Nightmare

Nightmare

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Nightmare 1964 720p BluRay x264-x0r SDH
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian nightmare 1964 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2026-01-08
Descargas: 14
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

جنت. کجایی، جنت؟

جنت، اومدی کمکم کنی، عزیزم

مگه نه؟

بیا عزیزم. خودت می‌دونی من کجام

جنت، منتظرم

جنت

کجایی؟

منتظرم

درسته عزیزم. بیا اینجا

درسته عزیزم، همین‌جا

من اینجام، جنت. لطفاً کمکم کن

کمکم کن عزیزم. کمکم کن

کمکم کن

کمکم کن، جنت

حالا هر دوتای ما رو گرفتن، نه؟

باید همین‌طور می‌شد. مگه نه؟

هر دومون دیوونه‌ایم، نه؟ هر دومون دیوونه‌ایم

نه! هر دومون دیوونه‌ایم

نه! من دیوونه نیستم

نه! من دیوونه نیستم

نه! من دیوونه نیستم

برگردین به تخت‌خواب، دخترا. جنت

جنت، اون همه سر و صدا برای چی بود؟

خواب دیدم و

همون همیشگی؟ من

جنت، بیا. برگرد و دراز بکش

باید سعی کنی بخوابی

بجنب دیگه

هیس

شب بخیر

بیا دیگه

همه‌جا رو دنبالت گشتم

چرا با بقیه نبودی؟ من زیاد محبوب نیستم

من خواب بقیه رو به هم می‌زنم. تو هم خواب منو

تو فرق می‌کنی. این بخشی از کارته

وظیفه‌ی من درس دادنه. حالا می‌شه لطفاً اون رادیو رو خاموش کنی؟

خانم هچر برای چی می‌خواست تو رو ببینه؟

می‌خواد یه دکتر تو رو ببینه. نه

چرا؟ اون که نمی‌تونه مجبورم کنه، می‌تونه؟

اگه نری ممکنه بفرستدت خونه. ترجیح می‌دم برم خونه

ولی تو اینجا رو دوست داری. من نمی‌خوام دکتر برم

حداقل نه پیش اون دکتری که اون می‌خواد منو بفرسته

هنری خبر داره؟ هنری کیه؟

قیم من. هنری باکستر. اون وکیله

فکر کنم خانم هچر بهش زنگ بزنه

اگه بخوام برم خونه مجبوره زنگ بزنه

اون از وضع من خبر داره. درک می‌کنه

چی رو باید درک کنه؟

همه‌چی رو. دکترا و

هنری میاد و منو می‌بره

وقت خوابه دخترا

شب بخیر

راحتی؟ من اینجا چیکار می‌کنم؟

خانم هچر فکر کرد این‌جوری برای بقیه‌ی دخترا بهتره

فردا می‌ری خونه

با هنری حرف زد؟ بله، حرف زد

متأسفانه آقای باکستر نمی‌تونه بیاد دنبالت

چرا؟ نمی‌دونم

در هر حال، همه‌چی درست می‌شه

من باهات میام خونه

چرا؟ راه طولانیه

خانم هچر فکر کرد شاید بدت نیاد کسی همراهت باشه

نظر خودت چیه؟

من از این فکر خوشم اومد. تنوع خوبیه

خب، دیگه

شب بخیر

تعجب می‌کنم چرا هنری نتونست بیاد دنبالمون

احتمالاً تو خونه منتظرته

آقای باکستر خونه‌ست، جان؟ آقای باکستر؟ فکر نمی‌کنم، دوشیزه جنت

از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، جان

منم از دیدن دوباره‌تون خوشحالم دوشیزه جنت

امیدوارم همه‌چی مرتب باشه. چطور؟

وسط ترم برگشتین خونه. فکر کردم شاید حالتون خوب نبوده

حالم کاملاً خوبه، ممنون

چقدر طول می‌کشه؟ حدود نیم ساعت

اوضاع تو «های تاورز» چطوره، جان؟ خوبه دوشیزه جنت، عالیه

