Siccîn 3: Cürmü Aşk

Siccîn 3: Cürmü AÅŸk (Siccîn 3: Cürmü Aşk)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

siccin 3 curmu ask 2016 1080p web h264-arkadas
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Siccîn 3: Cürmü Ask 2016 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-23
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

بچه که بودم عاشق گوش دادن به داستان‌های ترسناک بودم.

خواهرم کادر.

بهترین دوستم اورهان.

و من.

ما پای داستان‌های ترسناکی که مادربزرگ و پدربزرگمان تعریف می‌کردند می‌نشستیم.

شب‌ها از ترس همدیگر را زیر پتو بغل می‌کردیم تا خوابمان ببرد.

بعد از سال‌ها، هرگز فکرش را هم نمی‌کردم

که بتونم اتفاقات وحشتناکی رو که تجربه کردم برای کس دیگه‌ای تعریف کنم.

اصلاً دست به قلمم خوب نیست.

اما نوشتن از چیزایی که تجربه کردم

شاید از وحشتی که هفت ساله باهاش زندگی می‌کنم کم کنه.

هفت سال از این نفرین شوم گذشت.

هر کسی رو که از این اتفاقات شوم باخبر کردم

بهم گفت یا معجزه است

یا نفرین شیطانی.

من تصمیم گرفتم که هر دو درستن.

مطمئن نیستم نفرین از کجا تموم میشه

و معجزه از کجا شروع میشه.

اورهان بهترین دوستم بود.

چهار ساله بودم که خواهرم کادر به دنیا اومد.

من و اورهان رفیق صمیمی بودیم، بعداً که کادر بزرگ شد اونم به ما اضافه شد.

اگهچه اورهان اوایل می‌خواست کادر رو از خودش دور کنه. اما بعداً به هم نزدیک‌تر شدن.

بعدش عاشق هم شدن.

حتی خیلی زیاد.

شاید بیشتر از اون چیزی که فکرشو می‌کردیم.

و بعد از چند سال با هم ازدواج کردن.

سجین ۳: گناه عشق

خلیل، دوباره همون کارو کردی؟

تو یه کارمند باتجربه‌ای اینجا.

میدونی که سیگار کشیدن اینجا اکیداً ممنوعه.

توی کارخونه کلی مواد قابل اشتعال و منفجره هست.

خیلی متاسفم، سرکارگر. حواسم پرت بود.

از این به بعد بیشتر دقت می‌کنم.

نیازی نیست عصبیم کنی.

باشه. فهمیدم.

من نمی‌تونم به خاطر تو ایمنی کار رو به خطر بندازم.

مجبورم اخراجت کنم. وسایلتو بردار و از اینجا برو.

خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم.

من کلی قسط بانکی دارم که باید پس بدم.

من هیچ کار دیگه‌ای ندارم.

متاسفم.

دوباره سیگار کشیده بود؟

اخراجش کردم.

ای وای!

اون به کار نیاز داره تا بتونه بدهی‌هاشو بده.

سدات. منم می‌دونم. چیکار کنم آخه مرد؟

باید کارو به خطر بندازم؟

نه. کاریش نمیشه کرد.

باید اصولی عمل کنی، مرد.

طفلک!

صبح میرم شهر برای پسرم لوازم التحریر بگیرم.

کادر هم توی شهر کار داره، پس ساعت ۹ صبح می‌برمش. اوکی؟

باشه.

خودتو به زحمت ننداز.

باشه. بعداً می‌بینمت.

مرسی، مرد.

چیزی شده؟

چیزی نیست عزیزم.

امروز مجبور شدم یه کارمند رو اخراج کنم.

نگران من نباش.

تا وقتی که تو کنارمی، همیشه حالم بهتره.

حتماً گرسنه‌ای. بیا شام بخوریم.

اومدم.

یه دوری بزنیم؟

منم می‌خواستم بعد از شام همینو بگم.

بریم زیر درخت شانس‌مون؟

باشه. میریم.

اگه کسی ما رو اینجا نشسته ببینه فکر می‌کنه دیوانه‌ایم.

ولی هیچکس نمیدونه که این درخت برای ما یه جور جادو داره.

این درخت برای ما خوشبختی آورد.

شاهد خوشحالی ما بود.

برامون شانس آورد.

داداشت بهم گفت ساعت ۹ صبح میاد دنبالت.

بهش گفتی باید بری شهر.

نیازی نیست انقدر زود بری.

فقط باید برم دکتر. چیز مهمی نیست.

چیزی شده؟

جای نگرانی نیست.

فقط برای یه معاینه میرم.

چه معاینه‌ای؟

واسه همین می‌خواستم بیام اینجا.

این درخت شانس همیشه برامون خوش‌یمنی داشته.

شاید تا فردا خبر خوبی از دکتر برات داشته باشم.

اوه، کادر!

سرکارگر!

همسر خلیل بیرون داره شیون می‌کنه.

خلیل...

خودشو کشت.

چی داری میگی؟

چی؟

عایشه!

همه‌ش تقصیر توئه!

به خاطر تو، خودشو کشت!

به من دست نزن!

