Zandy's Bride

Zandy's Bride

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Zandys Bride 1974 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-alfaHD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Zandy's Bride 1974 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-23
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

اوه

هی، فکر کردم گفتی گذاشتیش...

...اینجا کنار چمدون خانم؟

من اینجا دور و برا پیداش نمی‌کنم.

باید همونجا باشه. من همونجا گذاشتمش.

اَه، لعنت، الان اینجا نیست.

یکی حتماً برداشتتش و رفته.

شما باید خانم هانا لاند باشین، مگه نه؟

شما آگهی دادین و من جواب دادم.

قبل از اینکه بیشتر از این جلو بریم، باید یه صحبتی بکنیم.

بیا اینجا.

اونا رو بذار پایین. بذارشون پایین.

حالا اول از همه، خانم لاند، شما ۲۵ سالت نیست، درسته؟

دیگه چه چیزایی رو دروغ گفتی؟

من ۳۲ سالمه.

توی نامه‌هات نوشته بودی ۳۶ سالته...

و... و فکر کردم اگه حقیقت رو بهت بگم...

شما علاقه‌ای پیدا نمی‌کنید.

خب، تو این مورد کاملاً درست فکر کرده بودی.

در ضمن، من با دروغگو سر و کار ندارم.

مخصوصاً زنی که قراره بقیه عمرم رو باهاش بگذرونم.

بقیه هر چی که نوشتم راست بود.

جز اینکه برای بچه‌دار شدن سنت زیاد به نظر می‌رسه.

من بچه می‌خوام.

من می‌تونم بچه داشته باشم.

می‌تونی؟

از کجا می‌دونی؟ تاحالا بچه داشتی؟

کمک می‌خوای؟ نه!

منظورم اینه که از رو نگاه کردن که چیزی نمی‌فهمم.

توی نامه‌های من دروغی نبود.

هرچی برات نوشتم حقیقت داشت.

جایی که زندگی می‌کنم سخته. نه جاده‌ای هست، نه همسایه‌ای.

گوشت گوزن و لوبیا می‌خورم.

هر چی درمیارم رو خرج گاوها می‌کنم.

این سبک زندگی منه. قصد تغییرش رو هم ندارم.

من هفت روز هفته کار می‌کنم.

و انتظار دارم زنی که، اِه...

باهاش ازدواج می‌کنم، همین کار رو بکنه.

شب‌ها تختم رو گرم کنه.

توی این کشور ازدواج برای همیشه است.

اگه با من از اون جاده ساحلی بری...

دیگه راه برگشتی نیست، مگر مرگ.

عروسی ۲ دلار خرج داره.

مثل هر جای دیگه.

فقط همینا رو آوردی؟

اونا چمدون من رو توی سانفرانسیسکو گم کردن.

گفتن ارسالش می‌کنن.

یعنی الان تو سیرا نواداست.

تا هشت ماه دیگه پیداش نمی‌کنی.

من اومدم که ازدواج کنم.

من همیشه جلوتر، لب رودخونه لیتل سِر توقف می‌کنم.

اونجا حسابی استراحت می‌کنیم.

بهتره به این حیوونا هم استراحت بدیم.

غذا می‌خوای؟ من زیاد دارم.

آره، خیلی ممنون، اما خودمون داریم.

آروم باش.

می‌فهمم چه حسی باید داشته باشی...

بعد از اینکه از اون کوه‌ها رد شدی.

اونا رو کجا پیدا کردی؟

به نظر مرد تنهایی می‌رسید.

به نظر مرد تنهایی می‌رسید!

اگه همین‌طور دستت رو دراز کنی و حرف بزنی...

با خیلی‌هاشون آشنا میشی.

قبول دارم که از اهالی ساحل نیستی.

راه‌و‌رسم اینجا رو بلد نیستی.

واسه همین فقط یه بار بهت تذکر میدم.

چرا با یه زن اهل ساحل ازدواج نکردی، آقای آلن؟

چون خونشون خرابه.

اِه، کبریت‌ها اونجا دم دره.

بیا، کارا، برو.

صبر کن.

صبر کنم؟

صبر کنم؟ لعنت! من که رک و راست بهت گفتم!

من باهات ازدواج کردم!

دارم!

اونو بده به من!

لعنت بهت! من حق دارم!

اون آتیش رو روشن کن!

همین الان گوشت می‌خوام.

هیا! هیا!

بیا، پسر!

هیا! هیا!

آه، بله قربان.

بله قربان!

ها ها! بیا! بیا!

هیا. هیا! هیا!

هیا!

اون حلیم رو هم نزن. بذارش توی کاسه.

لازم نیست این کارو کنی.

قاشق و کاسه و میز...

تنها چیزای تمیزن توی این خوکدونی.

پای میز کلاهت رو بردار.

از این به بعد، قبل از اینکه غذا بخوری دستات رو میشوری.

یه کاسه پر بهم بده.

من برای تفریح غذا نمی‌خورم.

