The Shannara Chronicles

The Shannara Chronicles

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

The Shannara Chronicles S02E09 HDTV x264-SVA
The Shannara Chronicles S02E09 HDTV XviD-AFG
The Shannara Chronicles S02E09 HDTV XviD-RMX
The Shannara Chronicles S02E09 480p HDTV x264-mSD
The Shannara Chronicles S02E09 480p HDTV x264-RMTeam
The Shannara Chronicles S02E09 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Shannara Chronicles S02E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Shannara Chronicles S02E09 720p HDTV x264-AVS
Un comentario de llillusionll
►► illusion امیرعلی | TakMovie.Co

Etiquetas

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Publicau o: 2017-11-23
Descargas: 31
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

...آنچه در سرگذشت شنارا دیدیم

تو اولین دختری نیستی .که عاشق ویل اومسفورد شده

.بذار بگیم من هم تو این شرایط بودم

من بندون رو با اعتقاد به اینکه .اون برگزیده‌‌است تعلیم دادم

.گفتم یه نفر دیگه ظهور کرده

دست‌‌نوشته رو برام بیار .وگرنه دخترت می‌‌میره

کاهن و دخترش رو روی نیزه بسوزونید

.و خاکسترشون رو توی باد پخش کنید

،با دستگیر شدن مادرت .کلید چاه بهشت تو هستی

،اگه لرد وارلاک برگرده .میاد سراغ چاه و تو

...چرا پسری فانی

لرد وارلاک رو بیدار کرده؟...

