As primeras 200 linias.
ببین عزیزم، کیکپاپت رو بخور. بخورش
کیکپاپت رو بخور
مامان، ساعت ۶:۳۰ صبحه. خب که چی؟
نمیفهمم کجای این وقتِ گذروندنِ خاصِ دونفرهمونه؟
خب، واسه اینه که من همهاش سر کارم
تو هم که همهاش پیش باباتی
واسه همین فقط میخوام یه کم باهات وقت بگذرونم
پس امروز صبح میخوایم با یه تیر دو نشون بزنیم
خودت که میدونی، تو کانادا دکتر پیدا کردن خیلی سخته، نه؟
امم، شاید به خاطر اینه که
دکتر قبلیت رو تهدید کردی که بیضههاشو به آتیش میکشی
واقعاً حقش بود
در ضمن، مامانی عضو یه گروه فیسبوکی شده
به اسم «کارآگاهِ دکتر»
و این کلینیکه
گفتن که مریض جدید قبول میکنن
خب، رسیدیم. اینو ببین
بیا اینم یه چهارپایه کوچیک
بشین روش. یه کم کیک بخور
ببین چه بساطی داریم. مامان هم داره میرقصه
بس کن! کیکپاپ مال بچههاست
من چهارده سالمه. دوستت دارم
منم دوستت دارم
آقا سلام، من فقط... آخه باید برم سر کار
میشه...؟
ببینید، این فقط چهارپایه منه. خواهش میکنم
سلام، من فقط میخوام
باید برم سر کار، واسه همین من... نه، من فقط
من فقط چون خستهام اینجا نشستم
ولی قصد ندارم تو این صف وایسم، باشه؟
چه بچه نازی
خانم، واقعاً معذرت میخوام... نه
آخه من حاملهام
و الانه که همینجا بچهام به دنیا بیاد
به درک، مشکل خودته
ببین، بند ناف رو میبینی که زده بیرون؟
اوه، هی، صبر کن! نه نه نه نه نه نه
کار ناشیانهای بود. اینو ببین
دارم میمیرم
ها ها ها، خیلی بامزه بود
ببین، واقعاً معذرت میخوام ولی اون چهارپایه منه
آخه شونهام منجمد شده
من کل پوشکِ کوفتیم رو خیس کردم
ناچار شدم روکش صندلی راننده ماشینم رو عوض کنم
اوه، اون صحنه تو فیلم «درخشش» رو دیدی؟
همونجا که درِ آسانسور باز میشه
و اونهمه خون یهو میزنه بیرون؟
اون رو از روی زندگی من ساختن
اوکی، تو یه جورایی معرکهای. اسم من کریسه
اسم منم آناست
اوه صبر کن، چی داره میشه؟
آنا، چی شده؟
تموم شد خانمها. فقط پنج نفر رو قبول کردن
ببینید و خون گریه کنید
اوه، فکر کنم باید برم سراغ کراتین و تخم کتان
یا هورمونهای بازار سیاه
واقعاً جواب میده؟
وقتی چاره دیگهای نداری، هر چیزی ممکنه جواب بده
اون چهارپایه من بود
آهان، اونجاست
اسمودی آناناس
و دستور تهیهاش اینه که حتماً باید روی یه پا وایسی؟
نیویورک تایمز میگه تعادل، کلیدِ
پیر شدنِ سالمه
تو هم باید امتحانش کنی
خب، بعد از اینکه قهوه با خامهام رو خوردم، حتماً
بسیار خب پیرمرد، گوش کن
یه تست برات دارم
در واقع اسمش «تستِ پیرمرد»ـه
و این قراره آمادگی جسمانی کلی بدنت رو بسنجه، خب؟
باشه. کاری که میکنی اینه
که لنگه کفشت رو درمیاری
و خم میشی و برش میداری
و میپوشیش، بدون اینکه بیفتی، اوکی؟
ببین چطوری مثل آب خوردن انجامش میدم. آره، راحته
خب خم شو و برش دار، آره
گرفتیش؟ آره
تمام صبح داشتی تمرین میکردی
آره. اوه خدای من
اوه خدای من! دیدی گفتم
به نظرم هر دوتون خیلی ضایع شدین
صبح بخیر
همین ضایعبازیهاست که نمیذاره گذرمون به خانه سالمندان بیفته
این چیه؟
آها، این جلیقه وزنهدارمه
واو. اوکی، اینو ببین. دیدی؟
نه؟
اوه، بخاطر اینه که جلوی دوربینی؟
این درباره کنترل یائسگیه
اونم از طریق رژیم و ورزش
این هفته تو محل کار، هفته سلامتیه
واسه همین نه تنها قراره تو نبرد با یائسگی پیروز بشم
بلکه احتمالاً برنده هفته سلامتی هم میشم
اوه، باز زیادی جوگیر شدی؟
موفق باشی باربیِ ضدگلوله
ممنون، کِنِ محتاط
وقتی من میگم سلامت، شما بگین هفته