جان یه دوست خیلی قدیمیه، مگه نه؟ منم دوست دارم این‌طور فکر کنم، خانم

جان و خانم گیبس. حال خانم گیبس چطوره؟

مثل همیشه دوشیزه جنت، هیچ فرقی نکرده

طبیعتِ این اطراف خیلی قشنگه

یواش‌تر برو، جان

اونجا دیگه کجاست؟ نگه دار، جان

بهتره نگه نداریم دوشیزه جنت

کاری که می‌گم رو بکن. خواهش می‌کنم دوشیزه جنت. می‌دونید که

مطمئنم جان بهتر می‌دونه، جنت. به تو مربوط نیست

تا وقتی صحیح و سالم نرسوندمت خونه، همه‌چی به من مربوط می‌شه

خانم گیبس! خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمتون. خیلی زیاد

ظاهرتونم عالیه، عالی. هنری اینجاست؟ آقای باکستر؟

نه، اینجا نیست عزیزم. چرا؟

آقای باکستر؟ برای چی باید اینجا باشه؟

آره، باید باشه. باید می‌اومد ایستگاه دنبالم

شاید بعداً بیاد. خیلی مشتاق دیدنش بودم

اتاقم آماده‌ست؟ بله، شومینه رو هم روشن کردم. حالا بیا تو

پس مری چی؟ ایشون دوشیزه لوئیس هستن. تو مدرسه‌ی من درس می‌دن

از ملاقاتتون خوشبختم. من هم همین‌طور

دوشیزه لوئیس رو تو اتاق آبی اسکان دادم

چرا؟ مگه اتاق مهمون چشه؟

متأسفانه تقصیر منه. شما کی هستید؟

خودم رفتم تو اتاق مهمون. ولی هر وقت بخوام می‌تونم جابه‌جا بشم

شما کی هستید؟ اسم من گریس مدوکس‌ـه

بله. آقای باکستر ازشون خواستن که بیان اینجا

فکر کرد شاید دلت بخواد کسی پیشت باشه

چرا؟

فکر کرد شاید تنها بمونی

فکر خوبیه به نظر می‌رسه

بله، همین‌طوره. اشکالی نداره برین اتاق آبی؟ خیلی اتاق قشنگیه

رنگ مورد علاقه‌ی منه. خوبه، پس من راه رو بهتون نشون می‌دم

نه، شما راهنمایی‌شون کنین خانم گیبس

گریس، تو با من بیا

یه نامه براتون دارم خانم. نامه؟ برای من؟

بله. همین امروز صبح رسید

نامه برای من؟

تو نامه چی بود؟

گفته بود متأسفه که نتونسته بیاد اینجا دنبالت

ولی سعی می‌کنه یه روزی تو هفته‌ی آینده بیاد اینجا

برام گل فرستاده

دیدیشون، نه؟ آره، خیلی قشنگ بودن

دیگه چی گفته بود؟ هیچی

فقط ازم تشکر کرده بود که تو رو آوردم خونه. این دقیقاً اخلاق خودشه

اون خیلی مهربونه

حیفه که نمی‌بینیش. شاید یه وقت دیگه

دیگه وقت خوابته. من دیگه تو مدرسه نیستم

ببخشید، از روی عادته. در هر صورت من دارم می‌رم

روز شلوغی بود. شب بخیر، گریس. شب بخیر

خیلی خوشحالم هنری تو رو فرستاد تا تنها نباشم

منم خوشحالم. شب بخیر، مری

گریس

اسب‌سواری بلدی؟ آره، یه کم

خوبه. پس فردا می‌ریم بیرون. شب بخیر

شب بخیر. قهوه‌ی بیشتری میل دارید؟

نه، ممنون. یه چیز دیگه هم تو نامه بود

آقای باکستر ازم خواست هر چی درباره‌ی جنت می‌دونم به شما بگم

چی می‌خوای بدونی؟

حالش خوب نیست، مگه نه؟

تو فقط یه همراه نیستی، هستی؟ نه، من پرستارم

جنت می‌دونه؟ نه

اگه جای تو بودم بهش نمی‌گفتم. قرار هم نیست بگم

به نظر می‌رسه از دکترها می‌ترسه. شاید این ترس شامل پرستارها هم بشه

بله، احتمالاً همین‌طوره

آقای باکستر فکر کرد حالا که قراره همراه داشته باشه

