Dutton Ranch

Dutton Ranch

Descargar subtítols en Farsi/persian

Temporada 1

Información d'a versión

Dutton Ranch S01 AMZN WEB DigiMovieZ AliMK Sub & IRedSub
Un comentario de PersianSUB

Etiquetas

webdl
amazon_prime_video_synced
Publicau o: 2026-07-05
Descargas: 82
Ta personas con problemas auditivos: No
FPS: 23.976

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi/persian

As primeras 200 linias.

‫حاضری؟

‫فکرش رو می‌کردی یه روز ‫همچین چیزی نصیب‌مون بشه؟

همچین سکوت و آرامشی

‫نه والا، مگه تو خواب و خیال

‫راستش، سوارکاریِ امروزمون،

‫من رو یادِ جوونی‌هام انداخت

‫که آزاد و رها بودم

‫خب، الان دیگه آزادِ آزادیم، عزیزم

‫آره

‫گمونم اولین‌بارمه

‫خوشحالی، عزیزدلم؟

‫آره

محاله از خیرش بگذرم

‫می‌شه باز هم از این کارها بکنیم؟

‫تو فقط لب تَر کن، بساط سواری جوره

‫قول؟

‫آره، قول

لاکردار

‫چقدر ازمون فاصله داره؟

‫سگ‌مصب بیخ گوشمونه، عزیزم

‫بیا جمع کنیم بریم

‫بجنب

‫گوه توش

‫یا خدا

‫برو کارتر رو بردار و از اینجا برید

‫من می‌رم سیم‌خاردارها رو قیچی کنم

‫کارتر! کارتر!

‫سریع بیا پایین ببینم!

‫سلام، چه خبر شده؟

‫نود ثانیه‌ای هر چی دم دستت اومد رو جمع کن

‫ریپ کو؟

‫رفته سراغ گله. برو!

‫تریلر رو وا کن!

‫یالا

‫اسبت رو بیار!

‫برو، عزیزم

‫من می‌بندم

‫حالا چی؟

‫بریم

‫گوه توش

‫بیا تریلر رو جدا کنیم

‫چی؟

‫تو بمون پیش اسب‌ها

‫زود برمی‌گردم

‫خیلی‌خب

‫تموم شد

‫دار و ندارمون به باد رفت

‫عیب نداره

‫از نو شروع می‌کنیم

‫ببخشید

‫منو ببخش

‫لعنتی

‫سلام

« تگزاس، ریو پالوما » « شش ماه بعد »

‫خوابت نبرد؟

‫حالت خوبه؟

‫دلم برای کوهستان تنگ شده

‫آخه چطور ممکنه چهارِ صبح ‫هوا این‌قدر سگی گرم باشه؟

‫به تگزاس خوش اومدی، عزیزکم

‫ریدم توش، من چه‌بدونم، راب‌ویل

‫هی، وایسا

‫این اواخر زیادی سؤال می‌پرسه، من هم…

‫چه‌جور سؤال‌هایی؟

‫بیست‌سؤالی

‫- سؤال‌های خوب یا بد؟ ‫- بد

‫مثلاً می‌پرسه چرا بعضی از پلاک‌ها

‫توی دفتر حساب‌کتاب ثبت می‌شن و ‫بعضی‌ها نه

‫می‌بریم‌شون حراجی

‫دفعه‌ی پیش رفته بود حراجی و ‫می‌دونه تو نرفتی

‫برو بیارش حالا

‫وِس با من که نمیاد

‫راب‌ویل؟

‫تلیسه داره برعکس می‌زاد. ‫باید بیای کمک

‫بذار بخوابن، فردا کُلی کار داریم. پاشو

« ۱۰‏ سپتامبر، سه‌شنبه - ۴:۲۱ »

‫کوشش؟

‫من تلیسه‌ نمی‌بینم اینجا

‫توی دفتر حساب‌کتاب من سرک می‌کشی؟

‫حساب‌کتاب؟

‫توی کار و کاسبی من فضولی می‌کنی؟

‫می‌دونم درباره‌ی من پرس‌وجو می‌کنی

چی می‌گی؟

‫آدم‌فروش شدی، وِس؟

‫چی؟

‫آره یا نه؟

‫کیرم توش

‫چه گوهی خوردی بابا؟!

‫- زدی کشتیش، مردک! ‫- مکث کرد

‫نباید مکث می‌کرد

‫نمی‌شه اینجا چالش کرد

‫نه، برو یه برزنت بیار

‫چِت، برو دیگه!

‫حسابی پَروار شدن

‫خب، دیروز تقریباً به ۶۰۰ کیلو رسیدن

‫یه بیست‌‌سی رأس دیگه گاو می‌گیرم که ‫گله رو راه بندازم

‫اینجا آسمون بی‌حد و مرزه

‫انگار تا تهِ دنیا دیده می‌شه

‫خب، عزیزکم، با دقت نگاه کن، ‫شاید واقعاً شد

‫صبح به‌خیر، خانم

‫صبح به‌خیر، ازول

‫فعلاً، عزیزکم

‫- خدمت شما، قربان ‫- دمت گرم

‫دفعه‌ی آخری که به این تله‌ها سر زدید، ‫کِی بود؟

‫خب، اگه نمی‌دونی، رو هوا حرف نزن

‫خیلی وقت پیش، خانم

‫کاملاً واضحه

‫یه هفته‌ی دیگه بمونن، ‫زنده‌زنده همدیگه رو می‌خورن

‫درشت‌ترها ریزترها رو تیکه‌پاره می‌کنن

‫تا وقتی‌که دوتای آخری ‫بیفتن به جونِ هم

‫وحشی‌گریه

از ما بعیده

‫میگل، تو بمون به تامی کمک کن

‫چشم، خانم

« تئودور روزولت »

‫مادرجنده

‫- ادبت کو؟! ‫- چه فایده خب؟!

