As primeras 200 linias.
ای عوضی! تحمل کن. تحمل کن
منو ببخش
،چه یه ساعت، چه شده یه روز
باید ازت محافظت کنم
قسمت دهم: فداکاری
وی دو سال پیش در 27 سالگی به مقام مدیریت رسید
...وی اکنون به نایب رییسی ارتقا یافته
!خیلی باحاله
اخیرا به علت عاشقانه ی قرن وی با اینفلوئنسر معروف سونگ می دو، سهام این شرکت در حال افزایش است
عه! منم که
!آیگو. حسابی سروصدا میکنه
آره میفهمم. خیلی خب
این چیه؟- واقعا تو کشتیش؟-
وای خدا! اصل گرل کراش- پارک دوجینو هم تو کشتی؟-
تو روز تولد هوسون. اون روز بود، نه؟
هوسون یه ویدیو درباره بازجویی تو پاسگاهش گذاشته
تازگی پلیس ازم بازجویی کرد
چون اولین بار بود همچین چیزیو تجربه می کردم خیلی دستپاچه بودم
چی؟ زده به سرش؟
حالا چه کار کنم؟
این اینجا چه کار میکنه؟
چه کار کنم؟
چه کار کنیم؟ ووچون فرار کرده- چی؟-
خیالم راحت شد. آره خب، تو از همه چی خبر داشتی
ووچون، اونو بهش بده و همه چیو تموم کن تو رو خدا
مگه نگفتم بهم اعتماد کنی؟
این یارو هم عقل تو کلهشه ها. چجوری بهت اعتماد کنه؟
ولی تو چرا اینطوری میکنی؟
ما چون تو کارو درست انجام ندادی، اینجاییم
اون گوشیو میخوای که چه کار کنی؟ به هرحال اون زنه طرفو کشته
این حقیقته. ولی تو نذاشتی خودشو تحویل بده واسه همین تا اینجا پیش اومدم
دلیلی که بخاطرش تا اینجا پیش اومدی، این توئه
تو که خیلی پولداری، لازمه حتما همچین کاری کنی؟
میدونی چقدر پول توشه؟
هی. پای یه میلیارد وون وسطه. زود آپلودش کن
واقعا جای دیوونه کننده ایه
همه مدل فیلمی توش پیدا میشه
ولی مدیرش که کلی پول ازش درآورده بود، دستگیر شد
و فقط بعد یه سال زندان آزاد شد
پس تو بودی
اونی که یه سال رفته زندان و آزاد شده هم یه احمق دیگه بوده
فقط اوضاع یهو پیچیده شد. فیلمشو اشتباهی واسه ها یونگ گون فرستادم
ها یونگ گون مشتری اصلیم بود
ولی یهو از پشت بهم خنجر زد و تهدیدم کرد
خب چه کار می کردم؟ اصلا حرف به گوشش نمی رفت باید از دستش خلاص می شدم
ولی تو همه چیو خراب کردی من دفعه اولم بود آدم می کشتم
ولی تو که بارها انجامش دادی نه؟ چرا این کارو کردی؟
اگه تو همه کارا رو درست انجام میدادی، ما الان اینجا نبودیم
من تا اینجا اومدم که کثافت تو رو جمعوجور کنم
نه. ما بخاطر کثافتکاری توئه که اینجاییم
آره خب. متوجهم که کار زشتیه
راستش خودمم فکر نمی کردم اینقدر کارش بگیره
ولی من با اون پول درس خوندم. خودم به جون کندن درش آوردم
بچه پولدار که باشی که الکی بهت پول نمیدن بابام اینجوری بزرگم کرده
همیشه باید تواناییامو نشون می دادم
اینقدر چرت و پرت نگو. این مزخرفاتو توی زندگینامه خودنویست بنویس
همه چی تموم شده بود. ولی حالا تو این وضع، نمیشه پا پس کشید
ولی آینده من واسه این چیزا زیادی روشنه
پس اونی که آینده ش روشن نیست، باید گم و گور بشه
