Love Life

Love Life

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Love Life US S01E07 1080p WEB H264-BTX
Love Life US S01E07 720p WEB H264-BTX
Love Life US S01E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Love Life US S01E07 480p WEB x264-RMTeam
Love Life US S01E07 WEBRip x264-ION10
Love Life US S01E07 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Un comentario de _SinCities_
🌀 سینا صداقت | FilmoGen.Org 🌀

Etiquetas

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
webrip
BRip
Publicau o: 2020-06-12
Descargas: 34
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫این اواخر، داربی وارد

‫یه رابطه‌ی احساسی با خودش

‫و یه رابطه‌ی جسمی

‫با یه برنامه‌نویسِ شرکت تازه تأسیس ‫اسکوتر الکترونیکی شده بود

‫ازرا قیافه‌ی خوبی داشت

‫و هیچ شخصیتی نداشت،

‫که کاملاً مناسبش بود

‫فقط باید یه لحظه بس کنم

‫ببخشید

‫خوبی؟

‫بیشتر دخترها بهم میگن ‫خیلی خوب بلدم بخورم

‫همینطوره. خیلی خوبه

‫فقط حس می‌کنم

‫یه مشکلِ خیلی کوچیکی هست

‫و فقط می‌خوام، یه معمای کوچولو به جا بذارم،

‫می‌دونی؟

‫پس، من...

‫بهت زنگ می‌زنم

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

‫داربی، خیلی خوشحالم که زنگ زدی

‫تمام روز مشغول تمیز کردنِ خونه بودم

‫تصمیم گرفتم احساساتِ بدم رو پاکسازی کنم

‫و می‌خوام بدونم می‌خوای ‫عروسک‌هات رو چیکار کنم

‫مامان؟

‫همه چی روبراهه؟

‫آره، همه چی خوبه

‫می‌خواستم بهت بگم

‫دارم آپاندیسم رو عمل می‌کنم

‫لازمه بیام اونجا؟

‫نه. نه

‫من با سارا هستم. اون اینجاست

‫شاید

‫آره، اگه درخواستِ زیادی نیست

‫باشه، خیلی سریع خودم رو می‌رسونم

‫چیزیت نمیشه، خب؟ من دوستت دارم

‫مرسی. دوستت دارم، مامان

‫- خدافظ ‫- باشه

« هفت: کلودیا هافمن »

« ‏2017 - شش ماه بعد از مگنوس »

‫یه جایی ساعت پنجه

‫خدای من

‫آخه، همه فکر می‌کردن من احمقم

‫چون جیم می‌خواست ازدواج کنیم

‫می‌خوام این صندلی زیر اون عکس‌ها باشه

‫اوه، باشه

‫آخه، ازدواج هیچ ارزشی نداره

‫من با دوتا بچه ازدواج کرده بودم

‫- که تظاهر به بزرگ بودن می‌کردن ‫- باشه

‫آخه، ببین چه اتفاقی بین...

‫- بین داربی و مگنوس افتاد ‫- خدای من

‫عجب عوضیِ ناامیدکننده‌ای از آب در اومد

‫اوه!

‫یواش، یواش، یواش

‫- فقط باید برم دستشویی ‫- باشه، بیا اینجا

‫- بذار بغلت کنم ‫- اوه، مامان. خدای من

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- من می‌برمت اونجا

‫نه، نه، نه. چیکار...

‫داری خیلی بدترش می‌کنی

‫خدای من. باشه، آروم باش. آروم باش

‫می‌تونی یکم به من تکیه، خب؟

‫- شماها کمک لازم دارید؟ ‫- نه

‫فقط میریم یه ذره جیش کنیم

‫خیلی خب، باشه، بذار من...

