As primeras 200 linias.
لعنتی
بعد از این چی کارهای؟
برنامهای ندارم
«آلاروم»
صبح بخیر
با خانواده روسو، قرار ناهار داریم
کی؟
همون زوج فرانسویه
دیروز باهاشون آشنا شدیم
عالیه
چه داستانی به خوردشون بدیم؟
خودت دعوتشون کردی
داستان اوسیدی چطوره؟
خیلی باحاله
مدتهاست ازش استفاده نکردیم
باشه
باشه، اما این دفعه تو اوسیدی داری
تو بهتر نقشش رو بازی میکنی
چرا ازت عصبانی بودم؟
بهنظرم وقتی نگی، بهتر جواب میده
هوم
بیا اینجا
واسه بستن گردنبندم کمک میخوام
از این کوچیکتر، پای مورچهست
خوبه که با یه زوج دیگه ناهار بخوریم
مثل آدمهای عادی
ما همینیم، آدم عادیایم
هوم
حالت خوبه؟
آره
آره، صرفا دوباره اون خوابه رو دیدم
اوه
پراگ؟
هوم
مبارزهی منصفانهای بود
ناجوانمردانه زدیم
چطور شدم؟
مناسب تخت شدی
جو از اون دسته آدمهاست که نمیفهمه
چطور میشه از دستش عصبانی شد
احتمالا از مزخرفاتم خسته شده بود
درسته، درسته
از مزخرفاتش خسته شده بودم
و به این نتیجه رسیدم که وقتشه بره
اوهوم
،همه لباسهام رو درآورد پرتشون کرد روی تخت
چمدونم رو پرت کرد توی صورتم
داره کارم رو غیرمنطقی جلوه میده
بیخیال
خب، بخش موردعلاقهم از این داستان
...لورا - اینه که جو اوسیدی داره -
اوه
من اوسیدی دارم - مشکل بدیه -
آره، یه کوچولوئه
اوسیدی خفیفه - صحیح -
آره
اختلال وسواسی خفیف داری
یا خدا
الان که گفتی عیان شد
وقتی داره چمدون میبنده
همهچیز باید درست تا بشه
اگه یه تای اشتباه بخوره
دوباره از اول شروع میکنه
خطوط صاف رو دوست دارم - میدونم -
آره
چقدر طول کشید؟
چهار ساعت طول کشید تا تمام لباسهات رو تا کنی؟
و وقتی تموم شد دیگه حسابی خسته شده بودیم
آره، درسته - و آشتی کردیم -
آشتی کردیم
البته بعد از اینکه اقرار کرد که زیادی شلوغش کرده بود
راستش صرفا خیلی خسته بودم
و میخواستم برم بخوابم
اوه
خب، اصالتاً اهل کجا بودید؟
دوران بچگی، جاهای مختلفی زندگی کردم
راستش من توی برزیل بزرگ شدم
اوه
مامانم برزیلیه - چی؟ -
آره، به خدا
...پس تو اهل برزیلی و تو هم
آمریکاییام
خیلیخب
چطور آشنا شدید؟
جو در واقع واسه کار اومده بود سائوپائولو
اوهوم
و هیچی از فرهنگ اونجا نمیدونست
خودش رو به زبان اسپانیایی به من معرفی کرد
اوه
به زبان پرتغالی بهم گفت
که یه گندی زده - درسته -
آره
پس بهنظر میاد که سرنوشتتون آشنایی باهم بوده
سرنوشت یه کلمه قدیمیِ فرانسویه، درسته؟
آره، آره
تاحالا نشنیده بودم
آره - رولند، پات چطوره؟ -
آره، متاسفانه پیچ خورده
...خیلی دردناکه، ولی
یه پیچ خوردگیِ خفیفه
لوس بازی در نیار
ولی حداقل مجبور نیستم
به این گردش جنگلی، ملحق بشم
رولند از طبیعت متنفره
صرفا ترجیح میدم توش نباشم
خب، میدونی بریجت، بهتره باهامون بیای
عه؟
ایدهی خیلی خوبیه
آره
عالی میشه
آره - آره -
ممنون
بذار خونه بمونه
بخور، مسخرهبازی درنیار - سرویس اتاق سفارش میدم -
بهتره حاضر بشی. بریجیت الانهاست که بیاد
هنوز دنبال اون هواپیما میگردی؟
هرکی که هست، بهخاطر ما نیومده
وگرنه اینقدر توی چشم نبود
صحیح
بهگمونم همینجا بمونم
و کل روز وانمود کنم که اوسیدی دارم
معذرت میخوام، خیلی راحت بود
وقتی بریجیت رو دعوت کردم
،که باهامون بیاد حالت چهرهت رو دیدم
اوه
منظورت سرنوشته؟
دختر خیلی خوبیه
حرف نداره
خیلیخب، منظور دیگهای از حرفت برداشت نمیکنم
سرنوشت»
«یه کلمهی فرانسویه
الان برمیگردم
برزیل، هان؟
لارا، حالت چطوره؟
،پس مشکل از ما نیست مشکل از خود منطقهست
ولی توی حالت آمادهباشم پس نمیتونم تور رو برم
باشه، فردا میریم
ولی اونجوری بریجیت باید تنها بره
یعنی تو نمیتونی بری و من باید برم؟
بهتره تو بری
نیومدی سفر
اومدی سراغ یه نفر
عزیزم، جفتشه
هان
باشه، باشه، میرم
میرم
نمیخوام سربار بشم - نه -
سربار نشدی
جو واقعا مشتاق بود
واقعا؟ - و مطمئنم -
بعد از یه چرت کوچولو بهتر میشم
حاضری؟ - آره -
خوبه - خیلیخب -
اوه
آره - ممنون -
.وقت دستکش پوشیدنه خداحافظ
بعد از پایان جنگ جهانی دوم
سابچاک از تبعید برگشت
تا روزهای باقیموندهی عمرش رو توی زمین ابا اجدادیش سپری کنه
توی این خونهی ساده
اکثر آثار برجستهش اعم از
دشمن شایسته» رو نوشت»
نه، نه
از اینطرف
نمیدونستم یه فرودگاه این نزدیکیهاست
نیست
چه غلطها؟
لارا؟
لارا؟
نزدیک اوناست، نه؟
...دود و
نمیدونم
بریجیت، بهتره برگردی اقامتگاه
اینجا امن نیست
نه، من دکترم
میتونم کمک کنم
لطفا برگرد
چی شده؟
چه وضعیه؟
چه کسشعرها؟
تیر خوردن
دوستان، همگی برگردید اقامتگاه، باشه؟
آره، ایدهی خوبیه
من منتظر پلیس میمونم
بیاید، من برتون میگردونم
جو، کار کی بوده؟
کسی که این کار رو کرده کجاست؟
آره
...نگاه - فقط مواظب باش -
این تتوها چیان؟
این چیه؟ - لعنتی -
طرف حرفهایه
تو چه کاری؟
سالمه
خوبه دیگه؟
نه؟
واسه من خوب نیست
اوه، سلام جو
اینجا رو چطور پیدا کردی؟
اینجا انبار تویز آر آس بوده؟
No comments yet. Be the first to leave one.