As primeras 174 linias.
،در هر نفسِ زندهاي ...روحي براي جلوه يافتن وجود دارد
...شايد اين سوزناکي و اندوهِ موسيقي جاز
...بعد از چيزهاي ديگه
.سوء تفاهمي در گفتن دعا باشد
...در محلهي "کليمي"هايِ نيويورک
ضربانِ این ريتم از موسيقي .بزرگتر از تمدن است
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-DL ::. تقــديـــم مــي کــند
،"آوازخوان مذهبي" "رابينوويتز" ...در "کنيسه" آواز مذهبي ميخواند
بصورت افراطي به سُنّت .گذشتگان نسل خود، عمل ميکند
.امشب "جکي" قراره دعاي "کول نيدره" رو بخونه !بايد اينجا باشه
."سارا رابينوويتز"
خدا او را زن ساخت .و عشق او را مادر
شايد پسرمون نميخواد .يه "آوازخوان مذهبي" بشه، بابا
چي براي گفتن داره؟
"براي 5 نسل خانواده "رابينوويتز ...آوازخوان مذهبي" بوده"
.اونم بايد يکيشون باشه
.خوانندهي جاز "جکي" با ماست .يه فرصت بهش بدين
مويشا يودلسون"، پيرو مذهب ارتدکس" .و آدم قدرتمندی در امور محلهی "کلیمی"ها
همهي سرودها و دعاهاي مذهبي رو ...بهش ياد داده بودم
.اونها رو مثلِ من بلده
...آره بابا... همهي سرودها رو بلده
،همشون رو تو ذهنش داره .اما در قلبش نه
اون روزهي "يوم کوپر" رو .بدون "شامِ ربانی" شروع خواهد کرد
تو کاباره، فکر ميکني کي رو در حال خوندن آهنگ جاز ديدم؟
!"پسرت "جکي
بهش ياد ميدم از صدايي که خدا !بهش داده، بهتر استفاده کنه
،اما بابا... پسرمون .مثل ما فکر نميکنه
.اول، بهش کتک ميزنم
...اگه دوباره کتکم بزني، فرار ميکنم
!و هيچوقت بر نميگردم
.وقتشه که براي عبادت آماده شيم، مامان
.پسرمون رفت و هرگز بر نميگرده
پسرم قرار بود امشب ...کنارم باشه و آواز بخونه
.اما حالا پسري ندارم
...سالها بعد .و در فاصلهي 3000 مايلي از خانه
،"جکي رابينوويتز" تبديل شد به "جک رابين"
،"پسر يک "آواز خوان مذهبي ...يک خوانندهي جاز شد
.اما شُهرت هنوز رويايي در دوردست بود
،جک رابين" آهنگ "دستهاي کثيف" ...صورت کثيف" رو ميخونه
...ميگن صداش خوبه .خواهيم ديد
.برام آرزوي موفقيت کن، رفيق
.واقعاً بهش نياز دارم
،يه دقيقه صبر کنين، يه دقيقه صبر کنين .هنوز هيچي نشنيدين
.يه دقيقه صبر کنين، بهتون ميگم .هنوز هيچي نشنيدين
ميخواين "توت، توت، توتسي" رو بشنوين؟ .بسيارخُب، صبر کنين، صبر کنين
!لو"، "توت توت توتسي" رو بنواز" سه گام، متوجه شدي؟
،تو گام سوم .من سوت ميزنم
.حالا خوب بنواز .شروع کن
."اجراتون در درياچه "سَلت" رو ديدم، بانو "دِيل
.فکر ميکنم فوقالعادهاين
...خوانندههاي جاز زيادي وجود دارن
.اما شما صداي اندوهگيني دارين
.خوشحالم اينطور فکر ميکنين
.احتمالاً بتونم بهتون کمک کنم
...براي کساني که به گذشته پشت کردن
،گذشتِ سالها احساس نميشه .زندگيشون بي تغيير ميمونه
...مامان عزيزم: حال من خوبه
...هفتهاي 250 دلار پول در ميارم
..."يه دختر خيليخوب، "مَري دِيل
.فرصت بزرگي که ميخواستم رو بهم داد
،دفعهي قبل بدون اينکه متوجه بشم .يه نامه به "جکي رابينوويتز" فرستادي
.حالا اسم من "جک رابين"ـه
."دوستدار شما، پسرت "جکي
دوباره چيزي رو که .درمورد دختره نوشته بود، بخون
..."يه دختر خيليخوب، "مَري دِيل
.شايد عاشق يه دختر غير يهودي شده
"شايد نه... بازيگر تئاتر "روزي لِوي .رو ميشناسي، اسمش "روزماري لي"ـه
.آوازخوان مذهبي" امروز عصبانيه"
...بهت گفتم هيچوقت نامهش رو باز نکن
!ما پسري نداريم
،"پورتلند"، "سياتل"، درياچه "سَلت" ..."دِنور"، يه هفته در "اوماها"
شيکاگو" و "مَري" قول داد" .که ترتيب برگزاريش رو بده
...اين شادترين هفتهي زندگيمه
.اميدوارم هميشه بتونيم در تئاتر، با هم باشيم
.حتماً شيفتهش شده
.با "مَري" به جايي نميرسه
."تئاتر "کِير استِيت" در "شيکاگو
....ميشه به نقش اصلي در پروژه جديد موزيکال
... که از هفتهي آينده
در "نيويورک" آغاز ميشه فکر کنين؟
