Chotushkone

Chotushkone (চতুষ্কোণ)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Chotushkone 2014 Bengali 1080p AMZN WEBRip HEVC ESub DDP5 1 x265-SHADOW
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian chotushkone 2014 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-04
Descargas: 10
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

!چه خبر؟ واقعا؟ باشه

.یه چیزایی شنیدم! موقع اکران قبلی بود

!وای خدای من

!ما فقط تو مهمونیا همدیگرو می‌بینیم. ولی باید با هم کار کنیم

!حالا شد

.ممنونم! ببخشید

.سلام! سلام، خانم

!سلام! نیلو، چقدر محشر شدی

سلام

!وای! چقدر خوشگل شدی

!داری چیکار می‌کنی! اوه! ببخشید

.اینجا چیکار می‌کنی؟ بیا بریم

،پس خانم بزرگ، یه کم مست، اونجا ایستاده بود و گفت: «عزیزم

اینجا چیکار می‌کنی؟ بیا.»

پس من بیمالا هستم؟ نمی‌دونم. ولی

.من که قطعاً نیکیلش نیستم

.معلومه

،مهم نیست چقدر به بیگانگی برشتی متوسل بشی

.در نهایت تو هم یه مرد سلطه‌جو و ناامن هستی

.بیا، تو رو به چند نفر معرفی کنم

یه چیزی بگو... تو واقعاً این مهمونیا رو دوست داری، نه؟

.خسته نمیشی؟ همون لبخندهای ساختگی و غیبت‌ها

شعر خوندن یا تئاتر رفتن چطوره؟

.اگه این کارو کنم، حرف زدن با آقای آگاروال درباره فیلم بعدی رو از دست میدم

.این مهمه. حالا بلند شو. بیا دیگه

!بیا دیگه! بلند شو

،«گرچه نیکیلش از بحث دوری می‌کرد

اما می‌فهمید که یک دعوای جدی در راه است.»

!بس کن دیگه

.اینقدر روی این جور فیلما سرمایه‌گذاری کردن بیهوده‌ست

.من این کار رو فقط به خاطر حضور اونا تو فیلم می‌کنم

.بله، معلومه

سعی می‌کنم... من

.تمام تلاشمو می‌کنم که راضیشون کنم بیان

.این پروژه فرق داره

.ما تو سینمای بنگالی زیاد فیلم تجربی نمی‌سازیم

.فکر می‌کنم قبول کنن

.می‌بینی، احتمالاً اونارو میارم. ممکنه یه کم طول بکشه

.مشکل همینه

.موضوع اصلی، یه برنامه‌ریزی درست و حسابی‌ایه

.معیار اصلی همینه

.ببین می‌تونی راضیشون کنی

.بله، من پیگیرش می‌شم

.و... من امروز دیگه میرم

.می‌بینمت

!چی شده؟ این وقت شب

ترینا دی... ببخشید... خوابیده بودید؟

داشتم می‌خوابیدم. همه چی خوبه؟

بله، همه چی خوبه. ببینید، ترینا دی

.امروز صبح یه تهیه‌کننده رو دیدم

.یه پیشنهاد خوب گرفتم

.تازگی‌ها فیلم جدیدی دیدی؟ نه

.چه خبر تازه‌ای؟ دنیا داره با حقه بازی می‌چرخه

.حتی فیلم‌ها

.کم کم فقط به یه قشر خاص تعلق پیدا می‌کنن

کلکته فقط مرکز خرید و کافه شده؟

.برو، یه فیلم درباره فقرا بساز

.جشنواره‌های خارجی هم قاپش رو می‌برن

.مزخرف نگو

.اونا یه افراط دیگه هستن

.مبنی بر اغراق در مظلومیت و غرابت

.بیخیالش

.سینمای عامه‌پسندِ فراری از واقعیت خیلی بهتره

.اون دوران تموم شد، دکتر فاوستوس

.مخاطبان روستا رو آوردن به جعبه جادو

و با این لشکرکشی تو برای تغییر فرهنگ عامه شهری

.مسخره کردن فایده‌ای نداره رفیق. این یه صنعت

.یه هنر تجاری

.چه دوران طلایی باشه... چه آلومینیومی

،اگه چرخ کارخونه سینما نچرخه

.فیلم‌های برنده جایزه تو هم وجود نخواهند داشت

.یادت باشه، پس‌انداز طبقه کارگره که پول برج‌های بلند ما رو میده

.بله

تازگی‌ها پردیس‌های سینمایی ساخته شده. ولی

،می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟ به نظرم به جای کوته‌بینی

