Fred Claus

Fred Claus

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Fred Claus 2007 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Fred Claus 2007 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2026-01-02
Descargas: 10
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

احتمالا قصه‌های زیادی رو شنیدین که این‌طوری شروع می‌شن:

«یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، تو یه سرزمین دور...»

این قصه هم همین‌طوری شروع می‌شه

اما بهتون قول می‌دم، این قصه‌ایه که تا حالا به گوشتون نخورده

این داستانِ پسریه به اسم فرد

و از همین‌جا هم شروع می‌شه

وقتشه

عزیزم، باید زور بزنی

آخ! آخ! همینه

آفرین. یه بار دیگه، یالا. خودشه

چی شده؟

این تپل‌ترین نوزادیه که تا حالا دیدم

اوه

خدای من

چرا گریه نمی‌کنه؟

هو. هو

چی گفت؟

هو، هو

از هر نظر فوق‌العاده‌ست

اسمش رو چی بذاریم؟

اسم پدرم نیکولاس بود

بله

نیکولاس کلاوس

نیکولاسِ قدیسِ من

فردریک

می‌خوای بیای و برادرت رو ببینی؟

بدو بیا دیگه

فرد از همون لحظه‌ی اول که نیکولاس رو دید، عاشقش شد

راستش، همون روز یه قولی بهش داد

نیکولاس، قول می‌دم بهترین برادرِ بزرگِ دنیا برات باشم

هو

اما قولِ فرد تازه شروعِ داستانشه

می‌دونین، بعضی وقتا قول دادن آسون‌تره

تا عمل کردن بهش

وقتِ کیک بریدنه

بیا نیکولاس. اینو برات درست کردم

تولدت مبارک

ممنونم ازت، فردریک

فردریک، کارت خیلی قشنگ بود

نیکولاس، کجا داری می‌ری؟

یه یتیم بیچاره به اسم هنری اون پایین جاده زندگی می‌کنه

دارم همه‌ی کادوهام رو براش می‌برم. اون بیشتر از من بهشون نیاز داره

چه عالی

جدی فکر می‌کنی هنری به یه دفترچه‌ای که روش اسم «نیکولاس» نوشته شده نیاز داره؟

فردریک، این کارش عینِ قدیس‌هاست

نیکولاسِ قدیسِ کوچکِ من

و اوضاع برای فرد همین‌طوری گذشت

هر بار که سعی می‌کرد باعث افتخار پدر و مادرش بشه

فردریک، چقدر خوش‌تیپ شدی

نیکولاس یه کاری می‌کرد که

اونا بیشتر بهش افتخار کنن

در قفل بود، واسه همین تصمیم گرفتم از دودکش بیام پایین. چه کیفی داد

هاها. اوه، نیکولاس

اگه در قفل بود، خب چرا در نزدی؟

چون اون خلاقه

مامان، این لباس رو خودم دوختم

من اگه جای تو بودم، اینو به کسی نمی‌گفتم

واقعاً فردریک، چرا نمی‌تونی یه کم بیشتر شبیه برادرت باشی؟

نمی‌خوام ازش متنفر باشم. نیتش خیره

تازه، قول دادم که بهترین برادرِ بزرگِ دنیا باشم

چیک‌چیک، فقط تویی که منو درک می‌کنی

فردریک. دیدم چقدر از اون درخت خوشت اومده

واسه همین می‌خوایم بیاریمش تو خونه و زیرش کادو بذاریم

فوق‌العاده نیست؟

چیک‌چیک دیگه هیچ‌وقت برنگشت