‫الان منِ گاوچرون به چه دردم می‌خوره ‫بدونم ایگرگ مساویه با اِم‌ایکس به‌علاوه‌ی بی؟

‫خوراک پرواربندی

‫هر پالت چند؟

‫حدوداً ۷۵۰ دلار

‫قیمت یه گوساله‌ی آنگوس ۲۷۰ کیلویی؟

‫دو هزارتا

‫نیم‌کیلو گوشت چرخ‌کرده چند؟

‫از فروشگاه یا مستقیم از مزرعه؟

‫آفرین

‫حصارکشی هر هکتار ‫سالانه چقدر برامون آب می‌خوره؟

‫می‌صرفه چاه قدیمی رو تعمیر کنیم

‫یا یه‌دونه جدید بکَنیم؟

‫مزرعه‌داری سراسر ریاضیه، عزیزم

‫نظرت راجع‌به اینجا چیه؟

‫یه‌سری از بچه‌ها می‌گفتن می‌خوان برن رودیو

‫جدی؟ تو هم برو

‫آره. راستش، تو فکر خودم هم بود

‫«حلاوتِ عمر

‫از آنِ جسورانی‌ست که طالبش باشند.»

‫روزولت

‫می‌گه: «برو کِیفِ دنیا رو ببر، پدرسوخته.»

‫خیلی‌خب

‫بقیه کجان؟

‫سؤال من هم همینه، خانم

‫حالا چند ساعته اینجا ماتت برده، لو؟

‫نیم‌ساعتی می‌شه

‫- زنگ زدی دیگه؟ ‫- بله

‫راب‌ویل جواب نداد

‫همین‌جا بمون، می‌گم یکی رو بفرستن

‫چشم، خانم

‫راب‌ویل!

‫راب‌ویل!

‫- نه، خب، اونجا که نیست ‫- راب‌ویل کو؟

‫بهت زنگ می‌زنم. ‫انگار سؤالت انحرافیه

‫نه، یه تریلی با ‫۷۵‏ رأس دام زیر آفتاب موندن

‫بسپارش به خودم

‫نه، یکی دیگه رو بفرست سراغشون،

‫بعدش هم داداشت رو پیدا کن

‫- امر دیگه‌ای نیست، مادرجان؟ ‫- واکین،

‫یه‌گله خوک وحشی رو دستم مونده

‫تا چشم کار می‌کنه، گاوهام در حال چَریدنن و

‫سرکارگرم هم انگار دوباره افتاده به عرق‌خوری

‫انگار؟

‫رو مغز من نرو، کینو

‫تو روحت، راب‌ویل

« خوراک و تجهیزات ناوارو »

‫چه خبرها، سیکس؟

‫روز از نو، روزی از نو، داداش. ‫حالت چطوره؟

‫همون آش و همون کاسه، داداش

‫-مثل همیشه، نه؟ ‫- به خانواده سلام برسون، دادا

‫- چشم، بزرگی می‌رسونم. مراقبت کن ‫- برو به‌سلامت

‫لامصب، اصلاً کسی هست ‫این دور و بر نشناسی؟

‫بابام خیلی قبل‌تر از من، ‫سرکارگر مزرعه‌تون بود

‫عمر و جوونی‌اش رو صرفِ اینجا کرد، ‫واسه همین، از روزی که مزرعه راه افتاد،

‫من همیشه اینجا پلاس بودم

‫اون جیم اندروزه. با پسرش

‫- هم‌تیمی بودیم ‫- جدی؟ چیزی هم بلد بودی؟

‫بدک نبودم

‫ایالتی مقام آوردم. البته توی لیگِ سطح سه

‫خودت تا حالا دست به توپ شدی؟

‫نه، من بچگی‌هام ‫با یه بازیِ دیگه گذشت

‫این جنگ بیانگرِ چیه؟ « قلعه‌ی حیوانات - جرج اورول »

‫جدای از جنگ داخلی؟

‫نظرتون در مورد نقطه‌ی بی‌بازگشت چیه؟ ‫خراب‌کردنِ پل‌های پشت‌سر؟

‫بحث ما درسِ اخلاقه، بچه‌ها

‫قدرت، امید، طمع، ریا، فساد

‫اینها چه تأثیری روی جامعه می‌‌ذارن؟

‫می‌تونی خودت رو برسونی اینجا؟

‫آره، بدجور تو هچل افتادیم

‫این یکی با بقیه توفیر داره

‫داداشت پاک دیوونه شده

به‌به، ‫راموس!

‫حدس زدم تو باشی، پسر

‫هی، شنیدم صاحب جدید پیدا کردی

‫الان خایه‌مالی کی رو می‌کنی؟

‫بی‌خیال، طوری رفتار نکن که ‫انگار انگلیسی بلد نیستی

‫نکنه کلاً کر شدی، مردک؟ ‫ببین، داداش، خودت که می‌دونی،

‫درِ مزرعه‌ی تِن‌پِتال همیشه به‌روت بازه

‫- ممنون، آقا ‫- منظورم پِهِن پاروکردن

‫یا یه همچین چیزیه

‫چی می‌گید بهش؟ حمال؟

‫همینی دیگه؟

حَمَله؟

‫مگه با تو نیستم، مردک؟! ‫هوی! بریزشون تو کیسه. هوی!

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left