As primeras 173 linias.
وقتی همسن تو بودم
هر روز توی یه بخش مختلفی .از ملکمون راه میرفتم
اون گفت که بهش یه حسی میداد که .قراره اون روز، چه روزی بشه
"اولین کار" اون موقع هم انقدر صبح زود بود؟
.حتی زودتر هم بود، موش کوچولو
آهنگی که عادت داشت برام بخونه رو یادته؟ - .همم -
هی، من فقط میخواستم که .ازت تشکر کنم
.برای اینکه من رو از اونجا درآوردی
یعنی، اه، ممکنه توجه کرده باشی که
اوضاع بین من و مگی .یکم پرتنشه
من مشکلی ندارم که برای یه مدت ،نیگان ناتوان باشم
ولی، لعنتی، من فقط تا جایی میتونم .کاری کنم که سر راهش قرار نگیرم
،میدونی، داشتم فکر میکردم --شاید، اه
شاید بتونی راجبم باهاش حرف بزنی؟
مشکلات رو حل و فصل کنی، یا حداقل .این رو شروع کنی
،با توجه به تاریخچه اخیرمون
اه، یهجورایی فهمیدم که تو حداقل انقدر رو بهم بدهکار هستی، درتسه؟
تو اینجارو میشناسی؟
.اوهوم
فهمیدم که تو جلو رفتی .و جایِ منو عوض کردی
دریل کمک کرد متاسفم
.شورا رای تبعید تو رو داد
چیزی که تو میخوای .قرار نیست اتفاق بیوفته
.امکانش نیست
،میدونم چیزی که قول دادم نیست
،ولی با توجه به تاریخچه یکم قدیمیترمون
،از چیزی که لیاقتشو داری .حتی بهترم هست
.فکر کنم، همینی که هست
و اگه مشکلی نداری ...میخوام بپرسم که
شورا من رو تبعید کرد؟
یا این بیشتر یهجور شرایط
تلافی بهخاطر کارل" هستش؟"
.این خرگوش برای توئه
"سریال "مردگان متحرک فصل دهم قسمت بیست و دوم "این نیگانه."
ارائه شده توسط رسانه تلگرامی واکینگ دد تیوی @The_WalkingDeadTv
.::ترجمه از محمد آلفا::. .::Mohammad Alpha::.
.خوک کوچولو، خوک کوچولو
.بزار بایام تو
.مشکلی نیست
میدونم که صدام رو .بلند و واضح میشنوی
.میدونم هیچکس از "بهت که گفتم" خوشش نمیآد
چی میتونم بگم؟
...من باید یکم خودآزار باشم، چون، اه
میدونبی بخش غمانگیز کجاست؟
بخش غمانگیز، اونی که ،ما کارمون به اینجا ختم شد، نیست
--جون، یعنی .بیا قبولش کنیم
.میتونست خیلی بدتر از اینها هم بشه
نه، ببین، بخش غمانگیز اونجاست که حتی برای یه ثانیه هم که شده فکر کردی
اونها قراره تو رو چیز دیگهای
...جز اینی که واقعاً هستی، ببینن
.که اون، هممون منم...
.تو یه دلقکی
.یه کیش شخصیت بدون هیچ کیشی
ادامه بده و با هر اسمی که میخوای
،من رو صدا کن --ولی باید اعتراف کنی
ما با حرف مهربونانه و این لوسیل پیر
خیلی بیشتر پیشروی کردیم
.تا فقط با یه حرف مهربونانه
.وقتشه که با حقیقت رو به رو بشی، پیر مرد
.تو بدون اون، هیچ چیزی نیستی
-کارل گقت که نیازی نیست که
.نیازی نیست که دیگه جنگی باشه
.اون در اشتباه بود
.نگاه کن که چیکار کردی
.میخوام اونو ببینم .باید اونو ببینم
...نه. نیگان
.ما چوب بیسبالت رو نداریم
اون کجاست؟ باهاش چیکار کردین؟
.اون هنوز اون بیرونه
.با-باید بزاری من برم
.همسرم-- اون سرطان داره .اون بهش نیاز داره
باید سالم نگهش دارم، باشه؟ .بهت گفتم
.میدونم - --نه، اون -
.هیس - ...اگه من رو اینجا نگه دارین -
.میدونم - .هم منو میکشه هم اون رو -
.لطفاً، من که بهت گفتم
.هیس. هی. میدونم گفتی .میدونم
--هی، و منمبهت گفتم که .قلب من، به تو گیر کرده
نمیتونم تصور کنم که .تو الان داری چی میکشی
.خدایا
...فقط برام سواله
آیا اون اصلاً قراره .درمان بعدی بهش برسه یا نه
ما به سمت جایی که بهمون گفتی که
،اون دکترها، این هارو بهت دادن ،رانندگی کردیم
.ولی، ام، اونها اونجا نبودن - .این که تقصیر من نیست -
.بهت گفتم. بهت که گفتم .اونها جاشون رو عوض میکنن
.اونها هیچوقت اونجا نبودن
،یعنی، اون مسیر ،انقدر که پوشیده از گیاه شده بود
.حتی با پیکاپ هم نتونستیم بریم اونجا
...پس، حالا
میدونم که تو نمیتونی .اینهارو از هرجایی بگیری
.باید تویِ سرما نگهداری بشه
یکی، برای مدت طولانی ،این رو نگهداری کردن
و اگه اونها چیز نایابی ...مثل این رو دارن
.احتمالاً خیلی چیزهایِ دیگهای هم دارن...
