Parenthood

Parenthood

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Parenthood 2010 S02E17 Do Not Sleep With Your Autistic Nephews Therapist 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 17 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-23
Descargas: 17
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

سلام بابا. اون الان عوض شده.

یادمه تو خونه وضعیت چطور بود.

واقعاً براش خوبه، می‌دونی، که باباشو ببینه. واقعاً همینطوره.

واقعاً؟ نمی‌دونم.

این یکی رو با همسر سابقم نوشتم.

فقط همینقدر می‌خوام در موردش بگم.

نمی‌تونم با کسی ازدواج کنم که نذاره هیچ تصمیمی بگیرم.

کم‌کم دارم می‌فهمم تو خیلی کنترل‌کننده‌ای. اینو پس می‌خوای؟

چرا قهر کردی؟

ظاهراً من... نباید هیچ تصمیمی بگیرم.

راستی، اون نامزدته.

تازه، من اینجا کار می‌کنم و نمی‌خوام اینم خراب کنم.

سلام به همگی.

آفرین مکس. کی برای پنکیک‌های معروف من آماده‌ست؟

سلام عزیزم. سلام.

سلام آقای بریورمن.

الکس، چطوری؟ خوبی؟ خوبه.

مکس، یه ترفند دیگه دارم بهت نشون بدم ولی اول باید به بابات سلام کنی.

سلام بابا. سلام عزیزم.

ترفند اینه که باید آروم پرتش کنی.

و بعد از روی ساعدت بلندش کنی.

یه پاس قلابیه. یه ترفنده. اینجوریه.

همینه. دقیقاً.

ممنون که رفتی خرید. اون دوباره اینجاست.

باشه.

عزیزم، منظورم اینه که اون تمام این هفته هر روز اینجا بوده.

و یکشنبه، می‌دونی که روز پنکیک‌پزی منه. وقت خونواده‌ست.

تو باید آروم باشی. متاسفم. من آرومم.

باشه. تقصیر منه. من گفتم اشکالی نداره که اون می‌خواست بیاد اینجا.

اوه، باشه، پس اون الان همیشه اینجاست؟

منظورم اینه که نگاش کن. با مکس چقدر خوب نیست؟

داره بهش ترفندهای بسکتبال یاد میده. من نمی‌دونم چطور این کارو کنم.

و دارن از کنار هم بودن لذت می‌برن. هدی واقعاً خوشحاله.

اون روی صندلی منه.

اون صندلی تو نیست و اینو خودت هم می‌دونی.

تمام صبح رو باهاش بازی کرده. یعنی، این عالیه.

اگه بره تو یه تیم بسکتبال چی؟

عالی میشه. حق با توئه. تمام صبح یه کلمه هم در مورد حشره‌ها حرف نزده.

حس می‌کنم از یه زندان خیلی بد آزاد شدم.

هی، اشکالی نداره که الکس اینجاست، درسته؟

آره، خوبه. باشه.

آره.

امروز اون بازی بسکتبال رو داری؟

آره، دارم. چرا؟

می‌تونی الکسو دعوت کنی.

به بازی بسکتبال من؟

منظورم اینه... عزیزم.

چی؟ هر کسی می‌تونه بازی کنه، درسته؟

و اون واقعاً خوبه. خوش می‌گذره.

و شماها می‌تونید همدیگه رو بهتر بشناسید.

آدام، می‌خوای امتحانش کنی؟

امم، نه، ممنون.

باشه. من فقط می‌خوام اینو بگم چون کس دیگه‌ای نمی‌گه، می‌دونی.

درو کجاست؟ چرا اجازه دادیم درو بره با اون آقا صبحونه بخوره؟

اون آقا باباته. رفتن صبحونه. تو دعوت نبودی.

من نمی‌خوام برم. ما اینجا داریم به عنوان یه خونواده دور هم جمع می‌شیم، می‌دونی، و اون اینجا نیست.