سلامت! هفته
سلامت! هفته
هر چی
این صندلیه دوباره چطوری کار میکرد؟
بابت هر فعالیت سالمی که انجام بدین، یه ستاره طلایی میگیرین
همگی چیزهای جدید رو امتحان کنید
مثل جولی که جلیقه وزنهدار پوشیده
که راستی سه تا ستاره ارزش داره
من همین الانشم جلوام
و مثل همیشه
برنده، عنوان سالمترین کارمند سال رو میگیره
و صاحب اون صندلیِ عالی و معرکه میشه
اون صندلی مال منه
که چی بشه؟
چلسی هر سال برنده میشه
همینطوره. لری، بذار حداقل یه بار طعم برد رو بچشه
فقط میخواستم بگم که
خب، شما نتونستین هیچکدوم از ایدههاتون رو
برای فصل جدید پادکست تصویب کنید
نه، آره، داریم کاملاً روش کار میکنیم
آره؟ مگه نه؟
آره. آره
میخوایم ایدههای بازسازی و نوسازی رو برندسازی کنیم
کلی فکر و ایده تو این کلهمون میچرخه
پس نگران نباشید
داریم رو کلی پرونده قتل کار میکنیم
نه اینکه خودمون کسی رو بکشیمها
بلکه داریم دنبال آدمایی میگردیم
که پتانسیل قاتل شدن دارن
امم، یه خبر از طرف منابع انسانی، یعنی خودم
امسال وزنکشی نداریم
و سایزِ اعضای بدنِ کسی رو هم اندازه نمیگیریم
چی؟ پس شاخص توده بدنی چی؟
سلام همگی! ببخشید دیر کردم
حدس بزنین کجا بودم؟
داشتم سعی میکردم یه چی پیدا کنم... چی؟
کسی نمیدونه؟
یه دکتر
چیزی که ازتون میخوام
اینه که پیگیر کارهای دکترتون باشین، باشه؟
و اگه این کار رو بکنید، شاید، فقط شاید
بهتون پنج تا ستاره بدم
جمیله، خواهش میکنم. نه، امم
کریس، روال کار اینطوری نیست
گاهی وقتها میگه نه، ولی تو دلش منظورش آرهست
سلام لری. چطوری؟
پیگیر دکترت شدی؟
آره. چی گفتن؟
مرد. اوه خدای من. سلام
زنگی زدی؟
من پیش دکتر نمیرم، میرم پیش یه ساحره
خواهش میکنم دیگه حرف نزن
سلام! سلام رابین. اوضاع چطوره؟
زنگی زدی؟
یه فرم آنلاین پر کردم
من باز هم میپرسم
چون این موضوع خیلی خیلی مهمه
متوجهید؟
فقط نیاز دارم یه لحظه بشینم و نفس تازه کنم
نه، تا ورزش نکنی، اجازه نداری رو جای نرم بشینی
گند زدی بهش
با دکترت حرف زدی؟
آره. بارها
مریض جدید قبول نمیکنه
آره، ولی با زبون خوش ازش خواستی؟
چون میدونم اخلاقت چطوریه
با زبون خوش خواستم. با جدیت خواستم
با کنایه خواستم
آخرش ازم خواستن که دیگه اصلاً نپرسم
هوم
سلام! ببخشید خانمها
آماندا الان یه کم سرش شلوغه
واسه همین از من خواست که خبرهای هیجانانگیز رو بهتون بدم
خیلی مهیجه
یکی میخواد باهاتون همکاری کنه
کسی که حتی «اپرا» و «گوئینت» هم نتونستن باهاش قرارداد ببندن
خانمها، با «گلووی» آشنا شین
هوم. این واسه چیه؟
واسه چی نیست؟
ببینید، اینها مکملهای ویتامینی هستن
به خونریزیهای شدید کمک میکنن
کریس، دارم به تو نگاه میکنم. آره
دلپیچه، صافیِ کف پا، تعریق، اضطراب
امم... صافیِ کف پا؟
من کف پام صافه
ببین، اینو ببین
این تختههای موجسواری رو نگاه کن. کاملاً صافن
اوه
این تبلیغِ غیرمستقیمه؟
اون تختههای موجسواری رو بذار زمین
نه، تبلیغِ غیرمستقیم نیست
یه فرصته برای امتحان کردنِ محصولی
که میتونه به کنترل علائم یائسگی کمک کنه
و بعد، میدونید دیگه، توی برنامه دربارش حرف میزنید
این تبلیغِ غیرمستقیمه
نه، ممنون
یه کم آروم بگیر شربتِ افرا
کلی زن اون بیرون هستن که کف پاشون صافه
و دکتر هم ندارن
و میخوام به این موضوع فکر کنی
اوکی. اوان، این یه بحثِ مفصلتریه
کریس هر کاری بخواد میتونه بکنه ولی محض اطلاعت بگم
این به معنیِ موافقتِ ما با تبلیغِ محصول نیست
No comments yet. Be the first to leave one.