As primeras 200 linias.
سلام دختر کوچولو
یه شیرینی میخوای؟
اوه
چه دختر کوچولوی نازی
اشکال نداره عزیزم
ممنون
بیا دیگه، آلیس
باید برت گردونیم به اتاقت
چرا بهم گفت دختر؟
طوری نیست. اون پیره
احتمالاً قاطی کرده
اما من دختر نیستم
میدونم نیستی
کدو تنبل هم نیستی ولی من باز بهت میگم
انجامش دادی؟
آره
همه چی درست میشه
میدونم. میدونم
الآن میتونم بابابزرگ رو ببینم؟
آره. آره رفیق
اه، چرا... چرا نمیری تو؟
بابانوئل، تو با ما میای
نه، الآن نمیتونید ببریدش
خیلی به کریسمس نزدیکه
ساکت شو
اما
نمیخوایم بهت آسیب بزنیم بابانوئل
پس آروم باهامون بیا
چرا؟
چرا باید اون کار رو با دستیارم میکردی؟
بیخطره
یه مدت دیگه اثرش میپره
بابابزرگ؟
خب، چرا همون اول نگفتی؟
مرد ۱: حالا با ما میای
توی مریخ بهت نیاز داریم
بابابزرگ؟
مطمئنی اینجا مریخه؟
اوه
تا حالا آدم به این تنبلی ندیده بودم
مثل مجسمه یه جا ایستادن
بابابزرگ؟
خب؟
زمینیها، بیلی و بتی
بیلی
بیا اینجا پسر کوچولو
چقدر بزرگ شدی
یه نفر دیگه هم هست
چی میخوردی؟
سنگ؟
نه، همبرگر
روی همبرگرت خیارشور دوست داری؟
عاشق خیارشور روی همبرگرم
خیارشور و... و کلمشور
اه
خوش اومدی، بابانوئل
امیدواریم بچههای مریخ رو خیلی خوشحال کنی
سعیم رو میکنم، خانم محترم
سعیم رو میکنم
پسر خوبی بودی؟
خوبه
پسرهای خوب جایزههای خوب میگیرن
چه بلایی سر پسرهایی که خوب نیستن میاد؟
پسرهای شیطون تنبیه میشن
بابانوئل همیشه داره تماشا میکنه
بابانوئل میگه باید چاق بشم
بیلی، آب
حالا من بابانوئلم
آب
هو، هو، هو
کریسمس همگی مبارک
آخه، من از کجا باید میدونستم
که قراره اینطوری بشه؟
چند تا خورده بود؟
دو تا، سه تا، من
دو تا بود یا سه تا؟
یادم نیست، باشه؟
حتماً بدنش واکنش بدی نشون داده
به اون داروهای دیگهای که میخورد. لعنتی
ولی همه چی رو امضا کرد، نه؟
آره
بابابزرگ حالش خوب میشه؟
نه رفیق. بابابزرگ مرده
جفری
چیه، میخوای بهش دروغ بگم؟
آره، یکم ملاحظه کنی بد نیست
پس بابابزرگ تو بهشته؟
اوه. آره عزیزم، اونجاست
زود باش، منتظر چی هستیم؟
لعنتیِ عوضی
همین الآن بهمون زد؟
آره
عالی شد
انگار این شب دیگه از این بدتر نمیشد
کریسمس مبارک، خانواده چپمن
دنبال مدارک بیمه میگردم
عالیه، آره
هی، رفیق
ببین، نمیدونم چی شد
ولی معلومه که تو زدی به
جفری
بیلی، بخواب رو زمین
برو بخواب، بیلی
بابانوئل تو با ما میای
نه، الآن نمیتونید ببریدش
خیلی به کریسمس نزدیکه
ساکت شو
اما
نمیخوایم بهت آسیب بزنیم
بابانوئل، پس آروم باهامون بیا
بدو پسر
کاری که باید رو انجام بده و بعد از اینجا بریم
این اتاق ما نیست
یو، هارولد، اونجایی؟
من... میرم با مدیر حرف بزنم
ببینم اتاق داره یا نه
دوباره همون حس اومد سراغم
بیلی، بخواب رو زمین
هی
یه قهوه میچسبه
آره
آره، منم همینطور
مطمئنی نمیخوای
یه گشتی بزنی؟
نه
شهرهای کوچیک کلی راز دارن
صبح بخیر. قهوه؟
اه، آره. بله، لطفاً
اوم، ما کجاییم؟
تاندربرد
نه، نه، نه. اه... چه شهری؟
هکت
هکت؟
خوشم میاد از اسمش
تنهات میذارم
شاید حق با تو باشه
کسی رو نمیبینم
هی، دانا
سفارش همیشگیم
ممنون
بعداً میبینمت
این؟
هوم
من که چیزی نمیبینم
چیزی دیدی که خوشت بیاد؟
اوه
یه نصیحت، حواست به اون باشه
ظاهرش شیرینه ولی باطنش تنده، اگه منظورم رو بفهمی
اسم اون... اسمش چیه؟
پمی. پاملا
من بهش میگم «پمی»
متنفره از این اسم
حق با توئه، باید بریم
خفه شو
ببخشید، با شما نبودم، نه
ببخشید
فکرشم نکن
تصمیمش با تو نیست
میدونی که آخرش هیچوقت خوب تموم نمیشه
این یعنی چی؟
خودت خوب میدونی یعنی چی
او، لعنتی
من دیگه این کار رو نمیکنم
خوبه
خودم تنهایی انجامش میدم
دنبال چیزی میگردی؟
اه، بله
یعنی، نه
دارم گشتی میزنم
تو همون یارو توی رستورانی که داشتی به باسنم زل میزدی
نه. انصافاً داشتم به دستهات نگاه میکردم
این که عجیبتره
من فقط
فقط دنبال یه کادو میگردم
برای کی؟
برای بابام
تکشاخ کریستالی و گوشواره
فوقالعادهست
ببخشید
لعنتی
گند زدم
به نفعته
گند زدم
پس تازه اومدی به شهر
قصد داری یه مدتی توی هکت بمونی؟
آره، آره، یه مدت کوتاه، آره
امیدوارم نه خیلی طولانی
و گفتی که توی انبار تجربه داری؟
آره، بله، اه، دو تا
دو تا خواربارفروشی مختلف بوده قاعدتاً
اوه، اه
لعنت بهش، اصلاً نمیدونم چرا خودم رو درگیر این چیزا میکنم
تحمل کاغذبازی رو ندارم
ببین، به نظر پسر خوبی میای
روی صورتت تتو یا چیزی نداری
و از همه مهمتر، به نظر میاد که کار رو میخوای
آره
الآن فقط من و دخترم اینجاییم
و تعطیلات هم دهن آدم رو سرویس میکنه
ببخشید بددهنی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.