Hate Crime

Hate Crime

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Hate Crime 2005 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Hate Crime 2005 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-08
Descargas: 6
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

صبح بخیر، جک

سلام، کاتلین

صبح بخیر عزیزم

همسایه‌های جدید دارن اسباب‌کشی می‌کنن، نه؟

ظاهراً

باهاشون آشنا شدی؟

نه، هنوز نه

برای فردا صبح اوکی‌ایم دیگه؟

البته

کلاه بذار سرت

چون نمی‌خوام اون کله‌ی داغت گرما بخوره

باشه

دمت گرم مرد، خیلی ممنون

خواهش می‌کنم

شما صاحب‌خونه‌ی جدید هستید؟

بله، خودم هستم

به محله خوش اومدید

من رابی لوینسون هستم، همسایه‌ی بغلی‌تون

خوشبختم. کریس بوید

برای خالی کردن بار کمک نمی‌خوای؟

اوه نه، ممنون، ردیفه

الان کمکی می‌رسه

مطمئنی؟ - اوهوم

باشه، خب اگه نظرت عوض شد

من همین‌جام

لطف داری

شما هم همین‌طور

خدا به همرات

نمی‌خوای از تخت بیای بیرون؟

ساعت چنده؟

وقت بیدار شدنه

باید یه کادوی خونه‌نویی بخرم

برای کی؟

همسایه‌ی جدید داره میاد

کی؟

همین الان. تازه باهاش آشنا شدم

چه‌جور آدمیه؟

آدم خوبی به نظر میاد

می‌تونی اینو ببندی

ببخشید

باز چرا من دارم این کارو می‌کنم؟

چون بهم مدیونی

بعد از این یکی، تو بهم مدیون می‌شی

سلام

سلام مرد

چرا نمیای بالا؟

بیا اینو از اینجا ببریم بیرون

باشه

تری

ببخشید

لابد زیادی هیجان‌زده‌ست

آخه دارم ازدواج می‌کنم، می‌دونی که

آره، شنیدم

بعد از کار می‌بینمت

وایسا. فکر کردم امروز ناهار با همیم

اوه، راست میگی

همون‌طور که گفتم، ظهر تو رستوران می‌بینمت

آلتون، بیخیال مرد

تری

پسر، دیدی چی شد؟

فعلاً

خداحافظ

هر جا که بری

مطمئنی کمک نمی‌خوای؟

بازش کن

بذار ببینم با این پولی که با زحمت درآوردم چی گیرم اومده

اوه

خیلی طول کشید تا برسه دستمون

رسمیش کن، قابش بگیر

تا بتونم بازنشسته بشم

آره جون خودت، انگار قراره همچین اتفاقی بیفته

خودت رو دیوونه می‌کنی

بماند که مامان چی می‌کشه

گرفتیش؟ آره، آره

هی، می‌تونی یه گیره بهم بدی؟

گیره

ممنون

باورم نمیشه این هفته این همه گربه

برای عقیم کردن داشتیم

قیچی رو میدی؟ اوه، آره

جیم، دنبال چی می‌گردی؟

هیچی

می‌تونم کمکت کنم. من می‌دونم هر چیزی کجاست

پیداش کردم

باشه، باشه

بله

رِسکوس‌ها کجان؟

روی قفسه‌ی روبروت

می‌بینی‌شون؟

لجباز

چه خبر مهمی. آره جون خودت

البته خودت هم هستی

چی؟

لجباز

نیستم

باشه، باشه، گاهی هستم

ولی بهانه دارم

همیشه همین‌طوری بودم

داره عوض میشه. نمی‌دونم چه اتفاقی داره می‌افته

معلومه که عوض شده، مامان

داره پیر میشه

مواظب حرف زدنت باش

شاید بهتره بری سر قرار

کسی رو زیر سر داری؟

شما دو تا باید از خونه بزنید بیرون

و با هم حرف بزنید

