As primeras 200 linias.
وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی با افتخار تقدیم میکند
دانلود بروز ترین فیلم و سریال هندی از وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی "baharatmovie"
دیدن این فیلم بدون تهیه اشتراک از وبسایت بهارات مووی حرام است
با بهارات مووی بروز باشید تجربه لذت بخش سینمای هند با بهارات مووی
دانلود فیلم و سریال هندی بدون سانسور از وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی "Baharatmovie"
بیاین این فرصت رو درست استفاده کنیم تا همه رو با یه اشاره ساکت کنیم
و اونایی که بعد از به قدرت رسیدن، کشور و مردممون رو فراموش کردن، یادآوری کنیم
و مطمئن شیم وکیل آنيل بیبی که خیلی به زادگاهش وابستهس، با اکثریت زیاد برنده بشه.
پایگاه، برنده به اکثریت.
هی... چطور مطوری؟
اومدم اسلحمو تحویل بدم.
فقط وقتی انتخابات اعلام میشه پیدات میشه.
برو پیش افسر سمت راست.
- شماره؟ - ۱۶۲۴/ام پی ام.
مجوز؟
- هفتتیره؟ - آره.
- تازگیا استفاده نکردی، نه؟ - نه، نه.
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
گلولهها...
- باشه، پس. - باشه.
همه اسلحههاشونو تحویل دادن؟
نه.
فقط یه آقای آپو پیلی مونده. - باشه.
لطفا مدارکتونو نشون بدید.
مامان، کارت من.
- دو تا شاهد هست، نه؟ - آره، آره.
مدارک شناسایی رو نشون بدید.
آپارن...
مدرک داماد؟
ایناهاش.
اسم کامل؟
آجایچندران کا.وی.
آجایچندران.
اسم پدر؟
کا. آپو پیلی.
از جایی دور اومدی، ها؟
چطوری رسیدی اینجا؟
از کجا اومدی؟
ندونچال.
ندونچال...
او! همونجاس که کلی جاذبههای اکوتوریسمی داره؟
- آره. - باشه.
آجیته،
از کلانتریه.
- آقا... - باشه.
یه دقیقه صبر کنید.
- آجایان شما هستی؟ - آره.
آپو پیلی؟
پدرمونه.
منظورم این نیست. آپو پیلی الان پیشته؟
آقا، الان خونه نیستم.
پدرت چی؟
پدر خونهس.
ولی وقتی به خونهتون زنگ زدیم، جواب نداد.
پدر زیاد از تلفن استفاده نمیکنه، آقا.
اونه برای تماسهای خروجیه، درسته؟
ولی میتونه تماسهای ورودی رو جواب بده، نمیتونه؟
منظورم این نیست، آقا. فقط راحت نیست باهاش کار کنه.
چه مشکلیه، آقا؟
آپو پیلی جواز اسلحه داره، درسته؟
آره.
اطلاعیهای رو که گفته شده بود اسلحههای جوازدار تحویل داده بشن دیدی؟
- نه. - ولی چنین اطلاعیهای هست.
اجباریه. امروز آخرین روزه.
اها! به خاطر انتخابات، نه؟
تو روزنامه خونده بودم.
باید قبل از ظهر توی کلانتری باشه.
من حدودا ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر میرسم خونه.
اگه بعد از اون برم خیلی دیر میشه، آقا؟
پدرم زیاد بیرون نمیره.
اون دیگه دیر میشه.
خونهتون کجاست؟
ندونچال.
ندونچال کجا؟
توی راه تیرونلی.
نزدیک اداره جنگله؟
- قبل از اداره جنگله. - باشه.
خونه رو به عنوان «کودیکال ویدو» میشناسن، آقا.
باشه. خودمون میایم تحویل میگیریم.
- راجع به اسلحست؟ - آره.
چرا اینقدر نگرانی بابتش؟
اونا خودشون پیدا میکنن دیگه
- بابا... - آره.
پیداش کردی؟
نه.
از کلانتری تماس گرفتن.
گفتن باید تا قبل از ظهر برسونمش اونجا.
اگه نرسه، منو محاکمه میکنن؟
از صبح دارم دنبالش میگردم.
اگه پیداش نکنم، بگو یه تفنگ چوبی میتراشم و تحویل میدم.
لعنت به این اطلاعیهها و اخطارهای تسلیم، همهاش برای یه تفنگ کوچیک!
وقتی پیداش کردم بهت زنگ میزنم!
قطع کن دیگه!
همین رو بهت گفتم...
باید صبح وقتی گفت گم شده، یه درخواست میدادیم.
این برای امنیت خودمون هم هست.
اگه کسی دزدیده باشه
و یه جایی شلیک کنه،
باید یه پشتوانه محکم داشته باشیم، نه؟
دارم بدترین حالت رو میگم.
