Zorro

Zorro

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Zorro 1957 S01E33 The Deadly Bolas 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 33 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 20
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 153 linias.

بفرمایید تو

صبح بخیر، دان دیه‌گو. -صبح بخیر.

و شما، برناردو.

باز هم برای شکست دادن من در شطرنج اینجا آمدید؟

نه، پدر. فقط سر زدم...

تا این کتابی که از شما قرض گرفته بودم رو برگردونم.

آه، بله.

تاریخچه‌ی کلیسا در آمریکای جنوبی.

لذت بردید، دان دیه‌گو؟ خیلی زیاد.

اما می‌خواستم درباره‌ی یکی از وسایلی که اینجا عکسش بود از شما بپرسم.

اجازه می‌دهید؟

اینجا. این یکی.

صلیب مینیاتوری آند.

شایعه‌ای شنیدم که تازگی‌ها دزدیده شده.

آیا این حقیقت دارد؟

متاسفم که بگویم بله، حقیقت دارد.

چند ماه پیش همراه با بسیاری از گنجینه‌های دیگر ناپدید شد.

زمانی که برخی از کلیساهای ما در آمریکای جنوبی غارت شدند.

واقعاً خبر غم‌انگیزی است، پدر.

خسارات سنگین بود؟

اگر ارزششان را به پزو حساب کنید، ثروتی به سرقت رفت.

اما بسیاری از آن گنجینه‌ها اشیاء بسیار گرانبها با نماد مذهبی بودند.

خب، ممنون بابت کتاب.

باید به این زودی بروید؟

متاسفانه بله.

به امید دیدار.

خداوند شما را حفظ کند، فرزندانم.

ظاهراً سینیور موریتا به جز صلیب، گنجینه‌های دزدیده شده‌ی دیگری هم دارد.

اما آن‌ها کجا هستند؟

خب، به هر حال کار زیادی در پیش داریم...

اگر قرار باشد این جواهرات را به کلیسا برگردانیم.

تنها کاری که الان می‌توانیم بکنیم این است که صبر کنیم و بگذاریم او اولین حرکت را انجام دهد.

آه، کوچولو.

می‌خواهم با دان دیه‌گو صحبت کنم. اینجاست؟

اوه، من مدام فراموش می‌کنم که تو نه می‌توانی حرف بزنی و نه بشنوی.

اما اگر اینطور است، چطور صدای در زدن من را شنیدی؟

ارتعاشات، گروهبان.

صبح بخیر، دان دیه‌گو.

کنجکاو بودم که چطور یک مرد ناشنوا مثل برناردو...

توانست صدای در زدن من را بشنود.

اوه، من می‌توانم این را توضیح دهم.

برناردو به ارتعاشات حساس است.

اما او صدای در زدن من را شنید.

ارتعاشات چه ربطی به این موضوع دارد؟

متاسفم، شما متوجه نمی‌شوید.

ببینید، برناردو ارتعاشاتی را که بعضی صداها ایجاد می‌کنند، حس می‌کند.

مثلاً...

می‌بینید؟

لطفاً. آن چیز اعصابم را به هم می‌ریزد.

اوه، چه باعث افتخار این دیدار شده، گروهبان؟

آمدم به شما بگویم که مهمانی در کار نخواهد بود.

مهمانی در کار نیست؟ چه مهمانی‌ای؟

مهمانی‌ای که قصد داشتم امشب به افتخار سینیوریتا باستینادو شما را به آن دعوت کنم.

بگذارید این را درست متوجه شوم.

شما این همه راه را تا اینجا آمدید تا یک دعوتنامه را لغو کنید...

به مهمانی‌ای که هنوز من را به آن دعوت نکرده بودید؟

بله. به نظرم حداقل کاری که آدم می‌تواند در مورد دوستانش انجام دهد...

این است که آن‌ها را از نیت‌های خوبش مطلع نگه دارد.

اما چرا این مهمانی را برگزار نمی‌کنید؟

چون پول کافی برای پرداخت صورتحساب ندارم.

اما نگران من نباشید، دان دیه‌گو.

سعی می‌کنم به سینیوریتا باستینادو توضیح دهم.

البته، او احتمالاً دیگر هرگز با من حرف نخواهد زد.

اما همیشه سینیوریتای دیگری هم هستند.

اوه، خیلی‌های دیگر، گروهبان.

می‌خواستید چیزی بگویید، دان دیه‌گو؟

فقط، ا... خداحافظ.

خداحافظ.

گروهبان. بله!

امیدوارم پیشنهادی که می‌خواهم بدهم غرور شما را جریحه‌دار نکند، اما...

می‌توانید اجازه دهید من هزینه مهمانی‌تان را بپردازم؟

نه، من هرگز چنین اجازه‌ای نمی‌دهم.

از سخاوت شما ممنونم اما اصلاً چنین چیزی ممکن نیست.

البته، اگر اصرار دارید...

اوه، دان دیه‌گو، سخاوت شما بر غرور من غلبه کرد.

ممنون. پس تا امشب، در مسافرخانه.

خداحافظ!

