As primeras 200 linias.
روز به روز، زندگی فقط شده جون کندن برای زنده موندن
جیبهات قبل از پایان ماه خالی میشن
چه دوران عجیبی شده
بحرانها بیشمارن
چون عشق تنها راهِ نجاتمونه
و پیوندها هزاران بستر میسازن
من پیشنهادی دارم
نقشهای به لطافتِ یک گلِ رز
هفتهت رو بیار، بیار
پیشِ مالِ من
این به دوتای ما
پونزده روز خوشبختی میده
سفت و سخت حواسمون هست
به جیبمون و مهربونیمون
چشمهای عاشق
که میتونه تا ابد دووم بیاره
هفتهت رو بیار، بیار
پیشِ مالِ من
این به دوتای ما
پونزده روز خوشبختی میده
با هم خواهیم بود
با تمامِ وجود
در تمامِ طولِ زندگی
دخل و خرجمون یکی میشه
کریسمس همگی مبارک
از دیدنِ دوبارهتون خیلی خوشحالم
به زودی سالِ نو شروع میشه
سالِ نویی که مطمئناً پر از شادیه
و اوقاتِ خوش. سالی پر از نشاط و لذت
اما مهمتر از همه، سالی پر از آواز
آوازهای عاشقانه، البته
بله، بفرمایید تو
بفرمایید تو
خواهش میکنم بفرمایید بشینید
پاک کردنِ آرایشم تقریباً تمومه
مارک، تو هر بار کلی شادی برامون میاری
ممنونم خانم لنگهوف. کاری از دستم براتون برمیآد؟
آوازهات
من رو به دورانِ جوونیم برمیگردونه
خاطرهها رو زنده میکنه
میدونی
سالِ دیگه
شاید وقتی برگردی من دیگه اینجا نباشم
این حرفها رو نزنید! معلومه که هستید
میتونم یه خواهشی ازت بکنم؟
البته، هر چی که بخواید
ولی تو موقعِ اجرا داشتی به من نگاه میکردی
نمیدونم چِم شد
معذرت میخوام
چطور تونستی این کار رو بکنی؟
هرزهی کثیف
سلیطهی پیرِ لعنتی
ببین چیکار کردی. همه چی رو خراب کردی! همه چی رو
حالا میخوای چیکار کنی؟
دارم برای یه جشنِ کریسمس میرم جنوب
قراره چندتا تهیهکننده هم اونجا باشن
امیدوارم وقتی ستاره شدی برگردی اینجا
حتماً برمیگردم
اینجا همه خیلی دوستت دارن. این رو میدونی؟
خب، دیگه باید برم
بله، البته
خیلی ممنونم
باشه پس
مارک
مارک
میتونم قبلِ رفتنت بغلت کنم؟
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
خواهش میکنم بذارید برم خانم
باید برم
مسافرخانهی بارتل ۳ کیلومتر
سگی چیزی ندیدی؟
یه سگ با موهای کوتاه
یه سگِ اینقدی با موهای کوتاه؟
بله؟
دنبالِ سگم میگردم
دیدم یه چیزی پرید بیرون
نمیتونم بگم سگ بود یا نه
دیدیش؟ نه، گفتم که
دیدم یه چیزی از جاده رد شد ولی نمیدونم
واقعاً؟ کدوم طرفی رفت؟
فکر کنم رفت اونوری
اون طرفی
بلا
هی، برگرد
پسر جون، برگرد
برگرد
اسمِ من بوریسه
باشه بوریس، میتونی بهم کمک کنی؟
ونِ من خراب شده و یه تابلو دیدم که میگفت اینجا یه مسافرخونه هست
مسافرخونه؟ از اینجا زیاد دور نیست
ولی من باید بلا رو پیدا کنم
فقط بگو کجاست، همین رو ازت میخوام
میشه لطفاً بگی مسافرخونه کجاست؟
دنبالِ من بیا ولی سر و صدا نکن
باید بتونم صدای بلا رو بشنوم
نمیتونم ونم رو همینطوری وسطِ جاده ول کنم
ازت خواستم سر و صدا نکنی
مطمئنی میتونم ونم رو اونجا بذارم؟
نرسیدیم؟
