Richard Hammond's Workshop

Richard Hammond's Workshop

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 4

Información d'a versión

Richard Hammonds Workshop S04E01 Something Has to Change 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 1 Richard.Hammonds.Workshop زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 25
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

من میام اینجا چون عاشقشم

بهترین جای دنیا، لیک دیستریکت

اینجا جاییه که می‌تونم به همه چیز فکر کنم و کلی فکر و خیال تو سرمه

حس می‌کنم کارگاه یه جورایی به دو راهی رسیده

همه‌چی با رویای من شروع شد

اما تبدیل کردن چیزی که عاشقشی به یه کسب و کار...

اون‌طور که معلومه، آسون نیست

اصلا فکر نمی‌کردم این‌قدر سخت باشه

باید به عنوان یه کسب و کار، موفقش کنم

ولی بدون اینکه شور و شوقمو از دست بدم

بدون اینکه چیزی که دوسش دارم رو فدا کنم

خوشبختانه، برگشتن با ماشین تو اتوبان پنج ساعت طول می‌کشه

پس کلی وقت دارم تا یه...

برنامه حسابی بچینم!

تقریبا سه ساله...

که "کوچکترین چرخ دنده" درهاشو باز کرده

این کسب و کار هنوز یه عالمه پول به من بدهکاره

من داشتم صورت‌حساب‌های بانک رو قایم می‌کردم

من اساساً یه "کلاب دوستانه" رو اداره می‌کنم!

پس وقتشه یه تحول بزرگ ایجاد بشه

صبح باید کارت بزنی، بعد بری سر کار

طلوع یک عصر جدید

اما همه از تغییر خوششون نمیاد

من خیلی نگران همه‌ی این‌ها هستم

این قرار نیست به من بگه چیکار کنم!

اینو بهت مجانی می‌گم!

ما با مهم‌ترین بازسازی‌مون تا به امروز، تاریخ‌ساز می‌شیم

مونتگومری یا چرچیل اصلا تصور می‌کردن یه روزی توش بشینی؟

احتمالا نه

کار باید سر وقت تموم بشه

اوه، چه مشتاقه!

می‌تونیم با سرعت بریم به سمت یه آینده روشن؟

با من پشت فرمون؟

اوه اوه اوه! اوه اوه اوه!

برگشتیم از دریاچه‌ها به یه روز دیگه...

تو کارخونه رویاها

البته، اون‌طور که من خوابشو دیدم نیست

اول از همه، یه غیبت محسوس داریم...

ماشین‌های کلاسیک با ارزش که روشون کار بشه...

و توسط ما به کمال بازسازی بشن

اینجا پر از... چیزمیزه

یعنی، فقط خرت و پرت! نگاش کن! اوه، یه ماشین اونجاست. بی‌ام‌و.

هفته‌هاست که از موعدش گذشته

که یعنی، بودجه‌ش خیلی بیشتر از حد معمول میشه

وقتی بالاخره تموم بشه، هیچ سودی توش نیست

شلخته‌بازی، شلخته‌بازی. و بعد این قسمت رو داریم

یادمه وقتی کارگاه رو طراحی می‌کردیم گفتیم، آره...

اینجا برای جوشکاری و ساخت و ساز خواهد بود

یه جورایی مرتب و منظم، نه... این!

پس زمانش رسیده

مثل نوجوانای بی‌میل، باید اتاقمون رو درست و حسابی مرتب کنیم

ممنون، تونی

خب، این راه حله که ما به سطح جدیدی از...

کارایی و بهره‌وری برسیم

یه کانتینر زباله

اوه، اینجا چه خبره پس، ریچ؟

خب، من دارم یه تمیزکاری خیلی لازم رو انجام می‌دم

اوه، خیلی لازم بود

آره. خب...

من از برج عاج خودم داشتم تماشا می‌کردم که چطور تلنبار میشه

اونا خیلی شلخته‌ن

باید مرتب کنم

تویی یا اونا؟

اونا!

مخصوصا یکیشون

اونی که پیرتره یا جوون‌تره؟

اون که مسن‌تره. اوه، می‌دونم کی رو میگی

اون فحاشِ پر سر و صدا. خودش. آره

پس، این چند روزی رو که برای این تمیزکاری بزرگ از دست می‌دیم...

طی چند هفته آینده جبران می‌کنیم

با افزایش کارایی

تو فقط حرفشو می‌زنی. یعنی، آره، می‌تونی عمل کنی؟

من یه کتاب خوندم... تو فرودگاه یه کتاب خوندم

اوه. آره

"چطور خودتو بهتر کنی!"

خب. من شروع می‌کنم. تو بهمون کمک می‌کنی؟

اِ، راستش صندلی اداره‌م داره سرد میشه!

ممنونم

صبح بخیر

نکنه... هستی؟

وقتشه

ته دلت می‌دونستی که این روز میرسه

باید انجام بشه

ممکنه گریه و ناله باشه، شاید هم زاری

آره، خب یه نکته کوچیک

هر چقدر میتونی بنداز توش قبل از اینکه بابا برسه!

آره. باشه. خب، بریم انجامش بدیم

شجاع باشیم و باهاش روبرو بشیم

اوه، حلال‌زاده!

سریع باشین. اینا رو بندازین تو قبل از اینکه...

چیزی نیست که ببینین

اونجا چه خبره؟ چیزی نیست که ببینین

خب... ما داریم همه آشغالا رو رد می‌کنیم بره

و بعد همه چیز رو اون تو دوباره سازماندهی می‌کنیم

البته، اون تو هیچ آشغالی نیستا

یه خورده هست

ما قبلا این بحث رو داشتیم

یه بار دیگه

اینو می‌دونم

فکر کن چه... چه کار پاکسازی خوبی بود

ساف! من؟

آره، همه‌مون مشغولیم. باید انجامش بدیم.

