Extracted

Extracted

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Extracted S01E09 Banished 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 9 Extracted 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-20
Descargas: 55
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

بزن بریم!

"دکتر"

هشت سال گذشته رو اصلاً یادش نمیاد.

هرچی داری رو کن!

اومدم اینجا کمکتون کنم.

"کابوس‌های آشپزخانه"

پایه ای؟

و "هرکی سهم خودشو میده". آخ تق، تق، تق

اولین اسلحه‌هایی که تو این پایگاه دیدم.

بزن بریم، بزن بریم! همه الآن آماده‌ان.

قبلاً در "استخراج شده"... وقتشه که دلخورشون کنیم.

خانواده‌ها، کسایی که برای بقا می‌جنگیدن رو هدف قرار دادن.

به نظر جعبه خالی میاد.

اوه، نه. بدتر از این حرفاست.

"باید اجاقتون، پتوی اضطراری‌تون

و کیسه‌خوابتون رو پس بدین." اوه، خدای من. دو بار بهش ضربه زدن؟

که منجر به رفتن رایان اچ شد.

می‌خوام خارج بشم.

یک ائتلاف تازه شکل گرفته

یه ائتلاف سه نفره بهمون پیشنهاد شد.

امیدوارم واقعاً مجبور نباشیم کارایی انجام بدیم

که دلشون رو بشکنه.

وقتی جیک جلوتر افتاد، مورد آزمایش قرار گرفت.

ببین اینو!

اون آخرین نفری بود که می‌خواستیم برنده اون بشه.

که باعث شد ناتالی و کارلی به وفاداریشون شک کنن.

من به خانواده وودی یه کم بیشتر اعتماد دارم

تا خانواده جیک. می‌تونم بهتون ملحق بشم؟

کارلی، تا وقتی که بهمون پشت نکنی...

همیشه جات اینجاست.

و یه رأی برای یه جعبه خالی.

وسایلم کجاست که خودمو به خاطرش کشتم؟

اوضاع رو بین بلیک و ابی توی مقر اصلی شخصی کرد.

اجازه میدی حرف بزنم یا میخوای...

نه. نمی‌خوام بشنوم چی میخوای بگی.

دیگه از این موضوع خسته شدم.

امشب، در یک رویداد دو ساعته پر از انفجار.

اوه، اینجاست. تو محل اونه.

تو محل میگنه‌. این دیگه چه وضعیه...

چهار خانواده باقی‌مانده برای بقا می‌جنگند.

وقتشه که اونم ضربه بخوره.

تنش خیلی زیاده.

و یک تصمیم دردناک در مقر اصلی.

اگه کس دیگه‌ای کنار نکشه، همه‌مون انجامش میدیم.

عواقب ویرانگری در طبیعت وحشی داره.

این بازی ناعادلانه‌ست.

و نمی‌دونم چطور کسی میتونه اینو

یه بازی عادلانه بدونه.

این بدترین سناریو ممکنه.

الان حالم به هم می‌خوره.

این مثل اینه که شمشیر خودت رو برای اعدام خودت ببری.

اونا دارن سعی می‌کنن یه مرد 50 ساله رو بکشن.

واقعاً دیوانگیه که از هر کدوم از ما بخوایم

این فداکاری رو انجام بدیم.

اوه، نه. من واقعاً...

خودم رو خیس کردم.

ناتالی. کارلی. بله؟

اون کسایی که برای بقا می‌جنگیدن تازه تموم کردن

یک آزمون بقای بی‌رحمانه رو.

جایی که هیلی تنها کسی بود که لوازم دریافت کرد.

آره، پس خیلی خوشحالم که یه چیزی برای خوردن دارم.

میگن، جیک و وودی

همه‌شون دارن دست خالی به اردوگاه‌هاشون برمی‌گردن.

نتونستم پیداش کنم.

و مقدار غذایی که برام باقی مونده

دووم نمیاره.

آخ، لعنتی!

کاملاً به خودم اجازه دادم باور کنم

که قراره چیزی اون تو باشه.

