Shetland

Shetland

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Shetland S02E02 Raven Black Part 2 720p WEBRip AAC2 0 H 264-iPRiP
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 20
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

پیرمرد توی اون کلبه. چرا همه فکر می‌کنن عجیبه؟

چرا هیچ‌کس باهاش حرف نمی‌زنه؟

یه پیرمرد عجیبه. فکر می‌کردم تو از پیرمردهای عجیب خوشت میاد؟

اوه، من و کاترین خیلی خوب همدیگه رو می‌فهمیدیم

تا حالا اون رو بیرون از مدرسه دیدی؟

نه با قرار قبلی، اگه منظورت اینه

چیزی پرنده‌ها رو اینجا می‌کشوند

پس گفتی بری یه نگاه بندازی؟

اون مرده بود

کاترین راسه

خبر خیلی بدی برات دارم. دخترت مرده

برای سالی شوک وحشتناکی بوده. البته شاید هم تعجب‌آور نیست

۱۹ سال پیش، بچه‌ای به اسم کاتریونا بروس

تو راونز ویک ناپدید شد

کاترین و کاتریونا، آدرسشون یکیه

من همیشه یه مهمونی نیمه تابستون می‌گیرم. کاترین راس اونجا بود

اون ۱۷ سالش بود. خیلی جوون بود

بهم زنگ می‌زنن در مورد یه قاتل سریالی احتمالی توی شتلند

من بازداشت شدم؟

یه جسد روی تپه توی راونز ویک پیدا کردن. کاتریونا بروسه

سالی! بابا!

اون آلیبی نداره. این مرد گوشه‌گیره!

جیمی

جیمی!

کاتریوناست؟

کاملاً سالم مونده

خواهرت کی مُرد، مگنوس؟

خیلی وقت پیش. شش سالش بود

مادرت چی؟

بعد از اون

جسد کاتریونا روی تپه پیدا شده

و یه عروسک دستشه

و فکر می‌کنم همون عروسکیه که اگنس تو عکس داره

نظرت چیه؟

جمعیت با عصبانیت فریاد می‌زند

طعنه و تمسخر بلندتر می‌شود

از ماشین فاصله بگیرید

مگنوس، می‌دونی چرا اینجایی؟

مگنوس ناله می‌کند

کاتریونا بروس با این عروسک پیدا شده

مگنوس همچنان ناله می‌کند

می‌دونی کاتریونا با عروسک خواهرت چیکار می‌کرد؟

می‌دونی چه بلایی سر کاتریونا اومد؟

مگنوس همچنان ناله می‌کند

مگنوس؟

مگنوس. نه!