خدا لعنتت کنه!

الهی سرنوشتت مثل شوهرم سیاه بشه!

الهی مثل خاک تیره بشه!

الهی مثل همین تاریک بشه!

ببرینش بیرون.

محمد. انقدر بزرگ شدی که بتونی بری کلاس چهارم.

می‌خواد مهندس بشه تا هواپیما بسازه.

آفرین!

حتماً، اون خیلی باهوشه که توی بهترین دانشگاه‌ها درس بخونه.

من یه هواپیما می‌سازم تا به مامان ملکم برسم.

خاله؟ ها؟

میای اینجا بشینی؟ طرح‌های هواپیمامو نشونت بدم.

باشه. نشونم بده.

میشه بزنی کنار تا من بشینم صندلی عقب؟

اورهان داره زنگ می‌زنه.

بله، اورهان.

چی؟

کی اتفاق افتاد؟

باشه. برمی‌گردیم. باشه.

داداش. چی شده؟ چی گفت؟

مواظب باش!

سه تاریک‌ترین لحظه.

سه لحظه تو زندگیم هست که هیچ وقت نمی‌خوام به یاد بیارم.

اولیش اینه:

نگاه‌های ناامید کننده‌ی ملک، همسر از دست رفته‌ام به من.

همونطور که پسرم رو به دنیا میاورد.

و وقتی که به من گفت "مراقب پسرمون باش".

اینا آخرین حرفایی بود که ازش شنیدم.

دومیش اینه:

لحظه‌ای که پسرم درست قبل از تصادف فریاد زد "بابا، کمک!"

خیلی به خدا التماس کردم که نذاره این کلمات، آخرین حرفای پسرم باشن.

سومیش، شاید از همه‌ی اینا بدتره.

لحظه‌ای که کادر رو جمعه تو خونه دیدم.

چند ماه بعد از تصادف.

اون صحنه‌های وحشتناکی که تا قبل از جمعه تجربه کردم.

چیزایی نیست که یه آدم عادی بتونه تجربه کنه و تحمل کنه.

دوشنبه

کادر، عشقم.

خیلی ترسیدم که تنهام بذاری.

همه چی خوب میشه. باشه؟

نترس.

مامان. من دارم میرم بیرون.

محمد رو تنها تو اتاقش نذار. باشه؟

کجا میری پسرم؟

یه کمی هوایی بخورم. بعداً بهت میگم.

دیر نکنی. باشه؟

تا یه ساعت دیگه برمی‌گردم.

منو می‌بخشی؟

نتونستم مراقب پسرمون باشم.

باور دارم که زود خوب میشه.

باور دارم که خدا کمکم می‌کنه.

آه، ملک.

از دستم عصبانی نشو.

دلم می‌خواست دوباره تو رو با این لباس ببینم.

وقتی که نبودی...

خوابتو با همین لباس دیدم.

چی سرم اومده؟

هیچی یادم نمیاد.

یادت میاد.

یادت میاد.

من کمکت می‌کنم تا همه‌چی رو به یاد بیاری.

همیشه باهات هستم. نگران نباش.

من باهاتم.

من همیشه باهاتم.

همیشه، برای همیشه.

پسرم خوابه؟

گذاشتمش تو تخت. حتماً دیگه داره می‌خوابه.

خوابای خوب ببینی، پسرم.

چیزی شده، پسرم؟

هیچی نیست، مامان. تو برو بخواب.

باشه.

شب بخیر، پسرم.

صبر کن. تموم شد. نترس.

نمی‌فهمم چرا

یهو اومدم پایین.

می‌ترسم.

هیچ وقت نیا پایین.

اون پایین خاطرات بدی هست که نباید به یاد بیاری.

اگه یادشون بیاری، حالِت خیلی بد میشه.

واسه همینه که قفلش کردم. هیچ وقت نیا پایین!

و هیچ وقت سعی نکن بری تو.

باشه؟

هیچ وقت سعی نکن بری اون تو. حتی به اون در هم نگاه نکن.

باشه؟

عشقم.

باشه. بریم بخوابیم حالا.

میرم سگ‌هایی که دارن پارس می‌کنن رو چک کنم. میام، اینجا منتظر باش.

سه‌شنبه

پسرتون محمد حالش چطوره؟ بهتر شده؟

نه می‌تونه حرکت کنه.

نه حرف بزنه.

بعضی وقتا حس می‌کنم که شاید یه کم انگشتاش رو حرکت میده.

آها، خدا کمکش کنه.

امیدوارم زودتر حالش خوب بشه.

آمین. امیدوارم.

اورهان ناظر این روزا خیلی مشغوله.

اونم غم بزرگی داره.

هم برای من، هم برای اون خیلی سخته.

روزای سختی رو داریم می‌گذرونیم.

شنیدم که دیگه باهات حرف نمی‌زنه. درسته؟

نوش جان، رفقا.

ممنون، تو هم نوش جان.

ممنون.

بیرون، دم در.

می‌کُشن!

با پیچوندن مغز و...

More Farsi Persian subtitles for Siccîn 3: Cürmü Aşk

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left