Maou-sama, Retry!

Maou-sama, Retry!

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Maou-sama, Retry! - 06 [HorribleSubs] By d gray-man @animkingdomsu
Un comentario de animkingdom
کاری از تیم ترجمه انجمن انیم کینگدام dgray-man:مترجم animkingdom.xyz/Forum telegram:@animkingdomsub instagram: animkingdom | سواستفاده از زیرنویسهای انیم کینگدام حرام است. هر کس زیرنویس ما رو بدزده و دستکاری کنه مرتکب عمل حرام شده.

Etiquetas

other
Publicau o: 2019-08-08
Descargas: 4
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 171 linias.

‏"‏بار‏"‏ ‏"‏نوما نوما‏"‏

اورگان‏،‏ بنظرت راسته که دراگونکین تو شهر یاهوو آفتابی شده؟

‏"‏نه‏"‏ خدا کنه همچین چیزی نباشه اما هیچ تضمینی تو این دنیای خراب شده نیست

میگم‏،‏ این یه افسانه س‏،‏ مگه نه؟

یه دراگونکین که جلوی شر وایمیسته ‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏S چونیبیو‏"‏ ‏"‏ماجراجوی رنک‏"‏ ‏"‏مینک‏"‏ یه دراگونکین که جلوی شر وایمیسته ‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏S بچه شیطان ماجراجوی رنک‏"‏ ‏"‏اورگان‏"‏ اگه واقعا اون بوده

‏"‏S بچه شیطان ماجراجوی رنک‏"‏ ‏"‏اورگان‏"‏ یه امپراتوری شیطانی بنا میشه

ممکنه اون یه دراگونکین وحشی یا چیز دیگه باشه؟

چرند نگو

اتحاد انسان و اژدها جشن گرفته میشه

اما فرزندان انسان و شیطان تنفر و محاکمه در پی داره

چه دنیای غیرمنطقی و مسخره ایه

‏"‏صاحب بار نوما نوما‏"‏ ‏"‏لی‏"‏ دراگونکین عالی و همه چی تمومه‏،‏ مینک ‏.‏‏.‏‏.‏

اما برات یه توصیه دارم

ظاهرا این مرد همونیه که بهش میگن ارباب شیطان

اگه تو دامش بیفتی‏،‏ هرگز نمیدونی تو چه هچلی قراره بیفتی

هااااااااااااان؟

حس میکنم امواج سرنوشت تو تنم جاری شده‏!‏

چشم راستم داره میپره‏!‏ میبینمش‏!‏ همه چیزو میبینم‏!‏

با دستای اون مرد‏،‏ آینده ی دنیامون به هرج و مرج میفته‏!‏

اورگان‏،‏ بیا همینجا یه سوگند خونی ببندیم

هرج و مرج آینده از عمیقترین سایه هم تیره تره‏!‏

خب تو یه کشیشی درمورد چی حرف میزنی؟

‏"‏میکان‏"‏ اگه اشتباه نکنم

‏"‏میکان‏"‏ S اونا ماجراجوهای رنک میکان و اورگان نیستن؟

ارباب شیطان ممکنه از اتحادمون خارج بشه

اما اونا ممکنه بتونن کارشو بسازن

‏"‏یوکیکازه‏"‏ اما اونا ممکنه بتونن کارشو بسازن

‏"‏یوکیکازه‏"‏ اون پیرمرد مهربون فقط مال خود خودمه

کسی حق نداره بهش دست بزنه‏!‏ هیچکس‏!‏

Open your eyes

Dwelling in the eyes of that majestic figure are wishes

Let's sing to the sleepless night

Dramatically pull everything in, even light and darkness

In order to smile again tomorrow, unafraid

I learned that true kindness is actually solitude after looking at you

I wanted to get closer to your heart and yet it's still so far away

No matter what fate gets in my way, I'll face it head on

With the bravery I chose with you, let's flap our wings and fly

My heart is trembling with the hope that I found

Resounding inside me move my heart

Lurking behind my hidden true motives

With a stronger gaze than anyone else

Dwelling in the eyes of that majestic figure are wishes

Let's sing to the sleepless night

Dramatically pull everything in, even light and darkness

In order to smile again tomorrow, unafraid

Let's begin

Open your eyes

"آشفتگی در پایتخت"

