The Chaos Class Is on Vacation

The Chaos Class Is on Vacation (Hababam Sınıfı Tatilde)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Hababam Sinifi Tatilde 1978 720p HDTV x264-ARENA-
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian hababam sinifi: tatilde 1978 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

hdtv
Publicau o: 2025-12-23
Descargas: 14
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

خوش اومدین آقا! اجازه بدین دستتونو ببوسم

تو هم خوش اومدی. خوش اومدی ویسل افندی

چطوری؟ - خوبم، ممنون. خیلی سرحال به نظر میای. تعطیلات بهت ساخته

نه بابا، دیگه دارم پیر می‌شم

می‌تونی این در رو باز کنی؟ نه، نمی‌تونم

چرا نمی‌تونی باز کنی؟ برو! بده کوتاهش کنن و بیا

چی رو کوتاه کنم؟ - سبیلت رو! محمود بیگ دانش‌آموز سبیلو قبول نمی‌کنه

من دانش‌آموز نیستم، معلمم. شما معلمی؟

بله، من دبیر جدید ادبیات هستم

جدی؟ واقعاً؟ بفرمایید تو! دیگه بچه‌ها هم دارن معلم می‌شن

هی، تو! این سوت چیه دیگه؟ واسه هر چیزی سوت می‌زنی

بده‌ش به من

برید پی کارتون! ممنون بچه‌ها

ای بابا! دارن فوتبال بازی می‌کنن؟

نه، دارن تخته‌نرد بازی می‌کنن

فکر کنم تازه‌واردی، نه؟ بله، همین امروز اومدم

علوم یا ادبیات؟ ادبیات

اوه! پس اومدی تو کلاس هابابام! کجا؟

کلاس هابابام رفیق، هابابام! هابابام! هابابام

آخ

این چیه آخه؟ واسه هر چیزی یه سوت! باشه شعبان، بهت نشون می‌دم

ببخشید داداش گلم! پام خیلی درد می‌کنه. دارم می‌رم بیرون

پاش شکسته! معلومه دیگه، لگد گاو بوده

کره‌خر، بهت نشون می‌دم! نذارید از دستم در بره

بکشمش؟ هی، ولم کنید

تپلی، زود باش! نه، نمیام! همین یه دقیقه پیش نذاشتی بازی کنم

زیادی حرف نزن! بیا دیگه! نه، بازی نمی‌کنم

من بیام؟ تو دیگه کی هستی؟

هی، این سبیلو کیه؟ من چه می‌دونم؟

من امروز اومدم. داداش، این امروز اومده

آها، تازه‌واردی؟ بله

از سبیلش معلومه. فکر کرده اینجا دانشگاهه

خیلی اسکل به نظر میاد! یه سوژه پیدا کردیم

بیاید سر کارش بذاریم! بدو

بیا بازی! داره در میره

ای جان! این چیه؟ سبیله؟ بله، سبیله

فوتبال بازی می‌کنی، آره؟ بله، یه خورده بلدم

این توپه. پرتش کن هوا

بچه‌ها! آقای محمود

امروز روز اوله، مگه نه؟ بله آقا

و شما روز اول دارین تو حیاط جلویی فوتبال بازی می‌کنین؟ بله آقا، توروخدا بذارید بازی کنیم

خیر، فوتبال تو حیاط جلویی ممنوعه! دیگه تکرار نشه

محمود بیگ از کجا فهمید می‌خوایم مسابقه بدیم؟ آدم حلال‌زاده‌ایه. حسش می‌کنه

مگه نمی‌دونی؟ دوباره شروع کرده به درس دادن که فقط حال هابابام رو بگیره

فکر کنم ازت خوشش نیومده. اگه این سبیل رو نژنی، اونم ازت خوشش نمیاد

دم‌دم عزیزم، یه سیگار داری به من بدی؟ مگه اینجا بقالیه؟ برو جای دیگه گدایی کن

تو یکی، ای گاو، کی می‌خوای دست از مفت‌خوری برداری؟

هی، این سبیلو سیگار داره

دمت گرم مشتی

بچه‌ها، سیگار کشیدن تو مدرسه درسته آخه؟ ببین کی داره این حرف رو می‌زنه! سیگارای خودت از جیبت معلومه