می‌‌تونم حس کنم می‌‌خواد .وارد سرم بشه

چون تاریکی درونت .رو حس می‌‌کنه

.و من دارم استفاده‌‌کننده‌‌های جادو رو شکار می‌‌کنه

!بگیریدش

چهار سرزمین .از جادو پاک نخواهد شد

.متأسفم نتونستم ازت محافظت کنم

.نباید اینطوری تموم می‌‌شد

.این پایان نیست

با اینکه می‌‌میریم

.تقلاهامون زنده می‌‌ماند

.مادرت اگه بود بهت افتخار می‌‌کرد

فکرکنم به زودی خودم .می‌‌تونم ازش بپرسم

.در مرگ، درست مانند زندگی

!بسوزید، پلیدی‌‌ها

.نفس نکش

خوبید؟

.ریگا دست‌‌نوشته رو گرفته

.کتاب بزرگ جادو

اگه به دست ،لرد وارلاک بیوفته

این جنگ قبل .از اینکه شروع بشه تموم میشه

.باید به گری‌‌مارک بریم

illusion متـرجم: امیرعلی

.خوبه که باز هم پیش هم هستیم

.من و تو کلی حرف باهم داریم

.آره، این یکی رو درست میگی

،اگه کل مدت می‌‌دونستی من کی هستم چرا حرفی نزدی؟

اگه می‌‌گفتم می‌‌موندی؟

،با تجربه‌‌ی من

شاه‌‌دخت‌‌های فراری .خوش‌‌شون نمیاد ازشون سؤال زیادی پرسیده بشه

واقعیت اینه که، خون .سلطنتیت اون موقع اهمیت نداشت

من فقط به خوشحالیت در اینجا .اهمیت می‌‌دادم

،متأسفانه .الان دیگه همه‌‌چیز عوض شده

با مرگ ملکه، چیزی بیشتر از یه .قلمرو بهت به ارث رسیده

تنها کسی که می‌‌تونه ،چاه بهشت رو باز کنه تویی

که یعنی لرد وارلاک همه‌‌جوره .می‌‌افته دنبالت

.من هیچ‌‌کدوم این‌‌ها رو نخواسته بودم

.قهرمان‌‌های واقعی هرگز نمی‌‌خوان

،اگه من قهرمانم پس چرا اومدم اینجا مخفی بشم

وقتی بقیه دارن جون‌‌شون رو به خطر می‌‌اندازن؟

.چون چاره دیگه‌‌ای نداری

.من ملکه‌‌ی لی هستم

و هرکاری لازمه برای .محافظت از مردمم انجام میدم

اگه لرد وارلاک پیدات کنه ،بعدش مردمت می‌‌میرن

.همراه با هرکسی که برات عزیزه

،می‌‌دونم سخته

.دشمن‌‌مون رو دست‌‌کم نگیر

تا وقتی این برون‌‌بوم ،مخفی بمونه

تنها جایی توی چهار سرزمینه .که برات امنه

،گاهی می‌‌تونم چشم‌‌هاش رو حس کنم

.لرد وارلاک

انگار توی تاریکی ،دنبالم می‌‌گرده

.ولی فقط نمی‌‌تونه من رو ببینه

.گردنبند مادرت

سنگ اِلف طلاییش .از نگاه جستجوگرش ازت محافظت می‌‌کنه

حالا، هرگز نباید درش بیاری .تحت هیچ شرایطی

.آخرین خط دفاعیت اینه

می‌‌دونی تو سه ساعت گذشته .یه کلمه هم حرف نزدی

.شرمنده

.غر نمی‌‌زدم

،داشتی بهش فکر می‌‌کردی نه؟

.نه

.من با آمبرلی کنار اومدم

،اِریتریا

،اگه اتفاقی برام افتاد

میشه حواست به مرث باشه؟

منظورت چیه؟

هیچی، فقط با چیزهایی ،که باهاشون در افتادیم

.آدم نمی‌‌دونه کی ممکنه صدمه ببینه

.هی

.چنین حرفی نزن

،تا وقتی من هستم .اجازه نمیدم اتفاقی برات بیوفته

باشه؟

!آخ

اِریتریا؟

.خوبم

آره، کاملاً مطمئنم خوب بودن .این‌‌جوری نیست

چت شده؟

.فکرکنم دارم عقلم رو از دست میدم

.بیشتر از اونه

از وقتی آربورلون رو ترک کردیم .یه چیزی آزارت می‌‌داده

.واقعیت رو بهم بگو

.بهم بگو

.من کسی نیستم که فکر می‌‌کنی

.آدم خوبی نیستم

.تاریکیش داره قدرتمندتر میشه

،اولاد آرماگدون

.ذهنش با من حرف می‌‌زنه

.بذار نشونت بدم

.با شناراست

،داره با من مقابله می‌‌کنه

.ولی نه برای مدت زیادی

چرا وقتت رو باهاش هدر میدی؟

.اون فقط یه دزد بی‌‌ارزشه

.نفرتت رو حس می‌‌کنم، پسر

ولی خواسته‌‌ات چیه؟

.خواسته‌‌ام خدمت کردنه

!دروغ

.باید واقعیت رو بهم بگی

خواسته‌‌‌‌ات چیه؟

من قدرتمندترین کاهن رو احیا کردم

.تا ازش یاد بگیرم

،تا به اندازه‌‌ی اون قوی باشم

.تا دیگه کسی نتونه بهم صدمه بزنه

پس خواسته‌‌ات قدرته؟

،بیا

.بذار پاسخ‌‌هایی که دنبال‌‌شون هستی رو نشونت بدم

.دست‌‌نوشته‌‌ی کاهن

دست ژنرال ریگا بود؟

.خلاصه‌‌ی تمام جادو

با طبیعتش

.قدرت واقعی هرگز به اشتراک گذاشته نخواهد شد

تنها متلعق به

افرادی‌‌است که

.آن را برای خود می‌‌گیرند

.ممنون، ارباب

.حالا درک می‌‌کنم

.این همه مدت چه احمقی بودم

،در جستجوی اینکه کسی راهنماییم کنه

.تا سرنوشتم رو نشونم بده

پس تا وقتی کسی به دنبال ارباب باشد

.سرنوشتش برده بودن است

حالا می‌‌فهمی، بچه؟

.من بچه نیستم

،قدرت من احیات کرد

یادته؟

و تو چطوری جبران کردی؟

،با تحقیر کردن من

.درست مثل بقیه

.با بی‌‌حرمت کردن کاتانیا

.حالا ارباب خودم هستم

!که اینطور

.آلانون راجع به تو راست می‌‌گفت

کاگ‌‌لاین سعی کرد یادم بده ،چطوری کنترلش کنم

.این چیز درونم رو

،دارم تلاش می‌‌کنم

ولی از زمان خورشید گرفتگی .می‌‌تونم جادوی لرد وارلاک رو حس کنم

...مثل

،یه سرما توی خونمه

.داره به سمت قلبم پخش میشه

.تو قوی‌‌ترین آدمی هستی که دیدم

.می‌‌تونی شکستش بدی

.نه، تو درک نمی‌‌کنی

.گاهی از حسی که بهم میده خوشم میاد

.اون احساس رو می‌‌شناسم

.تقریباً نابودم کرد

.ولی اجازه ندادم برنده بشه

ولی اگه تاریکی من از خودم قوی‌‌تر باشه چی؟

اگه آخرش مثل بندون بشم؟

نمی‌‌تونم حضور لرد وارلاک .رو حس کنم

.از اینجا رفته

.سرافکنده‌‌ات کردم

.اینجا

.لعنت

امیدوار بودم فرصت کشتن ریگا .رو خودم داشته باشم

.دست‌‌نوشته

.نیستش .خیلی دیر رسیدیم

،چه دست لرد وارلاک باشه چه نه

هنوز به لیریا برای .باز کردن چاه بهشت نیاز داره

.پس چاه در امانه

.کاگ‌‌لاین دختره رو مخفی کرده

پس باید قبل از لرد وارلاک .بهش برسیم

خب، پس چرا هنوز اینجا ایستادیم؟

.نه، صبرکنید .من و مرث لیریا رو پیدا می‌‌کنیم

.شما دو نفر باید سریعاً به لی برید

واسه چی؟

،اگه ما شکست بخوریم

شما آخرین خط دفاعی .چاه بهشت هستید

باید در مقابل لرد وارلاک .بازش مخافظت کنید

چطور؟

لی هنوز پر از سربازهای .کریمسون‌‌ـه

،توی لشگر مرزی

قبلاً به افرادم می‌‌گفتم یه ارتش .مثل یه افعیه

فقط باید

.سرش رو قطع کنید

.لیریا

.اومدی

.ویل، لیریا

.سلام - .سلام -

.خیلی لفتش دادین

.شمشیر شنارا

لطفاً بهم بگو الکریس ترمیمش کرده؟

.وای

.امکان داره جنگ رو برنده بشیم

.اوه، کارت خوب بود رفیق

.درست مثل روزی شده که ساختمش

چی، تو این شمشیر رو ساختی؟

آلانون بهت نگفته؟

شمشیر شنارا بزرگ‌‌ترین دست‌‌یابیم بود

More Farsi Persian subtitles for The Shannara Chronicles

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left