As primeras 200 linias.
۲ تلهی مردهی شرور
هی، هی، هی، بیا اینجا
مدیر چیزی نگفت؟
ها؟
کولر داشت با تمام قدرت کار میکرد. یخ زدم
آکی، تو اون بالا توی اتاق آپارات جات گرم و نرمه
من به سرما حساسم. داره نفسم رو میبره
فردا میبینمت
منم که اینجا توی این اتاقک گیر افتادم
من هیچوقت همچین کتابی نمیخرم
کتاب «دربارهی بدنی در ویرانی» هست که عکسهای «ویتکین» رو داره
این تصویرها رو روی پوسترها میبینی
واقعاً؟
خودت خواستی، امی
عمراً
حالم بههم خورد
یکی «سلیقهی خوبی» داره
نگهش دار
آه، یه ژاکت برات گرفتم. از استایلیستم سراغش رو گرفتم
میدونم پیدا کردن سایزت سخته. ولی این یکی خیلی بهت میآد
دفعهی بعد میآرنش
هلش خیلی زیاده. ممکنه امشب خوب نخوابی
تو دیگه چه آدم بیادبی هستی؟
غذاهایی مثل این به همه میگه که تو آدم پا دادنی هستی
گارسون
دست از این تلاشهای ضایعت واسه مخزنی بردار وگرنه صداش میکنم
همین الان صداش کردم
راستش، یه جورایی راه رو گم کردم
دقیقه تأخیر و فقط همین رو واسه گفتن داری؟ ۳۰
چاپستیک و یه آبجو. فهمیدی؟
این کوراهاشیه، دوست جدیدم
سلام
اینم آکیه، رفیق دوران دبیرستانم
توی یه سینما آپاراتچیه
چه خبر، آکی؟
فقط غافلگیر شدم
یه زن آپاراتچی؟ این دیگه از اون بخشهاییه که برابری فرصتها بهش نرسیده
اونجا کار میکنه چون از حرف زدن با آدمها خوشش نمیآد. مخصوصاً با مردها
لیست دوستهاش خیلی محدوده
باورش سخته
خیلی وقته هم رو ندیدیم
دیگه بچه نیستیم. وقتشه که با آدمها معاشرت کنه
واسه همین هم کوراهاشی رو دعوت کردم
باید به مردها عادت کنی
راه نداره. تلویزیون داره پیجم میکنه
هنوز موبایل نگرفتی؟
گرونن
یه لحظه صبر کن
عینک آفتابی زدنش نشون میده که مشکل خودکمبینی داره، نه؟
هنوز فکر میکنه یه ستارهی مشهوره
اسم آکی رو با چه کانجیای مینویسن؟
قاتل خیابونی دوباره راه افتاده. باید برگردم دفتر
منم باید لباس عوض کنم. کوراهاشی، بهت زنگ میزنم. فعلاً
فعلاً پس
میرسونمت خونه
نه. همینجا خوبه
روسانو نکیای ۲۱ ساله، اهل فیلیپین، با یه وسیلهی تیز به قتل رسیده
اون افکت صوتی ارزون رو قطع کن
این یه افکت معمولیه
حرف من اینه که نباید بعد از این، حرفهای من رو کات کنی
اون تاکدا، واقعاً فیلمبردار مزخرفیه
چشمهات رو نگاه کن، گود افتادن
چی؟ این اصلاً خوب نیست
آه، یادم اومد
میگفت اون ساختمون حس و حال صحنهی جرم رو داره
واسه همین اونجا فیلمبرداری کردیم
خب، درخواستت رو انتقال میدم
خواهش میکنم! فقط میخوام یه لطف کوچیک در حقم بکنی
خانم کاگیاما
چیه؟
حتی اگه صفحههات خوب فروخته باشه، اینجا فقط یه گزارشگری
این رو یادت نره
چند وقت از اون موقعی که ستاره بودی میگذره؟ مخاطبهات الان دیگه فرق کردن
خب، این نظر نابه است، نه نظر من
تیم برنامهریزی اینجوری فکر میکنه
سلام. امی هستم از دفتر دانویچ
میتونم با کوراهاشی توی بخش فروش صحبت کنم؟
شرط میبندم داره دیدمون میزنه
دارم خیس میشم
رفاقت زنونه واقعاً عالیه
داغتر از رفاقت مردونهست، نه؟
بابت دیروز ممنون
خواهش میکنم
پس اتاق آپارات اینجاست
مگه با امی نبودی؟
اون دیگه رفت
ازم خواست این رو بهت بدم
