As primeras 200 linias.
خيلي خسته ام
امروز روي تريدميل
واقعا يک چهارم مايلش رو خوابم برد
ديشب دوباره داشتي تو خواب حرف ميزدي
آره ، از اين داروهاي جديده چرا نميتونن عوارض جانبي باحال داشته باشن؟
عوارض جانبي باحال چي ميتونه باشه؟ - چه ميدونم ، هر کاري که آکوامن ميکنه -
اوه ، اون تيشرت رو پوشيدي
فکر کردم ميخواي با يه لباس خواب تعويضش کني
با يه چيز تنگ - خيلي پيچيده ست -
سخته آدم بفهمه جلوش کدومه پشتش کدومه
جايي هم که همه چيز راجب اين تيشرت مشخصه
سرم ميره اينجا دستام ميره اينجا
و ماليدن دستات هم ، تحريک کننده ست
دستاي تميز تحريک کننده ست
والدين ، بايد حرف بزنيم - حرف يا در؟ -
من يه نفر رو دعوت کردم فردا بياد نه اينکه مهم باشه ها
اما اين شخص از قضا لزبين هستش
، ريس توي مدرسه تازه وارده و به عنوان يه دوست بهم نياز داره
من يه جورايي واسه گروه دوستان متنوعـم
که مردم رو دسته بندي نميکنه مشهورم
بر خلاف ورزشکارا ، نرد هاي خاله زنک ، دختراي بدجنس
عجيب و غريب ها
واقعا دلم نميخواد شماها اينو برام خراب بکنين
پس يعني شوخي هاي لزبيني نکنين - فکر نکنم شوخي لزبيني بلد باشم -
يه شوخي لزبيني بلدم ، اما نکته ش رو نميفهمم
خب ، من ميدونم ، بذار دوست لزبين ايو برامون توضيحش بده
اينترنت شما وصله؟ من به نظر نميتونم وارد اينترنت بشم
آره ، داريم برنامه ي کوييکن دانلود ميکنيم
هاهاها ، شوخي کامپيوتري خيلي خوبي بود يکي زنگ بزنه ديلبرت ديلبرت : شخصيت کميکي خيالي که واسه خاطر) (شوخي هاي محيط کاريش معروف هست
انگار اصلا نميدونم واسه چي اومدم اينجا
منم همين طور - چيه؟ -
حالا برو بيرون
اين در قفله کسي وارد يا خارج نميشه
فقط اينکه يه خورده هول کردم پس چطوره تو کاراي حياتي رو انجام بدي
قبوله
اين چطوره؟ - پامو قلقلک نده -
من نزديک پات نيستم ، عزيزم
کاراي حياتي چيه؟ - راستش من خودمم ديگه نميدونم -
خيلي خب ، همين ديگه ، رسماً بچه هامون تموم شد
اوه ، بيخيال
همسايه ي طبقه ي بالا فکر ميکنه دوباره ميخوايم صداي تلويزيونش رو بشنويم
خيلي خب ، من ميرم بالا
يحتمل يه آدم پيري هستش که مشکل شنوايي داره
منو به خاطر اخبار ميشناسه يه امضا ميدم بهش
و بر ميگردم پايين و ميبينم که خوابي
شرط مي بندم اين اتفاق هيچوقت واسه آکوامن نميفتاد
ببخشين
اوه ، شرمنده - اوه -
شما پير مرد نيستين
قسمت دوم - همسايه
TvCenter کاري از گروه ترجمه ي .::Behr00z::.
