As primeras 200 linias.
گوینده: در سیستم قضایی
جرایم جنسی جزو شنیعترین جنایات محسوب میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان فداکاری که
روی این پروندههای وحشتناک کار میکنن
عضو یک واحد زبده هستن
که به نام «واحد قربانیان ویژه» شناخته میشه
اینها داستانهای اونهاست
نظافت اتاق
نظافت اتاق
یا حضرت مریم
آخرین اتاقی که باید امروز عصر تمیز میکردم، اینقدر کثیفه؟
من که میخواستم زود برم خونه
چه وضعیه آخه
اوه، ببخشید خانم
ای وای من! یا ابوالفضل
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
خدای من
اینجا یه اتفاق بدی افتاده
حالم از این صحنههای جرم توی هتل به هم میخوره
مارک اونجا داره پانزدهمین اثر انگشت رو برمیداره
ما تازه اول راهیم
به نظر میرسه اتاق رو زیر و رو کردن
توی گاوصندوق چیزی نیست، هیچ جای دیگه هم چیز باارزشی نمونده
پول نیست
جواهرات هم نیست
من همیشه حداقل یه جفت گوشواره توی کیفم دارم
آره، مثلاً تو خیلی اهل کیف دست گرفتن هستی
چون تو کیفم رو برام نگه میداری
اوه
استبلر: روی گردنش جای کبودیه، نه؟
خفگی؟
آره، حنجرهاش له شده
زمان مرگ؟
جسد کاملاً سفت شده (جمود نعشی)
تقریباً ۱۲ تا ۱۸ ساعت پیش
یعنی بین ساعت ۴ تا ۱۰ شب؟
اوهوم
دستهاش رو روی هم گذاشتن؛ یه جور شخصیسازی جزئی صحنه جرم
یه سارق متجاوز
که وجدان داشته
داری چی میگی؟
این یه جور نمایش قدرته، مانچ
پرخاشگری، کنترل، سلطهگری مردانه، یادت رفت؟
تجاوز، توجیه نداره، تجاوز تجاوزه... معلومه
فقط میگم نباید جنبه جنسی قضیه رو نادیده گرفت
باز این دوتا شروع کردن
مثل پت و مت
عین دوقلوهای افسانهای
خودت که میدونی چطوریه
وقتی با یکی وقت میگذرونی
آخرش اون آدم تو رو هم از راه به در میکنه
حتماً، این یه نیروی تاریخیه که آدمهای بزرگ رو میکشونه
به پایینترین سطح ممکن
با وجود تو، همهمون فاتحهمون خوندهست
یه پرونده بیشتر هم فرقی به حالمون نداره، خب
مرگ، احتمالاً بر اثر خفگی بوده
اوایل دیشب
ظاهرش که به قتل ناشی از سرقت و تجاوز میخوره
اما هیچ اثری از ورود اجباری نیست
و اگه مقاومت کرده باشه، زیاد طول نکشیده
شاید از ترس خشکش زده؟
توسط یه غریبه
یعنی من تنها آدم روی زمینم
که واقعاً از چشمی در استفاده میکنه؟
خوبه که چشمی فقط از یه طرف کار میکنه
چیدمان جسد اذیتم میکنه
دستهای ضربدری، شخصیسازی بعد از مرگ
این کار یه غریبه نیست
یه غریبه پشیمان چطور؟
جفریز: بیشتر شبیه پشیمونیه تا عصبانیت
نمیشه عصبانیت رو رد کرد
کسی که میشناختش یا کسی که نمیشناختش
یه آدم عصبانی، یا یه آدم با وجدانِ ناراحت
چطوری این احتمالات رو محدود کنیم؟
توی اون اتاق اونقدر اثر انگشت و نمونه DNA بود
که وحشتناکه
خب، این عالیه. داریم اثر انگشتها رو جدا میکنیم
و از کارکنان هتل هم تست DNA میگیریم
در مورد خانواده مقتول بهم بگو
بنسون: خب، سیلویا هادلی، متاهل
شوهرش توی بالتیموره
او و پدرشوهرش دکتر بنجامین هادلی
و همسرش، داشتن در
«کنفرانس ملی کالجهای مسیحی» شرکت میکردن
نکنه همون بنجامین هادلی معروفه؟
از «پت رابرتسون» هم قدرتمندتره
میتونه با یه پرش از روی یه دموکراتِ گردنکلفت رد بشه
رئیس کالج میدوِیل
که قدیما یه جای داغون و بیاهمیت بود
حالا یهو شده اتاق فکرِ
جنبش نو محافظهکار
هرچند این دوتا کلمه اصلاً با هم جور درنمیآن
مانچ: عاشقتم اولیویا
ارزشهای خانواده
و بقیه اصطلاحات دهنپرکن برای تقدسمآبیِ متظاهرانه
مطالعه آثار مردههای سفیدپوست و آزادی از دست دولت
به شوهرش خبر دادن
با اولین پرواز داره میآد اینجا
میگم بچههای لباس شخصی برن دنبالش
با خانواده همسرش صحبت کردی؟
آره، خیلی داغون بودن