همون چیزیه که بهت قول داده بود
اجازه هست؟
دست نگه دار
همیشه دوست داشتم اینجا رو ببینم. قدیما خیلی سینما میرفتم
فیلمهای «سینمای نو» رو میدیدم. نمیفهمم چیشون نو بود
تمیزه. فکر میکردم با این وضعی که صنعت فیلم رو به سقوطه، اینجا کثیفتر باشه
لطفاً برو بیرون
معلومه که اتاق یه زنه
برو بیرون
ببخشید، حضورم اینجا ناراحتت میکنه؟
راستش امی دست ردم زد، فکر کردم شاید تو برای شام باهام بیای
خب، باز هم میبینمت
آکی، حس میکنم تو قلباً دختر مهربونی هستی
ما که دیگه هم رو میشناسیم، پس بیا با هم دوست شیم
از بزرگراه برم قربان؟
فرقی نمیکنه. خفه شو و برو
سلام. امشب زود اومدی
آره
توشیکو، باز کل روز رو داشتی همون کار رو میکردی؟
کار دیگهای ندارم که بکنم
تمومش کن
هیدکی
رفت بازی کنه و دیگه برنگشت. چرا؟
باشه
اینها دیگه از درک من خارجه
ببخشید
یه آبجو، لطفاً
حتماً
جسد هنوز اونجاست! ولی شاید واسه پخش تلویزیونی خیلی فجیع باشه
یه قربانی زن دیگه؟
همون ساختمون. همون روش. همون قاتل
یه تیم دیگه داره میآد. باید سریع فیلمبرداری کنیم
خوبه که زود خوابیدم
وقت واسه غصهی آرایش خوردن نیست
بدو! دارن میآن! عجله کن
صبر کن
امی، عجله کن
زود باش
اوضاع بد خرابه
خب، آره
بیا از اون طرف بگیریم
یه کیف مارک جدید میخوای؟
زنها رو خیلی خوب میشناسی
من هیچی دربارهت نمیدونم
تعجب میکنم که چقدر حشریم کرد
فکر کنم یه جورایی منحرفی، نه؟
با آکی خوابیدی؟
هنوز نه
به نظر نمیآد داری شوخی میکنی
چته تو؟
کار رو ول کردم که الان ببینمت
یعنی میگی این رو نمیخواستی؟
من دارم میرم. امشب آنکالم
باشه
فکر کنم حاملهم
شاید پریودم عقب افتاده. نگران نباش
هیچ توقعی ازت ندارم. خودم یه فکری براش میکنم
فردا توی مهمونیم میبینمت
پسره رو پیدا نکردم
فهمیدم
قبلاً دیده بودیش؟
در عجبم که اون چیه
آدم آشناییه؟
سقط جنین کردی؟
یه گروهی به اسم شینکیکای توی تسوکیجی هست
مؤسسش اسم مسخرهی چیو کانازوکی رو روی خودش گذاشته
شاید بخوای یه سری بهش بزنی
آکی، تلفن داری
باشه
سلام
بیا تو
آکی
بذار اوباتا، کارگردان جدیدم رو بهت معرفی کنم
از آشناییتون خوشبختم
شنیده بودم مهمونیهات معرکهست. حقیقت داشت
میدونم، مگه نه؟ بشین
ممنون
اوباتا، تو توی بخش سرگرمی نبودی؟
آره، شوهای متنوع میساختم
تخصصم بداهه بود
شکلات
با شکلات خیلی میچسبه
واقعاً همینطوره
شیرینی مکملِ عالیایه
دستت رو بیار جلو
مثل یه حرفهای خطها رو میکشی
آیا، تو خیلی جوونی
واسه چی؟
آیا، دستت رو بده لطفاً
بیا شروع کنیم
باید چیکار کنم؟
امی، بهش نشون بده
باید بکشیش بالا. به من نگاه کن و یاد بگیر
این دیگه چه کوفتیه؟ درد داره
چطور ممکنه درد داشته باشه؟
دارم حسش میکنم
کمی میخوای؟
نه
بیاین شروع کنیم
برنامهی اصلی امروز
فیلم بدون سانسور
تدوین و کارگردانی از اوباتا
منتظر این بودم
لطفاً توجه کنید که این برای پخش تلویزیونی تدوین نشده
باشه
خواهش میکنم! قسمتهای مربوط به من رو رد کن
میخوایم ببینیم، امی
خوبه
بدو دیگه یوشیمیِ احمق
بیا، اینم از این
اونجا رو نگاه کن
چه وحشتناک
اون چیه آویزونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.