The O.C.

The O.C.

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

The O C S01E26 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-SiGMA
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 26 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-08
Descargas: 32
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

آنچه در او.سی گذشت

دعوت‌نامه عروسی جولی و کیلب

قراره تا... دو هفته دیگه ازدواج کنن

سث: واو، واقعاً دارن این کارو می‌کنن

خیلی ساده‌ست. اگه دوست‌پسرت می‌زنتت، ترکش می‌کنی، مگه نه؟

هیچ‌وقت به این سادگی نیست

احتمالاً طرفدار کلاسیک‌هایی، پس

سوپرمن؟ نه؟ بتمن؟

احتمالاً الان واقعاً به رایان احتیاج داری

و بودنِ من اینجا فقط دست و پا گیره

این بیش از دو برابرِ چیزیه که پاش گذاشته بودیم

موقع خوبی بهم زنگ زدی

یه نقشه‌ای تو سرشه. برام مهم نیست. ۲،۵۰۰،۰۰۰ دلار

من و تو، حالمون خوب میشه

سث: رایان؟ رایان، هی، هی پسر، خوابی؟

رایان؟

خوابم

آره. منم خوابم نمی‌بره

می‌دونم چی می‌خوای بگی

می‌دونی، از لحاظ فنی هنوز دکم نکرده

ولی... فقط بحثِ زمانه، مگه نه؟

خب، چیکار کنم؟ مجبورش کنم رو در رو حرف بزنیم؟

یا فقط به همین نق زدن و رفتارهای تهاجمیِ منفعلانه ادامه بدم

تا وقتی که بفهمه من چه جواهری‌ام؟

رایان؟ رایان، رایان، رایان خوابی؟

آره. اوه، باشه، ببخشید

می‌ذارم بری بخوابی، باشه؟

هرچقدر هم اوضاع بد باشه، واسه تو خیلی بدتره، پس

چی؟ فقط دارم می‌گم که من حداقل تو تختِ خودمم

نه اینکه اینجا رو زمینِ من ولو باشم و خوابم نبره

چون تو حرف زدنت تمومی نداره. آره، ولی دلیل دیگه‌ش

اینه که دوست‌دخترِ سابقت تو اتاقت خوابیده

و این اصلاً به مذاقِ دوست‌دخترت که تازه با هم رفتین خوش نمیاد

ماریسا با این قضیه مشکلی نداره. مطمئنم که نداره رفیق

دقیقاً همون‌طور که اگه اولیور رو کاناپه‌ش می‌خوابید، مشکلی نبود

باید ترسا رو از سوئیتِ استخر بندازم بیرون؟

نه، ولی... حتی ذره‌ای هم کنجکاو نیستی

که کی می‌خواد بره؟ نه

نه، نیستم. نگرانش هم نیستم. باشه

باشه. خوبه. آره

شب بخیر. برو بخواب... یا برو رو زمین

آره، باشه. باید با ترسا حرف بزنم

بذار منم باهات بیام

ترسا؟

نظافت‌چی

کسی هست؟

سث: شاید هنوز سر کاره

نه، کیفش اینجاست

آره. ظاهراً رفته خرید

ببخشید. متوجه نشدم اومدین تو

هی، اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو، باشه؟

مامانم کلی لوازم بهداشتی داره

ممنون، ولی خب، احتمالاً قرار نیست

زیاد اینجا بمونم

اوه... پس نمی‌مونی. اوه

نه. نمی‌تونم تا ابد وبال گردنِ پدر و مادر سث باشم

حتماً. همین قصد رو دارم

ممنون، ولی واقعاً باید تکلیف زندگیمو روشن کنم

چند تا فامیل دارم که می‌تونم بهشون زنگ بزنم

پس

خب، پس... فردا می‌بینمت؟

نه، شیفت صبح نونوایی رو برداشتم، پس

اوه، باشه، پس شاید بعد از مدرسه؟

حتماً... ولی مگه تو و ماریسا...؟

آره، نه، منظورم اینه که هردومون بعدش می‌بینیمت

در واقع همه‌مون بعد از مدرسه می‌بینیمت

چون در حال حاضر دوست‌دخترم داره با بابای خودش قرار می‌ذاره

که به نظرِ من... سث

فردا در این مورد حرف می‌زنیم

شب بخیر. شب بخیر

خیلی خب، شب بخیر

آره. شب بخیر

* کالیفرنیا، داریم میایم

* دقیقاً همون‌جایی که ازش شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* کالی