این اولین باریه که من از تو می‌شنوم در مورد وقت گذراندن با خونواده حرف می‌زنی، نه؟

دارم بهم خوش می‌گذره. می‌خوای به خاطرش مسخرم کنی؟

نه عزیزم. من فقط می‌گم، آروم باش. دارم بهم خوش می‌گذره.

همه. سلام.

کمیل، هنوز ندیدمت.

زیبا به نظر می‌رسی.

سلام، ست.

هی ست، ممنون که برش گردوندی.

خواهش می‌کنم.

سلام عزیزم.

درو بهم گفت که اون شب چطور ترکوندی تو اون...

برنامه ترانه‌سرایی، اون اوپن مایک.

عالیه. لطفاً. من نمی‌گم که، می‌دونی، ترکوندم.

خیلی خوب بود.

همه توی تماشاچیا بریورمن بودن.

اونا بدترین آدمن که می‌شه تو تماشاچیا داشت. حتی حقیقت نداره.

تقریباً حقیقت داشت. اونا افتضاحن.

هی، بریورمن‌ها منتقدهای سرسختی‌ان. بهم اعتماد کن.

به هر حال، اینو برات گرفتم.

چی؟

آره، فقط یه گیتار قدیمی و داغونه ولی صدای فوق‌العاده‌ای داره.

این سیم‌های خیلی سبک رو روش گذاشتم تا بتونی تمام روز ساز بزنی.

انگشتاتو درد نمی‌گیره.

این یکی آهنگ‌های عالی می‌نویسه.

اوم.

باشه. باحاله.

ممنون.

خب، من می‌رم بالا کارامو کنم.

پس وقتی آماده شد، بهم زنگ بزن، باشه؟

می‌بینمت.

باشه.

بعداً نگاهش می‌کنه. مطمئنم خوشش میاد. آره.

چی شده، عزیزم؟

آره. چرا غذا نمی‌خوری؟

این مرغه؟

اوم-هوم.

مرغ گوشته؟

آره. مرغ گوشته.

خب، پس نمی‌تونم بخورمش.

چرا؟

من گیاه‌خوارم.

اوم.

ولی تو گیاه‌خوار نیستی چون عاشق مرغی.

عاشقشم. دیگه عاشقش نیستم.

عزیزم

گوشت... پروتئین زیادی داره

و آدما به پروتئین نیاز دارن و تو هم آدمی

عزیزم، این ایده گیاهخواری از کجا به سرت زد؟

الا، اون گیاهخواره

کل خانواده‌ش گیاهخوارن

مرغ نمی‌خورم، ناسالمه

و گوشت

باشه

خب، باگ، لطفاً مرغتو بخور

ممنون. نه نه

عمراً

این سیستم بدیه

بد نیست، مکس، فقط فرق می‌کنه

ولی با این، من باید کارهای بیشتری انجام بدم

و حتی اگه کاملاً هم درست انجام بدم

بازم همون قدر زمان تلویزیون بهم می‌رسه

مکس، تو یه وکیل عالی می‌شی

فکر می‌کنم شاید باید هنوز... یه وکیل عالی

همون قدر فرصت

باشه، بهش فکر می‌کنم

ولی همون پنج امتیاز باشه، همونطور که بابا گفت. باشه. مکس، مکس

اومدم

اگه تو طول هفته هشت تا از ده تا استیکر رو بگیری، می‌گیری...

