As primeras 200 linias.
«MutantX قسمت آخر از فصل اول»
!کِلی
.بیخیال
.فکر کردم با هم دوستیم
.برو به جهنم , اینم یه پیش نمایش ازش
.میدونی که زیاد دیگه نمیتونی اینکارو بکنی
.هی
.این یه اشتباه بزرگه
مادرت تا حالا بهت گفته که لاستیک بپوشی؟
.میتونیم تمام شب علاف اینکار بشیم
.برنان
این دیگه چه کوفتی بود؟
.نمیدونم
.کمک کنید
.نه
. لطفا کمک
.نمیتونیم اجازه بدیم در برن
.نه یه چیزی اینجا درست نیست
.بیا باید بریم
.لطفا کمک کنید
Mostafa.p مترجم
.گفتی اونا همه جهش یافته بودن
..آره , زنی که مسئول اینکار بود .اون قدرت انرژی محرکه داشت
.و اون یکی از وحشی ها بود و کارش واقعا درست بود
.آره , ولی موردی نبود که نتونیم از پسش بر بیائیم
.و بعدش برنان مثل توپ پرت شد
.ولی تو گفتی که اون زن نیروی محرکه داشت
.شاید کار اون بوده
.. نه , نه
.دربارش فکر کردم
.کار اون نبود
.
مهم تر اینکه گذاشتیم اون حرمزاده ها دختره رو .بگیرن و فرار کنن
.بعضی وقتا احتیاط بهتر از شجاعت ـه
.تا حالا شده برنان با احتیاط عمل کنه
.خوب , مشکل همینه
..ببینید میدونم بعضی اوقات کارهای عجیبی میکنم
.که باعث تفریح شما هم میشه
اگه ایکارت یه گروه متشکل از جهش یافته ها رو بعنوان .. ماموران سازمان داره
.کارها سریع تر و به ضرر ما انجام میشه
.فکر کنم بهتره اقدام عجولانه ای انجام ندیم
.من هنوزم میگم باید برای هرچیزی آماده بشیم
.قطعا
هی , کجا داری میری؟
.آدام الان اصلا حوصله گپ زدن رو ندارم
. بیخیال , گنده بگ
میشه بعدن انجامش بدیم؟
.من میگیرمت در نری
.سلام
.شنیدم چه اتفاقی برای برنان افتاده
اون مریضی ای چیزی داره؟
.نه نمیشه دقیقا بهش گفت مریض
..نمیدونم تا تحقیقات اولیه خودم رو انجام بدم
.چیز قطعی ای بگم
.و این به معنیه که چیزی میدونی و نمیخای بگی
..ببین , باید بدونم اگه تو هر تجربه غیر معمولی از
.توانائیت داری به مسیر اشتباهی نره
.ببین داری منو میترسونی
..یعنی من بالاخره به آرامش رسیدم با یه نوعی از
عجیب بودن و حالا داری بهم میگی که بازم هست؟
.نه , ضروری نیست
خوب این حرفت چه معنی ای میده؟
.. به این معنیه که اگه قدرت برنان از کنترلش خارج شده
ممکنه یک تصادف ایزوله شده باشه یا اینکه .. میتونه
.نشان اصلی تغییر برای همه شما باشه
.ممنون که برام ساده ترش کردی
سازمان یه موسسه علمی ژنتیکی برای پیشگامان .افتتاح کرده
. انگار ما الان بدون قطب نما وسط ناکجا آبادیم
... فکر میکنم الان کمی درباره مبارزه برای
.آزادی مون نگرانم
.. خوب
:تمام دستوارلعمل ها اینه ..شریان های اصلی رو حفظ کنید
.. از دستورات بعدی اطاعت کنید و
.. وضعیت وبسایت امنیتی رو با من چک کنید زمانیکه
به مقصدتون رسیدید , باشه؟
.موفق باشید
دیر کردم؟
.بستگی داره که میتونستی زودتر بیا یا نه
داری دنبال چی میگردی؟
..شنیدم تعدادی از ما میرن به پناهگاه
.و من میخام بهتون یه راه حل پیشنهاد بدم
من تمام واحدهای امنیتی و ماموران سازمان رو .در حالت آماده باش قرار دادم
.باید بهتر از اینا عمل کنی
."مردی که فرار کرده نامش "گابریل اشلاکه
"بیمار شماره صفر" .اولین فرزند سازمان ژنوم
این چطور به جنایتکارانی که مارو تعقیب میکنن ضربه میزنه؟
..وضعیت توانائی جدید اقای اشلاک از بدو تولد
.در وضعیت گداخته بسر میبره
.برای همینه که از پوستش اومده بیرون
.برای خوبی خودش و بقیه دنیا
خانم "فورتیر" ایده خوبیه که به تمام ماموران .. هشدار بدید
.تا از خطر بالقوه دستگیری اون آگاه باشند
.تیم من برای هر پیشامدی آماده ان , قربان
.باور کردنی نیست
.توانائی جهشی "گابریل اشلاک" خارج از کنترله
این الزامیه که اونو سریعا دستگیر کنی و .بیاریش بیاری