لازمه دوباره بریم سراغشون
برای سوالات بیشتر
بسیار خب. صریح باشید اما با احتیاط عمل کنید
بوی سیاست رو از یه فرسخی حس میکنم
مانچ: چی شد؟ قرار بود یه کشو بهم اجاره بدی
تابستون لازمش دارم
این پایین هوا خوب و خنکه
باز که تویی
فرصت کردی یه نگاه سریع به سیلویا هادلی بندازی؟
علت مرگ تایید شد: خفگی با دست
بدون خراشیدگی ناشی از پارچه یا بریدگی ناشی از چرم
در مورد زمان مرگ چی؟
میتونم محدودش کنم به بین ساعت ۶:۳۰ تا ۹ دیشب
DNA چی؟
کیت تجاوز برای وجود مایع منی مثبت شد
توی ملحفهها هم ترشحات بدن پیدا شد
نمونه خوبیه
تا دفعه بعد
ممنون
بنسون: چیزی میدونید در مورد اینکه
سیلویا دیروز کجا رفته بود؟
یا ممکنه با کی ملاقات کرده باشه؟
اوم... ما یه شام مراسم اهدای جوایز داشتیم
برای «ائتلاف مربیان مسیحی»
قرار بود اون هم بیاد
اما گفت که از بخش مهمونیِ قبل از شام صرفنظر میکنه
فکر کردم از پیادهروی خسته شده
و، خب، میدونید... این شهر خشنیه
قهوه میل دارید؟
نه، ممنون
به طور مشخص، آیا قرار ملاقاتی داشت؟
بنجامین: سیلویا آدم مستقلی بود
عاشق هنر بود و... خیلی ذوق داشت که بره موزه «متروپولیتن»
استبلر: وقتی برگشت هتل
او رو دیدید؟
خیلی کوتاه. خسته به نظر میرسید
اون و برد داشتن تا دیروقت روی گزارش سالانه
کار میکردن
برد؟
وبر؛ مسئول امور مالی ما
اون هم همینجا اقامت داره
باید باهاش صحبت کنیم
شرکتش توی نیویورک دفتر داره؛ شرکت سرمایهگذاری «ماندرگان وبر»
کسی باهاش
خصومت شخصی داشت؟
اون زن جوان و نجیبی بود
همه دوستش داشتند
او و پسرم کلی آرزو برای آیندهشون داشتند
استبلر: ما فقط دنبال
هر نوع انگیزه احتمالی هستیم
بنجامین: یه معتاد یا یه متجاوز
وارد اتاقش شده
نظرتون در مورد عدم مسئولیتپذیریِ فردی
به عنوان انگیزه چیه؟
یا لذتگراییِ بیخدایانه؟
بن
میدونستم یه همچین اتفاقی اینجا میافته
منظورم اینه که آدم همیشه توی اخبار دربارهاش میخونه
امیدوارم این پرونده در اولویت باشه، کارآگاه
بله قربان، همینطوره
استبلر: دوربینهای بخش مهمانها کجا رو پوشش میدن؟
ورودی، میز پذیرش و محوطه آسانسورها
دوربینهای کارکنان هم جاهای حساس مالی رو پوشش میدن
ممکنه دوربینهای کارکنان چیزی رو ضبط کرده باشن
که از دید دوربینهای مهمانها پنهان مونده؟
نه. پوششها همپوشانی ندارن
زاویهها متفاوته
توی راهروها دوربین ندارید؟
خب، مدیریت معتقده مرز باریکی هست
بین محافظت از مهمانها و تعرض به حریم خصوصیشون
هزینهاش هم به کنار؛
باید همه جا دوربین میذاشتیم
پس چطوری امنیت رو تامین میکنید؟
پرسنل و نگهبانها آدمهای مشکوک
و ولگردها رو شناسایی میکنن
و قفلهای الکترونیکی ما ثبت میکنن
که هر بار در با کارت پرسنلی یا کارت مهمان باز میشه
آره، اما پرسنل و نگهبانهاتون
میشه از دیدشون پنهان موند، مگه نه؟
آره، قفلهای الکترونیکی برای همین هستن
میتونید گزارش تردد اتاق سیلویا هادلی برای دیشب رو به ما نشون بدید؟
بله. تمام فعالیتهای اتاق خانم هادلی رو
از جمله خدمات اتاق (روم سرویس) چاپ کردم
ما به نوار ویدئویی دوربینها هم نیاز داریم
از زمانی که مقتول وارد هتل شده
میتونید ببریدش
اما زمانبندی (تایماستمپ) نداره
یه نقص فنی هست که زمان رو روی مانیتور نشون میده
اما روی نوار ضبط نشده
اوم، به هر حال میبریمش
در مورد پرسنل چی؟
خب، شما دارید اونها رو چک میکنید
اما چیزی پیدا نمیکنید
ما بیشتر از FBI سوابق افراد رو بررسی میکنیم
در مورد سرقتهای دیگه یا هتلهای دیگه چیزی میدونید؟
یه دوست توی هتل «بکستر آرمز» دارم
اونجا هم دزدی شده
اما مهمان توی اتاق نبوده
بدون ورود اجباری
No comments yet. Be the first to leave one.