.منم مثل تو یه فیلم زندگی‌نامه‌ای می‌سازم. یه کارگردان موفقی هستی دیگه

.چرند نگو. بهتره برگردی به بازیگری

چرا؟

چون بعد از دستیاری ساتیجیت ری، یه فیلم گیشه‌ای ساختم؟

،منظورم این نبود! ببین

.کارگردانی یه ذهن خیلی آروم می‌خواد

،و انرژی مثبت زیادی نیاز داری. ببین دیپتیا

.تو خیلی تلخ شدی

«هیچ‌کس کاری نمی‌کنه. همه اهل حساب و کتابن.»

واقعاً همینطوره! حتی من؟

!بی‌نهایت

بریم «رُوف‌تاپ». چرا روف‌تاپ؟

پاتوق قدیمی خودمون چطوره؟

میای یا نه؟ غذاهای خونه چی میشه؟

یخچال رو برای نگهداری لباس خریدی مگه؟

.اِم... پاندورا باکس... اسم شرکت تولید فیلمه

.بله. و یه صنعتگر هست... که صاحبشه

.و اون می‌خواد یه فیلم بسازه

اما... اون می‌خواد

.که مجموعه‌ای از چهار فیلم کوتاه باشه

.تو بازار بنگالی جواب نمیده

خیلی‌ها تلاش کردن و موفق نشدن. بهش گفتی؟

.آره، گفتم

.اما من باهاش ملاقات کردم و فهمیدم که مصممه

.و روی چند تا شرط هم اصرار داره

فیلم خوبیه، با بودجه کم. اون یکی چی؟

.نه. میگه بودجه مهم نیست

.هنرمندا، تکنیسین‌ها، هیچکس فرصت شکایت پیدا نمی‌کنه

چی! قابل اعتماده یا صاحب صندوق قرضه؟

.تحقیق کردی؟ یه شرکت کود شیمیایی داره

.علاوه بر اون یه شرکت ساخت و ساز بزرگ هم داره. شرکت بزرگیه

.اون که مشکلی نیست

.و گفت باید تو پخش بهش کمک کنیم

.اون انجام میشه. به هر حال این روزا بیکارم

خب، پس قضیه چیه؟ من و تو، هر کدوم دو تا؟

نه، اون می‌خواد این چهار فیلم کوتاه رو

.کارگردان‌های ژانرهای مختلف بسازن

یعنی، ما چهار داستان مختلف بسازیم

.بعد براش تعریف کنیم. بعد تصمیم گرفته میشه

باشه. این چهار کارگردان کیا هستن؟

.تو

.من

.شاکیا دا

چهارمی؟

.دیپتیا دا. محاله

چرا؟ چرا محاله؟

.نمی‌تونم باهاش تو یه جلسه باشم. فایده‌ای نداره دردسر درست کنیم

بیخیال! تو مگه حرفه‌ای نیستی؟

.سعی نکن راضیم کنی. من تو این بازی نیستم

جویوبروتو گفت پیشنهاد خوبیه. بریم بشنویمش؟

.شاید تو هم خوشت بیاد. جو آدم بدی نیست

.پخته‌ست. حداقل سعی می‌کنه کارای خوبی انجام بده

.نتیجه نهایی اونقدرها خوب نمیشه. ولی اون بحثش جداس

.برای همین نتونستم مستقیم ردش کنم... یه جوری دست به سرش کردم

.اگه میخوای برو. منو نکشون

الان داری چه فیلمی میسازی؟

.شاکیا، تحریکم نکن

.چرا نقش پدر راهول رو رد کردی؟ همچین پیشنهاد خوبی

تو به اون میگی نقش؟

.گذشته از این، من بازیگری رو ول کردم. به فکر بچه‌ت باش

تاتا داره پست داکش رو انجام میده... خب که چی؟