...پس، حالا
،بهم میگی که از کجا گرفتی
اون وقت میزارم که .این رو به همسرت برسونی
وگرنه، اینهارو تویِ توالت میریزم
.کاری میکنم که این رو تماشا کنی
همم؟
.خیلی خب
.فقط لطفاً اون رو برگردون به خنککننده
هرچیزی که میخوای بدونی رو .بهت میگم
،فقط، لطفاً .اون رو سالم نگهدارین
،اون بخش راجب درمانگاه پزشکی .همش حقیقت داره
-و، آؤه، حق با توئه
اونها یه انبار دارو .تویِ یه جایی دارن
.اونها تجهیزات و دارو نگه میدارن
نمیدونم کجا، ولی .اون هم از همونجا اومده
برای هفتهها داشتم .جاشون رو ردیابی میکردم
-- من اونها رو -- نمیدونم .حدوداً دو سه روز پیش پیدا کردم
!تفنگهات رو بنداز !تفنگهات رو بنداز
،نمیخوام بهت شلیک کنم !ولی این کارو میکنم
.باشه. آروم باش
!نه، نکن
لعنتی. مجبور نبودی .این کارو کنی
.بهتره که سالم باشیم تا متاسف
.آروم بگیر، آلکاپون
.اسم من نیگانه
.نیگان. خیلی خب
.من فرانکلینم
قراره مشکلی داشته باشیم؟
.نه، قربان .مشکلی نیست
.اوهوم
.خیلی خوب
...سرمازدگی
...خستگی
.کمآبی بدن
و فکر کنم بتونم سوء تغذیه رو .به این لیست اضافه کنم
،اه، برام سواله ...مردی مثل تو
...با شرایطی که توشی
چرا باید سعی کنه که با تفنگ خالی .از یه مشت دکتر دزدی کنه
.همسرم سرطان داره
اون وسط درمانش بود که
،دنیا بهگا رفت
و من فقط داشتم سعی میکردم که .که کاری کنم بتونه ادامه بده
پس خودتم یه دکتری؟ - .من یه معلم ورزش دبیرستانم -
.دبیرستان. همم
خب، منظورت از "بتونه ادامه بده" چی بود؟
دکترها بهمون یه تقویمی دادن که توش نوشته اون چه چیزهایی رو
،در چه زمانی نیاز داره پس تمام کاری که باید میکردم
این بود که داروها رو و راهی .برای تزریق پیدا کنم
یه دقیقه صبر کن - پس... تو خودت یاد گرفتی که
چطوری یکی رو شیمیدرمانی کنی؟
.پمپاژها اوقدر هم پیچیده ینست
.مگه اینکه یهچیزی بد پیش بره
خب، چیزی بد پیش رفت؟
.آره .میشه گفت
فقط دارم سعی میکنم که .بفهمم کدوم فیلم جیمز باند رو میخوام ببینم
خب، عزیزم، فکر کنم که الان باید .فیلم رو بپیچونیم
.ژنراتور داره خیلی سر و صدا میکنه
.هی. ما باید خاموشش کنیم
چرا خودمون رو اذیت کنیم، درسته؟
من برای یه مدت کوتاهی ،ژنراتور رو خاموش میکنم
.و اونها علاقشون رو از دست میدن
.همیشه از دست میدن
:شارلوت جواب داد که "متوجهم چه حسی داری"
،باید غافلگیر شده باشی' '--خیلی غافلگیری
پس همین یکم پیش که .آقایِ کالینز آرزو ازدواج باهاتو میکرد
"...ولی وقتی که تو
.ماما
همم؟
.این کتاب مزخرفه .داره من رو میکشه
--من-من-من نمیتونم .من نمیتونم این کارو کنم
تو اونی هستی که .نمیزاره من جیمز باند ببینم
.بخون
.باید بهش رسیدگی کنی
بیخیال. ناموساً؟
.اون آخرین تیرمون بود
.هی
تو حالت خوبه؟ - .اها -
.ژنراتور رو روشن کن .میخوام یه فیلم ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.