As primeras 200 linias.
سلام
میخوام خودمو معرفی کنم ولی خب فکرنکنم مهم باشه.
مسئله اینکه یه مشکلی هست که
زمان زیادیه سعی دارم حلش کنم.
و بلاخره بهم یه چیزی الهام شد!
یعنی، داشتم دیوونه میشدم.
قبلاً هم یه بار دیگه به این موضوع دچار شده بودم.
اما حس میکنم این شیء بهم میگه
تو شخصی هستی که میتونه بهم کمک کنه
اما بهم اعتماد کن! من میفهمم
اما چرا باید بهم کمک کنی؟
،خب، برای شروع ،از رویِ تجربه میگم
فکر نمیکنم کسی لیاقت این رو داشته باشه که توی چاله سیاه انداخته باشه
و فراموش بشه.
آخرین اما نه کمترین...
اگه اینکارو کنی بهت کمک میکنم از اینجا بیای بیرون
آفرین!
بعدی، پدر کاپلوت
که توسط وید ریورز به تصویر کشیده میشه
و همکار منم توی این صحنه یادت نره!
سهرگه در نقش تایبلد
اگه بتونیم پیداش کنیم.
یه ورود بسیار هیجان انگیز و باشکوه
ظاهرا به اندازی کافی دیر نکردم.
بیخیال! تو که نمیخوای
همکارت رو توی این صحنه تنها بزاری
اینکارو میکنید خانوم مایکلسون؟ - میدونید؟
زندگی مجموعهای از ناامیدی هاست
خب این از شکسپیر درس بهتریه
میفهمم که داری
شرایط سختی رو میگذرونی - خب حس میکنم فهمیدی چرا
که احتمالا چرا نمیخوام توی یه
نمایش مسخره عشق و عاشقی بدون مرگ نوجوانا رو بازی کنم.
میدونی! مخصوصا زمانی که...
داستان با مردن تموم میشه
و بعدش با نمردن تموم نمیشه
و به هر حال اون تورو میپیچونه
وقتی که قول داد هیچچیز قرار نیست بین شما باشه.
و تموم...
شماها بهم نزدیک شید
حداقل اونطوری که من دور و بر مدرسه شمارو دیدم
یه تاریخچهای با هم داریم...
البته تاریخ با " اچ " بزرگ و باشگاه
اما ما دوست یا یه چیزایی تو این مایه ها نیستیم.
- سلام دکتر سالتز من - ببخشید نمیتونم کمکتون کنم
آقای ویلیامز اگه ام جی رو دیدم حتما شمارو در جریان میزارم.
بله
چند هفته پیش ام جی رو مجبور کردم تا ایتن رو از خودش دور نگه داره
اون دو نفر نباید با هم بپرن.
اره، ایتن گفت اونا دوست نیستن پس شک دارم که این دلیل
فرار ام جی از مدرسه طی 3 روز گذشته باشه.
اون طلسم مکانیابو گرفتی؟
عالیه
بزار ببینیم
از اون نگاه خوشم نمیاد
عادت های قدیمی خیلی سخت از بین میرن
بنابراین من به تمام گزارش های حملات حیوانات منطقه رسیدگی میکنم.
اینطوری خیلی خوبه چون میتونی به گشتن دنبال هیولا های مالیوره ادامه بدی
به جز...
شب گذشته جسد یه کوهنورد توی گرو هیل پیدا شده
مشکوکانه به جایی که
الان ام جی هست نزدیکه!
وایسا! فکرمیکنی اتفاقی براش افتاده؟
بیشتر راجب کاری که انجام داده نگرانم!
میرم کیفمو بیارم
نیازی به صحبت کردن ندارم
یا بستنی و بغل و نوازش...
خب تو خودتو بهتر از تور مدرسه با لیزی کنترل میکنی
خب آفرین کار خوبیه...
شاید یکم بابت اتفاقاتی که توی لندن افتاد ناراحتم!
اما این مشکل هیچکس نیست مشکل منه
عالیه! به نظر میرسه کاملا تحت کنترله
که در این صورت...
شاید بتونی بهم توی چندتا مورد کمک کنی؟
توش مشت زدن داره؟
امکانش هست لیزی ...
رفت به اون دوره سلامتی جادوگری که بابا فکرمیکرد
فکرخیلی خوبی میتونه باشه
اما الان نزدیک یک هفتست
خبری ازش ندارم
فکرمیکنم شاید توی دردسر افتاده
اوه! پرتاب خوبی بود
خیلی خب، بازی تمومه
برید دوش بگیرید
نمیدونم کدومشون شوکه کننده تره!
اینکه میرید دوش میگرید یا اینکه گل میزنید
خب تو تازه واردی
چون همه میدونن ضربه های من خیلی شدت داره
اره من به اون یکی کاری ندارم.
یه چیزی رو انداختی زمین
جدیدترین عضو تیم
همیشه زمینو تمیزمیکنه
همه اینو میدونن
ظاهرا نه...
