As primeras 200 linias.
راوی: جایی در حوالی اسکله شهر نیویورک،
کارآگاه خصوصی، جیکوب مسترز،
قرار است عجیبترین پرونده قتل دوران کاریاش را به عهده بگیرد.
پروندهای که استقامت او را به چالش میکشد،
قدرت چارهاندیشی و پایداریاش را.
آه، تو بینظیری!
آه، آه، جیک، تو دیوانهام میکنی!
وای خدا، جیک، آره!
آه، عالیه.
آه جیک. چی؟
با من بیا.
آه، مامانت عاشق این کار میشد!
لازم نیست بدونه.
آه، اون درباره کلیولند فهمید، مگه نه؟
اون تو رو دوست داره.
آه، اون از من خوشش میاد، ها؟
آره، کل این سفر دریایی رو فقط برای این ترتیب داده تا تو رو از من دور کنه.
خب، من ازت خوشم میاد.
آه عزیزم، میدونی چی نیاز داری؟
تو یه هیپیِ خوب و تمیز میخوای که برات مواد بخره.
و ببرمت برقصیم.
لعنتی، واینستا!
شاید مامانت باشه. مامانم؟
مرد: یه تماس تلفنی برات داری.
گوشیت قطع بوده حتماً. آه.
اپراتور: یه... یه تماس... آها، گرفتمش.
اپراتور: تماس ورودی برای آقای جیکوب مسترز.
خودمم.
اپراتور: یک لحظه لطفاً.
متاسفم عزیزم.
میدونم هیچی بدتر از یه سکس نصفه نیمه نیست، آره؟
دیگه عادت کردم.
واسه همین گوشی رو برداشته بودم.
ای توله سگ حشری!
اپراتور: ببخشید؟
زیاد نمیتونم روی خط بمونم، اپراتور.
عمو جیک؟ اوه، شمایی.
کیث: مزاحم که نشدم، درسته؟ چی میخوای بچه؟
کیث: یه تماس توی دفتر داشتیم، عمو جیک.
از این یارو به اسم جیسون دومینیک.
میگه قبلاً براش کار میکردی.
دومینیک. آره، آره، یه پرونده طلاق براش انجام دادم. چی میخواد؟
میخواد یک ساعت دیگه تو فرودگاه لاگواردیا منتظر یه هواپیما باشی.
چی؟ پرواز ۱۸۴ نورثایست از میامی.
خب، در واقع یک ساعت و نیم.
عمو جک، ۵۰۰۰ دلار پیشنهاد میکنه.
پس کارش درسته، آره؟
این دختره تو فرودگاه همه جزئیاتو داره.
یه مو قرمزه به اسم کورا مریل.
لباس مشکی پوشیده با یه شال سبز.
باشه، سی. مریل، نورثایست ۱۸۴، مشکی و سبز.
بالاش هم قرمزه.
اوکی، درسته رفیق، ممنون. کیت: خداحافظ.
بهت خوش بگذره، باشه؟ قول میدی؟
زن: حتماً. زیاد استراحت کن.
زن: مراقب خودت باش. حتماً.
حتماً. دارم ویتامینامو میخورم و همه چی.
سلام منو به مادرت برسون، باشه؟
همین که برگشتی میریم یه جا، باشه؟
قول میدی؟
خداحافظ
خداحافظ عزیزم
جیک (صدای راوی): پلیس امروز عملیات تعقیب و گریز بینالمللی رو شروع کرد
برای جیسون دومینیک، میلیونر ۶۹ ساله.
تحت تعقیب به خاطر قتل فجیع لوسیل رینولدز، گارسون کوکتل ۲۹ ساله
که جسدش دیروز تو آپارتمان استودیوییاش در ماری هیل پیدا شد.
سلام، کورا. من جیک مسترزم.
چی شده؟
من شاهد میشم.
من شاهد میشم.
کلینت هاجکینز. سی-اِل-آی-اِن-تی.
ببین، اسم من جیک مسترزه و من کارآگاه خصوصیم.
کلینت، کلینت. نه، کلینت.
میشه لطفا بهش بگی که من کاری بهت نداشتم؟
فامیلی. هاجکینز، کلینت.
خب، اسمت چیه؟
جیکوب مسترز. تو عادت داری به دخترای جوون حمله کنی، جیکوب؟
من به هیچکس حمله نکردم.
همش یه سوءتفاهمه.
قبلا هم بازداشت شدی؟
این دستگیریه؟ آره، اینطور به نظر میاد، جیکوب.
شرط میبندم که یه پرونده قطور داری.
اوه بیخیال، همهاش یه توضیح ساده داره.
اول از همه، قرار بود با این خانومه...
اسمشم کورا مریل بود، درسته، توی...
هی، اینو نگاه کن.
"بلعیدن رهبر" اثر لورنا لاست.
چند تا عکس قشنگ هم اینجا هست.
تازگی از دانمارک برگشتی، جیکوب؟
عادات مطالعه من مربوط به مسائل شخصی خودمه،
افسر.
هی، این آقا یه کارآگاه خصوصیه.
معلومه.
این چیزا واقعا چندشآوره.
راه دیگه ای برای ارضا شدن نداری، جیکوب؟
نداری؟
حسابی تو دردسر افتادی.
خودت خوب میدونی، رفیق، مگه نه؟ واسه چی؟
من چیکار کردم؟ بس کن.