کاتریونا عروسک خواهرش رو دستش گرفته بود. و اون از این موضوع خبر داشت

یعنی احتمالاً اون موقع چیزی رو از پلیس پنهان می‌کرده

اما از وقتی آوردیمش اداره، یه کلمه هم حرف نزده

پس چیزی که من می‌خوام تمدید بازداشته

اون حلقه‌ی اتصاله، جیمی؟ فکر می‌کنی اون حلقه‌ی اتصاله؟

راستش... نمی‌دونم

معلمه چی؟

هوگو اسکات

خب، منظورم اینه که اون اطلاعات رو پنهان کرد، به ما دروغ گفت

وقتمون رو تلف کرد. اما نمی‌تونه رانندگی کنه، حتی ماشین هم نداره

پس راننده‌های تاکسی و راننده‌های غیرمجاز، دوستاش رو چک کردیم

اما فکر نمی‌کنم بتونیم حضورش رو توی راونز ویک ثابت کنیم

شبی که کاترین کشته شد

باشه. می‌تونی بازداشتش رو تمدید کنی

یکی رو با مدارک می‌فرستم

رونا؟

ممنون

مهم نیست

یه قدم زدن خوب کنار ساحل بود، با خودم فکر می‌کردم کی این ضربه رو بهت زده

حداقل حواسم رو از سیگار پرت کرد

پس الان داریم روی دو پرونده قتل کار می‌کنیم؟

تا وقتی کالبدشکافی کاتریونا رو انجام بدیم، مرگش مشکوکه

خب، تو پیدا کردن خانواده‌ش موفقیتی داشتی؟

هنوز دارم تلاش می‌کنم. ظاهراً رفتن کانادا

باشه. توی توییتر اعلام کن که دنبالشون هستیم

به هر حال همه جا تو شبکه‌های اجتماعی هست. مگنوس چی؟

یه کلمه هم حرف نزده. چیزی هم نخورده

تلاش کردم، اما انگار تو یه دنیای دیگه است

باشه. بذارید یه ارزیابی روانپزشکی انجام بدیم

از اون ترمیناتور، تمدید بازداشت گرفتی تا نگهش داریم؟ آره

اون مریض نیست. حالش هم بد نیست

بذارش بخوابه! اون اخیراً خیلی سختی کشیده

صبح‌ها تو رختخواب خوابیدن کسی رو بر نمی‌گردونه، مگه نه؟

اون نیاز به استراحت داره!

می‌دونی، هر چیزی که اول کار گفتی در مورد اینکه این دو پرونده به هم مرتبط نیستن

هنوزم تنها چیزیه که منطقی به نظر می‌رسه

کسی که بچه‌ها رو هدف قرار می‌ده

فقط توجهش رو به نوجوان‌ها تغییر نمی‌ده

۱۹ سال. شاید سلیقه‌ش عوض شده

شاید هرگز چیزی جز فرصت‌طلبی نبوده

به شیوه عملش نگاه کن! کاملاً با هم فرق دارن

ما نمی‌دونیم کاتریونا چطور مُرده، اما اون پنهان شده بود - دفن شده بود

کاترین رو طوری رها کرده بودن که همه ببینن

خب، باشه، اما کاتریونا عروسک خواهرش رو داشت، مگنوس هم ازش خبر داشت

درباره‌اش دروغ گفت و اون یکی از آخرین نفراتی بود که کاترین رو زنده دید

من نمیگم اون بی‌گناهه

من میگم نمی‌تونم تصور کنم که هر دو کار اون باشه

کاتریونا - شاید

کاترین - شاید

اما نه هر دو. اینجوری جور در نمیاد

و یه چیز دیگه هم هست که جور در نمیاد

پدر کاترین گفت اون هیچ‌وقت بدون گوشی‌ش نبود

اما بچه‌های مدرسه به تاش گفتن که اون عجیبه

چون از شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کرد

سوابق تلفنش کجاست؟

چک شدن. تماس مشکوکی نیست.

باباش حدود ظهر زنگ زد، اونم یه کم بعدش به سالی هنری زنگ زد.

بعد از اون هیچی.

همین؟ این کل تماس‌های تلفنی یه نوجوان تو یه ماهه؟

قبض‌های کَسی (Cassie) سر به فلک می‌کشید.

خب، می‌دونیم که اون یه کم گوشه‌گیر بود.

نه.

سندی حق داره. اون از تلفنش برای در ارتباط موندن استفاده نمی‌کرده.

پس باهاش چیکار می‌کرده؟

تو اینترنت می‌چرخیده؟

عکس می‌گرفته.

همه با گوشیشون عکس می‌گیرن.

پس کاترین هیچ‌وقت بهت چیزی نگفت؟

مثلاً اینکه از چیز خاصی عکس گرفته باشه...

یا یه چیز غیرعادی؟

متاسفم.

پیدا کردن کاترین سخت بوده حتماً.

خوبی؟

مردم عصبانی‌ان که اینقدر طول کشیده. ۱۹ سال.

یه دختر دیگه مُرده. بله. من این ناامیدی رو درک می‌کنم.

اما ما هنوز نمی‌دونیم چه اتفاقی برای کاترین افتاده.

و مطمئناً هیچ ارتباطی بین این دو پیدا نکردیم.

شماها! منتظر چی هستید؟

اون موجود کثیف هنوز تو خونه‌شه... مارگارت!

چی می‌خواید - شاهدانی که دیدن اون...

دست‌هاش دور گردن دخترا بوده؟

خب، اون قطعاً تو دادگاه دست بالا رو داره.

برخلافِ نظرها.

صبر کن... از کجا می‌دونستی کاترین بوده؟

خب، دیگه کی می‌تونست باشه؟

من معلمش بودم.

کفششو شناختم.