بله، اون دفعه نزدیک بود اشتباه کنی.

گوش وایساده بودی، ها؟

بله، در مهمانی شرکت خواهم کرد اما حوصله‌اش را ندارم.

بیشتر نگران کارلوس موریتا هستم.

ما می‌دانیم که او از اعضای گروه عقاب است.

و صلیب آند را در اختیار دارد.

اما اگر کلیساها را غارت کرده...

چرا به اینجا آمد و جواهرات کجا هستند؟

Yes, but are you sure you saw jewels when you broke open'

جعبه چکمه‌ها توی دباغی؟

مطمئنی اشتباه نمی‌کنی؟

خب، وقتی یک دقیقه بعد اون جعبه رو نگاه کردیم، هیچی توش نبود.

اگر موریتا فقط برای تحویل جواهرات اومده، پس چرا مونده؟

آره، شاید منتظر پیغامی از عقاب باشه.

می‌دونی، به نظر من بعیده که عقاب...

...تمام جواهرات رو به یک پیک بسپره.

پس منطقیه که انتظار داشته باشیم یه پیک دیگه...

...از آمریکای جنوبی سر و کله‌ش پیدا بشه.

امیدوارم قبل از رقص بتونی اون لیست فضایل زیاد منو حفظ کنی.

یادت باشه، باید سر فرصت مناسب برای سنوریتا تکرارشون کنی.

"گروهبان قلبی گرم و فهمیده‌ای دارد."

ادامه بده.

"او بی‌اندازه سخاوتمند است.

شجاعتش هرگز زیر سوال نرفته."

هیچ‌وقت هم بهش اشاره‌ای نشده، نه گروهبان؟

چند بار باید یادت بندازم که منو فرمانده صدا کنی؟

برو بشین و این لیست رو کلمه به کلمه حفظ کن.

لطفاً.

دون دیگو!

می‌بینم که گیتارت رو هم با خودت آوردی.

هیچی مثل یه ذره موسیقی مجلس رو گرم نمی‌کنه، مگه نه؟

بگو ببینم گروهبان، سنوریتا باسینادو همونه...

...که اون مزرعه بزرگ گاو نزدیک سن پدرو رو داره؟

بله. یک بانوی دلربا.

حتی از این هم دلرباتر که یه مغازه بزرگ و صد تا اسب هم داره.

آهان، فهمیدم.

حالا بهتر دلیل علاقه‌ت رو بهش می‌فهمم.

گروهبان!

شما مسئول اون به اصطلاح پادگان نظامی این شهرک نیستید؟

بله. به عنوان فرمانده موقت، وظیفه‌م حفظ آرامشه...

...محافظت از شهروندان لس آنجلس در برابر حمله نیروهای متخاصم...

...و اطاعت از نایب‌السلطنه، فرماندار و پادشاه اسپانیا.

آیا وظیفه شما اینه که تمام روز توی این میخانه بمونید و شراب بریزید...

...توی اون گلوی گنده‌تون، در حالی که این شهر بدبخت پر از دزده؟

من فقط برای مقاصد دارویی شراب می‌خورم. پزشکم دستور داده.

دزد؟ چه دزدی؟

دزدایی که به دباغی سنور ماردانته دستبرد زدن.

به دباغی دستبرد زدن؟

چی رو؟ جعبه چکمه‌های منو که وارد شده بود...

...از آمریکای جنوبی. محتویاتش به سرقت رفته.

اما سنور ماردانته خودش تو همون ملک زندگی می‌کنه.

اون کجا بود؟

سنور ماردانته برای کار رفته بود کاپیسترانو.

در این مورد گزارش تهیه می‌کنم.

بعد از اینکه سنور ماردانته شما رو بی‌هوش کرد...

...می‌تونست جواهرات رو از جعبه برداره.

ولی اون وقت نمی‌کرد از دباغی خارج بشه.

جواهرات باید اونجا باشن.

اون شکلک‌ها کافیه، سرجوخه.

سال‌هاست اینقدر نخندیده بودم.

ساکت!

ولی چطور می‌تونم اینو بخونم و نخندم؟

من دباغی رو می‌گردم.

سرجوخه، پیشنهاد می‌کنم به حفظ کردن ادامه بدی.

اوه، گروهبان. بله، دون دیگو.

می‌ترسم که باید برم. اوه، نه!

شما نمی‌تونید برید، دون دیگو. شما میزبان من هستید.

یعنی، مهمان من.

من تمام این پذیرایی‌ها رو سفارش دادم. من جای دیگه کار مهمی دارم.

دون دیگو، من برای ترتیب دادن این مهمونی خیلی زحمت کشیدم.

لطفاً. وقتی مهمان افتخاری داره میاد، شما نباید برید.

عصر بخیر، سنوریتا باسینادوی دوست‌داشتنی من.

چه خوب که اومدید. می‌خوام شما رو با کسی آشنا کنم.

مایلم دون دیگو د لا وگا رو معرفی کنم؟

دون دیگو، ایشون سنوریتا باسینادو هستن.

سنوریتا.

Zorro subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left