As primeras 199 linias.
شايد بهتر باشه بندازيمش بيرون؟
نه، نه ميتونم درستش کنم
...من فقط بايد
گريفين. اين شغل براي اين مردي مثل تو عاليه
ما اينکار و درست سر وقت انجام ميديم مگه نه، رفيق؟
خيلي خب ميذارم شما دوتا برين سر اصل مطلب
راستش الان وقت مناسبي نيست
يالا ديگه، گريف بيا به مامانت نشون بديم ما ميتونيم اين کار و تنهايي انجام بديم
فقط يک دقيقه طول ميکشه
چي لازم داري؟
اين رو درست نگهدار تا من پايه رو محکم کنم
به نظر خوب مياد، ها؟
اوه، آره، حتما ميتونم برم؟
اره، اره
بابا بزرگ!
گريفين
تو اينجا چيکار ميکني بابا؟
سوال خوبيه، پسرم
تو اينجا چيکار ميکني؟
هي، کيف هام و از ماشين مياري مگه نه، گريفين؟
... من … من ولي بايد برم
گريفين به پدر بزرگت کمک کن
هر چند که نميتونم تصورش و بکنم که اون زياد قراره اينجا بمونه
تا زماني که لازم بشه باهات حرف بزنم همين جا مي مونم
تو نبايد اينجا باشي، بنت
هيچ کدومتون
اينجا نيست
بايد باشه دقيقتر نگاه کن
- وايت - دارم نگاه ميکنم!
باشه
شماها منو ترسوندين
ما ترسونديمت؟
اينجا چيکار ميکني؟
فکر ميکردم ديگه نمي توني بياي اينجا
من يواشکي اومدم خونه تون تا گريفين و ببينم
اين پايين چيکار ميکنين؟
کس ديگه اي در مورد روح ساوانا حرف ما رو باور نمي کنه
پس ما ميخوايم اونو از طريق دوربين ثابت کنيم
فقط بايد بفهميم اوضاع چطور پيش ميره
فک کنم اونجا به يه نوار کوچيک نياز داشته باشين
برادرم براي اينجور چيزا کار مي کنه
ميتونه بهتر توضيح بده
تو بايد برين پيداش کنين
شماها قرار نيست اين پايين باشين
تو هم همينطور
به مامان و بابا چيزي نميگيم اگه اينکار و نکني
خيلي خب باشه
فکر نميکني که پناهگاه رو پيدا کردن؟
نه، واي اگه اينکار و بکنن همه چيز خراب ميشه
بايد بيشتر مراقب باشيم
- آمادهاي؟ - قطعا
ما بايد برگرديم و بفهميم که پدر و مادرمون چي رو دارن ازمون قايم ميکنن
و سريع
وقتي ديشب داشتيم روح ساوانا رو توي اتاق تو حس ميکرديم
من فکر ميکنم اين روش اونه که ما رو تحريک کنه، مي دوني؟
- مثلا اون ميخواد ما عجله کنيم - ميدونم منظورت چيه
هرچند وقت زيادي نداريم
بابابزرگ من تصادفي پيداش شد
و حالا ما بايد امشب شام خانوادگي بخوريم
نميتوني از زيرش در بري؟
امکان نداره با اينکه پدر بزرگم اينجاست
باباي من داره عجيبتر از هميشه رفتار ميکنه
فقط نميفهمم به عنوان يه بچه، اون خيلي خونسرد بود
چه اتفاقي براش افتاده؟
چرا تو بايد اينقدر برافروخته باشي؟
چطور ميتوني اينقدر خودخواه باشي؟
من خودخواه نيستم دارم خوش ميگذرونم
بعضي وقتا بايد امتحانش کني
خب، ببخشيد که ايده خوش گذروندن شامل رنگ دزدي
و پرت کردن تو چشمه نيست
... منظورم اينه که، اگه تو مجذوب شدي خرسهاي خاکستري اينجا هستن؟
خرسهاي خاکستري؟
توي "لوييزيانا"؟
حالا هر چي!