دقيقاً داريم اينجا چيکار ميکنيم؟ - من همسايه ي طبقه ي پايينتون هستم -
اوه ، سلام - ...اول از همه -
به ساختمون خوش اومدين خيلي خوبه که شما رو داريم
دوماً ، اين مسخره و احمقانه ست
حتي سر اشاره کردن بهش هم احساس بامزگي ميکنم
اما تلويزيونـتون يه کوچولو صداش بلنده - اوه ، خداي من -
اوه ، باشه ، ميدونين چيه؟ صداش رو کم ميکنم
بفرمايين داخل
خيلي خب ، اجازه دارم اينکارو بکنم - صداش رو زياد کرده بودم -
چون داشتم توي آشپزخونه شيريني مي پختم
بعد از طلاقم دوباره شيريني پزي رو شروع کردم
شوهر سابقم شيريني دوست نداشت
راستش ، تنها چيزي که بيشتر از شيريني ازش تنفر داشت
قهوه نخوردن طي خواب بود
نميدونم چرا دارم اين حرفا رو به شما ميزنم راستي ، من کلي هستم
من شمارو از جايي ميشناسم؟ - اين چيزي رو روشن نميکنه؟ -
با خبر بمون ، نيويورک
نه - من مايک هنري هستم -
توي کانال 4 تلويزيون ، اخبارگو هستم
ميدونم شما رو از کجا ميشناسم
توي شعبه ي استارباکس خيابون 86 ـم مي ديدمتون
با يه مردي بودين که چشماي آبي نافذي داشت
خب ، نميدونم نافذ هستن يا نه شايد يه خورده از حدقه زدن بيرون
بامزه هم هستين - ...اوه ، خب...بايد -
احتمالا ديگه بايد برم پايين
اوه ، وايسين ، ميدونين چيه؟ قبل از اينکه برين ، من يه تست کننده نياز دارم
خب ، شايد يه خورده تو ريختن وانيل زياده روي کرده باشم
و قطعا فراموش کرده باشم که فر رو روشن کنم
خيلي خب ، گند زدم
ميدونين چيه؟ فقط اينو ليس بزنين
اوه ، واوو ، خرده شکلاته ، درسته؟
منظورم اينه ، زير زبونم نيومد ، اما اما اما
ميتونم مزه شون کنم همه چيزش خوبه
من بايد برم ممنون
باخبر بمونين
خوشمزه بودن
ميشدم Us weekly خيلي طرفدار اين مقاله ي
ميشد Us Monthly اگر اسمش اونجوري وقت بيشتري داشتم
اسم مجله ي جديده؟ ، Us Monthly - چي؟ نه بابا -
اصلا گوش ميدي؟ تُرد؟ خراب کردي ، مامان -
هي ، اون ناهار مدرسه ست واسه پسرم که ميره مدرسه
خيلي خب ، کجا بودم؟ - تموم کردن بحث -
من عاشق صحبت با اَني هستم چون شنونده ي خوبيه
...اما حس ميکنم از وقتي که
ايان چند سالش بود؟
ميدونم خيلي سرت شلوغه که مشکلات منو بشنوي
فکر ميکنم واست سخته که تصور کني
که يه زن مجرد بودن و اينجا اونجا کارکردن توي اين شهر کثيف
و تلاش واسه خنديدن و سرخوش بودن توي سي و چند سالگيت چه حسي داره
خيلي خب ، کارولاين در شهر اين لقب رو بهت ميدم
چون امروز قول دادي که مراقب گراهام باشي
هر چيزي که منو از اين لپتاپ دور کنه خوبه
ساندويچ واسه صبحانه؟
واسه صبحانه نيستن واسه تو هم نيستن
مليسا اتربريج هم نداريم؟ CD جدي؟ يه دونه
خب ، فکر کنم آمريکاي اوباما همه جا هست جز اينجا
هاي کيدي لنگ که داريم CD دو تا از کي هست؟ -
اوه عزيزم ، بايد تحقيق کني
يه لزبين داره مياد ها
واي کره ي بادوم زميني و ژله
ترد شده - خب نخورين -
عزيزم ، خيلي ممنون که ديشب به همسايه گفتي
که صداي تلويزيونش رو کم کنه مرده چجوري بود؟
اوممم ، خوش برخورد بود
فقط يه همسايه ي معمولي چهره و بدن معمولي اي هم داشت
اون راستي طرف زن بودش
از طرفي کاملاً فراموش شدني بود
اوه ، ترد شده دوباره تردش کردي ، عزيزم
ساندويچ نداريم؟ - نون مون تموم شده -
عزيزم ، اين حاملگي وحشتناکه
از کرم ضد آفتاب من استفاده کن ، فرانسويه
