Shetland

Shetland

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 7

Información d'a versión

Shetland S07E06 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 6 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 22
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

ببینید، می‌دونم که همه خسته‌ن

ولی باید حواسمون جمع باشه.

فکر می‌کنم از اَلی بیشتر برای پرت کردن حواس استفاده می‌شده.

پس، ممکنه که نه وُیاجِر

و نه ترمینال استنویک هدف باشه.

پس باید یه لیست از اهداف احتمالی دیگه آماده کنیم.

سَندی، می‌تونی این کارو انجام بدی؟ حله.

بیلی، باید دوباره با گِرِگ فِلِت صحبت کنیم.

ممکنه اون بیشتر در مورد اینکه برادرش مشغول چه کاری بوده بدونه

تا چیزی که داره نشون میده.

خب، تاش. ببینیم چی می‌تونیم به دست بیاریم

از اَلی و کَرول اَن.

چرا قایقت رو به منطقه ممنوعه بردی؟

می‌دونستی اونجا ورود ممنوعه.

من فقط داشتم قایقم رو در امتداد ساحل می‌بردم.

وقت این حرفا رو نداریم.

باید بدونم کیا دیگه توشن

و هدف کجاست.

وگرنه افراد بی‌گناه بیشتری کشته می‌شن.

هیچ‌کس نمی‌میره.

ما هیچ‌وقت قرار نبود به یک تانکر یا ترمینال حمله کنیم.

این "ما" کیه؟ منظورم خودم بودم.

واقعاً باید این موضوع رو جدی بگیری.

کَرول اَن، مردم آسیب می‌بینن.

اگه این‌طور بود، من تو هیچی شریک نمی‌شدم.

اوه، خدایا.

تو اصلاً نمی‌دونی.

واقعاً نداری؟

خب، من هر روز می‌بینم.

تانکرهای نفتی میان و میرن.

فقط زمان می‌بره تا یه آلودگی نفتی دیگه اتفاق بیفته.

یه روزی، از کسایی که اعتراض کردن تشکر می‌کنی.

منظور تو آدمایی مثل خودتونه؟ من اینو نگفتم.

سه نفر مُردن.

اون ربطی به من نداره.

اون مربوط به کانِر بود.

اون روجرز رو کشت، بعدش بِراید رو.

بعدش خودکشی کرد.

کانِر خودکشی نکرد.

اون به قتل رسید.

می‌خوام به این عکسا یه نگاهی بندازی.

به جراحاتش نگاه کن.

قبل از اینکه بمیره شکنجه شده بود.

کتک خورده بود و سوخته بود.

و زخمی شده بود.

این... این اون چیزی نیست که اتفاق افتاده.

نه، دقیقاً همون چیزیه که اتفاق افتاده.

تو ممکنه نخوای به مردم آسیب بزنی، کَرول اَن،

ولی یه نفر تو گروهت هست که این کارو کرده.

شاید برادرت گِرِگ بوده.

گِرِگ هیچ ربطی به این قضیه نداره!

خب، ببین، ما طناب قایق تو رو پیدا کردیم

تو صحنه جرم.

پس، یکی از شما تو مرگ بِراید و کانِر دست داشته.

اگه ذره‌ای احساس نسبت به کانِر و بِراید داری،

چیزی که باید بدونیم رو بهمون میگی.

داری گولم می‌زنی.

نه، نیستیم!

ما داریم سعی می‌کنیم این شخص رو متوقف کنیم

قبل از اینکه آدم‌های بیشتری کشته بشن!

و اگه آدم‌های دیگه آسیب ببینن، تو مقصری.

کی پشت این ماجراست؟ و کی بهت دروغ گفته؟

باید بهم بگی چه کسی این آدما رو کشته.

نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی.

مقامات آمریکا بهمون جواب دادن

در مورد لوید اَندرسون.

به وزارت کشور اطلاع دادم که اون رو در بازداشت داریم.

اونا با اف‌بی‌آی هماهنگ می‌کنن.

