The Good Traitor

The Good Traitor (Vores mand i Amerika)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

The Good Traitor 2020 danish bdrip x264-rcdivx-HI
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian vores mand i amerika 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-21
Descargas: 10
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 198 linias.

شب خوش، خانم کافمن

هیس... من اینجام

هیس

هیس

زیگ هایل! زیگ هایل

سفارت دانمارک، واشینگتن دی.سی

و این غریبه‌ی خوش‌تیپ کیه؟

و این زنِ شیک‌پوش کیه؟

صبح بخیر

بچه‌ها

بیاید برای ملاقات با پرزیدنت روزولت آماده بشیم

جناب سفیر، بفرمایید

کاخ سفید، واشینگتن دی.سی

سفیر، هنریک کافمن و خانواده

آقای رئیس‌جمهور

استوارنامه‌ی من. ممنونم

و آقای رئیس‌جمهور، اجازه بدید سلام و پیامِ شخصیِ

اعلی‌حضرت پادشاه کریستیان دهمِ دانمارک رو ابلاغ کنم

پادشاه از من خواستن تا آرزوی قلبی‌شون رو به شما برسونم

برای دوستیِ ناگسستنیِ بین ایالات متحده‌ی آمریکا و دانمارک

اعلی‌حضرت همچنین بهترین آرزوها رو برای شما، جناب، و خانواده‌تون دارن

باعث افتخارِ منه که پذیرای شما و خانواده‌تون باشم

و شارلوت هم که اینجاست. اوه، هو، هو. بیا اینجا

خب، باید ده سالی شده باشه از آخرین باری که دیدمت، نه؟

خیلی وقته. این‌ها هم دخترا هستن

نگاه کن به این دخترهای دوست‌داشتنی... اوه، ممنونم، بانوان جوانِ زیبا

می‌دونی، هر بار که پدرت رو می‌بینم، درباره‌ی این‌ها حرف می‌زنه

شما پدربزرگ رو می‌شناسید؟

اوم-هوم. دریابد از دوستای قدیمیِ منه

حالا دیگه وقتِ مارتینیه

خیلی خوشحالم که بالاخره به واشینگتن برگشتید

ده ساله که رؤیای این لحظه رو داریم، از زمانِ پکن تا حالا

فقط هم به خاطرِ خانواده نیست

آمریکا خیلی وقت بود که توی لیستِ آرزوهام بود

مخصوصاً حالا با وضعیتِ سیاسیِ فعلی که در اروپا در جریانه

اوه، راستی، هفته‌ی پیش خواهرت رو دیدم

دو سالی می‌شه که "زیلا" رو ندیدم

ممنونم. خب، جناب سفیر

به سلامتیِ همسرهای فوق‌العاده‌مون

به سلامتی

اوه، برای بچه‌ها هم لیموناد هست

با من بیاید، دخترا

بفرما، لیسا

دورانِ تاریکی در اروپا در جریانه

هیتلر پشتِ مرزهای لهستانه؛ دانمارک ممکنه هدفِ بعدی باشه

نگرانی اینجاست که اگه آلمانی‌ها از مرزهامون رد بشن

اگه این اتفاق بیفته، موضعِ آمریکایی‌ها چی خواهد بود؟

دانمارک از صمیمانه‌ترین همدردیِ ما برخوردار خواهد بود

یعنی پاسدارِ آزادی قراره منفعلانه تماشا کنه

که هیتلر به یه کشورِ همسایه‌ی کوچک و بی‌گناه حمله کنه؟

ما اعتراض می‌کنیم. شدیداً

خیلی کنجکاوم که نظرِ شخصیِ شما رو درباره‌ی موضعِ بی‌طرفیِ دانمارک بدونم

به نظرتون استراتژیِ عاقلانه‌ایه؟

سؤالِ خیلی خوبیه

اما این از اون دست سؤالاتیه که در شورای امنیتم دربارش بحث می‌کنم

محضِ رضای خدا، موضوع چیه؟ فرانکلین ازت خوشش اومد

بله، همون‌جوری که یه پدر از همراهِ دخترش در مجلسِ رقص خوشش می‌آد

اگه نادیده‌اش بگیرم، شاید دخترم باهاش نخوابه

اوه هنریک، داری بددهنی می‌کنی

می‌دونی که جنگ می‌شه. وقتی آلمانی‌ها حمله کنن، آمریکایی‌ها هیچ کاری نمی‌کنن

اما اگه قرار باشه کسی اون‌ها رو وادار به کاری کنه، اون تویی

اگه روزولت من رو یه ماهیِ کوچیک فرض کنه، نمی‌تونم به چیزی که می‌خوام برسم