چیه، می‌خوای بگی اهل سیگار نیستی؟

ببین، این یه نصیحت هابابامیه. اگه می‌خوای یه باکس هم بکش، ولی نذار محمود بیگ مچت رو بگیره

راست می‌گه. در ضمن، بهتره اون سبیلت رو بزنی

هی! بچه! کجا داری می‌ری؟ با این ریخت و قیافه نمی‌تونی بیای اینجا. اینجا دفتر معلم‌هاست

خب، من معلمم! - معلم؟ چی؟

بیا تو

محمود بیگ! خواهش می‌کنم

هی، تو! جای دیگه‌ای واسه لباس عوض کردن پیدا نکردی؟

با من بودی؟ بله، با خودت

کجا باید بپوشم؟

اینجا دفتر معلم‌هاست، نه خوابگاه! واسه چی اینجایی؟

به همون دلیلی که شما اینجایی

هی، تو! مؤدب باش! گمشو بیرون! واسه چی برم بیرون؟

واسه منم یه قهوه بیار. چشم

اگه خجالت نمی‌کشید، حتماً یه سیگاری هم دود می‌کرد! می‌کشیدم، ولی رفیقام همه‌شو ازم گرفتن

منو از جا بلند نکن، احمق! اگه بلند شی مثلاً چی می‌شه؟

حسابی کتکت می‌زنم! واقعاً این کار رو می‌کنی؟

اگه به بی‌ادبیت ادامه بدی، آره

محمود بیگ! توروخدا عصبی نشید! شما ناراحتی قلبی دارید! ممکنه حالتون بد بشه

چیزی نیست، نگران نباش! برید سر جاهاتون

کره‌خر

ناراحت نشیدا، ولی شما دقیقاً همون چیزی هستید که بچه‌ها می‌گفتن

گفتم برو بیرون! با این سبیل هم حق نداری وارد هیچ کلاسی بشی

هیچ‌کدوم نمی‌تونن به سبیل من دست بزنن! من می‌تونم

تو این مدرسه هیچ‌کدوم از دانش‌آموزهای ما حق ندارن سبیل بذارن

این قوانین واسه دانش‌آموزهاست نه من. تو دیگه کی هستی مرتیکه؟

من دبیر ادبیات هستم

دبیر ادبیات؟ بله، دبیر جدید ادبیات

چرا زودتر نگفتی؟ شما نپرسیدی. اگه جای داد زدن می‌پرسیدی، می‌فهمیدی

بخورش، بخورش! بیاید بخوریمش

دستت رو بکش! دم‌دم

صبح بخیر

خفه شید، باید یه کاری بکنیم! - زود باش! زود باش

بچه‌ها! چی می‌گی سبیلو؟

دارید چیکار می‌کنید؟ داریم نماینده کلاس رو انتخاب می‌کنیم

ولش کنید، الان درس دارید! نترسید

خب بچه‌ها، بیاید بشینیم

بین ما یکی هست که می‌خواد نماینده بشه. آره دم‌دم، درست می‌گی

نه. چرا! قیافت که اینجوری نشون می‌ده

من نمی‌تونم نماینده بشم! چرا؟ اگه زورت زیاده، می‌تونی

باشه، پس انجامش بدیم

مسابقه رو ببین! زود باش، ردیف جلو

حفیظه! بله محمود بیگ

کلاس هابابام الان بیکاره؟ نمی‌دونم ولی اگه زنگ پاشا نوری باشه، حتماً دارن مسخره‌بازی درمیارن