‫ببخشید که مجبور شدی این همه ‫راه تا اینجا بیای تا کمک کنی

‫اوه، مجبور نبودم، می‌خواستم بیام

‫و باورت بشه یا نه، فرقِ بزرگی بینشون هست

‫الان یکی از اهدافم تو ‫جلساتِ مشاوره که میرم

‫اینه که بیشتر تو زندگی کسایی ‫که دوست دارم حاضر باشم

‫شینا سعی داره کاری کنه درک کنم

‫روابط دو طرفه هستن، خب؟

‫آخه، نمی‌تونی از یه فنجونِ خالی چیزی بریزی

‫آره

‫ببخشید، فکر کنم یادم رفته چطوری بشاشم

‫اوه، می‌دونی چیه؟

‫این به خاطر بیهوشیه

‫بعد از جراحی برداشتِ رحمم ‫این اتفاق برای منم افتاد

‫فشار نده، وگرنه مثل من ‫بخیه‌هات رو پاره می‌کنی

‫یه موی زبر روی چونه‌ام در اومده

‫و قسم می‌خورم، شبونه رشد می‌کنه

‫خب، عزیزم، حالا نوبتِ منه. ‫یالا، عجله کن.

‫باید برم، باید برم. ‫باید برم.

‫- باشه ‫- یالا

‫مامان

‫هی، میشه یکم از این کِش برم؟

‫آره، البته

‫باید برم یه ستاره‌ی یوتیوبِ 17 ساله

‫اهلِ تورنتو به اسم دی‌جی فاک‌بوی رو ببینم

‫نه

‫آینده‌ی موسیقی تیره و تاره، رفیق

‫بعدش برمی‌گردی؟

‫نه، نمی‌تونم

‫باید برم سرِ یه نمایش تو هلز کیچن

‫صبر کن، پس من رو با کلودیا تنها می‌ذاری؟

‫آخه، فعلاً که رفتارش کاملاً یکنواخت و خوبه

‫ولی وقتی تنهاییم تبدیل به نفرت انگیزترین ‫نسخه‌ی ‏14 ساله‌ی خودم میشم

‫لطفاً بمون و نذار درگیر شیم

‫اون دوستت داره، پس این واسه همه برد برده

‫می‌دونی، فقط باید ممنون باشی که اون

‫می‌خواد اینجا کنارت باشه

‫آخه، من حتی نمی‌دونم مادرم کجا زندگی می‌کنه

‫اون می‌ترسه بهم زنگ بزنه

‫چون فکر می‌کنه اداره‌ی مالیات از سیگنال گوشی ‫برای ردیابیش استفاده کنه

‫ببخشید، دیگه غُر نمی‌زنم

‫نه، اشکالی نداره

‫نمی‌خواستم خجالتت بدم

‫یه حالِ عجیب و غریبی دارم

‫نمی...

‫فکر می‌کنم بدجوری گند زدم به رابطه‌ام با جیم

‫نه، بیخیال

‫شماها می‌تونید حلش کنید. ‫باید باهاش تماس بگیری.

‫فقط خیلی دلم براش تنگ شده

‫آره، می‌دونم

‫باشه، دیگه باید برم

‫ولی چندتا قرصِ ویتامین واسه راهم کِش میرم

‫راحت باش

‫دوستت دارم، داربی

‫منم دوستت دارم

‫می‌دونی، می‌تونی هر وقت خواستی بهم زنگ بزنی

‫آره، مرسی. می‌بینمت

‫خدافظ، ملکه

‫مراقب خودت باش، سارا. ‫چیکار کنم، این؟

‫- آره ‫- درسته؟

‫- آره! ‫- آره، ملکه

‫خدافظ

‫اون سارا دوستِ خوبیه

‫ای کاش منم یه سارا داشتم

‫حالت چطوره؟

‫- گرسنته؟ ‫- نه زیاد

‫نظرت در مورد کره‌ی بادوم زمینی و ژله چیه؟

‫عزیزم، کره‌ی بادوم زمینیت رو نذار بالای اجاق،

‫چون حرارت بالا میره

‫و ممکنه پلاستیکِ روی ظرفش ذوب بشه، باشه؟

‫و این... این مواد سمّی رو ‫مستقیم وارد مغزت می‌کنه

‫چیزی در مورد مگنوس شنیدی؟

‫خب...