* کالیفرنیا

* داریم میایم

خب، بالاخره کدوم شد، کَل؟

هتل هایت نیوپورتِر؟

استخر هتل فور سیزنز؟

جایی که همه اونجا ازدواج می‌کنن؟

یا اون کلیسای جامع شیشه‌ای زیبا؟

که رو به اقیانوسه تو کلیسای "وی‌فرر"؟ هوم؟

اه، باید برم سر کار

هر چی تو بخوای فرشته‌ی من

اوه

بابت صبحانه متاسفم، کی‌کی

بابا، تنها دلیلی که داریم این صبحانه رو می‌خوریم

اینه که بتونیم یکم کار کنیم

این اواخر اونقدر درگیر عروسی بودی

که حتی ندیدمت. واقعاً؟ چون هر دفعه

ازش خواستم بهم کمک کنه، گفت داره با تو کار می‌کنه

واقعاً؟ خب کی‌کی، تو این مدت داشتی چیکار می‌کردی؟

مگه قرار نیست جای دیگه‌ای باشی؟

اتفاقاً، دارم برای صبحانه با جیمی ملاقات می‌کنم

شرط می‌بندم الان حتی اونم به نظرت جذاب میاد، نه؟

همون کلیسای وی‌فرر خوبه

خب، مـ... مطمئنی؟

منظورم اینه که این عکسا واقعاً حق مطلب رو ادا نمی‌کنن

باید این آخر هفته ببرمت اونجا. عاشقش می‌شی

ای کاش می‌تونستم. خارج از شهرم

چی؟ از کی تا حالا؟ نمی‌تونی بری خارج از شهر

ما هفته دیگه عروسی داریم

فقط یه شب. برای کار

کار کجا؟ اوم... نوادا

نوادا؟ منظورت لاس‌وگاسِ نواداست؟

در واقع... بابا، داری برای یه شب

میری وگاس واسه "کار"؟

چه کاری؟

هیچ کاری در کار نیست

داری میری وگاس چون

جشن مجردی داری، مگه نه؟

من و چند تا از سرمایه‌گذارها قراره... رقصنده بیاریم

کلی مشروب بخوریم و تمام شب قمار کنیم

اونم آخر هفته‌ی قبل از عروسیمون

اوه، ای بابا، به نظر من که شبیه جشن مجردیه

من... باید اعتراف کنم یکم بهم بر خورد

که دعوت نشدم. آره، منم همین‌طور

نه اینکه بهت علاقه داشته باشم، کی‌کی

خودت که می‌دونی، ولی... عاشق وگاسم

نمی‌دونستم عاشق وگاسی، بابا

عاشق وگاسم. دیوونه‌ی وگاسم

رایان، نظرت درباره وگاس چیه؟

هیچ‌وقت وگاس نرفتم. مامانم همه‌ش تو نخِ "رنو" بود

باید بریم. تو که عاشق وگاسی، من و رایان هم که تا حالا نرفتیم

می‌تونی از استعداد جهش‌یافته‌ش در شمردن کارت‌ها استفاده کنی

و خرج کل سفر رو دربیاری. به نظر خوش می‌گذره

آره، همین‌طوره. ترسا چی میشه؟

من مراقب ترسا هستم. تو باید بری

منم حقی برای اظهارنظر دارم؟

نه

از جشن مجردیت لذت ببر

سلام. سلام

برای صبحانه حاضری؟ تقریباً

مشاور املاکم داره میاد اینجا. باید قرارداد رو بهش بدم

قراردادِ چی؟ خب، اگه شانس بیارم

خونه‌ی جدیدم

جیمی، درست لب ساحله... عالیه

آره، فقط می‌خوام خونه‌ای به ماریسا بدم که بتونه بهش افتخار کنه

با نصفِ پولِ کیلب می‌خوای چیکار کنی؟