بعید می‌دونم. این صداها شبیه مسخره‌بازی‌های کلاس آقای نوری نیست

هی، تو! تو مایه ننگ کلاس هابابامی

اینجا چه خبره؟ دارن مچ‌اندازی می‌کنن، محمود بیگ

بله، بفرمایید! چیزی لازم دارید؟

اوه، شما اینجایید! فکر کردم زنگ تفریحه. نه، من اینجام محمود بیگ

فکر کردم شما دبیر ادبیاتی. هستم دیگه. اعتراضی دارید؟

بله، خیلی سر و صدا می‌آد. اتفاقاتی که تو این کلاس می‌افته به شما ربطی نداره

اگه سر و صدا باشه، به من ربط داره. وقتی من تو این کلاسم، مسئولیتش با منه

و انضباط مدرسه هم با منه. حتماً، ولی من دوست ندارم وسط درس پارازیت بیاد

حالا لطفاً منو با شاگردهام تنها بذارید

باشه

برید سر جاهاتون بچه‌ها! چشم آقا

باورنکردنیه! اون واقعاً معلمه! اونم دبیر ادبیات

این دیگه یه معلم واقعیه

ما رو ببخشید آقا! نفهمیدیم! نمی‌دونستیم شما معلمید

مهم نیست. یه معلم باید با دانش‌آموزاش صمیمی باشه

بله آقا! کاملاً درسته

اونا باید با هم رفیق باشن

بیاید با هم رفیق باشیم آقا! بیاید! ما اینجاییم

گوش کنید! اشتباه از معلمه‌هاست نه دانش‌آموزها

قطعاً. من دیگه طاقت ندارم، منو بگیرید

چرا؟ - می‌خوام برم ببوسمش! اجازه هست ببوسمتون؟

من رفیق شما می‌شم. و تا آخرش هم پاش می‌ایستم

توروخدا آقا همیشه همین‌طوری باشید! این معلم نیست که، فرشته‌ست

آره، فرشته‌ست! خدا خیرت بده! کاش محمود بیگ هم مثل شما بود

فکر کنم با محمود بیگ خیلی نمی‌سازید؟ اون تنها دشمن ماست

خیلی بد باهامون رفتار می‌کنه. واقعاً؟

خیلی خیلی بد! ما رو کتک می‌زنه

کتکتون می‌زنه؟

بله، خیلی بد! باید خودتون ببینید

تمام روز ما رو می‌زنه! بهمون غذا نمی‌ده

آب هم بهمون نمی‌ده! جریمه‌های خیلی سختی برامون می‌بره! دیگه چی؟

باورنکردنیه! هنوزم همچین معلم‌هایی پیدا می‌شن! بچه‌ها، می‌خوام یه چیزی بهتون بگم

منم از این محمود بیگ خوشم نیومد! منم همین‌طور

حالا برگردیم سر درسمون

بیاید اینجا، زود باشید! بشینید سر جاهاتون

محمود بیگ! بله آقای مدیر

لطفاً این دانش‌آموزهای جدید رو ثبت‌نام کنید! بله؟ متوجه نشدم؟

مگه نفهمیدی؟ گفتم ثبت‌نام. ولی اینا که دخترن

فرقی نمی‌کنه! تصمیم گرفتم امسال تو مدرسه‌م دختر هم بپذیرم. - باشه، ولی چطور؟

مجبوریم محمود بیگ! مجبور! وگرنه باید درِ این دکون رو تخته کنیم. ما پول لازم داریم

هر دانش‌آموز یعنی پول. خودت که می‌دونی کلی بدهی بالا آوردیم

اگه پول بیاره، من حتی بابام رو هم به عنوان دانش‌آموز قبول می‌کنم. فعلاً چهار تا دانش‌آموزن، همه‌شون هم

