As primeras 200 linias.
شرکت فیلم هورکا تقدیم میکند
میخوای بدونی چه بلایی سرم اومده؟
فکر کنم آره
به خاطر همین بود که تلویزیونهاتونو گذاشتین کنار
و اومدین اینجا
توی تاریکی
کار خوبی کردین
خیلی چیزا هست که نمیدونیم
هزاران راز دور و برمون هست
مواظب باشید
آکومولاتور ۱
با بازی
فیلمنامه از
موسیقی
صدا
تدوین
طراحی صحنه
طراحی تولید
تهیه کننده
باهاش خوابیدی؟
نه
پس من امشب شانسمو امتحان میکنم
!ولی من یه ماهه که دارم مخش رو میزنم
!چه بهتر
مدیر فیلمبرداری
کارگردان
!بیا، جا میمونیم
!ولی وسایلمون؟ تمام روز منتظر بوده
!تمام کشور داره تماشا میکنه
یه دوست دکتر داشتم
که باید فاحشهها رو مرتب معاینه میکرد
میگفت تمیزن، خیلی خوب از خودشون مراقبت میکردن
!باید وسایلمون رو برداریم. نوبت توئه
ما داریم یه نظرسنجی میکنیم
نظرتون راجع به جاهای بدنام چیه؟
منظورتون... مجلسه؟
نه، منظورم فاحشهخونهست
!آه! مچمو گرفتی
داری ضبط میکنی؟ بله
فقط هر چی فکر میکنی بگو
ولی من زیاد راجع بهش نمیدونم، متاسفم
!نمیدونستم چی بگم. عالی بودی
کمتر از اینم انتظار نداشتم
یهو تو خیابون سرت خراب میشن
میریم بخوابیم. قبل شام؟
تو وسایل رو بیار تو، ما خیلی خستهایم
صبح میبینمت. آره، میبینمت
فلج شده بودم
اونقدر ضعیف بودم که نتونستم برم پایین مشروب بخورم
یا برم بالا تو اتاق زیر شیروونی خودمو دار بزنم
اینقدر ضعیف شده بودم
باید جون بگیرم. یه کمی ویتامین بخورم
ولی نمیتونم
اگه کله بگه نه، پاها تکون نمیخورن
پاها از کله میترسن
فقط عضلات غیرارادیام کار میکنن
بقیهاشون منو ول کردن
یک هفته بعد
چی شده؟ صدامو میشنوی؟
سه روزه که بیهوشم
البته که خودم نمیدونم چون بیهوشم
بدنم بدون من ادامه میده
۱۰ هزار لیتر خون پمپاژ میکنه
۱۲ متر مو، ۵۰۰ میلیون اسپرم
هر روز. همه بینتیجه. بدون من بیفایدهست
!دکتر
من دکتر نیستم
!هی، میکولیک
چطوری اومدی اینجا؟ اصلا خوب به نظر نمیرسی
!لازم نبود بیای. نمیذارم تسلیم شی
من دیگه نمیخوامش
اون مرد جوون کناریم
دکترا موندهن، بدینش به اون
حالت چطوره؟ همهش رو یکدفعه میخوای؟
.درد داری؟ نه
خستهای، مگه نه؟
تسلیم نشو، باید زندگی کنی
تو دکتر نیستی
هم هستم هم نیستم. تو اینجا چی کار میکنی؟
من فقط میخواستم--
!نمیتونم یاد بگیرمش. تو کارت درسته
نگاه کن، بکشش بیرون، بعد بذارش تو
!آقای میکولیک
!اون اینجا نیست! رفت. صبح بخیر
صبح بخیر... صبح بخیر
تو یه رازی، آقای سوکوپ. آقای میکولیک هم همینطور
چهار روز بیهوش بوده و هیچ کس نمیدونه چرا
عزیزم، شماها این همه مرض رو از کجا میارین؟
ما هر آزمایشی که فکرشو بکنی انجام دادیم
ولی هیچی پیدا نکردیم. پس دیگه درمانی نیست؟
چیزی برای درمان نیست. سالمی
!پس میتونم برم خونه؟ البته. موفق باشی
همین الان؟
یه مشکل کوچیک هست
ما لباسهاتونو سوزوندیم
!لباسهای آقای میکولیک هم همینطور
!اونا پروندهتونو بستن
هیچ مشکلی پیدا نکردن. درِ خونتو شکستن
!لباساتو سوزوندن و هیچی پیدا نکردن
مافیای نجاتبخش! یه لامپ یدکی دارین؟
صدای ویز ویز میاد. کار میکنه؟
.آره، ولی داره ویز ویز میکنه
.یعنی، داره از کار میفته. دقیقاً
.ولی ممکنه سالها طول بکشه
.مثل آنفولانزای ذهنه. فقط هم به خاطر اون دختر نیست
.من بهش فکر نمیکنم. نه همیشه
.برام مهم نیست
.دوباره بیهوش میشم آخرش
خوابی؟
.نه، فقط بیهوشم. خب، بشین و گوش کن
.این پرونده پزشکیتونه. شما کاملاً سالمید
.این گزارش میکولیکه
.جز یه مشکل پروستات، اون مثل ساعت کار میکنه
.جالبه... ولی شما هر دو رو بیهوش پیدا کردن
اگه اجازه بدید خودم بردارم؟