بهتر نیست از اینکه بگیم گم شده
وقتی پلیس بیاد خونه دنبالش؟
میفهمم، شیوتا.
حتی به بابا هم گفتم که باید درخواست بدیم.
ولی بابا مخالفت کرد
باشه.
به هر حال، بذار بگرده.
کاری که اومدی اینجا انجام بده. بیا.
باشه.
- زندگی مشترک خوشی داشته باشی! - ممنون، آقا.
- خب، پس. - باشه.
خب، پس.
- باشه. - میبینمت.
آپارنا...
چرا نیومدی داخل؟
همین الان رسیدم.
اون برادر پرویناست.
- پراشوب. - سلام.
وقتی جا افتادی بیا خونه.
باشه.
چقدر مرخصی داری؟
هنوز تماسی نگرفتن.
به هر حال دو ماه اینجا هستم.
باشه.
شماها ادامه بدید.
داره دیر میشه، نه؟
موفق باشی.
بریم؟
اسمیت و وسون، 9 میلیمتری.
یه تفنگه، درسته؟
بله.
سه سال از تمدید مجوزش گذشته، درسته؟
بله.
همونه. ک. آپو پیلای.
باشه.
- آقا... - بله.
همه چیز توی سوابق ایستگاه خوبه.
در فوریه 2021،
اون تفنگ رو برای تمدید مجوز تحویل داده بود.
پس بعد از تکمیل تمدید، ما هم برگردوندیمش، درسته؟
بله، آقا.
به عنوان یه افسر سابق ارتش،
باید از دردسرهای پشت این کار خبر داشته باشی، نه؟
چطور آدمایی مثل شما میتونن اینقدر بیدقت باشن؟
شما کی هستید؟
- من پسرشم. شغلت چیه؟
تو اداره جنگل کار میکنم، آقا.
شیوداستان...
بله.
وقتی برای دو روز مرخصی درخواست داد، از عروسی شما گفت.
تبریک میگم.
اطلاعیه تحویل تفنگ خیلی زودتر صادر شده بود، درسته؟
و حالا میگید تفنگ گم شده، اونم دقیقه نود؟
- اممم.... - این چیه، شیوداستا؟
چطور این اتفاق افتاد وقتی شما اینجا بودید؟
خب، آقا... تازه از اجایان شنیدم.
باشه. ولی حداقل میتونستن وقتی فهمیدن گم شده،
فوراً به ایستگاه اطلاع بدن، نه؟
اگه این انتخابات پیش نمیاومد،
اصلاً میفهمیدن که گم شده؟
اگه کسی ازش سوءاستفاده کنه چی؟
بهش فکر کردی؟
تو بهش فکر کردی؟
من کسی نیستم که زیاد فکر کنم!
اگه قابل قبوله، میتونیم از اینجا درخواست رو بنویسیم و امضا کنیم.
هی، فقط بنویس و بهشون بده.
یا... اگه عزت نفس اجازه نمیده...
فردا صبح خودم میام کلانتری.
کلا روز اومدن عروس و داماد رو خراب کردن.
فکر نکنم فهمیده باشه چه قدر این مسئله جدیه.
- تو که متوجه شدی، درسته؟ - آره.
به هر حال، شکایتنامه کتبی بده.
- و خونه رو کامل بگردید. - جناب.
یه کپی از جواز اسلحه هم پیوست کن.
- باشه. - اوکی، پس.
- فردا کشیکم. - باشه، خیلی خوب.
نه، دقیقاً ثیرونلی نیست.
اینجا قبل از اونجاست، تو مسیر ثیرونلی.
گفتی جواز سه سال پیش تمدید شده، درسته؟
بابا از اون موقع دیگه استفاده نکرده؟
هر روز که چیز روزمره نیست
که هر روز درش بیاریم و استفاده کنیم، نه؟
آخه آدمایی مثل اون، که نمیتونن حتی اسلحه رو امن نگهدارن،
نگهبان مرزای کشورمون بودن؟
آپارنا باید کلی تحت تاثیر بوده باشه، نه؟
کجاست؟
داره تلفنی حرف میزنه.
خوبه دیگه، آره؟
آره.
حس کردم خیلی ریلکس و آرومه.
چته مرد؟
هیچی...
یالا بابا. بهتر باش.
نذار فکر زیادت اون رو هم نگران کنه.
باشه، فقط یه چیز یادت بمونه.
همه خوبن باهاش.
فقط حس توئه که فکر میکنی خوب نیست.
و درست نیست که زندگی رو تنهایی بگذرونی.
باید یه اتفاقاتی تو زندگی بیفته، نه؟
فقط موضوع تو نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.