ببین! این جهت اذیت کردن تو نیست
بروتوز حدود 1 سال اینکارو کرد
ما توی تیم اینطوری اوضاع رو پیش میبریم - خب شاید بهتره تغییرش بدید
قوانین گرگ ها، شماره دو
هیچ وقت قوانین رئیس گله رو سوال جواب نکن!
هیچوقت
اگه رئیس گلهاس که قوانین رو میچینه
چطوری شدی رئیس گله؟ - خیلی آسونه
و سخت
اگه میخوای رئیس بشی باید با رئیس مبارزه کنی.
بجنب
نه
تو باید با رئیس(خانوم) مبارزه کنی
چالش آلفا ( انتخاب رئیس ).
!چالش آلــــفا! وهو
به عنصر غافلگیری بستگی داره
اینجا خیلی تو معرض دیدیم
باید بریم داخل جنگل تا ببینیم میتونیم اردوگاهو پیدا کنیم یا نه...
و سعی کنیم تا لیزی رو پیدا کنیم.
یا فقط میتونیم بریم خودمونو معرفی کنیم
اگه بیوفتیم توی تله چی؟
رفتارت خیلی عجیبه!
برای کسی که خودش باید نگران
خواهر گمشدهاش باشه
لیزی...
درود
خوشحالم که شماها اینجایید
خیلی سرموقع رسیدید
میدونستی داریم میایم؟
تا وقتی که برسم اینجا
داشتم با جو صحبت میکردم
اما هنوز باورم نمیشه
دارید ازش استقبال میکنید...
منم همینطور...
بیاید
بهتون این اطرافو نشون بدم
تکهای از آرامش خاطر...
همونطور که گفتم...
تله.
اینجا خیلی عالی به نظر میرسه...
اینجا شبیه ویچاپولوزاس!
که خیلی عالیه
چون میتونی اینجا شفا پیدا کنی
جو همه چیزو راجب
اندل لای بهم گفت
گفت؟
تک تک جزئیاتش رو خب اون اینطوری
باهات بهم میزنه؟
خیلی حرکت کیریای بود
ما اینجا درباره کیری بودن مسائل نگران نیستیم
هیچپسری اینجا وجود نداره.
درکوتاه ترین زمان ممکن مغزپرندهای رو فراموش میکنی
شرط میبندم! انگار افراد اینجا موادی چیزی زدن
اینطوری نیستش، هوپ
این انزوای سلامتیه
برای جادوگرا، توسط جادوگرا
خب...
یه جادوگر خیلی خاص
اندی.
اون بینظیره
اون برام مثل یه مربی واقعی بود.
دقیقا چطوری
کمکت کرد؟
اندی پیشینه من رو دوباره نوشت
ذهنم رو محدود کرد تا اهداف احساسیم رو منعکس کنه
خب حرفمو میزنم...یکم مثل یه فرقه میمونه
ما فقط یه مجموعه هستیم
مجموعهای از افراد همفکر همه آموزه هارو دنبال میکنن
که توسط یک رهبر باهوش و کاریزماتیک برامون فراهم میشه
درسته، اینطوری بیشتر شبیه کارای فرقهایه
این همه کریستال برای چیه؟
هر رنگ نشوندهنده مرحلهای هر شخص در مسیر روشنفکریه!
...پس رنگ آبیش که گردن توئه
.این نشوندهنده مقام بالاست
که یعنی من میتونم تویِ مراسم تطهیر مقدس هفته بعد
.شرکت کنم
چی باعث میشه تویِ کارهایِ خاکی مقدس بیوفتی؟
.اوه
.نگران سامانتا نباشین
اون دانشآموز ستاره اندی بود
.تا وقتی که من اومدم اینجا
و حالا حسادت و خشم بچگونش
-به اون یه
-خب، چندین
.ضرر زد
برای همین خیلی مهمه
.که تویِ مسیر خودت متمرکز بمونی
.غنیسازی بعد از ظهری
قدم همه با تمام رنگها .رویِ کریستال مسیرشون رو چشمه
.بیاین دیگه .شما بچهها باید با اندی ملاقات کنین
.بهت گفتم که کمکی نمیخواستم
و در دفاع از خودم بگم که
.نمیدونستم کمک این شکلیه
.من مجبور نیستیم که بمونیم
.هستیم
.چون یه چیز عجیبی اینجا در جریانه
و تا از اینجا نمیریم .مگه اینکه لیزی هم باهامون بیاد
.امیدوارم که با خواست خودش باشه
.من با دخترها مبارزه نمیکنم
به جز موقعی که داری تویِ بازی دوستانه میزنیشون
.یا موقعی که باهاشون تمرین بکس میکنی
-نه، مثلاً، یه مبارزه واقعی
،تا حد مرگ .اگه بهاش این باشه
و من نقشه ندارم .که الان شروع کنم
هی، خوشحالم که جفتمون .سر نمردن موافقیم
خب، اگه تو رو به چی دیگهای
No comments yet. Be the first to leave one.