واسه کلاس آخر ادبیات هستن. غیرممکنه! می‌خوان با دانش‌آموزهای من باشن؟

دانش‌آموزهای تو؟ منظورم 'هابابام' هست

بله، همین‌طوره. مطمئنم که دخترا با رفتارشون به این پسرهای تنبل ما کمک می‌کنن

لطفاً ثبت‌نامشون کن و بفرستشون کلاسشون! باشه، انجامش می‌دم

حالا آخرین شاهکار تکنولوژی رو می‌بینید! بادکنک‌های گاوی

امیدواریم واسه مملکت مفید باشن

شعبان با دیدنشون دیوونه می‌شه

ساکت! داره می‌آد

اوه، بادکنک! چه خوشگلن

ببین شعبان، واسه تو خریدیم! خیلی ممنون

این چیه؟ تو به ما بگو

من... مااااع

تو، تپلی! تو این گاوها رو کشیدی؟ مرتیکه چاقِ بی‌ریخت

چرا منو می‌زنی، گاو؟ دم‌دم این کار رو کرد! دروغه شعبان

دم‌دمِ فلان‌فلان‌شده! بهت نشون می‌دم! کره‌خر

آروم باش گاو عزیزم، آروم باش! ولم کنید! می‌خوام بکشمش

چه خبره؟ بشینید سر جاهاتون! زود باشید

امسال مدیرمون دخترها رو تو مدرسه پذیرفته و متأسفانه همه‌شون سال آخر ادبیات هستن

در این صورت اونا باید تو این کلاس درس بخونن. حالا خوب به من گوش کنید

شما می‌خواید با این دانش‌آموزهای جدید رابطه خوبی داشته باشید. ولی تو این رابطه‌ها زیاده‌روی نکنید

نمی‌دونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه. همیشه چشمم بهتونه

حالا، دو ردیف برید عقب! شعبان! شعبان! نخواب

شما هم برید این طرف

حالا خودتون رو به همدیگه معرفی کنید

خدایا، این یه خوابه؟ بهم بگو واقعیت داره؟

چشمام باور نمی‌کنن! دارم می‌میرم

تپلی، یه جوری می‌شم. من که از قبل یه جوری شدم

سلام! می‌خوام خودم رو معرفی کنم. اسم من عایشه‌ست. اسم منم فیلیزه

من سوتاپ هستم! اسم منم سوداست

بیاید خودمون رو معرفی کنیم! باشه، حتماً

اسم من اسماعیله! صبر کن، اول من خودم رو معرفی می‌کنم

ولم کن! شعبان

من نماینده کلاسم. برو اون‌ور! من اول اسمم رو می‌گم

گفتم برو اون‌ور

تو حسودی! من؟

آره تو! اگه یه بار دیگه بگی حسودم، می‌کشمت

بچه‌ها، نکنید! چی می‌گی عینکی! بیا دیگه

برو اون‌ور وگرنه برات بد می‌شه! هل نده

چرا می‌زنی؟ همین‌جا نفلت می‌کنم

دم‌دمِ احمق! برو اون‌ور

اینا دیوونه شدن

آاااخ! تمومش کنید

آخ! سرم! کدومتون عینکم رو شکوند؟

هی تو، حواست کجاست! درد گرفت

دم‌دم، این چه طرز زدنه؟ چشمم رو ببین! چکار کنم خب؟ تو هم گوشم رو گاز گرفتی

آخ، بگید ببینم کی زد به کمرم؟ من زدم! مثلاً می‌خوای چه غلطی بکنی؟

اگه جرات داری یه بار دیگه بزن! مجبورم نکن! آخ کمرم

بسه دیگه! شورش رو درآوردید! واسه چهار تا دختر به جون هم افتادید

اونا هم همچین مالی نیستن! خجالت بکشید! اون جذبه کلاس هابابامتون چی شد؟

کلاس هابابام... من فکر می‌کردم واسه خودش چیزیه

عینِ بچه‌کوچولوها می‌مونن! همه‌شون احمقن! دو تا ترفند زدم، دیوونه شدن

اون چاقه رو دیدی؟ داشت خودش رو می‌چپوند تو دهنم! امسال حسابی قراره خوش بگذره

حسابی این پسرهای احمق رو دست می‌اندازیم

دخترا، من مدرسه‌های زیادی رفتم ولی تا حالا این همه پسرِ خنگ رو یه جا ندیده بودم

منم همین‌طور

ما رو ببین! داریم همدیگه رو می‌کشیم. راست می‌گی! دعوا اصلاً به هابابام نمیاد

آره! رفتارمون زشت بود! اونم فقط به خاطر کارهای احمقانه خودمون

درسته! - می‌تونیم این موضوع رو به روش هابابامی حل کنیم

چطوری؟ - خیلی راحت. چند تا دختر اونجاست؟

بذار بشمرم... یک، دو، سه... چهار تا! هابابام چند نفره؟

بذار بشمرم... یک، دو، سه... اگه اون گاوه رو هم حساب کنیم، بیست و هشت نفریم

کره‌خر! می‌زنم لِهت می‌کنم

این یعنی واسه هر دختر، هفت تا پسر می‌رسه. حالا کدوم هفت نفر واسه کدوم دختر؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left