پارک دوجینو هم تو کشتی، نه؟
دیگه اینقدر ازم سوال نکن
:ترجمه آرشین. مینولی. آرام. مونلایت
:ادیتور مونلایت
ولی... من و این یارو با همدیگه نیستیم
پس برو
وضعیت بدیه
شهادت مبنی بر ارتکاب قتل ووچون پیدا شده
تو این وضعیت، فرار به احتمال زیاد همون اعتراف به جرمه
ووچون ارتباطی به این پرونده نداره
همه چیو بهتون میگم
فعلا بریم داخل
آره. اون روز هر سه تامون رفتیم زیر اون پل
سانا تو کمد قایم شده بود
...اون لحظه که یارو خواست سانا رو بگیره
با یه جوب گلف زدی تو سرش و کشتیش
ولی نمرد. البته اون موقع فکر کردم مرده
بعدش که رفتیم کلاب، یه مدت تنها رفتم بیرون دوباره رفتم زیر پل
چطور رفتی؟- با تاکسی-
تنها؟ سوار تاکسی شدی و رفتی اونجا؟
نگران مادربزرگم بودم
اونطوری ول کردن جسد هم بنظر درست نبود
ولی زنده بود
وقتی دیدمش، داشت تکون می خورد و چشماشو باز کرد
منم ناخودآگاه خفه ش کردم
این ساعت اونه
فکر کردم شاید بشه ازش پولی دربیارم، برش داشتم
کار من بود
من چون نگران سانا بودم، اومدم اون بیهوش افتاده بود
ولی یهو چشماشو وا کرد
من خیلی ترسیده بودم و گلوشو فشار دادم
ولی ناخودآگاه به مرور محکمتر این کارو کردم
و اون مُرد. خیلی راحت
اون موقع، این ساعت عروسیو دیدم
حتی تو اون موقعیتم همچين فکری به ذهنم رسید
"...میتونم با فروش این ساعت پول جور کنم. بعد یه جوری با سانا"
میخواستم خودمو تحویل بدم
ولی حالا هیچیو درک نمیکنم جریان اون گل چیه؟
...قضیه قتل زنجیرهای چیه؟ من خیلی ترسیدم
فقط به یه چیز فکر کنین
سانا به مادرش نیاز داره
...ولی- مشکلی نیست-
بهرحال من به زودی میمیرم
لطفا کنار سانا بمونین
خوب مراقبش باشین
سفید رنگ با سه شماره 398
خیلی خب
ماشینو پیدا کردیم
دنبال دوربین مداربسته های نزدیک بگردین- چشم-
بله. انگار ماشینو گذاشته و فرار کرده
فعلا برگرد. پیو این سوک خودشو معرفی کرده
این سوک الان داره با کارآگاه حرف میزنه
چرا؟- ووچون فرار کرده-
ولی چرا کارآگاه داره این سوکو بازجویی میکنه؟
...نمیدونم. این ووچون، جدا
شما دوتا باید برین دفتر مدیر
بله. این سوک وسط مهمونی زد بیرون
حدود یه ساعتی نبود
خب من مشغول احوالپرسی با دوستام بودم
کِی؟ این سوک کی رفت؟ اصلا همچین اتفاقی نیفتاده، نه؟
تو یادت نیست
این سوک نگران مادربزرگش بود، برای همین با ماشین رسوندمش
چون سه یون یا خودش چوب گلف آورده بود، منم باید اونجا می رفتم
چون باید زودتر از اونجا دور می شدیم، رفتیم کلاب
ولی اینکه معاونت یا همکاری تو قتل نیست، نه؟
پس پارک دوجین چی؟
...چی؟ اون- بله-
هی
من این کارو کردم که یه آدم بدو با خودم ببرم
ولی انگاری همه خوششون اومده بود
فکر کردم کار خوبی کردم. اصلا پشیمون نبودم
...من می دونستم پارک دوجین اون محله زندگی میکنه
اصلا منطقی نیست