.بهتون قول میدم قبل از اینکه متوجه بشید اون به اینجا برگشته ..قربان
.هی , امیدوارم دیر نکرده باشم
.نه , فقط یکساعته که سعی دارم آروم باشم
خوبه چون الان تو خونه امن اتفاق عجیبی .برام افتاد
..و اگه من چند دقیقه دیگه مهلت داشتم
(شاید میتونستم آروم باشم.( کنایه
.متاسفم
فقط باید درباره این موضوع با یکی .صحبت کنم
.پس بما بگو
.من با یه دختر ملاقات کردم
چرا همه داستانای تو اینجوری شروع میشن؟
.این اصلا داستان نیست , اِما
... اون یدفه تو خونه امن پیداش شد و
.و این آگهی ها رو تحویل افراد مسئول میده
چی؟ مثل یه کلوپ مخصوص جهش یافته ها؟
"کرانه"
سازمانی برای زنان و مردان با استعداد که .. در جستجوی مکانی میگردند
.که در دنیا استحقاق آنرا دارند
.اون اسمشو گذاشته راه حلی برای جهش یافتگان
به آدام درباره این گفتی؟
.نه هنوز
.اون پشت درهای بسته ست
ما بهتره منتظر بمونیم اون خارج بشه .تا سرعت کار بالا بره
.به خونه خوش اومدی , گابریل
.تو میتونی استراحت کنی تا ما برای کار آماده بشیم
استراحت کنم ؟
. من تمام عمرم رو در کما بودم
.دیگه تا وقتی که بمیرم به استراحت نیازی ندارم
.باید از همه شما تشکر کنم
.آخ
.برنان
.خدای من , متاسفم
حالت خوبه؟
.آره , فکر کنم
این دیگه چه غلطی بود کردی؟
.تو حتی بمن نگاهم نکردی
.اصلا نمیدونستم توئی
.. انگار میدونستم اونجا بودی و همه موانع
.بخودی خود هدف گیری شده بود
.یجورائی انگار توانائیت دچار شکاف شده
..بوم
.انگار یجورائی پشت سرم رو هم میدیدم
.آره
..تو ممکنه الان همون تجربه ای رو داشته باشی
.که دیروز برنان داشت
.آدام
.آدام
.اِما یه مشکلی داره
آدام , چه اتفاقی داره می افته؟
.نمیتونم متوقفش کنم
.آخ
چه غلطی داری میکنی؟
.متاسفم
.تو کار درست رو انجام دادی
.اون خوبه
.من نمیدونم چه اتفاقی افتاد , آدام
.مشکلی نیست, جسی
.تو اینکار همه کنار هم میمونیم
.الان باید بفهمیم چطور باهاش کنار بیائیم
نتایج آزمایش خونت چیزی که بهش شک داشتم رو .تایید کرد
.. و این چیزی که داری تجربه میکنی رو
..فقط میتونم اسمشو بزارم
.رشد تکامل جهش یافتگی
رشد تکاملی؟
.. خیلی جالبه , چون این اتفاقات ناگهانی .. من مثل یه موشک شدم
..و شالیمار پشت سرش چشم در آورده
. جسی با قدرتش زیر پای منو خالی میکنه ..و اما هم با ذهنش شلیک میکنه
و همه اینا , یجور رشد جهشیه ؟
.آره
پس چطور انقدر آروم و خونسرد با این قضیه برخورد میکنی؟
.. یادته وقتی بچه بودی و برای اولین بار از
قدرتت استفاده کردی؟
.آره
... کمی باهاش مسله داشتم
.و باعث یه مشکلاتی هم شده بود
.ولی بالاخره یاد گرفتی که راه بری و حرف بزنی
همه این پیشامد ها طبیعی بودش , درسته؟
... همه اینا مشکل بنظر میرسیدن ولی همشون
.در نهایت حل شدن
و اونوقت بمن میگی نابغه؟
.آره
در مورد بقیه چی؟
.مشکلی نیست
.شالیمار خوبه
.جسی و اِما هم خوابیدن
.درسته
به اِما که صدمه نزدم ؟
ببین یه مسله ای هم هست , قبلا کمی ...هم فشار روت بوده
...که به این معنیه که چیزها تحت کنترلت در میارن
.همانطوریکه فکر میکنی
.من از همه شما قدردانی میکنم
.برای زنده نگه داشتن رویاهام
.ایکارت ما رو مجازات کرد
.با تخطی به ذهن و بدنمون
.الان اونا میخان از ما سو استفاده کنند
.بعنوان یه سلاح مخرب در برابر همنوعان خودمون
.. من نیومدم که برای کسی تکلیف کنم
.که چطور زندگی کنه
.دارم درباره دوستی حرف میزنم
.برای دوستان هم کیش مون .که از سازمان بیرون اومدن
.نه مثل گروه جهش یافتگاه که در خفا هستن
... فقط زندگی
.همونطور که مقدر شده برای زندگی کردن
.وای . معرکه بود
No comments yet. Be the first to leave one.