‏"‏بار آپسکیل‏"‏ ‏"‏آرتمیس‏"‏

اینجا جای شیک و مجللیه

نگفتم؟ اینجا یکی از جاهای موردعلاقمه که میام

خوشومدی‏،‏ لونا‏-‏ساما ممنون که دوباره اومدین

همیشه از دیدنتون خوشحال میشم

ممنون

اما امروز اومدم با دوستای ویژه م جشن بگیرم

لطفا هرچی میخواین سفارش بدین

باعث افتخاره

‏"‏کیرینو یو‏"‏ بیاین بسلامتی آکو لیوانا رو بالا ببریم

‏"‏‏"‏کیرینو یو‏"‏ پای آکو بالاخره خوب شد

بسلامتی

آکو، خیلی تبریک میگم

تبریک میگم‏،‏ آکو‏-‏چان

خ‏-‏خیلی ممنون

ستاره ی امروز تویی

ناراحتیا رو فراموش کن و هرچیزی رو که دوست داری بخور

باشه‏!‏

فکنم باید گهگاهی برای خوردن غذا به مکانای متفاوت زیادی بریم

اگه این یه جشنه‏،‏ وقتشه یه چیزی آماده کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

ببخشید‏،‏ میشه یه لطفی در حقم بکنین؟

حتما‏،‏ بفرمایین

میخوام یه نفر اینو سر میز من بیاره

و‏-‏وااااااای‏!‏

ساخت آیتم موردنظر‏!‏

آکو‏،‏ این یه هدیه س از طرف من

‏"‏تارتِ توت فرنگی‏"‏

واااااااای‏،‏ مائو‏-‏ساما‏،‏ این شیرینیه‏!‏؟

ظاهراش خیلی گوگولیه‏!‏

یوو‏،‏ برامون بِبُرِش

چشم‏،‏ فرمانده

خیلی شیرین‏،‏ خوشمزه‏،‏ خوشکله‏!‏

آه‏،‏ خیل خوشمزه س‏!‏ تو دهنم آب میشه‏!‏

شادی باید همچین طعمی داشته باشه، فرمانده

بنظر میاد داره بهت خوش میگذره‏،‏ لونا‏-‏چان

همم؟ مادام؟

قضیه ی این خانوم ثروتمند چیه‏!‏؟

کل بدنش داره میدرخشه‏!‏

بابت اینکه پریدم وسط لذت بردنتون‏،‏ واقعا متاسفم

سلام خانوم محترم‏،‏ متاسفانه شما رو نمیشناسم

اسم من کوتایی هاکوتوئه

‏"‏فرد سرشناس دنیای مُد‏"‏ ‏"‏امپیفرای باترفلای‏"‏ ببخشید‏،‏ هنوز خودمو معرفی نکردم

من امپیفرای باترفلای هستم

اون یه کمدینه‏!‏؟

مادام‏،‏ ممکنه به ما ملحق بشین؟

ص‏-‏صبرکن‏،‏ مائو‏!‏

اوه خدا‏،‏ شما ارباب شیطان که درموردش شایعه شده هستین که منو دعوت میکنین‏.‏ چه هیجان انگیز‏!‏

با اینکه میدونه اما اومده با من حرف بزنه؟

باید زن باهوشی باشه

‏"‏پیام‏"‏ لونا‏،‏ این مادام کیه؟

ها‏!‏؟ دارم صدای زننده ـشو توی گوشم میشنوم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏زننده‏"‏ کمی بی رحمی بود با اینحال جوابمو بده

لونا‏-‏چان‏،‏ مشکلی هست؟

آه‏،‏ چیزی نیس‏!‏ به هیچ وجه ‏.‏‏.‏‏.‏

نمیتونی بفهمی این مهارت منه که بدون شنیده شدن مخفیانه حرف میزنم؟

احمق خودم میدونستم‏!‏ ای خدااااااااا‏!‏

مادام در بین زنان طبقه ی اشراف خیلی سرشناسه

روابط زیادی داره و در بین اشراف نفوذ خیلی زیادی داره

که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏ پس اون مثل ملکه ی دنیای مُده؟