!هیچی دیگه! یکی یکی پیشنهادها رو رد می‌کنی

.این مشکل بزرگ سوپراستارهای سابق مثل توئه

سابق؟

.با من بیا بیرون Post Box Kolkata، میفهمی

.باشه. ولی سرسخت نباش. پروژه جالبیه

.و شنیدم بودجه خوبی هم داره. بودجه خوب... باشه، قبول

،شاید پروژه جالبی هم باشه. ولی خواهش می‌کنم جوی

.ازم نخواه با اون مرد کار کنم

...همینطوریش هم تو خونه سر این قضیه کلی تنش هست. و

،اووه... چی داشتم میگفتم... ترینا دی... ببین

آیا ارزش داره سر یه اتفاق گذشته اینقدر عصبانی باشی؟

تو خیلی خوب میدونی که رابطه من با دیپتیا

.خیلی بیشتر از یه اتفاق گذشتس

آره، حتماً. خب بعدش؟

...واسه همین میگفتم که... اِم

اگه بفهمی اون تغییر کرده چی؟

!حتی یه ذره

همین اخیراً... آخرین بار که تو یه مهمونی بهش برخوردم

.ساعت‌ها تو یه گوشه قهر کرده بود

!هیچی تغییر نکرده! اون دقیقاً همون آدم قبلیه

.باشه... قول میدم

.اگه حتی یه ذره احساس ناراحتی کردی، قبولش نمی‌کنیم

فقط برای جلسه بیا؟

چه فایده‌ای داره؟

این همه سال ازش دوری کردم، چرا دوباره شروع کنم؟

.میدونی ترینا دی، من هیچ وقت نمی‌خواستم بازیگر بشم

.مجبورم بازی کنم. همیشه می‌خواستم فیلمساز باشم

.برای همین، کنار حرفه بازیگریم، سعی کردم و دو تا فیلم ساختم

...ببین، قضیه اینه که

،اگه این پروژه انجام بشه

.من به عنوان کارگردان، به عنوان فیلمساز، یه جای پایی پیدا می‌کنم

،کار کردن با آدمایی در حد و اندازه شما

میدونی؟

.ببین، من می‌فهمم که این یه درخواست ناعادلانه‌ست

.ولی با این حال داری ادامه میدی

.آره

.خواهش می‌کنم

.بابا

.بابا، مامان میگه آماده شی

.روز هفته‌ست، ترافیک میشه. زود باش

.آره، دارم میرم

این کی گرفته شده؟

چقدر خوشگله! اون واقعاً چیز دیگه ای بود، نه؟

!آره! حتماً همینطور بود

اگه من اینقدر شیفته‌شم

.میتونم تصور کنم سر شما چی اومده

.برخلاف شما، ما اون موقع به این راحتی عاشق نمیشدیم

.احساسات رو با حرارت کم پختیم

.من به این راحتی عاشق نمیشم

.ولی حواسم به زودپزه

،راستی

.فیلمنامه‌ات آمادست؟ اونا ددلاین خیلی سفت و سختی دارن

.تقریباً. تقریباً تمومه

!بابا

به من اعتماد کن. مادرت کجاست؟

تو آشپزخونه. بحثو عوض نکن. چه خبر؟

.معرفی شخصیت‌ها و طرح داستان تموم شده

.داستان اصلی حالا شروع میشه

.سلام. بفرمایید تو. سلام

.ریتویک

.سلام

.بفرمایید بنشینید. ممنون

امیدوارم راحت پیدا کرده باشین راهو؟

نه، مشکلی نیست. اِم... بهش فکر کردین؟

Chotushkone subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left