بند رخت کجاست؟

درباره بند رختت پرسیدم.

ندارم.

اگه لباسی برای خشک کردن داری...

فقط آویزونشون کن روی بوته‌های اینجا.

مثل بقیه.

من بهت گفتم، تو زندگی من جایی برای این تجملات نیست.

و نه قراره باشه.

من تجملات نخواستم، آقای آلن.

من نخواستم همه چیز سرگرمی باشه.

من فقط یه جای مخصوص خودم می‌خوام که بتونم کارامو بکنم.

این خونه‌ات کثیفه و بوی گند میده!

قراره از بالا تا پایین بسابمش.

و فردا، همه لباس‌ها رو می‌شورم.

تو این حوالی، چند فرسنگ هم بوته‌ای نیست که به دردم بخوره.

من بند رخت می‌خوام.

می‌دونی، اگه ازم راضی نیستی...

خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی. فقط...

من بهت روش زندگی‌ام رو گفته بودم.

حوصله تغییر هم ندارم.

خب، همه چیز تغییر کرده.

تو این کارو کردی.

تو جواب نامه‌هامو دادی.

من نمی‌شینم که تو به من حرف پس بدی!

اگه دستت به من بخوره، باید منو بکشی.

خدا شاهده، دیگه نمی‌ذارم بهم تجاوز کنن.

اون تجاوز نبود!

من پولت رو دادم! اون تجاوز نبود!

نبود؟

من یه بلای کوفتی نمی‌خواستم!

بیا، برو از اونجا. هی‌ها!

خب؟

بچه داری؟

نه!

خدا رو شکر!

خدا رو شکر؟

آخه فکر می‌کنی برای چی اینجایی؟ برای خوشی من؟

من این پنج تا خواهر رو دارم.

اونا تا حالا به اندازه کافی خوشی بهم داده‌ان.

من بهت واضح گفتم چی می‌خواستم.

نمی‌دونم چه کوفتی انتظار داشتی.

هیچی!

امیدوار بودم یه دوست پیدا کنم.

دوست؟

دوست اونیه که به قول و قرارش عمل می‌کنه.

اگه می‌خوای من دوستت باشم، پسرهایی رو که ازت خواستم بهم بده.

مادر

اونو بده اینور، مِل.

بهت گفتم.

این آشغال مرد رو از پا درمیاره.

دفعه بعد پرتش می‌کنم تو صورتت.

اون لوبیا رو بده اینور، زندی.

یونجه‌ات چطوره، پدر؟

بد نیست. بد نیست.

این برادرت تمام تلاشش رو کرد که خرابش کنه.

جوری می‌برید که همه چیز نامنظم پهن میشد.

اگه یه بارون مزخرف نیاد و نپوسوندش.

دستمزدم رو ازش درمیارم.

کار مزرعه جنوبی تموم شد، مِل؟

فکر کنم مِل دیگه با بزرگتراش حرف نمی‌زنه، آره؟

بله، قربان.

خبر خوبیه.

جو تو مزرعه شمالی آماده درو کردنه.

امروز بعدازظهر برام داس می‌کنی.

من، اِ... حساب غذات رو صفر می‌کنم.

فکر کردم می‌تونم مستقیم برم خونه، پدر.

زنم منتظرمه.

اگه غذات رو پس می‌خوای، بعدا میام یه سر می‌زنم.

زندی اینقدر مادیون جدیدش رو سخت سواری کرده...

...که زبونش شل شده.

مادیونتو یواش یواش رام کن.

سعی نکن سواری یک سال رو تو یه هفته تموم کنی.

مِل به زودی میره به دره.

اون تنها کسیه که من...

...که به دنیا آوردم و به اندازه کافی مرد نیست که تو کوه دوام بیاره.

مشکلی هست؟

نه.

اِ...

فقط نمی‌فهممش.

شاید باید به فکر درست کردن یه باغچه باشی.

گاهی پرورش دادن گیاه آرامش بزرگی برای زنه.

زمین من برای کشاورزی زیادی خوبه. زمین چراگاهه.

تو که از درمان و این چیزا سردرمیاری.

فکر کردم یه دمنوش یربا بوئنا یا یه همچین چیزی برام آماده کنی.

که براش ببرم.

مشکلی داره؟

مریضه؟

به نظر من...

بداخلاقه.

وقتی حواسم نیست، داره گریه می‌کنه.

حرف نمی‌زنه.

هیچ وقت نمی‌خنده.

تو از ازدواج هیچی نمی‌دونی.

جز از پدرت و من.

خب.

همین کافیه.

بگم بهت به نظرم چی نیاز داره؟

یه داروی مقوی بهاری خوب نیاز داره.

شاید وقتی یونجه‌ها رو جمع کردیم، بیام سر بزنم.

خب.

خود دانی.

هی‌ها!

سلام، زندی.

ماریا.

فقط اومدم با همسر جدیدت آشنا بشم.

Zandy's Bride subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left