نميدونم نرخ ارز فعلي چجوريه
اما قطعاً ارزشش رو داره
و پاشيــــده همه جا
حدود 33 تا 45 دلار به فنا رفت
اين روز همينجور بهتر و بهتر ميشه
اشکالي نداره کلي خصوصيت خوب داري
ممنون کلي خصوصيت خوب دارم
فقط ميخواستم همينو واسه زن داداشم توضيح بدم
اما اون درک نميکنه - خب ، من فکر ميکنم که تو -
داري مهمترين کار دنيا رو ميکني
خب ، قطعا در همون حد هست
تازه بدون کمک کسي هم انجامش دادم
خب ، پس پدر بچه چي؟ - مايک کمکي نميکنه -
هيچ پشتيباني اي ازم نميکنه
مادراي مجرد فوق العادن تو يه قهرماني
اوه ، نه
من يه قهرمان نيستم ، منم فقط کار مادراي مجرد ديگه رو ميکنم ديگه
اما صحبت راجب من بسه ديگه - احمق نباش ، ما واسه تو اينجاييم -
فکر کنم يه خورده بتونم خودمو خالي کنم
اگر اشکالي نداره گوشيت رو خاموش کن
واقعاً ممنون ميشم
نميدونم مردم چرا اينقدر با انجمن بسکتبال زنان مخالفن
جدي؟ - نه ، نبايدم باشن -
آخه ، حتي بهترم هست از بسکتبال واقعي
منظورم ، بسکتبال معمولي هستش
آخه ، کي دلش ميخواد يه مشت مرد عرقو رو ببينه ، درسته؟
چي سر چيکفيلاي باقي موندم اومده؟
گذاشته بودمش توي يخچال
يه سري آدم خيلي شکيبا يحتمل انداختنش توي سطل زباله
چون با اون شرکت مشکل دارن
آره از مرغ خشک و بي مزه متنفرن
چه خبرا؟ من ايان هستم ريس -
مثل جواهر - بايد تو کالج باشه -
اما اومدم بيرون تا خودم کارمو شروع کنم
مثل فيلم شبکه ي اجتماعي - دقيقا -
بازيگر موردعلاقت کيه؟
خيلي خب ، وقت تمومه
نازه قضيه ش چيه؟
باور کن پايه نيستش
نميدونم ، يه انرژي اي گرفتم ازش
واوو ، خدايي تو چيکفلاي منو انداختي دور؟
همين اواخر؟ قفسه ي بالا بود؟
عزيزم کل مکان متعلق به خودمونه
و واسه خودمون قهوه گرفتم تا بتونيم بيدار بمونيم
بوداده ي تلخ اگر بگيري منظورمو
نمينونم به همسايه مون فکر نکنم
ميدوني ، همون معمولي و فراموش شدني ـه؟
اوه ، وايسا ، آره درسته هموني که صداي تلويزيونش بلند بود
حس بدي دارم ، انگاري که کار اشتباهي کرديم
و داشتم فکر ميکردم شايدم بايد برم بالا و معذرت خواهي بکنم
هي ، مايک
اما به جاش اون تصميم گرفت بياد پايين
قهوه ميخوري؟
بايد برم فقط خواستم اينا رو بيارم
کاشف به عمل اومد که اگر واقعا فر رو روشن کني
شيريني به دست مياد بهترين قسمتشم اينه که
مجبور نيستي روي قاشق ليسشون بزني
چه صحبت مسخره اي واقعا چه چيزاي بي مزه اي
خب ، ممنون که اومدي - خيلي از آشناييت خوشبختم ، کلي -
منم همينطور خيلي فوق العادست که يه دوست
خوبه باحال توي ساختمون داشته باشي - آره -
خدا بگم مايک رو چيکار نکنه که به تو اشاره نکرد
خيلي خب ، صحبت خوبي بود صداي تلويزيون رو هم کم کن
خدافظ - خدافظ -
خب ، ديشب قيافش فرق ميکرد
آخه ميدوني ، نور اينجا بايد خيلي خوب باشه
که واسه تو يه امتياز محسوب ميشه ، چون تو هر شب عالي به نظر ميرسي
شايد اينقدر مشغول ليسيدن قاشقش بودي
که يادت رفته خوب نگاه کني
يه ليس از سر ترحم بود ميخواست بهش بگم که خوبه
ميدوني ، اگر خوب نميشناختمت
ميگفتم که چشمت گرفتتش ، مايک
چشمم نگرفته
راستيتش ، کاملا فراموشش کرده بودم
اوه ، کلي
کلي ، ما نميتونيم اشتباهه
خيلي خب - خيلي خب ، بسه ، بيدار شو -
مايک ، بيدار شو - چي؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.