه تو نمیتونی...
خودم درستش میکنم. میدونی؟ میخوای؟
صبر کن. خفه شو. -خب؟
کار احمقانه نکن، مکس.
اگه برات دردسر درست کنه، تقصیر خودته.
کثافت. اگه تقصیرتو بندازم گردن تو، حاجی؟
بیام سراغت؟ دلت میخواد دوباره ببینمت؟
بهش فکر کن، کثافت کثیف.
هوای چرخشی سرد نیست.
آره، میدونم. حتماً مایع خنککننده نشتی داره.
میتونیم در موردش حرف بزنیم؟ -در مورد اینکه چقدر گرمه؟
خوب منو میفهمی.
تو که باور داری مکس اون پیامها رو با صدای من جعل کرده؟
اون پیامها چی بودن؟
مهم نیست چی... اما میفهمی که اون بوده؟ مکس این کارو کرد.
نه، این تقصیر توئه. چیزی بهش دادی که علیه ما استفاده کنه.
حالا که آخرین رواندرمانگر رو اخراج کردی، یکی جدید برای زک پیدا کردی؟
هنوز نه.
اونها دوست ندارن اولین روز مدرسه رو از دست بدن، اما بچهها بهتره برن...
پیش دخترعمهت. -من میتونم ازشون محافظت کنم.
در مورد چیه؟
در مورد هیچی.
سال آخر تحصیلیم رو مدرسه عوض نمیکنم.
هیچکی نگفته که باید این کارو بکنی.
میتونم برم کنار استخر کتاب بخونم؟ -آره، اما گوشیتو پیش خودت نگه دار.
بعد از دیشب چطوری؟
خوبم. حتماً چیزی بد خورده بودم. -اوکی.
آروم باش، اوکی؟
راستی، کولر خرابه. باید یکی بیاد درستش کنه.
رد
فروشگاه مشروبات باب
ناتالی. صبر کن. منم، لوئیس پیلگریم. از پادکست.
چی میخوری؟ دوست داری مهمونی بگیری؟ مادرت هم یه مهمونیباز واقعی بود.
اون موقع دادگاه هم مشروب میخورد؟ -میدونم چیکار داری میکنی.
دوباره مشروب برام میریزی؟ اون کلی بازدید داشت.
شنیدم قبل از دادگاه هم با هم بودن، پس…
ممکنه ناپدریت پدر واقعیت باشه. -دیگه بس کن.
اونها از دوران دانشگاه همدیگه رو میشناسن، نه؟ -چه سوالهای خوبی.
هی. -همه چی خوبه؟
نشون بده. اوکی، یه لحظه.
بهمون وقت بده. بیا. -چی…
خوبیه؟
تو هم منو تعقیب میکنی؟
نه، داشتم با سگم میرفتم پیش دامپزشک اونجا. زخمی شدی؟
خودم بلدم. به کمک تو نیاز نداشتم.
عجیبه که حالا روبهرویمون زندگی میکنی.
تو به والدینم وسواس داری. -والدینت اینو گفتن؟
اونها در مورد اینکه چطور ممکنه این اتفاق بیفته هم گفتن؟
هیچ ایدهای ازش نداری؟
منظورم اینه که...
میتونم تصور کنم...
که عصبانی هستی چون باید میرفتی زندان...
و اینکه اونا... -ناتالی...
No comments yet. Be the first to leave one.