خب، در این مورد حق با توئه

منظورت چیه که حق با منه؟

تو یه ماهیِ کوچیکِ رنگارنگی

نه یه ماهیِ هرینگِ خاکستریِ خسته‌کننده که توی گله شنا می‌کنه

منظورت دلقک‌ماهیه؟

بله. اما از نوعِ پرزرق‌وبرقش

بهم اعتماد کن. من فرانکلین رو خیلی وقته که می‌شناسم

دخترا، معرکه بودید؛ همه بهتون افتخار می‌کردن

اون فقط با استخدامِ پرسنلِ نظامیِ بیشتر

نرخِ بیکاری رو پایین آورده

نرخ بیکاری در کمترین حدِ سال‌های اخیره‌. چون همه‌شون توی ارتش هستن

بیکاری در آلمان در پایین‌ترین سطحِ تاریخشه

بزرگراه‌ها تنها نکته‌ی مثبت هستن

اگه آلمانی‌ها بیان، دانمارک رو با خاک یکسان می‌کنن. تنها کاری که از دستمون برمی‌آد بی‌طرف موندنه

می‌خوای مبارزه رو به بقیه بسپاری؟

اگه همه مثلِ تو فکر کنن، هیتلر برنده‌ی جنگ می‌شه

به این سادگی نیست. سیاستِ بی‌طرفیِ دانمارک مسئله‌ی حساسیه

نه، این یه فضاحته! باعث می‌شه آدم‌هایی مثلِ تو از موضع‌گیری خودداری کنن

ملاحظاتِ زیادی وجود داره. ما نمی‌تونیم دوستی‌مون با آلمان رو به خطر بندازیم

چرا فقط عقب نمی‌شینیم تا هیتلر کلِ اروپا رو تصرف کنه؟

تو به همون اسناد و وصیت‌نامه‌هات برس و سیاستِ بین‌الملل رو به ما بسپار

خب

چت شده؟

اوضاع داره خیلی متشنج می‌شه

چه بدخلق

بلکینبرگ، در اولین فرصت یه قرارِ ملاقات باهاش ترتیب بده

بسیار خب

خانم سفیر. اوه! زیلا! زیلا، زیلا، زیلا

اومدی

و دخترا، پاپین، بذار ببینمتون

چقدر بزرگ شدی

دخترا، چرا پاپین رو نمی‌برید تا اتاق‌خوابتون رو ببینه؟

حالا بذار خودت رو ببینم. خدای من، جوون‌تر شدی

می‌شه از هر چی که مصرف می‌کنی، یه ذره هم به من بدی؟

اوه... و رابطه‌ی جنسیِ منظم

زیلا، خیلی خوبه که می‌بینمت

شارلوت، یه چیزی برات دارم

می‌دونی که چقدر عاشقِ آبِ زغال‌اخته‌ام

و تو هم می‌دونی که من چقدر عاشقِ "کازموپولیتن" هستم

هنریک، بیا و با زیلا سلام‌وعلیک کن

ببین، برامون آبِ زغال‌اخته آورده

می‌رم تا برامون کازموپولیتن درست کنم

از دیدنِ دوباره‌ات خیلی خوشحالم، زیلا

من هم از دیدنت خوشحالم، هنریک

خونه‌ی دل‌نشینی داری

عاشقِ این باغم. شارلوت می‌گفت کوچیکه، اما به نظرِ من که عالیه

زیبا شدی

بله. وکیل، پاول بنگ-ینسن اینجاست

راهنمایی‌شون کنید داخل

ممنونم، آمو

خوشحالم که تونستی بیای. فکر کنم می‌دونم چرا اینجام

این‌طوره؟ لابد به خاطرِ اون روز یه عذرخواهی می‌خوای

عذرخواهی اصلاً برام اهمیتی نداره. خوبه. چون من هم قصدی برای عذرخواهی نداشتم

عالی شد. این تکلیفِ همه‌ی موقعیت‌های فرضی رو روشن می‌کنه

نوشیدنی؟ نه ممنون

تو من رو یادِ جوونی‌های خودم می‌ندازی

باورش برام خیلی سخته. اوه، بله. پر از انرژی

و پر از خشم. چرا این‌قدر خشگمشگینی؟

بشریت در آستانه‌ی یک خودکشیِ دسته‌جمعیه

ابعادِ این شرارت غیرقابلِ‌درکه

و دانمارکی‌ها هم مثلِ همیشه فکر می‌کنن می‌تونن پشتِ بی‌طرفی‌شون قایم بشن

آفرین، دقیقاً

پیشنهادت چیه؟ طرفِ خودت رو انتخاب کن! مقاومت کن

دارم برمی‌گردم تا به ارتش ملحق بشم

اوه؟ که تیر بخوری؟ من هیچ آینده‌ای توی این کار نمی‌بینم

بشین. اونجا مثلِ مرغِ پرکنده نباش

فکر می‌کنم دیپلماتِ خوبی بشی. اوه

نه. من کارهای بهتری برای انجام دادن دارم تا اینکه برم به مهمونی‌های توی باغ و شامپاین بخورم

