As primeras 200 linias.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
کسی که دنبالش میگشتین همین شخصه؟
نه
این برادر من نیست
سه سال بعد از تصادف، ۲۰۱۷
"قسمت ششم"
خدای من
هی، حتما خیلی سخت بوده - بیا اینجا -
مامان - بیا اینجا ببینم -
چرا این شکلی شدی؟ - خیلی چیزارو پشت سر گذاشتی -
خیلی سخت گذشته حتما
بغلش کن مامان - باشه -
مراقب باش - خیلی شکسته شدی -
چطور میتونی اینجوری لباس بپوشی بیای نمایشگاه؟
من اینجام که کار کنم، میدونی که؟
به آقای سو و خانم اوه اهمیتی نمیدی؟
میدونم واسه کار اینجایی ولی اینجا باغتون که نیست
اصلا تی. اُ. پی نداری
اولا اون تی. پی. اُ بود
خدای من چه فرقی داره
اینا یه جور حروفن که ترتیبشون فرق داره
اصلا میدونی اینا مخفف چیا میشه؟
زمان - و؟ و؟ -
چی بود؟
با چه رویی ایراد میگیری وقتی کل چیزی که میدونی همینه؟
زمان، مکان
و؟ بعدیش چیه؟
که اینطور، کلا یه کلمه بیشتر از من میدونی
میدونم وایسا - Occasion -
دقیقا، Occasion
معنیش چیه؟ - ها؟ -
نمیدونی - میدونم -
واسه دونستنش زیادی خنگی - میگم میدونم -
...اینجوری باهاش حرف نزن - ...پسره ی -
وقتی واسه کمک حاضر شده اومده
اون بهترین تی. پی. او رو داره
اینو ببینید
از طرف مامانمه
چقدر قشنگه
...اینطوری به نظر میاد که خودش اینو درست کرده
ولی در واقع این کار منه
ممنونم
من تا حالا واسه همچین مناسبتی گل نگرفته بودم
درسته
،تازه شروع کرده
پس این باید اولین باری باشه که دسته گل میگیره
فکر میکنی فقط لباسایی که پوشیدی کافیه؟
،ازتون ممنونم که اومدین
،فقط نگران اونایی ام که قراره ازم انتقاد کنن
واسه همین خیالم راحته که شماها اینجایین
چرا باید ازت انتقاد کنن؟
شاید فکر کنن من خوب نیستم و لیاقتشو ندارم
و فقط بخاطر پدر شوهرم این فرصت گیرم اومده
نگران اینا نباشین ما نمیذاریم همچین اتفاقایی بیوفته
فقط رو جشن امروز تمرکز کنین
خیلی راه سختی اومدین
!هنرمند تازه کار، اوه یه جی، فایتینگ
...بچه
برو. برو
سلام
خانم اوه - باورم نمیشه -
از کجا فهمیدین؟
خانمِ دستیار آموزشی به همه گفته
من دیگه دستیار آموزشی نیستم الان مربی شدم
خیلی خجالت کشیدم، چرا به همه گفتی؟
مگه نمیخوای تو این نمایشگاه کاراتو نشون بدی؟
اگه خجالت میکشیدی، پس نباید اصلا اینکارو میکردی
عالی شده، از اون موقع که ندیدیمت خیلی گذشته
چند سالی شده
آخرین بار تو عروسیت همو دیدیم آره؟
من فقط چندتا چیز ساختم زیاد چیزی واسه دیدن نیست
...وقتتون صرف کارای آقای سو کنید
برید لابی غذام حتما بخورید
گوشت سر گاو خیلی خوشمزست
آب شنگولی خیلی خوشمزم دارن
میتونیم این اطراف بچرخیم؟ - حتما -
حواستون به ساعت باشه اون سمت برید
چشم خانم هنرمند - بله -
خانم اوه - خانم مدیر -
تبریک میگم
چطور وقت کردین این همه راه تا سئول بیاین؟
میخوام چندتا از کاراتو قبل اینکه معروف بشی بخرم
اینجوری خجالتم ندین
یدونه همینجوری بهتون میدم
نباید اونکارو کنی
اونا کارای توئه؟
بله - خیلی قشنگه -
برید ببینیدشون - بریم -
اگه سرتون شلوغ بود نباید میومدین
خوبین؟ - بله ممنون که پرسیدین -
سلام - سلام -
ممنونم
قربان، من نور و روشنایی رو تنظیم کردم - باشه -
