Requiem for a Village

Requiem for a Village

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Requiem For A Village 1975 720p BluRay x264-BiRDHOUSE Englis
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Requiem for a Village (1976) زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-25
Descargas: 3
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 138 linias.

سرهنگ: اما تقریباً تمام خانه‌های انگلستان که کمی کار دارند،

.الان دارن خراب میشن و به جاش این آلونک‌های وحشتناک رو میسازن

.و تنها بهانه‌اش هم پوله

.بله، نگه داشتن‌شون سخته

.و این دو انگار با هم جور دراومدن

...یعنی جایی که یکی از عهده نگهداری خونه برنمیاد

.معمولاً تو زمین‌های خیلی خوبیه و برای ساخت‌وساز بهترین جاست

.اگه قرار باشه بیام و ولش کنم، دلم کاملاً میشکنه

.واقعاً باورنکردنیه که همه‌ اینا باید از بین بره

همین اسم بود؟ بارنز، مگه نه؟

زنش، آره؟

.بله، فکر کنم ایشون همسرش باشن

.سنش رو نمی‌تونم ببینم

.فقط، گمونم اول اون از دنیا رفت

.فکر کنم وقتی خونه بود مجرد بود. آقای بارنز

سرهنگ: مطمئن نیستم، چون اگه بتونی ثابت کنی

که از زمان الیزابت اول در انگلستان زندگی کردی،

که بالاخره فقط سال ۱۶۰۳ مرده،

.اون‌وقت با همه افراد انگلستان، از جمله ملکه، فامیلی

.احتمالاً همینطور بودیم

.ما کم و بیش به حکمرانی بر دنیا معروف بودیم

.و یه استانداردهایی رو هم حفظ می‌کردیم

.سلام، آلیس

.دیر نکنی. خداحافظ

.سرهنگ: اجداد من اینجا فوت کردن

.تمام بچه‌های من اینجا به دنیا اومدن

!بخشی از محوطه کلیسا پر از اوناست. آه

مادج رو به عنوان یه آشنا می‌شناختم،

ولی نه صمیمی، می‌بینی؟

.اما انا رو به عنوان معلم مدرسه یادمه

و آخرین باری که دیدمش، وقتی بود که داشتم از اداره پست برمی‌گشتم،

.یه صبح دوشنبه

.و با دوچرخه ازش سبقت گرفتم، درست قبل از اینکه بپیچه بره خونه

.و اون آخرین حرفی بود که باهاش زدم

.دیگه هیچ‌وقت ندیدمش

حالا آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان، نوبت منه که از آقای بیکر تشکر کنم

بابت اینکه امروز تشریف آوردن،

تا درباره این پیشنهادهای مختلف و اینکه چطور

.به اعتراضاتی که شده، رسیدگی شده، به ما بگن

.خیلی ممنونیم که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتین

مطمئنم که همه علاقه‌مند بودیم،

اگرچه نمی‌تونم جلوی این حس رو بگیرم که برای اکثر ما

.شنیدنش کمی غم‌انگیزه

.البته من اینجا نسبتاً تازه‌واردم

.فقط حدود ۲۰ ساله که اینجام

.و خیلی از شماها می‌تونید خیلی بیشتر از این به گذشته نگاه کنید

حتی توی همین مدت که من اینجا بودم،

.تغییراتی رو داشتیم که یادمه

.این روستا برای نسل‌ها روستای شما بوده

.بعضی از شماها... خیلی از شماها، احتمالاً می‌تونید خیلی بیشتر از من به گذشته نگاه کنید

.و حس می‌کنید که ریشه‌هاتون واقعاً اینجاست

.پدرهاتون، پدربزرگهاتون و همینطور بقیه

.ببین. چه سگ خوبی

.بشین

خانم‌ها و آقایان، جناب سرهنگ قراره با ما صحبت کنن

.درباره این وضعیت ناگوار

.جناب سرهنگ

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان،

.این نقشه باید متوقف بشه و ما کسانی هستیم که باید این کار رو بکنیم

.می‌تونید به نماینده مجلس‌تون نامه بنویسید

.می‌تونید به عضو شورای شهرستان‌تون نامه بنویسید

و اگه اوضاع خیلی بد شد،

.می‌تونید به سمت وایت‌هال راهپیمایی کنید، مثل خیلی‌های دیگه که این کار رو کردن

.این حداقل پلیس ما رو گوش‌به‌زنگ نگه میداره

.خانم‌ها و آقایان، ما باید کاری در این مورد بکنیم

.من درخواست تشکیل یک کمیته رو دارم و از شما می‌خوام کسی رو پیدا کنید که از این طرح حمایت کنه