جعبه من خالی بود. پس وسایلم کجاست؟

تو مقر اصلی، بلیک با ابی بابت رأی دادن علیهشون روبرو میشه.

متاسفم. وای. عالیه!

نه، من میگم: آره، خودتی!

شرط می‌بندم که الان هستی. اجازه میدی حرف بزنم یا میخوای...

نه، نمی‌خوام بشنوم چی میخوای بگی.

چون میدونی دیروز چقدر ضربه خوردیم.

شماها میتونستین به راحتی حواستون به وودی باشه.

دیوونه‌کننده‌ست.

اونا میخوان علیه دو تا دختر برن تا کارشون راحت باشه.

و شماها دارین اجازه میدین این کارو بکنن.

میخوام برم خونه. اصلاً نمی‌خوام این کارو انجام بدم.

اینکه اونا باور ندارن ما داریم سعی می‌کنیم کار درست رو انجام بدیم

به ما ربطی نداره.

اوه، خدای من!

دیگه ازش خسته شدم.

کی اینو گفت؟

از بس به خاطر این بازی احمقانه گریه کردم، خسته شدم.

تو مشکل داری، رفیق.

داری ابی رو بی‌دلیل به گریه میندازی.

نیا اینجا بهم بگو من مشکل دارم.

خب، تو اون دختره رو اون تو به گریه انداختی.

به خاطر چیزی که همین الآن بهش گفتی.

من اومدم اینجا و به ابی گفتم

"نمی‌فهمم چطور به این نتیجه رسیدی."

و اون شروع کرد به گریه کردن. من نمی‌تونم کاریش کنم.

ما از وودی گرفتیم.

شماها از کی گرفتین؟

می‌خواستین چیکار کنیم؟

خب، گزینه اینه که از یه نفر دیگه بگیریم.

ما به اندازه شماها ضربه خوردیم.

دیروز چقدر چیز از دست دادیم؟

دعوا کردیم و مردم رو از خودمون دور کردیم؟

فقط به نظر میاد که به هیچ خانواده دیگه ای ضربه نزدی

و چیزی که از وودی گرفتی

ما فکر می‌کنیم، از هر چیزی آسیب‌زننده‌تر بود

که از هر کس دیگه ای گرفتی

دارن به ما شلیک می‌کنن

سر هر قدم دارن بهمون شلیک می‌کنن، مگه نه؟

و برای همین یه زمانی باید از خودمون دفاع کنیم

شما می‌خواید تو فینال با دو تا دختر روبرو بشید؟

می‌شنوی این حرف چقدر به نظر میاد؟ آره

این حرف خیلی وحشتناکیه

این حرف خیلی بدیه که در مورد ما به عنوان آدم می‌زنید

و خیلی افتضاحه که دارید اشاره می‌کنید که...

که ما با این کار، جیک رو به دام انداختیم تا برنده بشه

اینطور نیست. ما می‌دونیم می‌تونستیم وودی رو شکست بدیم

اون هیچ کاری نمی‌کنه

جاستین گفت جیک، وودی رو نفله می‌کنه

که به نظر من مسخره است

آخه چرا باید اینقدر روی وودی متمرکز بشن

مدام و مدام و بهش جعبه خالی بفرستن

اگه نگران نبودن؟

نمی‌تونی کسی رو متهم کنی که جنسیت‌گرا و زن‌ستیزه

من همچین حرفی نزدم

که ما می‌خوایم با زن‌ها رقابت کنیم تا بتونیم برنده بشیم؟

به نظر تو این حرف در مورد ما چی میگه؟

فکر نمی‌کنم تئوری بدی باشه

و به همین خاطره که برام مهم نیست آشتی کنیم

چون چیزی که الان ما رو بهش متهم کردی اینقدر وحشتناکه که

برام مهم نیست اگه رابطه دوستانه ای نداشته باشیم

برای بقیه این ماجرا. این یه گفت‌وگوئه

خیلی خب. منم می‌تونم نظرمو بگم؟

آره. باشه.

