As primeras 200 linias.
پاول، در رو باز میکنی؟
سلام پاول. - آقای کول پورتر، قربان.
ممنون که اومدی. - سلام، فرد.
درست سر وقت رسیدی. همه چی آمادهست.
کیبورد خاکگیری شده و پیانو کوک شده.
این بستگی به نظر آدم داره.
راستی، اصلاً خونهی من چش بود؟
تو میخوای لیلی این نقش رو بازی کنه، مگه نه؟ - خیلی زیاد.
پس از نظر روانشناسی، اینجا مکان مناسبیه.
اینجا؟ جایی که با هم زندگی میکردین؟
کول، لیلی عاشق این آپارتمان بود.
تازه، اون از کنجکاوی میمیره که ببینه من چیزی رو عوض کردم یا نه.
حتی اگه بیاد هم، تضمینی نیست که این نمایش رو بازی کنه.
معلومه که قبول میکنه. فیلمنامه خوبیه، آهنگسازی عالیه، نقشش هم پر و پیمونه.
یه چیزو فراموش کردی.
علاوه بر کارگردانی نمایش، روبروی اون هم بازی میکنی.
اکثر بازیگرها این رو یه امتیاز میدونن.
با این شرایط، فکر میکنم اوضاع ممکنه کمی...
متشنج باشه.
چون قبلاً زن و شوهر بودیم؟
اوه، کول، این مال عهد بوقه.
ما بزرگسالیم. ما متمدنیم.
اوه، منو ببخش!
یادم رفته بود.
فقط یه چیز.
وقتی لیلی رسید، با یه آهنگ عاشقانه شروع کن: «غرق در عشق».
اون در مقابل شعرای احساسی ضعف داره.
باشه.
این زنگ اونه.
همیشه زنگ رو فشار میده و نگه میداره.
اوه، سلام پاول. بورسیتت چطوره؟
بهترم، ممنون خانم گراهام.
منظورم اینه که...
لیلی ونسی.
کول، چه عالی که دوباره میبینمت. - لیلی، عزیزم.
سلام فرد. - سلام لیلی.
عالی به نظر میای، لیلی. - ممنون.
آرامش ذهنی. آدم رو معجزه میکنه.
واقعاً باید اون لکه رو از بین ببری. - هرگز. یادگاریه.
تو جا جوهری رو پرت کردی، یادت میاد؟ - مطمئنم که تحریک شدم.
خب، از فیلمنامه خوشت اومد؟ - اوه، عاشقش شدم.
میل داری موسیقی رو بشنوی؟
از کنجکاوی دارم میمیرم. به همین دلیله که اینجام.
تنها دلیل. - خب، فرد...
این یه جورایی نسخه موزیکال «رام کردن زن سرکش»ه.
شکسپیر، میدونی که. - بله.
بذار ببینم. از کجا شروع کنیم؟
چرا با یه آهنگ عاشقانه شروع نکنیم؟
«غرق در عشق»؟ - آره، برای لیلی عالیه.
این یه دوئته.
خب...
همینطوره.
عجیبه، عزیزم، اما راسته، عزیزم
وقتی به تو نزدیک میشم، عزیزم
ستارهها آسمون رو پر میکنن
اینچنین عاشق توام من
حتی بی تو
آغوشم تو را در بر میگیرد
میدانی، دلبرم، چرا
اینچنین عاشق توام من
عاشق شب، اسرارآمیز
آن شبی که اولین بار آنجا بودی
عاشق شادی بیحد و حصرم
وقتی دانستم که به من دل میبندی
پس آزارم ده
و زخمیام کن
فریبم ده
ترکم کن
تا دم مرگ از آن توام
غرق در عشقم
غرق در عشقم
غرق در عشقم
غرق در عشقم
غرق در عشق توام، عشق من
غرق در عشقم
من
زیباست، کول. واقعاً زیباست.
قشنگ خوندی. - ممنون.
ولی یه چیزی بهم بگو.
واقعاً فکر میکنی من میتونم نقش زن سرکش رو بازی کنم؟
تو یه زن سرکش بینقص میشی.
منظورم اینه که...
یه بازیگر با اعتبار واقعی میخواد، مثل جودی مارلو...
کنستانس کالیر. - بله، کانی کالیر، لین فونتن...
بازیگرهای عالی. - لباسها عالین.
برای ورودت، مخمل قرمز انتخاب کردیم.
تو قرمز عالی به نظر میاد. - میدونم که میاد...
یه آهنگ خوب دیگه هم توی موسیقی برای لیلی هست.
«از مردها متنفرم.»
حالا، چیزی که در نظر داشتیم...
برای صحنه عروسی.
قشنگه، نه؟ - مسلماً وسوسهانگیزه.
پس قبول میکنی؟ - رد کردنش سخته.
بهت میگم چی کار میکنم، من... خب...
منتظر کسی هستی؟ - نه.
بله، البته نه الان. من...
بازم یکی از همین زنگنگهدارها؟
سلام. هی، عزیزم. دیر کردم؟
نه. زود رسیدی. - اوه، عالیه.
همین الان بین اجراها از کوپا خودمو رسوندم.
امیدوارم پاهام اذیتتون نکنه.
اوه، برعکس.
اوه، ایشون خانم لین هستن...
همون خانمی که بهتون گفته بودم.