فردریک؟

فردِ بیچاره‌ی ما

این برای منه؟

اون قضیه‌ی درخت دیگه تیرِ آخر بود

اون از برادرش، پدر و مادرش

و حتی از زندگیش هم بیزار شد

نیکولاس، چرا اول کادوی تو رو باز نکنیم؟

اوه

بچرخونش. بچرخونش

و مثل خیلی از بچه‌های غمگین

تو چرا مالِ خودت رو باز نمی‌کنی؟

اون عصبی شد

حتی لجباز و شرور

یعنی چی می‌تونه باشه؟

چی شده نیکولاس؟

هیچی

اما در حالی که فرد روز به روز بدتر می‌شد

نیکولاس بخشنده‌تر می‌شد و در نهایت

پیش‌گوییِ مادرش رو به حقیقت تبدیل کرد

اون در بزرگسالی واقعاً تبدیل به یک قدیس شد

حالا، این یه قانونِ کمتر شناخته‌شده‌ی قدیس شدنه، اما وقتی قدیس می‌شی

توی زمان منجمد می‌شی و تا ابد پیر نمی‌شی

این قانون شامل حالِ خانواده و همسرِ اون قدیس هم می‌شه

حالا، احتمالا تا الان حدس‌هایی زدین که چه بلایی سرِ نیکولاسِ قدیس اومده

تمامِ دنیا اون رو به عنوانِ «بابا نوئل» شناختن و عاشقش شدن

اما همون‌طور که قبلاً گفتم، این داستانِ فرد هستش

و بخشِ بعدیِ داستانِ فرد در زمان و مکانی اتفاق می‌افته

که شاید براتون یه کم آشناتر باشه

هو، هو، هو! کریسمس مبارک! همه عاشق کریسمس‌ان

هو، هو، هو! کریسمس مبارک! همه عاشق کریسمس‌ان

هو، هو، هو! کریسمس مبارک! همه عاشق کریسمس‌ان

هو، هو، هو! کریسمس مبارک

همه عاشق کریسمس‌ان! آخ

نمی‌تونی تلویزیونِ منو ببری. من تو تخت‌خواب تماشاش می‌کنم

دیوونه شدی؟

نمی‌تونی همین‌طوری بدویی و به یکی لگد بزنی. چند سالته؟

نُه سال. نُه سال؟

اونوقت تو اتاقت یه تلویزیون پلاسما ۵۵ اینچی داری؟

بابا نوئل پارسال برای کریسمس برام گرفتتش

اون یارو با لباسِ قرمزِش به فکرِ آینده‌ی تو نیست

تو به این اعتیاد پیدا می‌کنی

از همین الان می‌تونم ببینم. شونزده هزار تا پلاستیک چیتوزِ بعد

بیدار می‌شی می‌بینی ۳۵ سالته و جلوی سریال‌های آبکی داری به حالِ زندگیت گریه می‌کنی

من در حقِت لطف کردم. برو بیرون بازی کن، چهار تا دوست پیدا کن

گردو بازی کن، یه کار ورزشی بکن

برو مدرسه، برو ورزش کن

اصالتِ خاصی داری؟ توی رگ و ریشه‌ت قومیتِ خاصی هست؟

شرط می‌بندم داری، اینجا آمریکاست دیگه. می‌دونی چی می‌گم؟

اینوی توی فرمِ درخواستِ دانشگاهت بنویس

یهو می‌بینی یه پولی به جیب زدی، دولت هم بو نمی‌بره

اون پولِ اضافی رو برمی‌داری و یه موتور می‌خری

شاید تو مدرسه با یکی آشنا بشی. بعدش هم بچه‌دار می‌شی

با اون یارو به تفاهم رسیدی یا نرسیدی، کی اهمیت می‌ده؟

خوش‌بختی که یه بچه تو زندگیت داری

تو ورزشکار می‌شی. یه دانش‌آموزِ کاملاً معمولی هم می‌شی

و قبل از اینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل بشی، بچه‌دار می‌شی

