As primeras 200 linias.
تصور کن توی دو رود به پرین ایبارا بربخوریم
سفیدپوشان اینجا چی کار میکنن؟
گفتن یکی رو توی فالم کشتی
اگه تمام این دردسرها بهخاطر من بهوجود اومده خودم رو تسلیم میکنم
این زخمها رو توی تار والون التیام دادم
به اینجا تعلق نداری
شما قراره سگهای شکاری من باشید
اگه آجاهای سیاه بیشتری توی برج باشن، چی؟
تا وقتی ریشهکن نشن به کشتار ادامه میدن
چیزی نیست
اینجا چی کار میکنی؟
یه تیکه از این دنیا که مال خودته رو پیدا کن و سفت بچسبش
به مین گفتم خودش رو خدمتکار جلوه بده
میدونم ازم دلخوری
آره، میشه گفت هنوز یه خرده ازت دلخورم
که من رو به رهاشدگان فروختی
یه مرد خاکستری
فقط یه رهاشده هست که میتونه اونها رو خلق کنه
الایدا سدای از آجای سرخ
این بیعتهای قدیمی ممکنه دردسر ساز بشه
لرد گیبریل
محبوبترین همسر ملکه
سلطنتش پایدار باد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
مطمئنم نبودم میای یا نه
ولی من بودم
سامائل
هیچ فرصتی رو برای خودنمایی و یاوه گویی از دست نمیدی
اون رژه؟ به این زودی ملکهای برای تختت پیدا کردی راهوین؟
تازه یک ماهه که آزاد شدی
به گفتهی اون و هر کسی که ما رو میبینه
بیش از ده ساله که عاشق و شیفتهی همیم
وقتی واقعی باشه، ته دلت حسش میکنی
هوم - هوم -
همیشه تو مجاب کردن آدمها استاد بودی
بعداً میتونید برای هم شاخ و شونه بکشید
اژدها کجاست، لنفیر؟
الآن مشکلات مهمتری از رند الثور داریم
رند الثور
دفعه پیش برات درس عبرت نشد، نه؟
اونقدر عاشق و شیفتهی لوز ثرین بودی
که اگه میگفت فرش، خودت رو جلوش پهن میکردی
یعنی هیچکس از دفعهی پیش عبرت نگرفت؟
ما برگزیدگان بیشتر با هم جنگیدیم تا با اژدها
و آخرش چی شد، ها؟
حالا بگو چرا کشوندیمون اینجا؟
موگدین
مگه مگسیم که از یه عنکبوت بترسیم؟
شاید ترسو باشه، ولی باهوشه
خوب میدونه که ضعیفه و نمیتونه مستقیم با هیچکدوممون روبهرو بشه
از ضعیفترینمون شروع میکنه، یعنی تو
و بعد یکی یکی از سر راه برمون میداره
تا به راس قدرت، یعنی من برسه
فقط در صورتی میتونه نیبلیس بشه که همه ما بمیریم
اگر اینقدر قدرتمندی چرا ارباب بزرگ باهات صحبت نمیکنه؟
چرا تو نیبلیس نیستی؟
چرا تو رهبرمون نیستی؟
شاید هنوز سوگواره ایشمائله
پس داری پیشنهاد ائتلاف میدی؟
برای نابودی موگدین؟
بهش فکر میکنم و شاید با بقیه هم درمیونش گذاشتم
بقیه؟
گریندال و سمیرهاگ
راستی سلام رسوندن
یهکم دلخور شدن که به این دورهمی کوچیک
دعوت نشده بودن
من رو که میشناسی همیشه مشغول صحبت کردن با دیگرانم
هوم
همیشه سیاستمدار بودی
به حرفهام فکر کن
میدونی که منطقیان
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
ترسو؟
گفت باهوش هم هستی
بهنظر میرسید وقتی گفت قصد دارم بکشمت حرفش رو باور کردی
خب، هردومون میدونیم که احتمالا تلاشت رو میکنی
لنفیر باز هم همون نقشهی قدیمیش رو پیش گرفته
ولی من نه
دلم نمیخواد آخرش 3 هزار سال تو قفس کسی اسیر شم
نه دوباره
آجاهای سیاهی که با بهای سنگینی توسط خود آمیرلین دستگیر شد
حالا، توی ذهنشون پاسخهایی نهفته که به ما میگه
بقیه خواهرانشون کجا رفتن
و واقعاً چه نقشهای در سر دارن
با اینکه قدرت جویا و آمیکو ازشون گرفته شده
هنوز هم حاضر نیستن حرفی بزنن
آمیرلین فکر میکنه شما دو نفر بهتر از ما میتونین ازشون حرف بکشین
باید راهی برای نفوذ به ذهنشون پیدا کنیم
اگر من و الین تنها باشیم
راحتتر میتونیم عمل کنیم
امتیازی داریم که شما ندارین
آیسدایها نمیتونن دروغ بگن
اما ما میتونیم
شاید حق با شما باشه
این بار میخوایم جداگونه باهاشون صحبت کنیم
هوم
دختر وارث
پذیرفته شده
انگار سیوان خیلی زود از آزمون قوسها عبورت داده
برای بازی اینجا نیومدیم
هر کی اطلاعات بیشتری از آجای سیاه در اختیارمون بذاره، زنده میمونه