سلام. هی. بیا تو

ممنون. چطوری؟

خوبم. خوب. از دیدنت خوشحالم

دارم رو سیستم استیکر مکس کار می‌کنم

اونو باید با مامانت حل کنی

من فقط می‌خوام عذرخواهی کنم

واقعاً از اینکه تولد مکس رو از دست دادم احساس بدی دارم

منظورت چیه؟ جبار مریض بود. اشکالی نداره

اصلاً چیز مهمی نیست. نه. مریض نبود

اوه

به خاطر اتفاقاتیه که بین من و کراسبی افتاده

همه چی روبراهه؟

خب، ما دعوامون شد و اون تو قایق مونده

متاسفم. چی شده؟

حتی خودم هم نمی‌دونم چی شده

و نمی‌دونم مشکل بزرگیه

یا اینکه فقط دو دل شدیم. نمی‌دونم

چه خبره. واقعاً متاسفم

گبی، چرا نمی‌تونم باهات در مورد این صحبت کنم؟

چون، مکس، من مامانت نیستم

مهم نیست. خب، اول از همه، گوش کن

باشه. خیلی دوستت دارم

جبار رو دوست دارم

ممنون. تو خانواده‌می

باشه؟ ممنون

این فقط یه کوچولو مشکل پیش اومده، می‌دونی؟

شما یه مشکل کوچیک دارین. چیز مهمی نیست. منظورم اینه که...

گبی!

ببخشید

آه، توپ!

خوبی؟ مطمئنی؟

خوبم

دل درد پریود؟ واکرت رو می‌خوای؟

بهتره زمین رو بدویی، رفیق

آره. تب، بچه‌ها

من می‌گیرمش

فکر می‌کنی می‌تونی اونجا یه کم بیشتر تمرکز کنی؟

آره. من نبودم که الکس لت و پارم کرد

پس اثاث کشی کردی، هان؟

برگشتی به قایقت؟

این رو از کجا شنیدی؟

جاسمین با کریستینا صحبت کرد

چه خبره؟ جاسمین به کریستینا گفت؟

آره. فکر کردم چند روز پیش در مورد اینا حرف زدیم. آره

فقط از این متنفرم که داری بهترین چیزی رو که

تو زندگیت برات اتفاق افتاده رو دور می‌ریزی،

فقط به خاطر اینکه احساس می‌کنی الان یه کم زورگو شده

باید یه کم از قضاوت‌های تو فاصله بگیریم

من قضاوتت نمی‌کنم، کراسبی. من قضاوتت نمی‌کنم. چرا، داری قضاوت می‌کنی

من نگرانتم. آره، داری قضاوتم می‌کنی

نه، نیستم. همیشه قضاوتم می‌کنی، رفیق!

همیشه جوری نگام می‌کنی انگار یه احمق بی‌عرضه‌ام که همیشه گند می‌زنه

متاسفم که مثل تو بی‌عیب و نقص نیستم، باشه؟

حتماً خیلی کلافه کننده‌ست

میشه یه لحظه صداتو بیاری پایین؟ دارم تلاش می‌کنم

خدای نکرده من تو زمین بسکتبال داد بزنم!

اینم یه اشتباهه؟

این جزئی از بزرگ شدنه

جدی می‌گی، می‌خوای بری؟ نه. دارم الکی می‌رم

هی، امبر

میشه لطفاً انقدر با بابا بی‌ادب نباشی؟

هووم. همینجوری نیا اینجا و این حرفا رو بهم نزن

راسته. هر وقت سعی می‌کنه باهات حرف بزنه، انقدر باهاش بی‌ادبی

اصلاً بهش هیچ فرصتی نمی‌دی. من انقدر بی‌ادبم؟

می‌دونی چی به نظرم بی‌ادبیه؟ چی؟

به نظرم بی‌ادبیه که خانواده‌ت رو ترک کنی

به نظرم بی‌ادبیه که ولشون کنی چون نمی‌خوای باهاش کنار بیای

باشه، امبر. و بعدش بی‌ادبیه که برگردی اینجا و وانمود کنی

همه چی روبراهه. تو حق داری عقیده‌ت رو بگی، باشه؟

و منم همینطور. این یه عقیده نیست! این چیزیه که واقعاً اتفاق افتاد

و این چیزیه که من دارم سعی می‌کنم بهت بگم

اون ترکمون کرد! دیگه نمی‌خواست باهامون باشه! می‌فهمم! درک می‌کنم!

ولی اون الان اینجاست

این چیزیه که بارها و بارها سعی کردم بهت بگم

داره سعی می‌کنه باهامون باشه، داره سعی می‌کنه باهامون وقت بگذرونه

اوه، واقعاً داره تلاش می‌کنه، مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left