As primeras 200 linias.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه ش
ترجمه شد
ترجمه شده
ترجمه شده
ترجمه شده ت
ترجمه شده تو
ترجمه شده توس
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط ش
ترجمه شده توسط شا
ترجمه شده توسط شای
ترجمه شده توسط شایا
ترجمه شده توسط شایان
ترجمه شده توسط شایان
ترجمه شده توسط شایان ب
ترجمه شده توسط شایان بق
ترجمه شده توسط شایان بقا
ترجمه شده توسط شایان بقای
ترجمه شده توسط شایان بقایی
ترجمه شده توسط شایان بقایی
ترجمه شده توسط شایان بقایین
ترجمه شده توسط شایان بقایینژ
ترجمه شده توسط شایان بقایینژا
ترجمه شده توسط شایان بقایینژاد
ترجمه شده توسط شایان بقایینژاد
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه
ارائه ش
ارائه شد
ارائه شده
ارائه شده
ارائه شده ت
ارائه شده تو
ارائه شده توس
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط س
ارائه شده توسط سی
ارائه شده توسط سین
ارائه شده توسط سینم
ارائه شده توسط سینما
ارائه شده توسط سینما
ارائه شده توسط سینما
ارائه شده توسط سینما د
ارائه شده توسط سینما در
ارائه شده توسط سینما دری
ارائه شده توسط سینما دریم
ارائه شده توسط سینما دریمی
ارائه شده توسط سینما دریمین
ارائه شده توسط سینما دریمینگ
ارائه شده توسط سینما دریمینگ
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @C
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @Ci
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @Cin
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @Cine
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineD
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDr
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDre
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDrea
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDream
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDreami
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDreamin
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDreaming
ارائه شده توسط سینما دریمینگ @CineDreaming
اواخر آگوست، اوایل سپتامبر
مشکلات مالی گابریل
.سمت راست
.اینجا آشپرخونهس
کوچیکه، ولی به اندازهی کافی .جا داره که توش چیزی بخوری
.دلگیره
پرتو کوچیکی از نور خورشید .توی روز هست
این طرف جنوبه؟- .نه، اونور-
...اینم سرویس
.میتونید قفسهی کتاب اینجا بذارید
یدونه آبگرمکن؟
،یکی برای آشپزخونه .یکی برای حمام
.اینجا اتاق کار من بود
.میتونه اتاق عالیای برای بچه هم باشه
.ساکتترین اتاقه
جاهای دیگه پر سروصداست؟
.به هیچ وجه .اینجا کوچهی خلوتیه
.یکم کوچیکه
.میخواستیم این دیوارو برداریم
.میشه این دیوارو برداشت
.نمیشه. ستون ساختمونه
.پذیرایی قشنگی رو درست میکنه
به اندازهی 8 سال خرت و پرت .اینجا ریخته
فکر کن یه اتاق بزرگ چقدر .میتونه فضا داشته باشه
.اینجوری هیچ فضای خصوصیای نداریم
.یا یک اتاق میتونه داشته باشه یا دوتا
.شمارهتون رو دارم
.باید فکر کنیم
.زیاد طولش ندید .افراد دیگهای هم پسند کردن
نظرت چیه؟
.خوششون نیومد
.من فکر میکردم واقعاً دوستش داشتن
.فکر نمیکنم
.برای ما خوب بود
.آره، از پیدا کردنش خوشحال بودیم
همیشه بهت میگفتم .این دیوارو بردار
.میدونم
توی این وضعیت من به بدبختی .پول اجارهم رو میدم
.منم وضعیتم خرابه
.وقتی با هم بودیم بهتر شرایطو پیش میبردیم
.تنهایی بدبخت بیچارهایم
.ما فقط پول نداریم
.به این میگن بدبخت بیچاره بودن
اون چیه؟
.بیمه. مال تو
.کارم با آدرین دوباره منو سرپا میکنه
.دیشب شام پیش جرمی بودم
.بهم گفت آدرین مریضه
مریض؟ چشه؟
.نمیدونم
.آدرین بهش نگفته
جرمی چی گفت؟
.حالش خوب نیست
خوب نیست یا بده؟
.«اون فقط گفت «خوب نیست
دیر کردم. توی این بخش شهر .پارک کردن غیرممکنه
.میتونستی از حیاط ما استفاده کنی .اون جا فضا هست
.باید شروع میکردیم
.ایشون آدرین ویلر هستن
.جرارد هاتو هستم
قهوه میخواید؟- .همین الان خوردم-
.با شکر باشه، لطفاً
.روی میز هست
.برنامهی سوممون دربارهی آدرینـه
.ما شروع کردیم به پیداکردن چند مکان
.اینجا چیزای خوبی هست
تو سه مکان رو که الهامبخشت بودن .معرفی میکنی
.مکانهایی از بچگیت
.دور و بر مالهاوس
.پیچیدهتر از این حرفاس
.نباید از موضوع منحرف بشیم
.«دیدنیهای پِن»
.به شما بستگی داره
.گابریل دیشِی
.از دیدنت خوشحالم
.گابریل واسطهی ماست
.اون سوالها رو به آدرین منتقل میکنه
تو این جور گفتگویی رو میخوای؟
...نمیشه بهش گفت گفتگو
.یک مصاحبهگیرنده میتونه به کمکم بیاد
...«مصاحبه گیرنده»
.این رو هم نمیشه بهش گفت
...وقتی ازت فیلمبرداری میشه
.باید با همه صحبت کنی
صحبت با همه به همون معنی .صحبت با هیچ کسـه
.متأسفانه برنامه شاید خستهکننده باشه
،وقتی افراد جدید دور و برش باشن .خوب ارتباط برقرار نمیکنه
برای این که یخش آّب شه .باید احساس راحتی کنه
.دنبالکردن رشتهی افکارش سخته
.یکی از کتاباشو خوندم- کدومش؟-
.آخریش. برام گیجکننده بود
.اون از داستان پرهیز میکنه .دنیایی رو که میبینه شرح میده
.ما همهمون بینشی داریم
...،اگر میخواد من رو جذب بینشش کنه
.نیاز به یک راه برای ورود به اون بینش دارم
.بهترین راه ورود یک داستانه
داستانها واقعاً میتونن یک دنیا رو وصف بکنن؟
چه کسی کتابای آدرین ویلر رو میخونه؟ .دربارهش فکر کن
،تو یک خط تولید رب دشام (لباس حمام) میخوای ،ولی اگه من نتونم هیچ کار سرگرمکنندهای بکنم
چه ارزشی داره؟
مشتریهایی رو جذب میکنم که .مدل سنتیش رو ترجیح میدن
کل زندگیتو صرف درستکردن .رب دشامهای قدیمی کن
!باحاله
.طرحهای شلوغ راست کار من نیست
.توی دنیای کوچیکت بپوس
.بیا بریم
به نظرت ناراحت نمیشه؟
.چیزیش نمیشه
.بهم عادت کرده
آّبجو میخوای؟
.باهات مشترکی میخورم
چیکار داری میکنی؟ اونجا میشاشی؟
.نه
.دارم میبینمت، دروغگو
و جنی؟
چی میخوای بدونی ازش؟
هنوزم میبینیش؟
.داریم باهم آپارتمان رو میفروشیم
هنوز نفروختین؟
.نه هنوز
No comments yet. Be the first to leave one.