تو بايد خودتو تو دردسر ميندازي
و تو هم قراره "بن" رو اخراج کني
بن مي تونه کاري که مي خواد رو انجام بده منم همينطور
فقط به خاطر اينکه طوري رفتار ميکني که انگار اينجا مسئول همه تويي، جس
معنيش اين نيست که تو واقعا هستي
هي، اون مامانت بود؟
اره اون الان خيلي فرق کرده
ميرم بابام رو پيدا کنم
ببينم ميتونم از "ساوانا" چيزي دستگيرم بشه يا نه
و از جس ميپرسم منظورم … مامانمه
پسر، خيلي عجيبه
در موردش بهم بگو
فکر ميکني با تو حرف ميزنه؟
نگران نباش من يه استراتژي دارم
اره
يادت باشه آروم نگهش دار
خيلي جلوتر از تو
هري، چي شده؟
از هتل اخراج شدي؟
هنوز نه
چرا؟ تو و ساوانا به شوخي بعديتون کمک لازم دارين؟
به محض اينکه نقشه يک رو اجرا کنيم بهتون اطلاع ميديم
درمورد کمپ رقص چي؟
شما احتمالا با هم ميريد، درسته؟
نه
ببخشيد فکر ميکردم ازش خوشت مياد
منظورم اينه که، مطمئنم ازش خوشم مياد
ساوانا فرق داره، مي دوني؟
البته، همه از اين موضوع خوششون نمياد
هي، حالت خوبه جس؟
به نظر خوب نيستم؟
اوه، نه. تو مي دوني ... من فقط...من
من تو و ساوانا رو ديدم که بيرون دعوا مي کردين
اين يه دعواي زوري بود
اين کار ساوانا مثل هميشه نفرتانگيز بود
آره، خيلي واست وحشتناک بود
ميدونم، مگه نه؟ اون فکر مي کنه که اون خيلي باحاله اما
خيلي آشغاله
باورم نميشه بن اونو نميبينه
... تو
تو به اون و بن حسودي ميکني؟
حسودي؟ از آني يتيم کوچولو؟ خواهش ميکنم
من فقط فکر ميکنم اينجا خيلي بهتر ميشه
... اگه اون فقط
مثلا … گورشو گم کنه
اين ديگه چه آهنگي - ه؟
فقط يه چيزي دارم روش کار ميکنم
خودت درستش کردي؟
اره
قرار بود فردا براي نمايش استعداد يابي تمرين کنم
بابام داره مياد و ميخواد من
چيز کسلکننده و کلاسيک" و براش اجرا کنم
نميدونم
من ترجيح ميدم خودم اجراش کنم، مي دوني؟
پس حتما بايد اينکارو بکني
اون آهنگي که داشتي اجراش ميکردي عالي بود
واقعا؟
- اره - ممنون
... خب، البته راستش اول بايد تمومش کنم
کمک ميخواي؟
- اره - عاليه
مامانم قطعا به ساوانا حسادت ميکنه
چيزي از بن فهميدي؟
زياد نه
اون يه آهنگ بهم نشون داد که داره روش کار ميکنه
بايد بهش کمک کنم
مثلا اينکه واقعا به کارش کمک کنه
خيلي باحال بود که بالاخره داشتم با بابام گيتار ميزدم
گريفين! ما اينجا نيومديم که با پدر و مادرمون دوست بشيم
ما بايد ساوانا رو نجات بديم
اره، ميدونم
اما "بن" به نظر نمياد چيزي رو مخفي کنه
ميدونيم که ميکنه پس چرا پدرت داشت به ما دروغ ميگفت؟
مامانت هم دروغ گفته
به همين خاطره که وقتي ازش سوال ميکنم جدي ميگيرم
و فقط سر آهنگ نخنديم
من و بن نخنديديم
تو فقط از دست بابام عصبي هستي که به عنوان يک بچه، بامزه ست
و مامانت، به عنوان يک بچه …
يجورايي از همه بدتره
بهتره برگرديم
نميخوام با پدر باحالت شام و از دست بدي
من بايد اتاق مهمان و مرتب ميکردم
ميدونستم داري مياي، بنت
- اميدوارم ايرادي نداشته باشه - اوه، من درستش ميکنم
گريفين، ما منتظرت بوديم
کجا بودي؟
فقط
داشتم تکاليفم و مينوشتم
تمام بعد از ظهر؟
مرد خوب، گريفين
به سختي مطالعه کن، به اوج برس، و کارهاي مهمي انجام بده
اين روش کمبل
حداقل تا اين اواخر بود
من دارم کار مهمي انجام ميدم، بابا
يادت نمياد اينجا چه شکلي بود؟
خيلي خب
من نگران اينم که تو اوني هستي که حافظه معيوب داره، بنت
ميدوني، براي برگشتن به شيکاگو خيلي دير نشده
من هميشه مي تونم تو رو دوباره به مقام شرکت برگردونم
- کارت خيلي خوب بود - بابا
کافيه
بچهها، زير چي قايم ميشين؟
پيداش کرديم
هي بابابزرگ تو واقعا پير شدي
ميدوني چجوري يه چيزي به اسم نوار پيدا کني؟
وايت!
- خيلي متاسفم - ايرادي نداره
خب، تو اميدوار بودي که با اون قضيه چه رکوردي بزني؟
- يه روح - آه
روح ساوانا
ساوانا؟
چند بار بايد بهتون بگم
ما درباره ارواح حرف نميزنيم
سر شام چيز زيادي نگفتي
- چي شده؟ - ...اين فقط
چرا پسرا اينقدر نا اميد کننده هستن؟
داري در مورد هر پسر نااميد کننده حرف ميزني؟
اميدوارم هيچکس تو يه هتل خاص زندگي نکنه
که قطعا ازت خواستم که از اينجا دور بموني …
نه، "بخاطر گريفن" نيست ... فقط
... پسرا به طور کلي
... ميتونن خيلي
بيتجربه باشن
آره، يادمه چه حسي داره
No comments yet. Be the first to leave one.