As primeras 200 linias.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> زیــرنــویــس امــیــر جـیـریـایـی
بدجور سرخوردهم کردین
خودتون میدونی باید چیکار کنین
جدی نمیگی، رئیس
داشتم برنامهریزی میکردم که همهتونو بکشم
ولی یه فرصت دیگه بهتون میدم
اگه بهم نشون بدین چقدر پشیمونین
یه پیشکش برای کار
نمیتونین انجامش بدین؟
گرفتم
انجامش میدم. انجامش میدم
نُرمال. مینهسوتا
نُرمال
برو اونجا و خودتو نجات بده
در اخبار ویژه
نُرمال داره جشن میگیره
صد و پنجاه و دو سال از وقتی که راهآهن اومد به این شهر
هشدار هواشناسی >همچنان در سطح بالاییه
...با یه طوفان زمستونی
...به نظر میرسه که قراره
خب، متل چطوره؟ اوضاعش ردیفه؟
دقیقا همونطوری که انتظار داری برای شبی 55 دلار باشه
شام چی خوردی؟
از اون چینیه غذا سفارش دادم
چانگ لو؟
مگه جای دیگهای هم هست؟
نه، نه. فقط چانگ لویه
تا حالا رفتی رستوران ارنی که گوشتلُفش رو امتحان کنی؟
محشره
به نرمال خوش آمدید] [ما اینجا راحتیم
حله، یادم میمونه
پنی هستم
ببخش که نتونستم جواب بدم لطفا پیغام بذار
و هر وقت تونستم بهت زنگ میزنم
سلام، منم
اولیس، میدونی شوهرت
اگه بدت نمیاد که هنوز خودم رو اینطوری صدا کنم
میدونم توافق کردیم که یه مدتی از هم دور باشیم
که به فضا نیاز داری من... من درک میکنم
ولی فقط گفتم بهت خبر بدم
یه کار موقت کلانتری دیگه گیر آوردم
توی یه شهر کوچیک به اسم نرمال، توی مینهسوتا
مثل خیلی از شهرهای کوچیک نصفش متروکه شده
ولی اون نصف دیگهش خوبه
آدمهاش به نظر بهاندازه کافی مهربونن
یه زندگی خیلی مرتب و خوب واسه خودشون اینجا درست کردن
با توجه به اینکه اوضاع چقدر
واسه بیشتر مردمِ کشور الان سخته
نمیدونم رازشون چیه
ولی منم بدم نمیاد یه کم ازش نصیبم بشه
به هر حال، فقط برای هشت هفتهست
تا وقتی کلانترِ اصلیه دائم رو انتخاب کنن
هدفم اینه که این شهر رو همونطوری که دیدمش، ترک کنم
جریان این کاپشن چیه؟
خیلی خفنه، مگه نه؟ گرفتمش که با چاپرم ستش کنم
نمیدونستم داریش - نه، ندارم، فعلا نه -
فقط دارم پول جمع میکنم
گفتم بذار از کاپشنه شروع کنم
خب، خیلی جیغه
منظورت اینه که خیلی جلفه؟
...نه. منظورم اینه که صدا میده
واقعا صدا میده
و فکر نکنم طبق مقررات باشه
آره - ببخشید -
...الان
نه، نه. بذار تنت بمونه. تنت بمونه
خوبه. خیلی خفنه
16.8 میلیون
این شهر از کدوم گوری اینهمه پول آورده؟
جامعه واقعا برای اون مورد با هم متحد شدن
آره، موافقم
سلام، شهردار کیبنر
اینم از اون
برای رژه هفته بعد لحظهشماری میکنم
همه لباس مخصوص میپوشیم. عاشقش میشی
همیشه میخواستم ماسکوت رژه باشم
ولی هیچوقت انتخاب نشدم
البته دلخور نیستم
اینجا پسرا موتورشون رو خیلی جدی میگیرن
موتور منم احتمالا قراره خیلی شبیه این باشه
خدایا، رندی کاش دوستدختر منم اونقدر کثیف بود
دوستدختر داری، کلانتر؟
نه. زن دارم. اون دیگه از دستم خسته شده
پس یه قند اضافه میندازم تو قهوهت
سلام، تام! چطوری؟
سلام، مایک. اینجا آمریکاست، لعنتی
مال من، مال منه، محض هر چی کیر و کونه
اون نمیتونه همینطوری بیاد و با من اینجوری حرف بزنه
میرم یه قوری بار بذارم
حس سیزیف رو دارم که داره یه سنگ لعنتی رو میبره بالای تپه
مشکل چیه؟
تام داره یه کیر به لعنت خدا میشه
این گیر و گوریه خبرش - ...گاییدمت، توی قلابی -
فقط مشکل رو به من بگین
بستگی داره قراره کدوم کیری باشی
خب، اگه این نشان رو درست بخونم
من کلانترم
آره. من که عمرا بهت رای نداده باشم
میفهمم
میدونی که کلانتر گاندرسون مرده دیگه، آره؟ هفته پیش