بابت گرفتن اون تصمیم عذرخواهی می‌کنیم

اما ما اون تصمیم رو گرفتیم و وودی رو انتخاب کردیم

دو تا قوی‌ترین رقیب الان که باقی موندن

جیک و وودی هستن

اگه بخوام رتبه‌بندی کنم، احتمالاً تقریباً برابرن

این فقط نظر شخصیه منه

اما من می‌دونستم وودی مشکلی پیدا نمی‌کنه چون اون با همه چی کنار میاد

یه جعبه خالی هست

همیشه مثبت بوده و گفته، «هی، هر چی شد...

من ادامه می‌دم. تو خط پایان می‌بینمتون.»

به نظرم مسخره است که اون همچین حرفی می‌زنه

شما از قوی‌ترین آدم اونجا محافظت کردید

همین دیروز یه تیکه بزرگ ماهی سالمون گرفت

و وودی 50 سالشه

اون شکننده، نحیف، ضعیفه

این اصلا منصفانه نیست

اما اینو بهتون می‌گم، ابی به شدت ناراحته

به شدت. و این خوب نیست. این قابل قبول نیست

می‌تونید منو سرزنش کنید. می‌تونید سرم داد بزنید

مشکلی نیست. فقط نه اون

من فقط ازتون اینو می‌خوام

به نظرم این یه درخواست منصفانه‌ست

من واقعاً از این بازی متنفرم

آه، رفیق، یه جورایی شاکی بودم

با خودم گفتم، «نمی‌ذارم این موضوع همین‌جوری از کنارش رد بشه.»

نزدیکه سر یکی رو از جا بکنم

و روش بپر بپر کنم

پدر، من دارم برای تو تلاش می‌کنم

حتی اگه وودی دوباره جون بگیره، که ممکنه اتفاق بیفته

بلیک قراره از کوره در بره

آره. که عالیه

چیزی که قراره اتفاق بیفته اینه که...

جیک و ما قراره همچنان سخت‌ترین ضربه‌ها رو بخوریم

ما فقط قراره همچنان مورد حمله قرار بگیریم

فکر کنم اگه یه بار دیگه چیزی بهمون نرسه، بی‌خیال میشیم

اما با این حال، ما اینقدر نزدیک به پایان رسیدیم

که مگر اینکه اون واقعاً آسیب دیده باشه

فکر می‌کنم باید چند روز دیگه تحمل کنیم

قبوله. می‌فهمی چی میگم؟

خب... بیا انجامش بدیم

چون اون

نمی‌دونم. اون انتظار آب و غذا رو داره

از وقتی جعبه‌شو پیدا کرد

بابت اینکه اون ازت عصبانی شد متاسفم

اما، ما هنوز... ما هنوز با تصمیمت موافق نیستیم

و هیچ وقت هم نخواهیم بود

پس، خب، برای ما سخته پس...

می‌فهمم. من فقط نمی‌خوام که اوضاع...

ما فقط در موقعیت‌های متفاوتی هستیم

می‌فهمی چی میگم؟

ما تو وضعیت خوبی نیستیم. می‌دونی، ما نمی‌تونیم...

ما نمی‌تونیم بهتون اعتماد کنیم

و می‌فهمم... می‌فهمم که این یه بازیه

اما، ما الان نمی‌تونیم به شما اعتماد کنیم، می‌دونید؟

و سخته وقتی اون تصمیمی که

شما گرفتید، وودی و سلامتیش رو تحت تاثیر قرار میده

و دیدن این صحنه برای ما سخته

هر کی جعبه‌شو پیدا کرد

خوش به حالت! ایول!

فقط منم که آذوقه نگرفتم؟

همه گرفتن یا فردا میاد؟

قضیه چیه؟

اگه فردا آذوقه میاد

همه‌تون دقیقاً می‌دونید چی لازم دارم

مرکز فرماندهی، یه چیزی برام بفرستید

امروز روز خیلی خوبی بود، رفقا

غذا دارم

Extracted subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left