As primeras 194 linias.
داستان امروز در مورد خانواده ي ثروتمنديه ...که همه چيزش رو از دست داده
و تنها پسري که چاره اي جز .دور هم نگه داشتن خانواده نداره
مترجم کاوه
.اين انحصار سازندگيه
مايکل براي اولين بار در سالهاي اخير .تختش رو تقسيم کرد
.متأسفانه، اين تقسيم با برادر کوچکترش باستر بود
.باستر .باستر
.هِي - هِي !واسا، واسا. باستر
.سلام، داداشي
.فکر نميکنم خوابيدن ما با هم فکر خوبي باشه
.تو يه مرد بالغ هستي .بايد با مادرت زندگي کني
.آره، دلم براي مامان تنگ شده - .ميتونم بهش بگم -
سلام، صبح بخير. داري چيکار ميکني؟ - .اين مقاله در مورد اصول اخلاقيه -
...بايد 200 کلمه در مورد اخلاقيات در جنگ
منحصر به حملاتي که هيچوقت .مورد قضاوت قرار نگرفتن
،دقيقاً. اون منحصر به فرده، ميدوني ...قبل از چيزهاي ديگه اتفاق ميفته. پس
اگه بتوني حمله رو پيش بيني کني ...و بخواي سرکوبش کني
نميدونم چرا اين رو تايپ نميکني؟ .اين همش خوبه
مطمئن نيستم معلم اخلاقياتم .دوست داشته باشه من مقالم رو از جاي ديگه بردارم
.خب، تو الان امتحان اخلاقيات من رو قبول شدي
درحقيقت، جورج مايکل ...عاشق معلم اخلاقياتش شده بود
.زني به نام بِث بِرلي
...حتي جرائم کوچيک قابل مجازات
.با قطع کردن دست مجرم هست
.حلقه نداره
.نميتونم تا شب اوليا و مربيان براي ديدنش صبر کنم - ...اوه آره. بابا، هِي، بابا -
سعي کن همه چيزي که - در مورد من ميگه يادت بمونه، خب؟ .باشه -
.مايکل
.احتياج دارم براي پسرم کاري بکني -
کاملاً موافقم مامان. باستر ...مياد خونه، ما تشک ها رو جدا ميکنيم
.اين هيچوقت اتفاق نيفتاده - .باستر رو نميگم. اين رو بخون -
تو و بابا يه بچه به فرزندي گرفته بودين؟
.اس اي سي ميدونست که داريم خلاف ميکنيم
بابات فکر کرد اين ميتونه .به ما جلوه خيرخواهانه بده
.اون مي بايست امضاء من رو جعل کرده باشه
*يک سال قبل* ...خب، شايد من يه بچه -
!که پنير دلمه ايش رو تموم کنه بگيرم
.تو بايد من رو از شر اين خلاص کني
،من به خدمات اجتماعي زنگ ميزنم .اما تو بايد باستر رو برگردوني خونه
.باشه - .عاليه -
.اما از اون هم مراقبت نميکنم
.من ديگه شيره مادري مهربان رو در خودم ندارم
آره، اون غده ي شيري الان براي مدتيه که خشک شده، نشده؟
تا حدي؟
.الو - .مايکل -
.يه تعداد دختر اينجا دارم
...يه تعداد دختر بامزه
.فکر کردم بهت خبر بدم - .اوه، نميدونم، جوب -
.بيخيال مايکل .خب ما يه اختلاف کوچيکي داشتيم
...اخيراً، جوب فهميده بود که مايکل
.علاقه مند به دوست دختر قبليش مارتاست
.دارم اينجا يه شاخه زيتون بهت پيشنهاد ميکنم
،آره، آره. نه. ميدونم ...و قدرداني ميکنم. اون فقط
گذشته از اين، آخرين باري که با کسي خوابيدي، کِي بود؟
.باستر - کِي و کجا؟ -
در اين اثناء، ليندزي داشت به جورج مايکل .در انجام تکاليفش کمک ميکرد
.اوه، بجنب، يه کاري بکن. اين فقط يه مقاله احمقانست - .نه، نميونم -
.نميخوام خانم بِرلي رو نا اميد کنم .اون خوبه، ميدوني
...اون بامزست - و زيبا؟ -
.خب، نميدونم چرا دارم اينو بهت ميگم
فکر کنم يه چيزايي هست .که واقعاً نميتوني به پدرت بگي
آه. بنظر مياد تو .بيشتر از اينکه فقط معلمته دوستش داري
ليندزي گمان کرد که ...جورج مايکل ميخواد باباش رو سروسامان بده
.همچنين بتونه جاي خالي مادرش رو پر کنه
.هيچ چيز اشتباهي تو اين وجود نداره
هرچند، بايد بگم يه خرده .از اينکه من رو مطلع نکردي ناراحت شدم
.تو عمه من هستي - .اهميتي نداره -