‫سه ماه بعد از جدایی‌مون ‫شنیدم که با یه زنی زندگی می‌کنه

‫باورت میشه؟

‫وای

‫حتماً خیلی درد داشته که ‫انقدر سریع فراموشت کرد

‫بعد از این که تو رو گروگان گرفت

‫و بهترین سال‌های عمرت رو گرفت

‫حداقل من و بابات، تو رو داریم

‫مامان، همش دو سال بود. ‫چیز مهمی نیست.

‫دو سالِ مهم

‫خب، فقط فکر می‌کنم باید برگردی اون بیرون

‫و با یه آدم جدید آشنا شی و یکم خوش بگذرونی

‫دارم خوش می‌گذرونم

‫راستش با یه پسری به اسمِ ازرا دوستم

‫باشه، یالا بیا اینجا بشین

‫و یه نگاهی به این پروژه‌ی فنگ شویی

‫که روش کار می‌کنم بنداز

‫- بذار کمکت کنم ‫- کاری نداره، مامان

‫- چیزی نیست، چیزی نیست ‫- عزیزم، من این همه راه اومدم

‫بذار کمکت کنم. اگه...

‫عالیه

‫می‌تونی بهم تکیه کنی

‫- اینجا خیلی قشنگ شده ‫- آره؟

‫- اوهوم ‫- دوستش داری؟

‫نظرت در مورد میزِ کوچیکی که اونجاست چیه؟

‫- خوبه. خیلی خوبه ‫- واقعاً؟

‫ما رو ببین. دوتا زنِ مطلقه

‫یه جورایی باحاله

‫من رو یاد زمانی

‫میندازه که با گروه دخترانِ ‫پیشاهنگت رفتیم بیگ بر

‫یادته چقدر بهمون خوش گذشت؟

‫وقتی به پیچکِ سمّی دست زدم؟

‫اوه، به پیچکِ سمّی دست نزدی، داربی

‫به خاطر گرما کهیر زدی

‫نه، تو گفتی واسه گرما کهیر زدم

‫چون نمی‌خواستی اسب سواری رو از دست بدی

‫چون این تنها فعالیتی بود ‫که می‌خواستی انجام بدی

‫از طناب نوردی می‌ترسیدی،

‫نمی‌خواستی بری تو دریاچه، ‫البته سرزنشت نمی‌کنم،

‫اون آب به نظر خیلی کثیف میومد

‫خب، مرسی که همه‌ی اینا رو یادم انداختی،

‫چون تونستم همش رو از ذهنم پاک کنم

‫واقعاً؟ فکر می‌کردم دوستش داشتی

‫من دوستش داشتم

‫احساس می‌کردم خیلی...

‫بهت وابستگی دارم

‫تو به پام چسبیده بودی

‫مامان

‫این خیلی قشنگه

‫این رو نمی‌دونستم

‫بهت گفتم که مادربزرگ جنت

‫از یه مربی تو ایکوناکس پیشنهاد ازدواج گرفت؟

‫خب یعنی خوش به حالِ مادربزرگ، آره؟

‫خب، منم همین رو گفتم

‫اگه مادرم هنوز می‌تونه ‫توجه مردها رو جلب کنه،

‫پس بهانه‌ی من چیه؟

‫خب ببین چیکار کردم

‫خدای من، مامان، عضوِ تیندر شدی؟

‫تیندر یه جورایی زیاده رویه

‫خب، لازم نیست با هرکی که تو تیندر ‫آشنا میشی سکس کنی، داربی

‫می‌تونی فقط بری و یه فنجون قهوه بخوری

‫این رو می‌دونم. من...

‫می‌دونم نرم‌افزارِ دوست‌یابی چطوریه

‫من این کارو نمی‌کنم

‫ببخشید، فکر کنم یه چُرتی می‌زنم

More Farsi Persian subtitles for Love Life

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left