هنوز هم آجای سیاهی توی برج باقی مونده؟
وقتی خواهران کاملتر از شما شکست خوردن
چرا فکر میکنین شما شانسی در این مورد دارین؟
برو سراغ آمیکو
هنوز آجای سیاهی توی برج هست یا نه؟
نمیدونم
هیچکس بیشتر از «قلب» خودش چیزی نمیدونه
...اما لیاندرین متوجه شد که - قلب؟ -
آجای سیاه
ما در گروههای سه نفرهای به اسم «قلب» کار میکنیم
هر خواهر فقط هویت یه عضو دیگه از آجای سیاه
خارج از گروه خودش رو میدونه
و من فقط با لیاندرین در ارتباط بودم
بهمون بگو کجاست
نمیدونم
هرچی میدونستم رو بهتون گفتم
به دردمون نمیخوره
من که باورم نمیشه
به هرحال که جویا همه چیز رو بهمون گفته
بیا بکشیمش
میخوای اینطور به یاد آورده بشی، آمیکو؟
یا میخوای نمایشت رو تموم کنی؟
لیاندرین راهی تیِر شده
قصد داره به یکی از رهاشدگان کمک کنه کالاندور رو تصاحب کنه
فقط اژدها قادره حفاظهای کالاندور رو بشکنه
پس نیازی نیست نگرانی به دلتون راه بدین
حرف آمیکو رو باور میکنی؟
سالها خودش رو بهجای یه آجای زرد جا زده بود
و به بیمارانش میگفت بهبود پیدا میکنن
همهشون باورش کردن
تا زمانی که دیگه خیلی دیر شده بود
شاید دروغ بگه ولی حداقل به حرف اومده
و این یعنی برای جونش ارزش قائله
لیاندرین رفته مازریم تائیم رو پیدا کنه
اژدهای دروغین سالدی
از کجا بدونیم داری راست میگی؟
قبل از اینکه به آجای سیاه ملحق بشم از آجاهای خاکستری بودم
تمام عمرم رو صرف تحلیل آدمها
و درک شرایط کردم
تنها راه ممکن رو در سختترین مذاکرات پیدا میکردم
و وقتی گفتی ما رو میکشی حرفت رو باور کردم
قاتلها رو به خوبی تشخیص میدم
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
آلیس
الایدا سدای، آلیس همراه ملکه مورگیس رفت
میخواین کمکتون کنم حاضر شید؟
بله، بهتره که این کار رو بکنی
امروز روز بسیار مهمیه
سالدی یا تیِر؟
از کجا بفهمیم کدومشون راست گفته
و لیاندرین کجا رفته؟
هیچکدومشون رو باور نمیکنم
ورین و آمیرلین بیش از اندازه روی جویا و آمیکو تمرکز کردن
اما کلید این ماجرا، لیاندرینه
این همون جاییه که بهت گفته بودم
پسرش رو اینجا نگه میداشت
.الان فرق کرده قبلا چیزهایی اینجا بود
چیزهایی که به خودش یا شاید هم پسرش حس خونه رو میداد
ازش خوشت میاومد، مگه نه؟
میدونم سعی داشت من رو به سلاحی برای سایه تبدیل کنه
...ولی فکر میکنم
سعی داشت کمکم هم بکنه
و میدونم که چقدر پسرش رو دوست داشت
پس حتما همراهش بردتش
نه، خیلی بیمار بود
...اون
...الین
این چیه؟
انگار با گچ و نمک کشیده شده
ورین سدای
چی شما رو به این تالارهای اشرافی کشونده؟
کتابخونه آتیش گرفته؟
یا آشپزخانهها با کمبود کیک مواجه شدن؟
تو برای چی اومدی، الایدا سدای؟
باید با آمیرلین صحبت کنم
مادر در تالار مطالعهشون هستن
پس به صورت رسمی درخواست ملاقات خصوصی با ایشون رو دارم
هر خواهری این حق رو داره
هر نمایندهای، نه هر خواهر
فقط نمایندگان تالار برج اجازه دارن
درخواست ملاقات خصوصی یا رأیگیری بدن
درسته لیان؟
همینطوره - راستش قوانین برج رو درست بهخاطر نمیارم -
مطمئنم تو هم بعد از گذشت این همه مدت چنین حسی داری الایدا سدای
اگه حالا سر راه من بایستی هرگز فراموش نمیکنم
با یکی از نمایندگان تالار برگرد اونوقت درخواست ملاقات خصوصیش
با آمیرلین رو مورد بررسی قرار میدم
هوم
الایدا سدای
سالها بود که اینجا رو با حضورت مزین نکرده بودی
مدت بسیار مدیدی بود، سرورم
اگر بیشتر از این میگذشت شاید دیگه اینجا رو به خاطر نمیآوردم
هدایایی براتون آوردم
خواهر گالینا، تا جایی که به یاد دارم علاقهی خاصی
به توتفرنگیهای اندوری داشتی
هوم
این توتفرنگیها از جنگل سلطنتی مورگیس آورده شدن
متشکرم الایدا سدای
و برای تو، سوتاما
No comments yet. Be the first to leave one.