کفشش؟

بعد از ۱۹ سال؟

سگک‌هاش. تو کلاس همیشه پز اونا رو می‌داد.

نگین‌دار. هدیه یه عمو از آمریکا.

اوه، همیشه بهترین‌ها برای اون دختر کوچولو بود.

هنوز داریم سعی می‌کنیم با خانواده‌اش تماس بگیریم. شما می‌شناختینشون؟

ما بیشتر همسایه بودیم تا دوست. ارتباطی نداشتیم.

عکس‌ها؟ نه که اون چیزی گفته باشه.

اما، همونطور که گفتی، من زیاد اینجا نبودم.

اینجا می‌خوابی؟

بیرون فقط باد و سرماست، راحت‌تره.

تو خونه...

ذهنم باهام بازی می‌کنه.

اون دختر کوچولو، کاترین، حالا خانواده‌اش می‌خوان برگردن؟

ما هنوز داریم سعی می‌کنیم پیداشون کنیم.

اگه برگشتن، از طرف من بهشون بگو...

اگه می‌خوان بیان خونه، خیلی خوش‌آمدن.

کاترین در موردش حرف می‌زد.

در مورد کاترین؟

اون... کنجکاو بود، فکر کنم.

دختر کوچولوی گمشده‌ای که اینجا زندگی می‌کرده. واقعاً ترسناکه.

ولی نوجوونا همینطورن، مگه نه؟

اون بود؟

کی؟

اون پیرمرده. اون کاترین رو هم کشت؟

ما نمی‌دونیم کی کاترین رو کشت. یا کاترین رو.

ایوان - گوش کن به من.

اگه ما نمی‌دونیم، هیچ‌کس نمی‌دونه.

غیبت‌کننده‌ها که دیگه هیچی.

ببین. هیچ‌چیزی این وضع رو بهتر نمی‌کنه.

اما تو می‌تونی اوضاع رو خیلی بدتر کنی.

اون سمتی نرو.

لطفاً اون سمتی نرو.

گوشی زنگ می‌خورد.

تاش.

سلام. ببین، یه چیزی پیش اومده.

فکر کردم آبردین دارن زیادی طول می‌دن با لپ‌تاپ کاترین.

برای همین پیگیرشون شدم. پاک شده.

چطور؟ یه ابزاری از اینترنت دانلود شده.

به خوبی سوراخ کردن هارد درایو نیست، ولی کار رو انجام میده.

شاید بتونن مقداری از اطلاعات رو برگردونن.

اما یه مدت طول می‌کشه.

باشه. ممنون که اطلاع دادی.

باشه.

صدای پرنده.

کسی به این پرنده غذا داده؟

پس کاترین با گوشیش عکس می‌گرفته.

اونا رو روی لپ‌تاپش دانلود می‌کرده.

و حالا گوشیش گم شده، لپ‌تاپش پاک شده و خودش مُرده.

اگه همینجوری تصادفی عکس می‌گرفته، اصلاً خودش می‌دونست چی داره؟

می‌بینی؟

ببین چطور کیفشو گرفته.

اول فکر کردم فقط برای امنیت بود، می‌دونی؟

مثل یه خرس عروسکی یا چیزی شبیه اون. ولی فقط این نیست.

اون داره از محتویاتش محافظت می‌کنه، از گوشیش محافظت می‌کنه.

پس داری میگی، هرچیزی که اون داشت...

تو این لحظه قبلاً تو گوشی بود؟

و اینکه اون می‌دونست نیاز به محافظت داره.

و از اونجایی که اولین کسی که بعد از پیاده شدن از اتوبوس رفت دید...

مگنوس بود، پس واضحاً فکر می‌کرد نیاز نیست از اون محافظت کنه.

مرگ کاترین - کار مگنوس نیست.

کاترین رو به سردخانه منتقل کردن.

ظاهراً دارن یه متخصص می‌فرستن.

یه پاتولوژیست قانونی از بخش باستان‌شناسی دانشگاه هایلندز و آیلندز.

یه سنگ در انتهای گودالی که کاترین پیدا شده بود، بود.

لبه تیزش تو جمجمه‌اش بود.

بقیه‌اش - تمام اون وزن سنگینش - تو تورب دفن شده بود.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left