بهتره کسی باشه که بتونه تو مواقع اضطراری کمک کنه

فکر خوبیه به نظر می‌رسه

آقای باکستر رو خوب می‌شناسی؟ نه، تاحالا ندیدمش

همسرش منو استخدام کرد

فکر کنم یه سری به جنت بزنم، بعدش برم بخوابم

خانم گیبس هر چی لازم داشته باشی برات فراهم می‌کنه. ممنون

شب بخیر. شب بخیر

چیزی لازم دارید خانم؟ نه، ممنون. دارم می‌رم بخوابم

پس شب بخیر خانم. شب بخیر

می‌تونم اینا رو جمع کنم؟ بله، حتماً

لطف کردین جنت رو آوردین خونه. از سفر لذت بردم

حالش خوبه، نه؟ بدتر نشده؟

بدتر؟

طفلکِ عزیز. نمی‌دونم چطوری باهاش کنار میاد، واقعاً نمی‌دونم

منظورت چیه؟ این چیز وحشتناکی که داره عذابش می‌ده

شب و روز یه لحظه هم از دستش آرامش نداره. چه چیزی، خانم گیبس؟

نمی‌دونید؟ نه، نمی‌دونم

معذرت می‌خوام خانم، من... خواهش می‌کنم خانم گیبس. من خیلی به جنت علاقه دارم

اونم به شما علاقه داره. آخرین باری که خونه بود بهم گفت

معذرت می‌خوام خانم. فکر کردم درباره‌ی مادر و پدرش می‌دونید

فقط می‌دونستم مُردن. نمردن

حداقل مادرش نمرده. مادرش هنوز زنده‌ست؟

اگه بشه اسمشو گذاشت زندگی. تو یه تیمارستان زندانی‌یه

حتماً امروز بعدازظهر اونجا رو دیدین

چقدر وحشتناک

نه به وحشتناکیِ کاری که مادرش کرد و باعث شد بره اونجا

اون چیکار کرد؟

شش سال پیش بود. شش سال پیش همین ماه

اون موقع جنت ۱۱ سالش بود، یه بچه‌ی خیلی شاد

همیشه می‌خندید و شوخی می‌کرد. اون روزها خیلی بهمون خوش می‌گذشت

اینجا خونه‌ی شادی بود. جنت، مادرش و پدرش

چی شد؟ روز تولد جنت بود

من و اون بعد از ناهار رفته بودیم پیاده‌روی

مادرش حالش خوب نبود و تو تخت‌خواب استراحت می‌کرد

برای همین یه مهمونی عصرونه‌ی کوچیک ترتیب داده بودیم

که قرار بود تو اتاق مادرش برگزارش کنیم

وقتی برگشتیم، فکر کنم حدود ساعت ۳ بود

جنت یه سری گل وحشی پیدا کرده بود که برای مادرش چیده بود

می‌خوام اینا رو ببرم بالا برای مامان. اول کتت رو دربیار

نه، بعداً

سالش بود خانم، فقط ۱۱ سال ۱۱

می‌تونید تصور کنید یه همچین اتفاقی چه بلایی سر ذهن یه بچه میاره؟

نه

تشخیص دادن که مادرش مجنونه

شاید اگه نبود بهتر می‌شد

شاید بهتر بود اگه یه قتل خونسردانه می‌بود

توسط یه آدم عاقل و معمولی

چرا اینو می‌گی؟

جنت بعد از اون ماجرا دچار فروپاشی عصبی شد. هفته‌ها تو بیمارستان بود

و وقتی مرخص شد، نگرانی‌هاش شروع شد

همین چیزیه که این دو سال اخیر عذابش داده

نگرانیِ وحشتناک از اینکه نکنه چیزی رو از مادرش به ارث برده باشه

اینکه نکنه اونم دیوونه بشه. این خیلی محتمل نیست، هست؟

نمی‌دونم خانم. شنیدم این اتفاقات ممکنه بیفته

نه خیلی زیاد. شاید نه، ولی

تاحالا به این فکر کردین که همین نگرانیِ وحشتناک از وقوعش

می‌تونه برای دیوونه کردن یه آدم کافی باشه؟

کی اونجاست؟

شمایید خانم. اومدم پایین یه کتاب بردارم

فکر کردم همه خوابیدن. ببخشید اگه ترسوندمتون

Nightmare subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left