.پس شما اینجا مثل یه مردهی زنده افتادید
.فیسارک. ولی منو "دکتر" صدا کن
.گفتید دکتر نیستید. نیستم، ولی مهم نیست
.من نمایندهی شفای طبیعی هستم
.این شما هستید؟ تنها چیزیه که پدر و مادرم برام گذاشتن
.شما مرد حساسی هستید. از یه عکس خیلی چیزا میشه فهمید
اون مرد بوی دردسر میده. و دختره؟
.تا بفهمم چی شده
.باید درمانت کنم. نمیخوام
!پس بمیر
.پس مشکلم چیه؟ از دست دادن کامل انرژی
.من هرگز انرژی نداشتم. همیشه یه آدم تنبل و بیحال بودم
.هر موجود زندهای انرژی داره وگرنه هیچی کار نمیکرد
.من داشتم و حالا دیگه ندارم
.درسته، مثل میکولیک
.ادامه بده! واینستا. بدترین کاریه که میتونی بکنی
.خسته نیستی، فقط فکر میکنی خستهای
.اون نیمکت رو میخوای چون پر از انرژیه
.چون چوب باکیفیته
.در معرض آفتاب و بارون
.جوونای پُرشور، نیمکت همه رو به خودش جذب میکنه
.خسته نیستی. لازم نیست استراحت کنی
!دیدی، کار میکنه
!بلند شو
!من که قرار نیست خودمو داغون کنم تا حالم بهتر شه
میخوای بریم اسبسواری؟
.نه واقعاً. آهان، فهمیدم
.مجازه؟ البته، رابطه جنسی سالمه
.دوست دختر داری؟ مدتیه که ندارم
.عصرا چیکار میکنی؟ تلویزیون میبینم
تو رختخواب مشکلی داری؟
.نه، عادت دارم تو رختخواب با یه بالش خوب تلویزیون ببینم
.منظورم سکسه. اونم میبینم
.پس تلویزیون برات مهمتره، ها؟ قابل مقایسه نیست
.شلوارکمو در بیارم؟ آره، خصوصیه
تکنیکهای تانتریک عشقبازی توصیه میکنن که یک زن
.در آستانه ارگاسم، زبونش رو روی کام دهانش بذاره
.تا شریکش بتونه بزاق بعد از ارگاسمش رو دریافت کنه
.این باعث میشه انرژی عاشقان به گردش در بیاد
.بدنهاشون از بالا و پایین به هم وصل میشن
.برعکس، شیرههای عشق با بزاق ترکیب میشن
.این پیوند شیمیایی منحصر به فرد، موجی از انرژی تولید میکنه
.البته فقط سکس نیست
.قدرت مرد دو برابر میشه، انرژیش زیاد میشه
.چون امروز یه مرد همراهمونه، بیا امتحانش کنیم
.به هم کمک کنید، دخترا
خب، اونا باهات چیکار کردن؟
.همه کاری
.من بدم نمیاد امتحانش کنم ولی مطمئن نیستم
.مارتا امتحان میکرد
.قدرتش رو حس میکنی؟ نه
.شما فقط یه تیکه پوست درخت رو دست نگرفتی. انرژی اونجاست
.باید تشویقش کنی که بیاد سمتت
!فکر کنم یه چیزی حس میکنم. عالیه
.مثل یه مور مور تو دست چپم
حالا چی؟
.قطع شد. بذار یه چیز دیگه امتحان کنیم
.انرژی هنرمند هنوز به ما میرسه. قرنها بعد
!نقاشیها برام آسونترن. هی جذب کن! ما پولشو دادیم
.دوباره ببینید چوب. چیز قدرتمندی
.به نقاشیها دست نزنید! ببخشید، خانم
.میبینی چطور ازش محافظت میکنه؟ اینم منبع انرژی اونه
.اونم میتونه این کارو بکنه؟ نه
.ولی اون سالهاست که در معرض بوده. بازدیدکنندهها فقط چیزی که مونده رو میگیرن
.سعی میکنم ازش بگیرم
.باید یه راهی باشه... این عجوزه پر از اونه
.ولی خلاف قوانینه
.مثل دزدیدن تازهترین انرژی از بچهها
اگه انجامش بدم چی میشه؟
.ممکنه یه بالکن روت بریزه یا ممکنه زیر ماشین بری
.یادت باشه، هر بدی که میکنی به خودت برمیگرده
.اون یه فیل مادهست! ولی خوشگله
.شاید، ولی تو یه آهو نیاز داری
شما چی، دکتر؟ من؟
.من یک کشتی هستم
.من میتونم انرژی رو به اون طرف اون پل منتقل کنم
.اون بتن مسلح یه واسطهی عالیه
.دارم تمرکز میکنم، ولی هیچی نمیشه
امتحان کن بگی: "تو مال منی، باید اطاعت کنی!"
!تو مال منی، باید اطاعت کنی
.عالیه! ولی آروم باش وگرنه مبلمان رو خراب میکنی
دستشویی کجاست؟
...میخوای نگاه کنی، یا چی؟ فکر کردم جزئی از
.نه، نیست
.لامپ سوخته. یه دونه دیگه بهت میدم
No comments yet. Be the first to leave one.