!عجب فرصت عالياي گيرت اومده
.من... ما همه از رفتنت ناراحت ميشيم
.منم دلم برات تنگ ميشه
ميدونم که موفق ميشي ...و اگه زماني به مقامي رسيدم
.همهش رو به تو مديونم
...و برام نامه مينويسي وقتي رفتم "نيويورک"؟
نمايش ويژه "آخرين کنسرت در "شيکاگو
"آوازخوان مذهبي"، "روزِنبلات" "در "اشعار روحاني
...مَري"ِ عزيزم"
نامه نوشتم تا بهت يادآوري کنم .که هنوز بهت فکر ميکنم
...اجراي ديشبم موفق بود
...نمايش فوقالعاده بود
اگه دوباره اون خوانندهي جاز رو ...به تئاترم بيارن
!از نمايش کنارهگيري ميکنم
!بذارين حرف بزنه
جک" لياقتِ بهترين جايگاه" .در هر تئاتري رو داره
!با اين قطار نميري
!رزروت کنسل شده
...تو... جدي نميگي
!موفقيت بزرگي داشتم
...اين دستوريِ که از "نيويورک" اومده
بهتون چي گفته بودم؟
...هَري لي" قرار گذاشته تا بتوني"
!در تئاتر "برادوِي" اجرا داشته باشي
...سر به سرم نذار .به اندازهي کافي حالم بد هست
!سر به سرت نميذارم ...الان نوبت قطار "نيويورک"ـه
.اينم بليطِت
!"نیویورک"
!"برادوِی"
!خونه
!مادر
!هميشه ميدونستم به جايي ميرسي
..."تولد 60 سالگي "آوازخوان مذهبي
.يه شالِ دعا
.منم براش همين رو گرفتم
جوجه از طرف "لِوي"ـه .و من خودم شراب رو درست کردم
.و براي "آوازخوان مذهبي" هم يه هديه آوردم
...يه شال دعايِ خوب .دقيقاً چيزي که احتياج داره
...جکي" تويي" جکي رابينوويتز"؟"
شما "يودلسون نيستين...؟
.مادر... تو اين سالها يه ذره هم تغییر نکردي
چون بايد زنده ميموندم .تا دوباره بچهم رو ببينم
...عجله داشتم تو و بابا رو ببينم
.و بعدش قراره برم سرِ کارِ جديدم
!الماس! با يه عقيق توش
کار خلافي که نکردي، نه "جکي"؟
!مامان... هنوز هيچي رو نشنيدي
عکسِ من اونجا آويزون نبود؟
.آره "جکي"... اما افتاد و شکست
بابا چطوره؟
.آخر شانس بهم رو آورد، مامان
.قراره تو يه نمايش بزرگ آواز بخونم
...برات يکي از آهنگهايي که
.قراره بخونم رو اجرا ميکنم
دوستش داشتي، مامان؟ .آره -
.خوشحالم ...ترجيح ميدم تو رو بيشتر از
.کسايي که ميشناسم خوشحال کنم
عزيزم، ميشه يه چي بهم بدي؟
چي؟ - .اصلاً فکرشم نميکني -
.چشمهات رو ببند مامان
.بخاطرِ "جکي" کوچولو ببندشون
.قراره يه چي رو بدزدم
."باشه "جکي
.يه روزي بهت بر ميگردونمش .خواهي ديد
...مامانِ عزيزم
...اگه تو اين نمايش موفق شدم
.خُب، از اينجا نقل مکان خواهيم کرد - .نه -
.آره، قراره به "برانکس" نقل مکان کنيم
يه عالمه درخت سبز اونجاست .و همهي کسايي که ميشناسي
،"خانوادهي "گينزبرگ"، خانوادهي "گاتِنبرگ ."خانوادهي "گولدبرگ
،همهي "بِرگ"ها .همشون رو نميشناسم
.و قراره برات يه لباس ابريشميِ سياه قشنگ بخرم مامان
خواهي ديد، خانوم "فريدمَن"، زنِ قصاب .بهت حسودي خواهد کرد
.نه. نه - .آره. خواهي ديد، حسودی میکنه -
قراره برات يه لباس صورتي .که به چشمهاي قهوهايت بياد، بگيرم
منظورت چيه، نه؟ کي داره بهت ميگه؟
منظورت از نه چيه؟ .آره، تو لباس صورتي يا هرچيز ديگهاي رو ميپوشي
.يا چيز ديگه که ميپوشي صورتيـه
.و عزيزم، تو رو به جزيره "کؤني" ميبرم
واقعاً؟ - .آره، و ميريم قايق سواري ميکنيم -
آسياب سياه رو ديدي؟ - چی میگی؟ -
.هيچوقت به آسياب سياه رفتي - .نه -
با من مشکلي نداره. ميبوسمت .و بغلت ميکنم. خواهي ديد
.حالا مامان. مامان بيخيال .داري مثل گربهها لوس ميشي
مامان گوش کن. اگه تو اين نمايش .روي صحنه برم، قراره اين آهنگ رو بخونم
.ميخوام به سبک جاز بخونمش .حالا بهش گوش کن
اين ضربه زدنها رو دوست داري؟
!تمومش کن
بابا، هيچ حرفي براي پسرت نداري؟
جرأت کردي آهنگهاي جازت رو !به خونهي من بياري
...بهت ياد دادم آهنگهايي از اسرائيل بخوني
.تا جاي من رو در کنيسه بگيري
!تو براي دنياي قديم هستي
،اگه الان بدنيا ميومدي .مثل من فکر ميکردي
No comments yet. Be the first to leave one.