.عمه ها ميتونن اون نقش رو اجرا کنن .معلم ها ميتونن اون نقش رو اجرا کنن
و يه روز، تو يه زن شايسته .براي اجرا کردن اون نقش رو پيدا ميکني
،اما تا اون موقع .من درست اونور سالن هستم
ليندزي هيچوقت سربلند از چيزهايي .که تو کل زندگيش گفته بود نبود
- Yikes. .در اين اثناء، جوب منتظر بود تا مايکل بياد -
.اوه، اينم از اين. مايکل - .بله -
.اين شَنونه، دختري که درموردش بهت گفتم
.بله .دختر، درواقع... يه دختر جوون
.اون يه دختر خيلي خيلي جوونه - .آره، خب، 18 سالشه -
...خب، اين مثل ...اوه، و اين
...قرار تو، ناژ - .گاليا -
!سلام، خداي من - ...خب، شَنون بدون اسکورت بيرون نميره -
.واقعاً - .و خب اون قرارِ تو هست -
اين مشخص بود که جوب ابداً .يه شاخه زيتون رو پيشنهاد نميده
و، در حقيقت، هنوز .خشم از دست دادن مارتا تو دلش بود
.اوه... "ناگارما" تو سبيل داري - !هِي -
.منظورم اينه که، شير روي سبيلت هست - .اوه -
.منظورم اينه که، شير روي سبيلت هست - .آره -
اين قابل ستايشه. تو شبيه .يکي از اون مدل هاي "شير دار" هستي
اما جوب علايق عشقي مايکل رو ...درست درک نکرده بود
.و احساس کرد که بايد دخالت کنه
،چون، ميدوني .اين ماوراءِ ستايشه... و عجيب و غريبه
.فهميدم خيلي جذاب هستين - واقعاً؟ -
و جورج پدر .نزديک بود که يه ملاقات کننده ناخواسته داشته باشه
آقاي بلوث؟ .من سيندي لايت بِلون هستم
،من همه درس هاي شما رو خوندم .و همه نوارها رو خريدم
.و اونا رو بارها و بارها تماشا کردم
جورج پدر اخيراً تعدادي از .نوارهاي کمک بخود رو در معرض فروش گذاشته بود
.جار زدن جديدترين اکتشاف معنوي اون بود
من همچنين 4 پوند بخاطر موز بلوث .که در بوفه زندان هست وزن کم کردم
.اومدم تا در محضر خودت چيزي ياد بگيرم
.مکان خوبيه براي شروع کردن
،و مايکل، فارغ از قرار دو نفره .ليندزي رو در شب اولياء و مربيان ميبينه
...سلام، ليندز، من فقط اينطوري تصور ميکنم
يا نقشه کفِ اين اتاق تجاوز جنسي مثل آشپزخونه ماست؟
،هنوز خانم بِرلي رو نديدي .معلم اخلاقيات؟ چون من الان ديدمش
.نه، نه هنوز .ببين، اينا کابينتهاي ما هستن
آره. خب، فکر ميکنم .اون براي تو عاليه
براي من؟ واقعاً؟
مرسي، اما نه. همين امروز ...با يه همجنس باز قرار داشتم
و فکر نميکنم .شماها تيپ من رو بشناسين
.هِي، ببين. اين از طرف من نيست .از طرف جورج مايکله
.اون بهم گفت .فکر کنم يه مادر ميخواد
.خب، اين خنده داره .اون تو رو داره. اون مادر ما رو داره
فکر ميکني اين .اون رو به چيزهاي ديگه منحرف ميکنه
بعلاوه، من عجله نميکنم و با کسي که .فقط چون تو فکر ميکني پسرم دوستش داره ازدواج نميکنم
،خوش آمديد. من خانم بِرلي هستم .معلم اخلاقيات
هدف من اينه که به فرزندهاتون ...درباره ارزشهاي زندگي درس بدم
که ميتونه بوسيله .کشيدن بي فکرانه ماشه اسلحه از بين بره
.حلقه نداره
و خب مايکل شانسش رو .براي شناختن معلم اخلاقيات پسرش امتحان کرد
.اخلاقيات... درستي و نادرستي
چطور ميتونه يه چيز درست و چيز ديگه غلط باشه؟
منظورم اينه که، کدوم کدومه، ميدوني؟
.اِش هست "Rrrr"فکر کنم اين
.ميدوني، خيلي نااميد کنندست
نميدونم. منظورم اينه که، اونا فقط .بعد از اينکه آقاي دَنيِلز سکته کرد اين کلاس رو به من دادن
.آقاي دَنيِلز معلّمم بود حالش چطوره؟
.اوه، اون، ميدوني، سکته کرد - .اوه -
.فکر کردم داري شوخي ميکني - .نه، من فقط بخاطر اينکه شما خنديدين خنديدم -
.درسته. نه. آره. خدايا. همم - .آره -
- "Rrrr!" - "Rrrr!"