آره، خب اون زیاد اهل حرف زدن نیست

اون یه اکیپ داره که باهاشون حرف می‌زنه، پس

بی‌خیال

البته اگه موضوعی برای حرف زدن داشتیم، کمک می‌کرد

مثلاً؟

مثلاً، نمی‌دونم

شاید یه بچه؟

یا یه چیزی. یا یه چیزی تو این مایه‌ها

من می‌تونم تخمک اهدا کنم

فقط شوخی کردم

ممنون. لطفاً، تخمک بی‌تخمک

مامان امروز باز بحث نوه رو کشید وسط

دست‌بردار نیست

باید بهش فکر کنیم

جدی؟

چرا که نه؟

حالا دیگه داریم رسمی می‌شیم و این حرف‌ها

بیا پله پله پیش بریم

بچه می‌خوای؟

بچه می‌خوای، مگه نه؟

کشیش بوید: «وقتی اسحاق پسر جوانی بود

خداوند به ابراهیم فرمان داد که پسرش را بردارد

و به کوه موریا ببرد

و او را به عنوان قربانی به درگاه خدا تقدیم کند.»

خب، دلیل اینکه این کار را کرد

این بود که می‌خواست ایمان ابراهیم را امتحان کند

دیر کردی

ببخشید بچه‌ها

می‌تونی سعی کنی سر وقت اینجا باشی؟

منظورم اینه که هر کاری ما می‌کنیم

برای این بچه‌ها الگو میشه

متاسفم

کشیش بوید: بچه‌ها، کریستوفر داستان رو تموم می‌کنه

من باید برم روی موعظه‌ام کار کنم

بعداً می‌بینمت

خداحافظ

«این امتحانی برای ایمان ابراهیم بود

ابراهیم پسرش را دوست داشت اما تردید نکرد

تا آنچه به او گفته شده بود را انجام دهد

زیرا ایمانش به خدا قوی بود.»

کلاه نذاشتی، نه؟

ضدآفتاب زدم

باشه

هی

چند سالت بود که ازدواج کردی؟

شانزده سالِ تمام

واقعاً؟

آره، خب

مجبور بودم

وگرنه چارلی یه بچه‌ی حروم‌زاده می‌شد

هرچند آخرش هم همون شد

فقط از یه نوعِ دیگه‌اش

بیل رو میدی دستم؟

اوه، حتماً

ممنون

پس یه ازدواج اجباری داشتی

آره، گمانم همین‌طوره

اون موقع‌ها چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

چی شده که این‌قدر سوال‌های شخصی ازم می‌پرسی؟

نگو که با یه دختری آشنا شدی

ببخشید

تری قانعم کرد که یه مراسم تعهد بگیریم

یه چی؟

مثل عروسیه

فقط جنبه‌ی قانونی نداره

خب، این دیگه به چه دردی می‌خوره؟

آره، دقیقاً حرف منم همینه

خب، شما جوون‌ها

نمی‌دونم، ولی هر چی که هست

منم روش حساب کن

از اون خوشم میاد

کدوم یکی؟

اون یکی. نه

زیادی زرق و برق داره

بیخیال، قرارمون رو یه چیز ساده‌تر بود

باشه، یکی رو انتخاب کن

من هر چی تو خوشحال باشی، خوشحالم

باشه، می‌تونیم اون یکی که گوشه‌ست رو ببینیم؟

حتماً، البته

می‌تونیم هر چیزی که بخواید رو از کاتالوگ هم سفارش بدیم

باشه

ممنون

شما دو تا دارین عروسی می‌کنین؟

خدا نکنه، بهش نگو عروسی

فقط یه مراسم کوچیکه

خوشم اومد. به نظرم خیلی باحاله

وقتی دو نفر

آره

تبریک میگم

شش سال طول کشید تا بالاخره این آقا رو راضی به تعهد کنم

خودِ خودشه

سمی امروز جوک‌های خیلی خوبی می‌گفت

به صد تا همجنس‌باز ته اقیانوس چی میگن؟

یه شروع خوب

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left