اول میخوام یه شناسایی دقیق انجام بشه.
آدم هیچوقت تو این چیزا نمیتونه زیادی محتاط باشه.
بفرستش تو.
ممنون.
اینو دیدی؟
من از اون روانی شکایت میکنم.
صبر کن. وکیلم باهات تماس میگیره.
خیلی بهم ریختهست. ببرینش از اینجا.
خب، حالا داستان تو رو بشنویم. داستان من؟
و بهتره که خوب باشه.
پدرش تو سازمان ملل کار میکنه.
نمیدونم. اولش قرار بود با یه دختره ملاقات کنم...
کورا مریل، پرواز ۱۸۴ خطوط هوایی نورث ایست.
و تا حالا هم ندیده بودمش، درسته؟
قرار بود یه لباس مشکی پوشیده باشه، یه روسری سبز.
و موهای قرمز داشته باشه، درسته؟
خلاصه، سر از ملاقات با اون روانی درآوردم.
یعنی، اون دختره عادی نیست.
عادی؟ فکر میکنی خودت عادی هستی؟
این چه جور سوال کوفتیه؟
آروم باش.
شما هیچوقت اون شماره پرواز رو به ما ندادید.
میتونیم لیست مسافرا رو چک کنیم.
این کارو برامون انجام میدید؟ میشه لطفاً چک کنید؟ فکر خوبیه.
نورتایست.
۱۸۴ سی. مریل.
میامی، نیویورک.
مسافری به این اسم نیست.
ای بابا، حتماً یکی داره باهام شوخی میکنه.
کی همچین کاری رو با تو میکنه، جیکوب؟ نمیدونم.
بله؟ چی؟
باشه، بفرستش تو.
یه سورپرایز کوچیک برات دارم، مسترز.
چیه؟
آره. عمو جیک.
کجا بودی؟ چی شده؟
بازم مچتو گرفتن؟ بهت گفته بودم سابقه داره.
عمو جیک، این کورا مریله.
خانم مریل، ایشون عمو جیکِشه.
اون انگلیسی حرف میزنه؟
از پروازم جا موندم.
زنگ زدم، ولی دستیارتون گفت قبلاً رفته بودین.
واسه همین کار زیادی از دستم برنمیاومد.
بله؟ اوه بله آقا. فوراً. بله. خداحافظ.
بفرمایید اموالتون، مسترز. ممنون.
شاکی چی شد؟
شکایت نمیکنه؟
اون تلفن از وزارت امور خارجه بود.
دختره یه روانیه.
همیشه همین کارشه.
هفته پیش تو کشتی استیتن آیلند حسابی قاطی کرد.
کورا: خب، بریم؟
وایسا! کی گفت میتونی بری؟
بشین. چی شده، جری؟
یه خبراییه اینجا.
این یارو کارآگاه میاد اینجا که یه دختر موقرمز رو ببینه...
...و پسره با یه بلوند که ادعا میکنه کورا مریل هستش، پیداش میشه.
اونم بدون اینکه حتی سوالی بپرسه، قبول میکنه. حالا چرا؟
چرا که نه؟
خیلی هم خوبه.
ممنون، جناب سروان.
سیگار؟
یه چیزی کمه. جور درنمیاد.
آره، کتاب خاکبرسری من کو؟
بذار پیش خودش بمونه.
شاید اینجوری بتونه بدون اینکه یه زن بیچاره رو تا سرحد مرگ خسته کنه، راست کنه.
دهنکثیف عوضی! هی!
تناقض تو داستانش چی؟
موها چی؟
اون یکی چی؟
کینهای نیست جری.
باید مارکم رو عوض کنم.
نرهخر!
میخواد دیوونم کنه.
با یه زاپاس داشتم این ور اون ور میرفتم.
واسه چی داری دست تکون میدی؟
خدمه قایق جیسون.
اونجا وسط بندر قایم شده روی...
اوه، منظور اون کثافت سفید گنده بیرونه؟
خیلی پولداره.
هدف عالی برای باجگیری. باجگیری؟
منظورت چیه؟ منظورم اینه که...
منظورش اینه که جرم قتل رو بندازی گردن یکی مثل جیسون دومینیک تا وقتی که حسابی داغ شه.
بعدشم بهش یه آلیبی یا یه راه فرار بفروشی.
آره، مثلاً مدرک واقعی علیه قاتل اصلی.
درسته. احتمالاً تو این پرونده یه میلیون گیر میاد.
شاید هم بیشتر. آهای!
نهنگ سفید بزرگی دیدی؟
بچه، بس کن، اینجوری مسخرهبازی درنیار.
تو این کار خطرناکه. ببخشید، عمو جیک.
خیله خب، حالا برو تو ماشین.
برو، باد لاستیکا رو بزن، ها؟
به مادرت قول دادم کار سنگین نکنی، مگه نه؟
بابا! قایقسواری کجاش سنگینه؟
آه، بذار بیاد، توروخدا!
اونجا بیرون رو قایق خنکتره.
کورا، به خواهرم قول دادم که فقط تلفنها رو جواب بده.
حالا اگه جیسون دومینیک رو ببینه... هیس.
باشه، باشه، اگه میدونی کی رو ببینه و به پلیس اطلاع نده، این میشه ۶۱۴ یا ۶۱۵.
اون به اتهام معاونت در جرم سنگین ممکنه بازداشت بشه.
کسشعر!
No comments yet. Be the first to leave one.