اون که قبلا اعتراف کرده
...تار موی چسبیده به دکمه پیرهن پارک دوجین
با دیانای پیو این سوک همخوانی داره
ولی نمیتونه روش قتل پارک دوجینو توضیح بده
آخرین بار که مین ووچون خودشو تحویل داد، چون نمیدونست ...مقتول از خفگی مُرده آزادش کردیم. این بار
خیلی ساده ست
مگه همه چی باید پیچیده باشه؟ گاهی هم ساده س
واقعا پیو این سوک مجرم قتل زنجیرهایه؟ اینطور فکر می کنین؟
چطور بدون مدرک همچین فکری بکنم؟
تموم مدارک به پیو این سوک اشاره دارن
...بالادستیا میخوان هرجور شده پرونده رو ببندیم
اگه میخوایم هرکاری که بالادستیا میگن، بکنیم، دیگه تحقیقات واسه چیه؟
اگه اینطور نیست، مدرک بیار
مین ووچون چی شد؟- ماشینو گذاشته و فرار کرده-
موقعیت حدودی مین ووچون رو بهم بده
فعلا پیو این سوکو ببرین بازداشتگاه
آسایشگاه با تو
اوپا، خیلی نگران نباش
این سوک اعتراف کرده، دیگه همه چی درست میشه
بیدار شدی؟
مردم حسابی دارن خوش میگذرونن
ها یونگ گون با گل روی سرش مرده. بعد مردم تا فهمیدن آدم بدی بوده، همه خوشحال شدن
برای همین این فکرو کردم
پیو این سوک اعتراف نمیکنه، تو هم حسابی جلومون دراومدی
پس چه کار کنم؟
باید یه وضعی درست کنم
باید چیزی که مردم میخوانو نشونشون بدم
پارک دوجین؟ چرا؟
خب آدم بدیه
الان مردم بیشتر از همه از اون عصبانی ان تو خودتم عصبانی نیستی؟
آ-آره عصبانی ام
برای همین میگم، بکشش
یه هلش که بدم، بعد خودش حرکت میکنه
حقیقت هر چی که باشه، افکار مردم با پیش حدسای ذهنی خودشون پیش میره
سوار بر گمانه ها و شایعات
برین کنار. این کار ممانعت از انجام وظیفه س
نمیشه برین
...من
سلام
الانا شب میشه- چی؟-
... به زودی وقت خوابه. اگه بیماری رو این موقع بخواین ببرین
... یه کم- ...ولی آخه مسئله جدیه-
بیرون خبرنگارا هم هستن - بله -
...من نگرانیهاتون رو درک می کنم...ولی
...منم بخدا دلم راضی نیس
بازداشت کردنشون سخته
بله؟
نتایج آزمایش هفته پیش خانم پیو این سوک اومده
اندازه ی تومور، دو برابر بزرگ شده
نمیدونیم کی ممکنه از هوش برن
پلیس هم کادر پزشکی داره - وضعیت خطرناکیه -
باید از نزدیک شرایطشون رو زیر نظر داشته باشیم
،اگه به زور ببرینش و توی ایستگاه پلیس بمیره
اونجا واکنش ها بیشتر نمیشه؟
اوپا گوشیش رو جواب نمیده
...الان دارن منو قاتل صدا میزنن
تو دروغ میگفتی، نه؟
واقعا این سوک، وسط مهمونی رفت بیرون؟
منم نمیدونم - چی؟ -
این سوک ازم خواست اینطوری بگم
بریم داخل
چی شد؟
خوب گوش کن. میتونی هر چی من گفتم تکرار کنی؟ - چی؟ -
بگو اون روز وسط مهمونی من رفتم بیرون بگو تقریبا یه ساعت ازم خبری نداشتین
چی میگی؟ جدی ووچون کشتتش؟
تو هم میخوای همه اشو گردن بگیری؟
هی، به خودت بیا
پس تو گردن میگیری؟ الان بیرون همه دارن میگن تو قاتلی
No comments yet. Be the first to leave one.