چک کن ببین تو سالن نمایشگاه چیزی لازم ندارن
چشم - خوبه -
سلام - سلام -
ممنونم، یه نگاه انداختین؟
بله - بسیار عالین -
نمیدونستم که اومدید
باید بهم خبر میدادین میومدم جلوی در دنبالتون
داری خوش میگذرونی؟
قراره بترکونی؟
مادر جان
تو حتی نمیدونی که شوهرت مرده یا هنوز زندست
،موهای من از عذاب سفید شده
ولی تو داری خوش میگذرونی؟
مادر جان، اینجوری نیست
هنر؟ اونقدر مهمه که بخاطرش بقیه بدونن تو کی هستی؟
الان زمان این چیزا نیست
این نمایشگاه آقای سوئه
من میفهمم که شما چرا ناراحتین - اونم همینطور -
چجوری تونست به عروسش اجازه بده اینکارو کنه؟
به جای اینکه به خاک سیاه بشینه؟
پسرشو فراموش کرده؟
متوجهم
چطور بودن؟
فوق العاده بودن - واقعا؟ -
سلام
سلام
آقای سو! ضروریه
خانم کیم داره صحنه رو خراب میکنه
داری چیکار میکنی؟
اوه، نه
پدرجان
تو حتی دعوتم نشدی چطور جرات میکنی این نمایشو راه بندازی؟
...جین
پسر تو نیست؟
،به عنوان والدینی که حتی نمیدونن پسرشون زندست یا نه
من هر روز ناراحتی معده دارم چون حتی از خوردن غذام احساس گناه میکنم
چجوری تونستی یه نمایشگاه راه بندازی؟
پسرمون مرده
تو تنها کسی هستی که انکارش میکنی
!اونو بده به من
!نه - اونو بده به من -
!بدش به من
دوباره بگو
،اگه دوباره این مزخرفاتو بگی
خودم میکشمت
کارتو ول کردی؟
کارتو گذاشتی کنار و تمرکزت رو پیدا کردن پسرته؟
از خوردن و نوشیدن دست کشیدی قراره بمیری؟
،هرکاری که میخواستی و کردی
پس چرا ما باید تنها کسایی باشیم که عذاب میکشیم؟
اونهایی که موندن باید به زندگی کردن ادامه بدن
درست میگی. تو خیلی تلاش کردی که به اینجا برسی
نگران بچه هات نباش
باید از اون موقع که بیزینس خودمونو داشتیم معروف تر بشی
خوشحال باش که حالا هنرمند شدی
این عصارو باید به عنوان یه مدال دستت بگیری
خانم کیم چرا دارین تو یه روز خوب اینکارارو میکنین؟
"روز خوب؟"
سالها گذشته که من پسرمو از دست دادم
روز خوب دیگه وجود نداره، نیست
!یه جی - !یه جی -
یه جی - یه جی -
یه جی
یه جی
یه جی
خدای من
حواست به آقای سو باشه - چه خبره؟ -
اون مریضه؟ غش کرده؟
من مواظبشم تو برگرد اونجا
باشه
!خدای من! قربان
خونریزی دارین
باید سریع درمانش کنید
من میرم باهاش
من ماشین دارم بیا بریم
گروه حقوقی از این نمایشگاه خبر داشتن؟
نه، خانم
فقط شما از طریق مقالات فهمیدین
وکیل ریو اینجا بود
فکر میکنم چان هی رو میشناسه
شاید، یه جی رو هم خوب بشناسه
ته تو شو در بیار
چشم خانم
باید میرفتین بیمارستان
جای دیگهتون آسیب ندیده؟
نه خوبم
به دا وون زنگ بزن ببین یه جی چطوره
چشم
هی، حالش چطوره؟
بده باهاش صحبت کنم
منم
حالش خوبه؟
خوبه
تو آمبولانس به هوش اومد
ولی باید سرم بهش بزنن
بله، اون یکی از وکیلای شرکته
گفت که مارو برمیگردونه
خداحافظ
مادر شوهرای پولدار خیلی ترسناکن
فقط میخواد یکیو سرزنش کنه
یه جی آسون ترین انتخابه
شوهرش دیگه اینجا نیست
به این معنی نیست که دیگه جدا شده؟
نمیفهمم واقعا چرا هنوز کنارشون مونده
یه جی و آقای سو خیلی بهم نزدیکن
اون مربیشم هست
...هیچکدومش مهم نیس
No comments yet. Be the first to leave one.