خب، پس اول این آشغال‌ها رو دور می‌ریزیم، درسته؟

آره

اون مال چیه؟ یالا!

این جعبه‌ها چی میشن، آیزاک؟

میتونی از اون یه چیز بدرد بخور بسازی.

آخ! وای!

اون. نه، جدی میگم. اون تیکه اونجا.

آره. اون مال منه. مال منه اون.

صبر کن، اون که یه کفیِ پورشه است!

این منو یاد سه سال پیش میندازه.

بابا که داشت وسایل رو بررسی می‌کرد.

نمی‌خوام وسایل رو بریزم دور.

اون که نمیره تو سطل آشغال.

راستش، مرتب کردن کارگاه

به تنهایی برای حل مشکلاتمون کافی نیست.

باید شروع کنیم مثل یه کسب و کار واقعی عمل کنیم.

مثل یه کارگاه درست و حسابی.

باید سیستم‌های مشخصی داشته باشیم.

و خب، واقعیت غم‌انگیز اینه که اندرو، برادر نیل،

تصمیم گرفته ما رو ترک کنه و دنبال کارهای جدید بره.

اون که الان رفته.

و پیدا کردن کسی با این سطح از مهارت

و حرفه سخته.

کار بزرگیه.

پس بذارید... بذارید این رو فاز اول صدا کنیم.

این یه شروعیه.

متنفرم. متنفرم از اینکه وسایل رو بریزم دور.

خب، حالا یا اونا تو رو انداختن اون تو

یا خودت رفتی داخل و داری دنبال چیزی می‌گردی.

این شوخی نیست. اینجا کلی وسایل هست.

اون اگزوز رو انداختن دور و من شوخی نمیکنم.

جدی میگم، واقعا نمیتونم با خودم کنار بیام

اگه ببینم میره اوراقی.

تو مثل یه ترول کوچولو هستی که تو سطل آشغال زندگی می‌کنه؟

و ما میایم بالا و تو میگی، "رِر! نمیتونی اون رو تو سطل آشغال من بندازی!"

راااه!

بذار اینو برات توضیح بدم. و خودت میبینی.

خودت میبینی. خودت میبینی. حتما میبینی.

خب

میدونم داریم اینو میندازیم دور، درسته؟ حالا تصور کن اگه مجبور بودی اون رو بسازی.

داری اون رو برمی‌داری؟

می‌خواستم، ولی دارم با خودم می‌جنگم.

واقعا اذیتت می‌کنه. واقعا.

من اون طرف رو نگاه می‌کنم.

وقتی من اون طرف رو نگاه می‌کنم، میتونی بندازیش تو.

هی! اوه ببین! یه توله‌سگ!

یه توله‌سگ کوچولو!

اون بلوک رو ننداز دور! اونو ننداز!

الان. همین الان!

مثل یه جنگجوی جوونه که میره به نبرد.

غررر!

نه، نه، نه!

اوه، داری مسخره می‌کنی!

اذیتم می‌کرد وقتی میومدم

صبح‌ها و تار عنکبوت ببینم،

گرد و خاک، آشغال.

از این به بعد، قطعاً اینو میکنم کار تمام عمرم

تا حواسم به بچه‌ها باشه و...

باید دوباره اینو بگم. چقدر بد به نظر میاد!

خوبه که کارگاه رو مرتب کردیم.

من و نیل داریم میریم تا برای یه کار خیلی خاص پیشنهاد بدیم

از طرف آدمایی

که خیلی به تمیزی و براق کردن اهمیت میدن.

اگه بتونیم این کارو بگیریم، خب بدون شک

مهم‌ترین ماشینی میشه که تا حالا روش کار کردیم.

خوشحالم که بهترین ژاکت یکشنبه‌هات رو پوشیدی.

این بهترین لباس منه.

خب، خوشحالم چون

ما داریم میریم یگان لجستیک سلطنتی

تا یه سرتیپ رو ببینیم.

سرتیپ؟ سرتیپ.

اون یعنی...

اوه، یه کامیون ارتش دیگه که نیست، درسته؟

نه، در واقع یه رولز رویسه.

تاریخچه‌شون فوق‌العاده است.

اون ماشین شخصی

بود که به فیلد مارشال مونتگومری اختصاص داده شده بود.

مونتی؟ آره، ماشین مونتی.

و اونا میخوان ما روش کار کنیم. اگه کارو بگیریم.

اگه. آره، آره.

و اگه بتونیم این کارو انجام بدیم و اگه خوب انجامش بدیم

کلی آدم اونو میبینن.

پس به عنوان یه شهرت‌ساز یه غولیه.

یعنی، واقعا همینطوره.

آه! مایک!

سلام، ریچارد.

به موزه‌ی لجستیک سلطنتی خیلی خوش اومدید.

شما سرتیپ هستید؟

بله، من سرتیپ هستم.

این خیلی...

من با آدمای دارای مقام و درجه اصلا خوب نیستم.

هنوزم نمیتونم با یه مدیر مدرسه حرف بزنم. تمام روز اینقدر رو اعصاب نخواهم بود.

خب، بفرمایید. اشکالی نداره.

اجازه بدید یه ماشین تاریخی فوق‌العاده رو بهتون معرفی کنم.

بریم!

خب، البته ریچارد، این موضوعِ...

آره... معرفی ماست.

رولزرویس فیلد مارشال مونتگُمری.

Richard Hammond's Workshop subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Richard Hammond's Workshop

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left