گفتم سر و صدا نکن
و سر و صدا نکردن یعنی اون دهنت رو ببندی
آقای بارتل
آقای بارتل
آقای بارتل
یکی رو براتون آوردم
الان میآد پایین در رو باز میکنه
براتون یکی رو آوردم آقای بارتل، اتاق میخواد
شب بخیر
شب بخیر
ببخشید بیدارتون کردم ولی ونم خراب شد
مشکلی نیست، بفرمایید تو
خیلی وقته کسی اینجا نیومده ولی اتاقها تمیزن
بفرمایید، اینم از این
شب بخیر
جنابِ خواننده خوب خوابیدن؟
خیلی خوب، ممنون
اجازه به خودم دادم و ونِ شما رو بکسل کردم
دست به آچارم بد نیست، اگه کمکی از دستم بربیاد
ممنون، اما
بیخیال، بینِ همکارها این چیزها طبیعیه
نوشتهی روش رو دیدم
برید کنار، لطفاً
"هنرمند-خواننده". منم هنرمندم
خب، قبلاً کمدین بودم
کسی که هنرمنده همیشه هنرمنده
قدیما بیشتر بودم
ون رو که با ترمزِ دستیِ کشیده بکسل نکردید؟
خب، پس ما به قولی... همکاریم
میرم صبحانهتون رو آماده کنم
بعدش هم به حسابِ ون میرسم
نمیشه به یه مکانیک زنگ بزنیم؟ نمیخوام مزاحمِ شما بشم
بلا
حتماً تو این دور و برا یه مکانیک هست؟
میتونیم زنگ بزنیم... خفه شو
واقعاً دلم میخواد سگش رو پیدا کنه
از وقتی گمش کرده دیگه آدمِ سابق نشده
تو مسافرخونهتون تلفن دارید؟
میتونم یه نگاهی بندازم؟
تلفن دارید، مگه نه؟
بله؟ پرسیدم تلفن دارید؟
معلومه که تلفن دارم
من وحشی که نیستم! چی فکر کردی؟
اوه واقعاً؟ عجب
عجب حرفی
و کِی برمیگرده؟
امروز بعدازظهر؟
شاید؟ ولی شایده یا قطعی؟
باشه، خیلی خب. ممنون، خداحافظ
زنش بود. خب؟
بیرون کار میکنه. انگار تمامِ روز سرش شلوغه
نگران نباش! من دست به آچارم خوبه. یه نگاهی بهش میندازم
مگه عجله داری؟
خب، راهِ زیادی در پیش دارم
کجا میری؟
میرم جنوب، یه جشنِ کریسمس دعوتم
کریسمس
ولی هنوز دو روز وقت داری
هنرمندها باید باتریهاشون رو شارژ کنن
یه کم استراحت برات خوبه
احتمالاً حق با شماست
یه صبحانهی مشتی برات درست میکنم
بعدش هم میرم سراغِ ونت
ممنونم آقا
بارتل! بهم بگو بارتل
بینِ هنرمندها "آقا" نداریم
باشه، بارتل
بفرما بشین
میتونم کمکتون کنم؟
نه، نه
شرط میبندم از مکانیکی هیچی سرت نمیشه
درسته، اعتراف میکنم
همین فکر رو میکردم. خودم ردیفش میکنم. تو فقط استراحت کن
میرم یه کم پیادهروی کنم
بذار یه نصیحتی بهت بکنم
نرو پایین سمتِ دهکده
چرا نه؟
اون آدمها مثلِ من و تو نیستن
اونها هنرمند نیستن
پس لطف کن و نرو اونجا
باشه، ولی بگید چرا
اونها همهشون
اونها میتونن
همهشون
آروم باش بارتل! نمیرم به دهکده
قول میدی؟ آره، قول میدم
بعداً میبینمت
پیادهرویِ خوبی داشته باشی رفیق
مراقب باش! جادهها این وقتِ سال لیزن
خوبه. نرمه
بجنب
یالا پسر
بجنب مردِ کوچک
مگه من چیکار باید بکنم؟ خیلی خندهداری
من هیچوقت نگفتم تقصیرِ توئه
آره، باشه
خب، پیادهروی چطور بود؟
واقعاً منطقهی زیباییه
رفتی پایینِ دهکده
نه، فقط همین دور و برا گشتم
No comments yet. Be the first to leave one.