پس اگه قرار نیست اون رو به چیزی متهم کنیم،

باید تحویلش بدیم به بالادستی‌ها.

ولی اون هنوز بخشی از تحقیقات ماست.

می‌دونم، ولی وزارت کشور می‌خواد

خودش تو این قضیه حرف آخر رو بزنه.

واقعاً این یارو رو اعصابت رفته، نه؟

خب، اگه بی‌گناه باشه چی؟ اگه فقط گرفتار شده باشه

تو این همه ماجرا و آخرش با زندگیش تاوان پس بده؟

چی باعث می‌شه فکر کنی بی‌گناهه؟

چون اون مردی که ساعت رو بهش داد

که اول از همه اونو به جرم ربط داد

به قتل‌ها اعتراف کرد.

به کی اعتراف کرد؟ اعتراف تو سلول زندان بود.

پس قاضی ردش می‌کنه و...

آره. مطمئن باش.

انگار از قبل تصمیمشون رو گرفتن.

منظورم اینه، اگه تحویلش بدیم و اعدامش کنن چی؟

متاسفم، جیمی، ولی ما باید طبق قوانین عمل کنیم.

تو بیشتر از هر کس دیگه باید اینو درک کنی.

داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

هیچ مواد منفجره‌ای تو اون قایق نیست.

ما فکر می‌کنیم تو ممکنه فقط برای رد گم کنی باشی و یه هدف دیگه هست.

خدای من. فکر نمی‌کردم این‌قدر پیش بره.

این یعنی چی؟ اَلی.

اون بابت شرکت‌های نفتی کلافه بود.

شورایی که خودش رو فروخته بود.

تأثیری که روی محیط زیست می‌ذاشتن.

منظورم اینه که، هر دومون بودیم. ولی یه همچین کاری؟

آیا هیچ‌وقت اسم‌های

بیل روجرز یا لوید اَندرسون رو بهت گفت؟

تا جایی که یادمه، نه.

در مورد کَرول اَن مِین چی؟ نه.

خب، هیچ‌کدوم از اون آدما تو قایق شما نبودن؟

چرا باید باشن؟ اینجا محل کاره.

چون ما یه طناب از قایقتون رو تو صحنه جرم پیدا کردیم.

ولی فقط دارم فکر می‌کنم چطور به اونجا رسید.

من کسی رو تو قایق ندارم.

مطمئنی؟

جیمی نری چند باری سر زد.

ولی اون فقط به این خاطر بود که به نحوه کارمون علاقه داشت.

گفت شاید چیزی درباره صنعت ماهیگیری چاپ کنه.

جیمی نری تو قایقت بوده؟

آره. باشه، ممنون.

ببین، به حرفم گوش کن اَلی.

پریشب یه نفر از خونه موروها کود دزدیده.

و فکر می‌کنم می‌خوان ازش برای ساختن یه بمب دیگه استفاده کنن.

خب، کیه؟

بعد از اینکه بیل راجرز ناپدید شد، حس کردم یه مشکلی هست.

کانر به شک افتاد.

این یه مشکل بود.

اون داشت یه دستگاه با تایمر می‌ساخت.

ایده بیل بود که فقط کسایی که لازم بود، بفهمن.

تا اگه کسی گیر افتاد،

هیچ‌کس نتونه اطلاعاتی بده.

کانر از مهندسی سر رشته داشت.

و می‌تونست بمب رو سر هم کنه. تو هم قایقت رو داشتی.

کارول آن هم اطلاعاتی رو داشت که تو درباره استنویک لازم داشتی.

و بِرید؟

بِرید به کود دسترسی داشت.

به من گفته شد که یه بمب واقعی کار می‌ذاریم.

تا حساب کار دستشون بیاد.

و بعداً هشدار می‌دادیم تا بتونن پیداش کنن.

ولی اونا می‌دونستن که اگه کسی واقعاً بخواد، می‌تونه اونجا رو منفجر کنه.