به من گفته بودی؟ - آره دیگه، برای نقش؟
نقش؟ - بیانکا.
خواهر کوچکتر. - کوچکتر؟
فقط تو نمایش. - آه، بله. بیانکا.
وای، از آشنایی با هر دوی شما هیجانزدهام.
من عاشق آهنگهای شما هستم، آقای پورتر.
و منم دیوونهی شوهر سابق شما هستم.
اَه، عزیزم، جینجر اِیل تموم کردیم.
کسی نوشیدنی نمیخواد؟ چی میخورین؟
نه ممنون.
فعلاً نه. - خب، اگه کسی چیزی نمیخواد...
...نظرتون چیه که اون آهنگ رو اجرا کنیم؟ - آهنگ؟
همون آهنگ بزرگ که قرار بود تو نمایش شما اجرا کنم، آهنگ "خیلی هم داغه".
حتماً بچهها هستن.
سلام رفقا، بیاید تو.
بهش نگفتی که اون آهنگ حذف شده؟ بهش گفتی میتونه نقش بیانکا رو بازی کنه؟
رفقا، لطفاً برید کنار پیانو؟
باشه. آقای پورتر، لطف میکنید اینجا بشینید؟
و فِرِد، عزیزم، تو اونجا بشین.
خب، اینم یه معامله عادلانه. باشه. شروع کنید، بچهها، شروع کنید.
برو، دختر. برو.
خیلی هم داغه
خیلی هم داغه
امشب دلم میخواد با عشقم شام بخورم
جام رو با عشقم دوباره پر کنم امشب
عالیه، رفیق!
امشب دلم میخواد با عشقم شام بخورم
جام رو با عشقم دوباره پر کنم امشب
اما امشب حالم برای عشقم خوب نیست چون خیلی هم داغه
آره - خیلی هم داغه
خیلی هم داغه
امشب دلم میخواد با عشقم عاشقونه حرف بزنم
و باهاش دلربایی کنم امشب
امشب دلم میخواد با عشقم عاشقونه حرف بزنم
و باهاش دلربایی کنم امشب
ولی خواهر، امشب با عشقم دعوات میشه چون خیلی هم داغه
خیلی هم داغه
طبق آخرین گزارش، هر دختر معمولی که میشناسی
وقتی دما پایینه، بیشتر سگ دوستداشتنیشو به عاشقی ترجیح میده.
اما وقتی دماسنج میره بالا و هوا حسابی داغ میشه
آقای آدم، برای خانمش، هیچ میلی نداره.
چون خیلی، خیلی، خیلی هم داغه
خیلی هم داغه
خیلی داغه
خیلی هم داغه
باحاله!
خب، انجامش بده.
خیلی مضطرب.
بهم بفهمون.
برو، دختر. برو.
خیلی داغه
خیلی هم داغه
خیلی هم داغه
داغ
داغ
داغ
داغ
داغ
داغ - مرد:
داغ
عالی بود. - وای، ممنون عزیزم.
چطور بودم، آقای پورتر؟ - فوقالعاده.
عالی بود! - وای، ممنون رفقا. یه ده دقیقه استراحت کنید.
یه مشکل کوچیک پیش اومده. ما... اون آهنگ رو از نمایش حذف کردیم.
از نمایش حذف کردید؟
اوه، اما نمیتونید، آقای پورتر.
عزیزم اونو به من قول داده بود.
اون با تمام وجود قول داده بود.
به جونت قسم خوردی! - اون همیشه این کارو میکنه.
مناسب نبود عزیزم. - میبینی، جایی برای گذاشتنش نیست.
نه.
هی، یه لحظه صبر کنید. قضیه داره دستم میاد.
اون میخواد اون آهنگ رو اجرا کنه. شما اونو به اون دادید!
وای، چه حرف مسخرهای! من حتی خوابشم نمیبینم که پاهامو به نمایش بذارم.
پاهات چه مشکلی داره؟ زانوهات ضربدریه؟
چرا از فِرِد نمیپرسید؟ - خانمها، لطفاً...
با کمی فکر بیشتر، واقعاً فکر نمیکنم باید تو نمایش بازی کنم.
ممکنه مانع ماه عسلم بشه.
ماه عسل؟
بله. دارم ازدواج میکنم، میدونید.
وای، تبریک میگم!
متاسفم، کول. خداحافظ عزیزم.
اوه، بذار بره. من میتونم نقش کِیت رو بازی کنم. من از پس این نقش برمیام.
"ای دوستان، ای رومیان، ای هموطنان، به من گوش فرا دهید."
ایده عالیه! شما فوقالعاده میشید...
...در این نقش. مگه نه، کول؟ - اوه، ببینید...
فِرِد، من... اوه، حتماً!
من طرحها رو میارم. - بفرمایید، فیلمنامه رو بخونید.
از فردا تمرین باهاتون رو شروع میکنم. تو اون لباس قرمز فوقالعاده به نظر میرسید.
پاهام دیده نمیشه. - کوتاهش میکنیم.
تا اینجا.
وای... - اوه!
حالا، فقط یه لحظه!
منظورتون چیه که نقش منو میدید به کس دیگه؟
نه، لیلی، حق با توئه.
هیچ چیزی نباید مانع ماه عسل شما بشه.
No comments yet. Be the first to leave one.