یکمش رو این آخر هفته با خودم می‌برم وگاس

من و پسرا می‌خوایم بپریم وسط جشن مجردیش. می‌خوای بیای؟

شوخی می‌کنی؟ یارو نجاتمون داد، جولی رو هم از سرم وا کرد

اولین رقصِ اختصاصی رو من براش می‌خرم

اصلاً خودم براش می‌رقصم! (صدای زنگ در)

می‌تونی... می‌تونی در رو باز کنی؟ من فقط باید قرارداد رو بردارم

سلام، گیل وان‌دیپر هستم. شما باید سندی باشین. سلام. بله

بابت فروش رستوران تبریک می‌گم

اوه. حتماً حسابی پول به جیب زدین

شنیدم رابرت کمپل قراره کل اون منطقه رو

تبدیل به یه مرکز خرید روباز کنه. رابرت کمپل؟

اه... ما در واقع رستوران رو به کیلب نیکول فروختیم

اوه، پس فکر کنم کیلب نیکول

قراره یه ثروت گنده به جیب بزنه. خب، یه ثروت دیگه، مگه نه؟

ولی تو و جیمی هم حتماً پول خوبی به جیب زدین، پس

حرکت بعدی‌تون چیه؟

می‌خوام بکشمش. البته اون‌موقع باید برم زندان

ولی از زندگی کردن با اون و مامانم بهتره، نه؟

و اون‌جوری مجبور نبودم به بابام بگم دارم میرم

هنوز بهش نگفتی؟

خب، چی باید بگم؟ بگم کیلب داره ازم باج‌خواهی می‌کنه؟

اون‌وقت بابام می‌کشتش، و منم مجبور می‌شدم با مامانم زندگی کنم

خب، حالا چی می‌خوای بهش بگی؟

نمی‌دونم، ولی تا همین آخر هفته باید بهش بگم

فکر کنم بابات این آخر هفته بره وگاس

تو از کجا می‌دونی؟

چون ممکنه منم این آخر هفته برم وگاس

برای چی؟ جشن مجردی کیلب

چی؟ با مثلاً... رقصنده‌ها

و فاحشه‌ها و دخترای نمایش؟

آره، نمی‌دونم. امیدوارم

چی؟ نه، من قرار نیست برم

نمی‌تونم ترسا رو اینجا تنها بذارم

ترسا؟ پس من چی؟

چی؟ خودت که منظورمو می‌دونی

تو... تو سامر و خواهرت رو داری

ترسا... هیچ‌کس رو نداره

خب، من رو که داره

منظورم اینه که، من دوست‌دخترتم، مگه نه؟

پس، یعنی هر دوستِ تو، دوستِ منم هست

مگه نه؟

تو دوست‌دخترِ منی

خوشحالم که اینو می‌شنوم

حالا، در مورد اون رقصنده‌ها

کدوم رقصنده‌ها؟ من هیچ رقصنده‌ای نمی‌شناسم

من گروه "چیپندیلز" رو نمی‌خوام

من رقصنده می‌خوام؛ از اون مردایی که کاملاً لخت می‌شن

ترجیحاً تو جایی که مارگاریتای نامحدود سرو می‌کنن

اوهوم

یا می‌تونم دخترا رو دعوت کنم و برات

یه مهمانی کوکتلِ مجردیِ عالی با پذیراییِ کامل راه بندازم

با رقصنده. بدون رقصنده

جولی، ما زن‌های باهوش و باکلاسی هستیم

نیازی به مردهای غریبه‌ی لخت نداریم

که جلومون برقصن تا سرگرم بشیم

من به باهوشیِ تو نیستم. تازه، پسرا دارن رقصنده میارن

پسرا رقصنده نمیارن

کرستن، اونجا لاس‌وگاسه

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left