و تو اینو باور کردی؟

کانر می‌دونست مواد منفجره کجاست.

هیچ‌کس دیگه. فکر کنم به خاطر همین شکنجه شد.

و فکر می‌کنی هر کی که اونو کشته،

هنوز برای یه تماس هشدار برنامه‌ریزی می‌کنه؟

دیگه نه.

فکر کنم این بار جدیه.

پس کی پشت این کاره؟

جیمی نریه، مگه نه؟

برای صورتجلسه، آقای فلت سرش رو تکون می‌ده.

با کلمات، اَلی، با صدای بلند بگو.

جیمیه. جیمی نری.

خب، می‌دونیم که اون یه میتسوبیشی اِل ۲۰۰ آبی داره.

که به اسم خودش ثبت شده.

فرض می‌کنم همون چیزیه که دنبالشیم.

و اینکه مواد منفجره کافی داره،

که باعث خسارت جدی بشه.

چیزی که هنوز نمی‌دونیم اینه که هدف چیه.

پیشنهادی هست؟ اداره بندر؟

نیروگاه گاز وسترن؟ دفاتر حوادث دریایی؟

می‌تونید همه این اهداف رو پوشش بدید؟

راستش، نه.

فکر کنم یه راهی باشه که بتونیم این رو محدودتر کنیم.

با توجه به اینکه هدف اصلیش ترمینال استنویک بود،

فکر می‌کنم میره سراغ یکی از شرکت‌های نفتی.

فکری دارید کدوم یکی؟ شرکت نفتی نورث استریتس.

مستقله، ولی هنوز سهمی تو خط لوله داره.

و حالا که می‌دونه ما پیداش کردیم، اونجا یه هدف خیلی راحت‌تره.

نظرت چیه؟

به نظرم منطقیه.

اگه اشتباه کنیم، ریسکش بالاست.

ایده بهتری داری؟

باشه.

از افسرای شرکت نفتی نورث استریتس محافظت کنید.

بیلی، باید جاده‌های اصلی رو ببندیم.

ورودی و خروجی لرویک رو.

تاش، برو خونه و دفترش رو بگرد.

و ببین می‌تونی چیزی پیدا کنی که به هدف اشاره کنه.

حکم تفتیش رو صادر شده در نظر بگیر.

من با تبعاتش کنار میام.

دنبال هر چیزی بگرد که شاید بهمون یه سرنخ بده.

که هدفش چیه، آره؟

افسرای مسلح فکر می‌کنن شاید...

جیمی نری رو نزدیک شرکت نفتی نورث استریتس دیدن.

خب، اگه دیدن، پس اون الان تو لرویکه.

یالا، بریم.

وقتی دید ما زودتر رسیدیم، فرار کرد.

خب. پس سندی درست می‌گفت؟ این هدفه؟

خب، دیگه نه.

الکساندر؟ ما یه مشکل بزرگ داریم.

جیمی کامیونش رو نزدیک چهارراه بازار رها کرده.

تقریباً مطمئنم بمب دست‌ساز تو پشتشه.

نزدیکش نرو. فقط منطقه رو خالی کن، ولی بی‌سروصدا.

نمی‌خوام وحشت به وجود بیاد.

یه افسر خنثی‌سازی بمب رو می‌فرستیم اونجا.

در اسرع وقت.

و کسی رو از اون میخانه بیار بیرون.

جیمی؟ می‌خوام بری بیرون...

...الان از مرکز شهر.

وقت توضیح دادن دلیلش رو ندارم.

فقط انجامش بده لطفاً.

آره، منتظرشم.

جیمی یه دوست عکاس داشت.

اسمش کاترینا جانسون بود.

اون پنج سال پیش تو سودان جنوبی کشته شد.

در حالی که به عنوان یه فعال ضد نفت کار می‌کرد.

اگه دنبال اینیم که چی اونو رادیکال کرد،

حس می‌کنم مرگ اون بود.

خب، همه

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left