.اما، ميدوني، من واقعاً ضد جنگ و ضد خشونت هستم - - Uh-huh.
.و فکر کنم يه آدم وابسته به اخلاق هستم - .بله -
.اينم يه سوال اخلاقي
والدين ميتونن يه معلم رو ...براي نوشيدني به بيرون ببرن؟ يا
.نميدونم اِه، همسر دارين؟
.آره. اما مرده - .اوه -
اصلاً ازدواج کردين؟
.آره، اون مرد
.اوه خدايا، چرا ما خنديديم؟
...نميدونم ...خب، مثل قضيه سکته آقاي دَنيِلز
.همش تکرار شد
.بريم اون نوشيدني رو بزنيم به رگ - .آره، اون فقط ميتونه کمک کنه -
- Rrrr! - Rrr!
.جورج پدر با تحسين کننده خودش سروکار داشت
.اوه، من الانشم خيلي از گناهام رو بهت گفتم
.شايد تو بتوني چندتا از گناهانت رو بهم بگي
.اِه، خب، دلالتهاي قانوني براي اون وجود داره
.اما، اِه، برگرديم به گناهان تو ...اِه، اوني که درمورد، اِه
...دوش گرفتن خانم ها
.در خوابگاه دانشگاهتون بود
...و مايکل به راهش ادامه داد تا ببينه که قرار دومش
.با خانم بِرلي چي ميشه
،مايکل، کُره اي کوچيکه اينجاست .و نميدونم باهاش چيکار کنم
.اقلاً فکر کنم پسره
بايد لختشون کني .که تقريباً حتي قبلش هيچي نميتوني بگي
.آره، مامان ...الان با خدمات اجتماعي صحبت کردم
...و گرچه اونا دوست ندارن اينکار رو بکنن
اگه بتوني ثابت کني که ...براي يه بچه اونجا محيط نامناسبيه
و پيشنهاد ميکنم چيزي رو ...که قبلاً بهم گفتي رو بگي، بدون عوض کردن يه کلمه
.اونا پسش ميگيرن - .ها، ها، ها. اِه، زياد از حد راحت نباش -
!کفشت رو بپوش، آقا! کفشت رو بپوش
.اون غيرقابل کنترله
.گوشي دستت باشه
.من برگشتم
اون کيه؟
،"اون "آني يانگه .کسي که من و پدرت به فرزندي قبول کرده بوديم
چي، من براي چند روز رفتم و تو يه پسر جديد پيدا کردي؟
لوسيل ميتونست ببينه که .پسرش مضطربه، حتي حسوده
.و اون ميدونست چشم پوشي کردن چه حسي داره
.آره. "آني يانگ" الان برادرته *سلام*
.آره، آني يانگ ببخشيد. اوه، مايکل؟
.منتفي شد
.اون رو نگه ميدارم
.ببين، بعداً بهت زنگ ميزنم - .ماشين خشکليه -
داشتي شام رزرو ميکردي؟
.نه، نه ...اون مامانم بود. اون فقط
.يه کره اي کوچولو رو دستش مونده بود - .اوه، بنظر جالب مياد. بريم بدستش بياريم
.سلام - ...و بعد از قرارشون -
.مايکل قدمي که در سالهاي اخيربرنداشته بود رو برداشت
بسيار خب، فکر ميکني اين ايده ي خوبيه؟
.فکر ميکنم اين ايده عاليه
.چه ايده ي خوبي
اما چطور بي سروصدا بريم داخل بدون اينکه کسي از خواب بيدار بشه؟
.از پله ها استفاده ميکنيم
.اين ممکنه بهترين ايده ي من نباشه
.متأسفم مايکل
،منم متأسفم مايکل .اما بنظر ميرسه که حسابمون پاک شده
.تو چيزي که من دوست داشتم رو گرفتي .منم چيزي که تو دوست داشتي رو گرفتم
.آره ."من...---... "ناشباگرلاژم
گوش کن، ميدونم که تو داري .سعي ميکني درمورد مارتا با من بي حساب بشي
.اما يه خبر بد برات دارم .من يه نفر ديگه رو ميبينم
کي؟ کي؟
فقط خارج از حس کنجکاوي... من .سعي نميکنم باهاش بخوابم
.فراموش کن. فکر کردم اين رو پشت سر گذاشتيم - .پشت سر گذاشتيم -
.عاليه - .وقتي باهاش خوابيدم. چون ميخوام باهاش بخوابم -
No comments yet. Be the first to leave one.