As primeras 177 linias.
مامان؟
بعد از شام، عزیزم. از بابات بپرس.
بابا؟
رژ لب زیاد نزنی. - باور کن، خوب شده.
عالیه برای بوسیدن.
دیدی؟
تمام.
این به اندازه کافی خوبه؟
این رو تو بپوش.
مطمئنی؟
بیشتر به رنگ تو میاد.
امشب دخترا، با هم بمونید.
باشه، مامان!
تا ساعت یازده خونه باش.
خیالتون راحت، خانم دانلی.
زیپم رو بکش.
زیپم رو بکش!
سیگارها یادت نره.
میبینمت، وروجک.
این برای توئه.
برت! - بث! اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم توی شهر پیش خواهرت بودی.
اوه، مجبور شدم برگردم.
پلیس خونه ماست.
پلیس؟ - آره!
اونا حکم بازرسی دارن
و... و نمیذارن آلن... آلن بره.
دنبال چی میگردن؟
خب، من نمیتونم...
من... من...
نمیدونیم چی داره میشه.
میتونی... میتونی لطفاً بیای؟ - البته، البته.
اون خانم اونجاست، قربان. - ممنون.
نیکولز.
کارآگاه. چه سروقت رسیدید.
لپتاپ قربانی.
مجبورم نکن بگم.
همیشه از اینکه حق با منه لذت نمیبرم.
نفس عمیق بکش، بث، و هیچی نگو.
ممنون.
آلن؟
اوه، برت. - آخ.
ممنون که اومدی.
آره.
چه کابوس کوفتیای.
دارن همه چیز رو میبرن.
میگن من اون نویسنده رو کشتم.
ببین، هنوز دستگیرت نکردن.
به هیچ سوالی جواب دادی؟
اوه، امم، فقط درباره سهشنبه گذشته.
سهشنبه؟
آره، خب، اون اومد اینجا.
و بعد هم سروصدا راه انداخت.
و بعد هم گزارش اون رو به پلیس داد.
اونا دارن اشتباه بزرگی میکنن.
ببین، از حالا به بعد، دهنت رو ببند.
و جواب هر سوالی "بدون اظهار نظر" هست.
واضحه؟
آقای چاپلین،
آیا قبول دارید این وسیله
روی قفسه شما توی کارگاه بود؟
بدون اظهار نظر.
آیا قبول دارید این آینه
مال ماشین آماندا تیلور هست؟
بدون... اظهار نظر.
ایوانز! یه چیزی پیدا کردم.
اسم من آماندا تیلوره.
و من دختر یک قاتلم.
پدرم، وارن لیتل،
در دهه هشتاد محاکمه و محکوم شد.
به جرم تجاوز و قتل سه زن
در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳.
اون هفت سال پیش توی زندان مُرد.
من هیچوقت پدرم رو نشناختم، اما من...
...میدونم که اون کارای
سادیستی با زنها میکرد.
و من تمام عمرم از این بابت شرمسار بودم.
تمام عمرم.
من این بریدههای روزنامه رو پیدا کردم
بین وسایلش
درباره قتلهای حلنشده کیپ راک
جودیت دانلی و سوزان مید.
فکر میکنم اون گمان میکرد
که پدرم این دخترها رو هم کشته.
کتابم، «پدرم قاتل کیپ راک است»،
حقیقت رو برملا میکنه.
این ویدئو یه جور معرفی بود.
سه سال پیش برای یه انتشاراتی فرستاد.
نمیدونم... چرا دیگه فکر نکرد
پدرش قاتله
و شروع کرد به خیالپردازی که من قاتلم.
آره، داریم اون جزئیات رو بررسی میکنیم،
ولی نسخه خطی جدیدش از صحنه جرم دزدیده شده
و لپتاپش تو آب عمیق غرق شده بود.
در نتیجه، هیچکس نمیدونه
در نتیجه، هیچکس نمیدونه
درباره چی یا درباره چه کسی مینوشت.
که از خیلی جهات، به نفع توئه.
و نمیتونن بفهمن؟
خب، بکآپ نداشت.
به هیچکس جزئیات رو نداده بود.
اون... خب، پارانوئید بود.
و یه شکایت سرقت ادبی علیه نویسنده دیگهای مطرح کرده بود
که میتونست مظنون جایگزین باشه.
ببین، حالا، ام...
پلیس قبلاً به...
...یکی از بهترین دادستانهای ایالتی،
گِیب نیکولز، گزارش داده.
و قراره تو رو...
...به این متهم کنن.
آه...
نمیفهمم.
اونا انگیزه دارن.
از صحنه جرم خاکاره و مو پیدا کردن.
نمیدونم چطوری اونجا پیدا شد.
برای زمان مرگ هیچ مدرک بیگناهی نداری.
من اینجا بودم. بث هم اینجا بود.
اون قبلاً به پلیس
گفته که داشت تلویزیون تماشا میکرد.
که داشت تلویزیون تماشا میکرد.
نتونست تو رو بشنوه یا ببینه.
و پلیس هم این رو
با پلتفرم پخش آنلاین تأیید کرده، پس دادستانی احتمالاً
اونو به عنوان شاهد صدا میزنه...
خدای من. - ...علیه تو.
اما بزرگترین مانعی که داریم
گزارش پلیس آمانداست
که تو رو به حمله متهم کرده
فقط دو روز قبل از قتل.
من بهش حمله نکردم!
اون دروغ گفت.
خوبه. خب، در نهایت، باید بتونیم اینو ثابت کنیم.
بث، میدونم ناراحتکنندهست.
و باید این رو بگم - ببین، خیلی بهتره
اگه کس دیگهای از آلن دفاع کنه.
من ه... من هنوز میخوام تو این کار رو بکنی...
...هر اتفاقی هم که بیفته.
اگه این کار رو نکنی، احتمال از دست دادن رفاقتمون بیشتره.
ممنون، بث.
برت.
لطفاً.
باشه، بث، قبول میکنم.
اما این کار رو با اکراه شدید انجام میدم
و فقط به خاطر اینکه دوستم هستی.
برت، این پرونده فقط... فقط درباره اون زن نیست.
آماندا.
اون دخترا، تو سال ۶۸...
...اون شب، من و آلن اونجا بودیم.
آلن...
...برای مهمونی میمونی؟
چی فکر میکنی؟
عجیبه که همه دخترای محلی رو دعوت میکنن
و تقریباً هیچکدوم از پسرا رو نه.
آره.
بابات میدونه داری مشروب قاچاقی میفروشی؟
شوخی میکنی، درسته؟
زنده پوستم رو میکنه!
من نمیگم.
ساحل ماست، نه مال اونا. بمون.
ساحل ماست، نه مال اونا. بمون.
بث!
باشه.
این برای توئه.
حالا برو گم شو، آره؟
بمون.
آخه چطور ممکنه کسی فکر کنه
که من نزدیک ۵۰ سال با مردی زندگی کردم
که میتونه...
...که میتونه همچین کاری بکنه؟
در مهمترین خبر امروز،
محاکمه قتل آلن چاپلین
به طور رسمی در پرت آغاز شده است.
به طور رسمی در پرت آغاز شده است.
چاپلین، که متهم به قتل
آماندا تیلور، معلم ۴۱ ساله انگلیسیست،...
آه، اینجاست.
هی، رفیق. - اوه! به سلامتی، رفیق.
No comments yet. Be the first to leave one.