این یولیسیزه. داره جاش رو پر میکنه، باشه؟
آره. من... من یه چیزایی در موردش شنیدم
...خب - پس تو جایگزینشی؟ -
من موقتم
مثل معلم جایگزین میمونه
تا کِی؟
هفته اول از هشت هفتهشه
سلام بر همگی
صبح بخیر بلین. دونات
هی. از اون سادههاست؟ - ...خب، پس
...کارل هی داره اون ماشین لعنتیش رو
کارل همسایهشه - ...همسایهم هی داره -
اون ماشین لعنتیش رو تو راه پارکینگ من پارک میکنه
یدککشه - میفهمم -
کارل شرکت یدککشی خودشو داره
از زمان دبیرستان داشته - هی، مایک -
من زودتر اونجا زندگی کردم ...اونجا ملک منم هست به همون اندازه که
تام تو یه زمین مشاع گیر کرده واسه همین مجبورن راه پارکینگ رو شریک بشن
راه منو بسته اون حرومزاده هفتاد درصدشو اشغال کرده
صبر کن! صبر کن
ببین. میخوای من برم اونجا
و این مسئله رو با کارل برات حل و فصل کنم؟
بالاخره. لطفا
خیلیخب. پس بهتره سریع بزنم به چاک
خب، مشکلی نیست؟ خیلیخب. پس میرم تو اتاقم
هی
اون نشان چطوره، کلانتر؟
داری برام گرم نگهش میداری؟
دارم نهایت تلاشم رو میکنم
انتخابات شیش هفته دیگهست
یادت نره به من رای بدی
حتما
آدمای خوب، مشکلات کوچیک
و اگه غریزهم بهم بگه که واقعا یه جای کار میلنگه
خب، اون موقع دست به کار میشم
ولی آره. یه جورایی اعتماد کردن به غریزهم رو گذاشتم کنار
اینطور نیست که دیگه برام مهم نباشه، پنی
فقط اینه که، وقتی یکم کمتر اهمیت بدی زندگی خیلی راحتتره
از طرفی هم، ما همونی هستیم که هستیم
اداره کلانتر شهرستان نرمال] موضوع: گاندرسون [شماره پرونده: 10988
گواهی فوت] [آنتونی گاندرسون
اینجا چیزی برای دیدن نیست
رئیس ثبت احوال کشور] [دکتر والتر ویلی
اینجایی. پرش کنم؟
چی؟ آره. حتما
این عجب زرادخونهی خفنیه
آره
اون سی چهاره؟
اون... آره، خودشه
چرا اینو داری؟
نمیدونم
بعد 11 سپتامبر، کلانتر گاندرسون
برای هر کمکهزینه ضدتروریسمی که بود درخواست داد
آره؟ چقدرش رو خرج آموزش کرد؟
شاید بهتره برگردم سر تلفنها
خب، در باز بود
این یه جورایی کارِ اشتباهیه
بابتش متاسفم
هر شهری عادتهای عجیب و غریب خودشو داره
نمیتونی تغییرشون بدی
دویست هزار دلار و دستورالعملهاش
به ژاپنیه
کارِ موقت من
اینه که سرِ راهشون نباشم
آرچی] [قصابی و خواربارفروشی
من مثل یه ماما هستم ...با یه اسلحه
که کمکشون میکنم به نرمی تغییر وضعیت بدن
لعنتی. لعنتی. هی
از نحوهی قانونمداریت خوشم میاد، رفیق
سلام، کلانتر به جای من خوش اومدی
تو ارنی هستی؟
آره، درست مثل بابام و پدربزرگم قبل از خودم
آره. بگو ببینم ماجرای این دکور چیه؟
خب، پدربزرگ بعد از جنگ شروع کرد به جمع کردنشون
و تا روزی که مرد هم دست از این کار نکشید
هیچکدومشون پره؟
اگه پر نبودن که خیلی حال نمیداد، میداد؟
خب، چی برات بیارم؟
تعریف میتلوفتون رو خیلی شنیدم
حتما. الان میارم
قبل از اینکه از شهر بری باید پایش رو امتحان کنی
افت دما
احتمال بارش برف خیلی بیشتره
که باعث میشه این اولین طوفان زمستونی بزرگ فصلمون باشه
و هو-وی به نظر یه چیز معرکهای میاد
هوا رو گاییدم. مینهسوتای لعنتی رو گاییدم
قصد داره تا حوالی ظهرِ فردا
هشدارِ پناه گرفتن در محل رو صادر کنه
متل] [اتاق خالی موجود نیست
بگو سیب
چه خبر شده، افسر؟
فکر کنم یه گوزن رنگهات رو دزدیده
امروز قراره روز شلوغی باشه
میخواستم تاییدیهت رو بگیرم
برای مسیر رژه
باشه - یه تقاطع هست -
که فکر میکنم واقعا لونهزنبوره
و البته اول از همه
مراسم بزرگداشت زندگی رو داریم تو خونهی کلانتر
No comments yet. Be the first to leave one.