As primeras 160 linias.
پلاستیکو تکمیل کردیم!
سیمو تکمیل کردیم!
مجرای خلأ رو تکمیل کردیم!
میکروفن رو تکمیل کردیم!
بالاخره پروژه ی علمی عظیممون کامل شد!
مس
زغال سنگ
زغال چوب
کندوی عسل
اسید سولفوریک
سُرب
قَلع
لحیم کاری
طلا
سیم
سیم پیچ
جیوه
پُمپ خلأ
فُسفر
نمکِ راشِل
پلاستیک
باتری
تخته ی مدار
مجرای خلأ
لامپ روشن
شراب
میکروفن
هدفن
تلفن همراه
صداهایی از مسافت بی انتها
این همه راه اومدیم و یه تمدنِ علمی رو از صفر ساختیم
رامِن
تو این دنیای پر از سنگ
قویترین سلاح در جنگهای مدرن
تحویل صداها از مسافت بی انتها ...
تلفن همراه متولد شد!
آره!
صداهامون قراره به سراسرِ آسمانها و مسافت دور برسه
این خیلی عجیبه
آره
این خیلی عالیه که صداهامونو به مسافتهای دور میفرستیم ...
اما چطوری اونا میخوان صدامونو بِشنَوَن؟
اوپس! یکی دیگشم میخوایم
تو اینو از عمد نگفتی؟
چون اگه بهشون میگفتیم باید 2تا درست کنیم، مردم ممکن بود تسلیم بشن
به بیشتر از یک تلفنِ همراه نیاز داریم!!
ته-هه
یه دونه دیگه میخوایم که تلفن همراه به کار بیفته
اما اگه یه کابل طولانی بکشیم این باید مثل یه تلفن کار کنه
اگه اینجا حرف بزنم یعنی روری میشنوه، نه؟
اِهِم
کروم، اولین کلمات تاریخیت که برای تلفن همراه انتخاب میکنی
"ما بالاخره ساختیمه؟"
روری-چان اونطرف داره گوش میکنه
بیخیال، این فرصت خوبیه که احساس واقعیتو بهش بگی
وقتشه خودتو نشون بدی
احساس واقعیم ...
کلیدو بزن!
روشن شد!
روری ...
اینو دیدی، روری؟ واقعا فوق العاده نیست!؟
علم بی نظیره!
شماها چه مرگتونه؟
اونا رو شنیدم!
کار کرد!
چطوری این چیز کار میکنه؟
شوکه شدم
این واقعا صدای کروم بود
من که سر در نیاوردم
چطوری میتونه چیز به این کوچیکی حرف بزنه؟
این تقریبا مثل یه اسپیکره
"تقریبا مثل"؟ یه بلندگوی واقعیه"
میکروفون و اسپیکر صدا رو به الکتریسیته تبدیل میکنن
اونا مثل همن ...
روری
الان چی گفتی؟
"تقریبا مثل یه اسپیکر"؟
عه، اسپیکر؟
پس این یه زنبوره؟
این یه زنبوره! یه زنبور!
چی؟ اسپیکر زنبوره؟
نه، منظورت از اسپیکر یه نوع زنبور عسل نبود؟
چطور اینو میدونی؟
این تو صد داستان بود
این نسل به نسل گشته؟
بله
تو چهاردهمین از صد داستان ...
یه زنبور عسل سخنگو به اسم اسپیکر وجود داشت
وقتی سنگ قبرو با نیشِش زد
تونست با صدای مُردگان حرف بزنه
اسپیکر ...
نیشِ روی سنگ قبر ...
صدای مُردگان ...
این داستان با هیچ نوع از دانشی انتقال نشده
نفهمیدم این برای چیه
این خیلی مشکوکه
داره با کلمه ی "اسپیکر" سعی میکنه
چیزی رو به انسانهای مدرن ارتباط بده
و این چهاردهمین داستانه
1و4 یا "ای" و "شی" میشه "ایشی یا سنگ"
این تولد توئه
گفته شده که اینجا سنگ قبرای بیاکویا-ساما و بنیانگذاران دیگه س
سنگ قبر بابام ...
قبرستون!
فکر کردی چیکار داری میکنی، سنکو؟ این توهین به مقدّساته!
چی؟ این سنگ قبر چه مشکلی داره؟
باید زودتر متوجه میشدم
این یارو خیلی اعصاب خوردکنه
این واقعا سنگ قبر بنیانگذاره؟
حالا که فکرشو میکنم این 10بیلیون درصد مزخرفه
این سنگ قبر نیست
این یه کپسولِ زمانه که در بتن جامد نگهداری شده
یه کپسولِ زمان؟
چیزی داخلش مخفی شده؟
آره، باید بشکنیمش و برش داریم
پس باید بشکنیمش!؟
صبرکن، مغز فندوقی!
اگه درست بگم، یه شیشه داخلشه
ما کسی رو میخوایم که با قدرت و سرعت تخریبش کنه
خیلی سریعه!
یه چیزی داخلشه!
این یه قطعه ی نقره ایه
نقره ایه چون توی یه فویلِ آلمینیومی پیچیده شده
اگه با اسید کلریدریک بشوریمش ...
این واقعا شیشه ایه!
یه نعلبکی؟
بنظرمیرسه اونا تهِ یه بطری رو بریدن
یه نعلبکی
اسپیکر
حرف زدن با سوزن
این چیزیو به یادت نمیاره؟
این یه ضبطه!
توش صدای بابام و خدمه های دیگه س
اون مشنگها برامون صدای ضبط شدنشونو بجا گذاشتن
بیاین به حرفاشون گوش بدیم
اگه چیز هیجان انگیزی نباشه، میکشمت
بابای تنبل بیکاره
حق با کروم بود
علم واقعا زیباس
این میذاره بابای سنکو-سان حرفاشو از بهشت بهش بزنه
حالا، هزاران سال بعده با علم درحال گذر و سفر در زمانیم
میگم، سنکو ...
این یعنی این چیزِ "ضبط" میتونه صدا رو به دام بندازه؟
ا-ا-اما تو اصلا نمیتونی صدا رو بگیری
من خیلی گیج شدم
چطور ممکنه؟
روش ضبط کردن ساده س
آزمایش میکنیم روشنه!
یه سوزن رو با صدا مرتعش میکنی که داره شیار حَفر و ضبط میکنه
و بعد، اگه سوزن رو باز روی شیارها بزاری تا به لرزش ادامه بده
باعث میشه همون صداها رو تکرار کنه
آزمایش میکنیم روشنه!
حفاری روی شیشه باعث میشه صداها ثبت بشن؟
این شگفت انگیزه
بابای سنکو بی نظیره!
نه، این حقیقت نداره
بیاکویا نمیتونست اینکارو بکنه
اینو باید آدمای دیگه ای ساخته باشن
فضانوردا همشون نخبگان علمن
همشون به جز بیاکویا که شانسشو از دست داد
No comments yet. Be the first to leave one.