As primeras 200 linias.
!کوکائینت آشغاله. بهترین نوعشه
.همین رو میخوام. عجب گِرینگوی زرنگیه
سینیور زارگاس؟
!اون کوسهست! یه جاسوس فرانسوی
!معشوقه بازرس پیلار سیترون! جلوشو بگیرید
!ما لو رفتیم
!میخواستی سیاحت کنی
!تاوانشو پس میدن
.عطرت رو متوجه نشده بودم. معمولاً بهش حساسیت دارم
.به شدت عطسه میندازتم
!راهبه
.کلهخر! ببخشید
!یا خدا
!دنده عقب
.دیدی؟ تقصیر عطر توئه
.یه گوشوارت افتاده
!ترمز کن! کار نمیکنن
!حرومزاده
.مثل مردا رانندگی میکنی
فوتبال دوست نداری؟
اون چی بود؟
!نزدیک بود
.من تو ابراز احساسات زیاد راحت نیستم
.ولی دست خودم نیست
.کابوس؟ یه تماس از پاریس داری
.ژرژِ، یه گیر و گوری پیش اومده
.مشکلی پیش اومده قربان
.گذاشتن یه میکروفون تو انگشتر مترجم زیرکانه بود
.اما یه مشکلی هست
.خانم گرانیانسکی داره برای سالگرد ازدواجش مرخصی میگیره
.میکروفون هم همینطور. کارمون تمومه. به کنسول گوش کن
.خانم گرانیانسکی، فقط شما اسپانیایی حرف میزنید
.زارگاس یه کلمه هم آلمانی بلد نیست
!وقت ندارم کسی دیگه رو پیدا کنم
.متاسفم، اما زمان بدیه
.شوهرم موافقت نمیکنه. سالگرد کریستالی ازدواجمونه
.کارمو دوست دارم اما ازدواجم اولویت داره
خب؟
.ازدواجش اولویت داره؟ خرابش میکنیم
.یه دختر فوقالعاده پیدا کن برام
.شوهرشو اغوا میکنه، باهاش میخوابه
!عکسها رو برای زنش بفرست. اون وقت ببینیم دیگه جشنی میمونه یا نه
.اما ما فقط دخترای زشت داریم. اون مشکل توئه
.اینم از اون حرومزاده زارگاس
.همین الان خواب دیدم که منو کشت
.دختره رو پیدا کن، برو کنسولگری
.و میز کنسول رو شنود کن
.این کار آسونی نیست
!این یه دستوره
.میبینمت، ژرژ
بهش دستور دادی بره تو کنسولگری؟
!عجب رویی داری
!یه دختر خوشگل تو سازمان
.یکی هست اما ممکنه مشکلساز بشه
.کی؟ ستوان فورو
.زنش! از ژنرال میپرسم
.این دیگه شورش دراومده
.داری میری؟ آره. دلم برات تنگ میشه، کلمبیایی
.منم دلم برات تنگ میشه، فرانسوی
عملیات کورند بیف
.مواظب باش، ژرژ
.یه مرد به کنسولگری نفوذ کرده
.سگها رو آزاد کنید
میرسونمت به کاخ الیزه. الیزه؟
.سروان بولیه؟ DST. ژنرال مولن میخواد باهاتون حرف بزنه
سلام، کوسه. در مورد ژرژ شنیدی؟
.داریم سعی میکنیم یه تصادف رانندگی جلوهش بدیم
ژرژ مرده؟
.توسط سگ دریده شده. جای سوختگی سیگار رو باسنش
!تصادف رانندگی
DGSE چی فکر میکنه؟
بدون اجازه DST میتونه تو خاک فرانسه کار کنه؟
.نمیفهمم. من قانون رو رعایت میکنم
.DGSE در خارج، DST در فرانسه
.من مرخصیام
.روز بخیر، آقا. حواسم بهت هست، کوسه
.بابت ژرژ متاسفم
!حرکت کن
.قضیه ژرژ خیلی بده
.نباید هرگز این ماموریت رو تأیید میکردم
!نمیتونیم پرونده رو بدیم دست اون احمقای DST
.قسم خوردی این قضیه سریع حل میشه
.ما اجازه نداریم تو خاک فرانسه اقدام کنیم
.از این طرف، آقایان
.بفرمایید بنشینید، آقایان
.قهوه میل دارید؟ نه، متشکرم
.خیر
DGSE جرأت میکنه تو فرانسه از کنسولگری جاسوسی کنه؟
.کنسولگری یک متحد! اینجا قلمرو DSTـه
،پس، ژنرال مولن
.حتی وزیر دفاع هم خبر نداشت
.ما داریم یه پرونده رو میز رئیسجمهور میذاریم
.اما افراد بلندپایه درگیرن، پس به مدرک نیاز داریم
شما دارید اشاره میکنید که یه جاسوس تو اطرافیان من هست؟
.احتمالاً
.خب، ممکنه
.نمیتونیم بر اساس فرضیات پیش بریم ژنرال ماس
.همینطوره
.بهترین مامورمون، سروان بولیه ۶ ماه پیش کشف کرد