اونوقت از کی باید تشکر کنی؟ نه از اون یاروی قرمزپوش

بلکه از رفیقت، فرد

اه

بعضی وقتا بزرگ شدن درد داره. هی آقا، دخترت خوب لگد می‌زنه ها

این چشمه رو از خودت یاد گرفته یا چون تلویزیون برات نقش پرستارِ بچه رو داره؟

بازم قبض‌هات رو پرداخت نکن. دفعه‌ی بعد میام زنت رو هم با خودم می‌برم

پلاسما می‌ره خونه‌ی من. جدا بسته‌بندیش کنین، حواستون باشه خش نیفته

هو، هو، هو! کریسمس مبارک! همه عاشق

بگیرش، بگیرش، همین یه بار رو بگیر

یالا، یالا، یالا، فقط یه کم دیگه

همینه، آروم، آروم. لعنتی

داداش، می‌شه موجِ رادیو رو عوض کنی؟ پولش رو داری می‌دی رفیق

می‌شه دوباره عوضش کنی، لطفا؟

یالا، از این یکی خوشم میاد. این خوبه

می‌شه بزنی کنار، لطفا؟

بیخیال، هنوز ۱۵ تا بلوک مونده تا... فقط همین‌جا نگه دار، لطفا

واندا، هیچ‌وقت برام به این جذابیت نبودی

فردی، از دستت عصبانیم. نه، جدی جدی عصبانیم

دو روزِ تمامه که بهم زنگ نزدی

سعی می‌کنم درباره‌ی اینکه با هم زندگی کنیم باهات حرف بزنم

اونوقت تو غیبت می‌زنه. عزیزم، من غیبم نزده بود

یه فرصت شغلی با یه شیخ برام پیش اومد. از هند

یه شی... توی هند که اصلاً شیخ نداریم

اینوی به اون یارو نگو. مجبور شدم برم به یه اردوی یوگا

ولی اگه راستش رو بخوای، «چیِ» درونم... الان خیلی قوی شده

فردی، می‌دونی فردا چه روزیه؟

فردا؟ آره

آره، می‌دونم فردا چه روزیه

چه روزیه؟ فردا فرداست دیگه

امروز هم امروزه، و نباید با بحث کردن با همدیگه هدرش بدیم

نه فردی، جدا از اون. خب، اهمیتِ فردا به چیه؟

منظورت از این حرف‌ها، روزِ بعد از امروزه؟

بله. داری از من می‌پرسی

چیزی که سعی دارم بگم اینه که وقتی ساعت به نیمه‌شب برسه

و بعدش یک دقیقه از نیمه‌شب بگذره، فردا شروع می‌شه و اون موقع تولدِ منه

اون؟ اوه، نه

اونو که می‌دونم. قضیه‌ی تولد رو که خبر دارم. آره، آره، آره

سعی نکن تظاهر کنی که می‌دونستی تولدمه

چون من می‌شناسمت. نمی‌دونستی

می‌دونم تولدته. - فراموش کردی

من یه سورپرایز برای تولدت نقشه کشیده بودم، اما تو خرابش کردی

آره، همین رو کم داشتم، سورپرایز. سالگرد سه سالگیمون یادت هست؟

بهم گفتی برو فرانسه تمرین کن و هی از برج ایفل گفتی

بعدش منو بردی توی یه کشتیِ قمار توی ایندیانا

اون قضیه‌ی فرانسه برای این بود که رد گم کنم

مسئله اینجاست که من اون نوارهای آموزشِ فرانسه رو خریدم

سه هفته درس خوندم

اون فرانسه دیگه مالِ خودته، یه بخشی از وجودته، هیچ‌کس نمی‌تونه ازت بگیردش

می‌تونم برات یه فنجون قهوه بگیرم؟

آخه نمی‌تونم از دستت عصبانی بمونم

فردی، درباره‌ی اون سورپرایز بهم می‌گی؟

اگه بهت بگم که دیگه سورپرایز نیست

می‌دونم، می‌دونم، اما

آره، حق با توئه. پس نباید بهم بگی

می‌دونی چیه؟

می‌خوام درباره‌ی اون سورپرایز بهت بگم. اصلاً سورپرایز نیست

تو از قبل می‌دونی چیه، پس دیگه سورپرایز به حساب نمیاد

واسه همین این بار، توی این مناسبتِ خاص، بهت می‌گم چیه

یه شامِ دو نفره‌ست. آره

توی، امم، یه جای جدید و خیلی خفن توی شهر به اسمِ

«قصر بونسای»

اوه، به گوشم آشنا میاد. قصرِ... قصر بونسای

آره. اومم. از خودت که در نمی‌آری؟

اگه بریم به قصر بونسای، واقعاً وجود داره؟ اونجاست؟

صد در صد، پاتوقِ خفنیه. به یه فضای رمانتیک فکر کن، به غرق شدن در رویا

چارلی براون

تو تنها کسی هستی که می‌شناسم که می‌تونه فصلِ قشنگی مثل کریسمس رو

تبدیل به یه مشکل کنه

شاید حق با لوسی باشه. بین همه‌ی چارلی براون‌ها

چطوری، فرد؟

همین‌طوری سرت رو ننداز پایین بیای تو

اگه می‌تونی با آرامش و مثل یه جنتلمن بیای تو، بفرما

می‌تونی؟ شیر می‌خوای؟ - آره

باشه. با کانال‌های تلویزیون ور نرو

ویدیو نذار و نرقص، آدم خسته می‌شه

باشه

حتماً باید بری روی کاناپه؟ اونم با پا

پاهات کثیفه، کاناپه تمیزه

پاهات رو از اونجا بردار. - اوه، ببخشید

More Farsi Persian subtitles for Fred Claus

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left