درسته‏،‏ خطرناکه که دشمن بشه

یه فکر خوبی دارم

اگه اعتمادشو جلب کنم متحد خوبی برامون میشه

مادام‏،‏ ما امشب اومدیم خوب شدن جراحت آکو رو جشن بگیریم

اگه بی ادبی نباشه ممکنه شما هم چیزی بگین؟

اوه واقعا؟ تبریک میگم‏،‏ آکو‏-‏چان

خ‏-‏خیلی ممنون

با اینحال‏ آکو-چان،‏ اولین بارته به این شهر میای‏؟

ب‏-‏بله‏،‏ درسته

هرچیزی که اینجا میبینم نمیتونم باور کنم‏!‏

واقعا؟ چه دختر کوچولوی شیرین و راست گویی هستی

خجالتم میدین ‏.‏‏.‏‏.‏

مگه نیست؟ مفتخرم اونو دوست خودم بدونم‏!‏

خ‏-‏خجالتم میدی ‏.‏‏.‏‏.‏

راستی‏،‏ نظر شما درمورد این شهر چیه‏،‏ جناب مائوی عزیز؟

واقعا تماشاییه

خیلی اصیل و متحیر کننده س

درمقایسه با سرزمینای فقیرنشینی که تو سفرم ازشون عبور میکردم

موفقیت پایتخت مقدس خیلی حیرت آوره

کاملا حق با شماس

غیرعادی نیست که سرزمینهای پادشاهی رو با بهشت و جهنم مقایسه کنیم

این نمیتونه از هرچیزی به حقیقت نزدیک تر باشه

با اینحال‏،‏ من روشی رو بلدم که میتونه این مشکلو حل کنه

دوست دارم نظرتونو بدونم جناب مائوی عزیز

خب این خیلی ساده س

با تبدیل هر سرزمین به بهشت

دیگه مشکلی وجود نخواهد داشت کار آسونیه

ب‏-‏بنظر میاد پیشنهادتون در مقیاس یه دریاس

اگه من بالاتر از امپراتوری باشم ممکنه مدت کوتاهی عملی بشه

وای ‏.‏‏.‏‏.‏

اما بجای مشکلات خسته کننده ی کشور

من یه ‏"‏بهشت‏"‏ متفاوت دارم که میخوام به شما معرفی کنم

بنظر جذاب میاد

خب این ‏"‏بهشت‏"‏ شما چیه؟

درست همینجاس

صابون؟

اوه‏!‏ صابون چیز فوق العاده ایه‏!‏

مثل جادو کثیفی رو میشوره و پوستتونو درخشان میکنه‏!‏

جادوی ‏.‏‏.‏‏.‏ درخشان کردن؟

عالی بود دستیار لونا‏!‏

درسته‏،‏ پوست تمام خانومهای اینجا مطمئناً خیره کننده س ‏.‏‏.‏‏.‏

میخوام امشب امتحانش کنین

فکر کنم از تاثیر کارش حیرت زده بشین

حتما‏،‏ ممنون بابت هدیه ی بی نظیرتون‏،‏ جناب مائوی عزیز

نه قابلی نداشت‏.‏ نیازی نیست بخاطر چنین چیز بی اهمیتی تشکر کنین

من میخوام به زودی یه چشمه ی آب گرم تو روستای خرگوشها راه بندازم

اینجا جاییه که پوستتون‏-‏‏-‏ تمام و کمال جوان میشه‏!‏

گفتین جوان میشه؟ ادعای جسورانه ای میفرمایین

وقتی من چیزی اختراع کنم دروغ یا کذب نیست

هرکلمه ای از دهنم میاد درست عین واقعیته

قرار نیست یه حمام معمولی باشه

حمام دی اکسید کربن‏،‏ حمام کوزه ای‏،‏ حمام سنگی

حمام الکتریکی‏،‏ حمام گیاهی‏،‏ سونای نمک ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و خیلی از موارد لذت بخش برای مهمانان میاریم

نه تنها به فرسودگی‏،‏ سفت کردن ماهیچه ها و حساسیت به سرما کمک میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

بلکه وقتی کارتون تمومشد احساس میکنید که پوستتون چندین سال جوون تر شده‏!‏

ل‏-‏لطفا‏!‏ لطفا بزارین بیام و از نزدیک ببینم‏!‏

لونا‏-‏چان‏،‏ این رازو از خواهر کوچیکترم مخفی کن

مادام‏،‏ نباید با خواهرتون مثل همیشه همراه بشین

من طرف شمام

خواهرا وقتی چشم تو چشم میشن باهم سخت کنار میان

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left