حالا کی می‌تونه این پیشنهاد رو حمایت کنه؟

.صبح بخیر، آقای سیمونز

.بارون امروز صبح چمن‌ها رو یکم بالا آورده براتون

.و به نظر میاد قراره بازم ازش بیشتر داشته باشیم

بهتره دست به کار شیم، مگه نه؟

.بله

.کشیش: آه، صبح بخیر خانم داونینگتون. از دیدنتون خوشحالم

خوبم؟ سلام جین، چطوری؟

.خوبم، خیلی خوبم، ممنونم

«عزیزان دل، ما اینجا گرد هم آمدیم

«در محضر خداوند

«و در برابر این جماعت

«تا این مرد و این زن را در پیمان مقدس ازدواج به هم پیوند دهیم،

«که یک حالت شرافتمندانه است که توسط خداوند مقرر شده،

«در زمان معصومیت انسان،

.«و نمادی از اتحاد عرفانی میان مسیح و کلیسای اوست

«این حالت مقدس را مسیح با حضور خود مزین و زیبا ساخت

«و اولین معجزه‌ای که در قانای جلیل انجام داد...»

برای ارضای شهوت‌ها و هوس‌های مردان...

همچون چهارپایان بی‌فهم و درک

بلکه با احترام، با بصیرت و از روی تفکر

با متانت، و در بیم از خدا

.با در نظر گرفتن کامل دلایلی که ازدواج برای آن مقرر گردید

برای فرزندآوری...

تا در ترس و تربیت پروردگار پرورش یابند

و ستایش نام مقدس او

ثانیاً، برای درمانی در برابر گناه مقرر شد

و برای دوری از زنا

تا کسانی که نعمت خویشتن‌داری ندارند، بتوانند ازدواج کنند

.و خود را اعضای بی‌عیب و نقص بدن مسیح نگاه دارند

اگر کسی می‌تواند دلیل موجهی بیاورد

که چرا نمی‌توانند شرعاً با یکدیگر پیوند یابند

بگذارید اکنون سخن بگوید، وگرنه از این پس

.برای همیشه سکوت اختیار کند

او هم همینو گفت، گفت "در رو باز کن"

من گفتم، "نمی‌تونم در رو باز کنم." اون گفت، "اگه باز نکنی، نمی‌تونم بیام تو."

اما وقتی اون اتاق تاریک رو باز کردم و دیدم این اتفاق می‌افته

اما چی روی کلاه بود یا هر چیز دیگه، نمی‌دونیم

کلاهش رو برداشت و همین‌طوری پرت کرد یه گوشه

و اسب‌هاش زانو زدن

و رفتن سمت کلاهش، اما وقتی راست شدن، اون رفت تو

و بهتون بگم، نمی‌دونم چی روش بود

.حالا اگه واقعاً می‌خوای بدونی، اینو به هیچ احدی نگو

این جادوئه؟

مرد: بیا پسر. بیا بالا

بهت بگم، با استخون قورباغه

می‌تونی هر کاری که دلت بخواد با اسب بکنی

گفت: "چی کار می‌خوای بکنی؟" گفت: "تو اونو نگه دار."

بند بوت خونی‌اش رو از پاش درآورد

یه پارچه روی بیضه‌هاش گذاشت و سفتش کرد

گفت: "به این اسب پیر"

"یه فکری به سرش بندازم تو راه خونه"

"اون دیگه زیاد به گاز گرفتن من فکر نمی‌کنه."

داماد: ساقدوش کجا رفت پس؟

بیاین. سرزنشش کنین اونور. بیاین اینور

اونو می‌بینی؟ همون مردیه که ازش خواستم

آه، پیاز ترشی فرار کرد! بیا اینجا

!از پدر عروس دعوت می‌کنیم... مرد: نظم، لطفا

آقای بوروز سخنرانی کنند، لطفا

دوستان، همه ما اینجا جمع شدیم تا برای این جوان‌ها آرزو کنیم

شروعی بسیار خوش در زندگی داشته باشند

امیدوارم خیلی زود شروع نکنن... (همه می‌خندند)

یا خیلی تند پیش نرن

اما همه ما باید از یه جایی شروع کنیم

یاد یه قصه کوچیک افتادم که یه پسر می‌خواست ازدواج کنه

و به پدرش گفت

"پدر،" گفت، "زندگی من داره رو به جلو می‌ره، دارم ازدواج می‌کنم."

پدرش چی گفت؟ "این یه راه خوبه که سوار شی."

"تو فکر می‌کنی من چطوری سوار شدم؟"

"خب،" گفت، پسر، "اون یه قصه دیگه است."

گفت: "شما با مادرم ازدواج کردید، من باید با یه دختر غریبه ازدواج کنم."

داشت فکر می‌کرد، و همینطور به این فکر می‌کرد که همه ما از کجا اومدیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left