می‌دونی موقعِ جنگ چه بلایی سرِ دیپلماسی می‌آد؟

بی‌مصرف می‌شه

به هیچ وجه، اما ماهیتش تغییر می‌کنه

نقشِ دیپلمات انعطاف‌پذیرتر می‌شه، که همین موضوع امکانِ کنشگری رو فراهم می‌کنه

اگه آلمان به دانمارک حمله کنه... "وقتی" آلمان به دانمارک حمله کنه

بله، وقتی آلمان به دانمارک حمله کنه، پادشاه و دولت فرار می‌کنن

و نبرد عمدتاً از همین‌جا هدایت می‌شه

از طریقِ یک دولتِ... در تبعید

شاید. به همراهِ بقیه‌ی سفارت‌خونه‌ها

واقعاً فکر کردی من فقط برای شامپاین خوردن دیپلمات شدم؟

خب، نمی‌دونم. به نظر می‌آد توی این کار مهارت داری

دنیا حالا کاملاً در بازه. قبول دارم که اوضاع تیره و تاره

اما این موقعیتی برای تغییر دادنِ وضعیت هم هست

در آینده، باید دیدگاهِ بین‌المللی‌تری داشته باشیم. به آمریکا نگاه کن

وقتی جنگ شروع بشه، که حتماً می‌شه، من به کسی مثلِ تو نیاز دارم

پاپین بود که اصرار داشت من اون زبون‌بسته رو بخرم

و همون مسابقه‌ی دوم، تصادف می‌کنه و پاش می‌شکنه

فقط یه پشتک زد

و سوارکار، اون پسرِ ریزه‌میزه؟ مثلِ گلوله‌ی توپ پرت شد اون‌طرف

پاپین که البته حسابی داغون شد

اوه، بیچاره سوارکار. نه، بیچاره اسب

بیچاره پاپین. بیچاره من؛ پولِ زبون‌بسته‌ی من بود

اونجا رو، هنریک رو نگاه کن

داره کلِ پول‌های "میسون" رو می‌کشه بالا

ولی توی پروژه‌هاش که پولی از دست نداده، داده؟

اوه خدای من، نه. هنریک رو که می‌شناسی

همیشه بازیِ برد-برده

برعکسِ شوهرِ من که بازیش همیشه باخت-باخته

سهمِ من اون خوشگله شد و سهمِ تو اون خوبه

اون دیر از مجلسِ سنا برمی‌گرده

در حالی که بوی عطرِ غریبه‌ای می‌ده

اوه زیلا. متأسفم

فراموشش کن

یاد گرفتم که حال و هوای خودم رو خودم انتخاب کنم

می‌تونی این کار رو بکنی؟ حال و هوات رو خودت انتخاب کنی؟

می‌خوای یادت بدم؟

حتماً

یه جرعه‌ی کوچیک از نوشیدنیت بخور

حالا یه جرعه‌ی بزرگتر

مجلسِ سنا هم مثلِ بقیه‌ی ایالات متحده سردرگمه

و اگه بخوام کاملاً صادق باشم، خودمم نمی‌دونم موضعم چیه

اگه تمایلی به استفاده از نیروی نظامی نداری، نمی‌تونی به هیتلر فشار بیاری

مامان، کی رو بیشتر دوست داری؟ بابا یا زیلا؟

اوه، هر دو رو. هر دو رو به یه اندازه دوست دارم

و تو، و تیلدا. و پاپین چی؟

اوم-اوم

معلومه که پاپین رو دوست دارم

در واقع، اگه به خاطرِ پاپین نبود، من هیچ‌وقت با پدرتون آشنا نمی‌شدم

اگه به چین نرفته بودم

هیچ‌وقت اون رو نمی‌دیدم و شما دو تا هم الان وجود نداشتید

احتمالاً در هر صورت اون رو به خونه پیشِ تو می‌کشوندیم

درسته، تو قبلاً تصمیمت رو گرفته بودی که ما با هم ازدواج کنیم

تو هم قطعاً مخالفتی نکردی

اوه، فکر کنم حق با اون‌هاست

بیشتر از چین برامون بگو

اوه، یالا دخترا، فکر کنم وقتِ خوابه

اوه، ضدِحال نزن دیگه

نه، نه، نه، نمی‌تونیم این کار رو بکنیم. ما توی یه مأموریتِ مخفی بودیم

ما جاسوس بودیم

واقعاً؟

اینجا بیابونِ گوبیه

صداشون رو می‌شنوید؟

جنگجویانِ دشت اونجا به کمینِ ما نشستن

اسب‌ها آموزش دیده بودن

تا توی شب کاملاً بی‌صدا باشن

هنریک، چند تا گلوله به سمتشون شلیک کن. دخترا؟

قول می‌دید به کسی نگید؟

ما رمزِ مخفیِ جاسوسیمون رو بهتون یاد می‌دیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left