.به لطف سرآشپز هتل مریدیان در بوگوتا
اون سرهنگ سابق آرژانتینی آگوستو زارگاس
دلال بدنام اسلحه داره تو مجموعه تابستونیش میفروشه
جدیدترین موشک زمین به زمین فرانسوی رو
که هنوز از کارخونههای ما تو کلرمون خارج نشده
.ایکسآر۳۵-بی۳۷۰-زد۶-ایای۲۰۰؟ بله، درسته
سروان فهمید که زارگاس قبلاً به لیبی فروخته
و متعهد شده که بلافاصله تحویل بده
!با اینکه هنوز نساخته بودش
چرا نه؟ هنوز نقشههاشو نداره
به عبارت دیگه، ببخشید که بیادبم
!حسابی از برنامه عقبمونده
اون حساب میکنه یه نفوذی تو ردههای بالا مواد اولیه رو براش تامین کنه
که اونا رو به کنسول هورست بورگر که میشناسید، میده
اون پایین تو «لا پیسین» بچهها بهش میگن «بیف»
واسه همین سفارت رو زیر نظر داریم. امیدواریم گناهکار رو رسوا کنیم
این جوابتون رو میده؟
و این به شما اجازه میده که بفرستید
مامور فاورتون رو برای ورود غیرقانونی؟
!غیرقابل قبوله. و گیر افتاد
نمیفهمم
من هرگز اون دستور رو بهش ندادم
احمقانهست. خیلی خیلی احمقانه
بیادبی کردن اون رو برنمیگردونه
قطعا. اشتباه من بود
سگ دوست دارید؟ عاشقشونم
...اگه آب دهنش سرازیر شد، هلش بده پایین. نه
ما یه میکروفن توی حلقه مترجم جاساز کردیم
یه زن فرانسوی به اسم گرانیانسکی
پس الان همه چی رو میدونیم که تو
خونه میگذره
انقدر به نتیجه نزدیکیم که ترجیح میدیم پرونده رو ببندیم
تا اینکه صدایی در بیاریم که به گوش دیاستی برسه
!دیاستی مثل غربال سر و سر نگهداری میکنه
ببین، شارک (کوسه). این اسم مستعارتونه؟
اسم مستعار جنگیاش، آقای رئیسجمهور
!یه کلمه انگلیسیه. فهمیدم
خب، علیرغم گزارشهای درخشان خدمتی شما
مشکل میکروفن دارید
همه چی حل شد، وزیر، به لطف شارک
ما یه معشوقه فرستادیم تو رختخواب شوهر صاحب میکروفن
حالا همه چی رو به راهه
تایید میشه. ما ازدواج رو نابود کردیم
اونا طلاق میگیرن و میکروفن برمیگرده
رئیسجمهور اینو دوست نداره
امنیت ملی. اون «نفوذی خاموش» چی؟
اون تو این کار خوبه؟ این کارو برای فرانسه میکنه
دختر خوبیه. آدرسشو دارید؟
!شوخی میکنم
آقای فرومَن، معاون دبیر کل، میخواد شما رو ببینه
ببخشید، آقای رئیسجمهور. داشتم فکر میکردم
آیا ریشلیو میخواد قدم بزنه؟
سه ساعته. مدت طولانیه
واقعا. میترسم ریشلیو کمی بیاختیار باشه
ناراحتکنندهست. سنشه دیگه
الان دیگه به من نیازی ندارید؟ نه، میتونید برید
آقایان
چرا این اسم انگلیسی برای عملیات: «کورند بیف»؟
عملیات «کشتی غرقشده» سریع لو رفت
فکر کردم گولشون بزنم
تو مرکز، اونا به کنسول بورگر میگن «بیف»
به خاطر «بیف برگر» یا «کورند بیف»
فکر کردم: «چرا بیف برگر یا کورند بیف نه؟»
تصمیم گرفتم اسمشو بذارم «کورند بیف» چون تو «بیف برگر»
مردم «برگر» رو متوجه میشدن
و «کورند بیف» بامزهتره
بچههای تو مرکز حسابی زحمت میکشن، واسه همین دوست دارن
کمی هم خیالپرداز باشن
فکر میکنید این خندهداره؟ نه، واقعاً نه
حالا «بیفاستیک» خندهدار میبود
اوه، بله
خیلی خندهداره، آقای رئیسجمهور
به هر حال، عملیات کورند بیف یا هر چی دیگه
عملیاتی در کار نیست
شما قهر کردید، آقا؟ نه، من دیروز یه دوست رو از دست دادم
بله، اما قانون قانونه. درسته، ماس؟
پرونده رو بدید به دیاستی. روز بخیر، آقایان
ژرژ انتقامش گرفته نمیشه. چه بدشانسی
حالا گوش کن
وزیر کشور فقط یه وزیره
اون همیشه سکوت رئیسجمهور رو درست تعبیر نمیکنه
رئیسجمهور نتیجه میخواد
یه آخر هفته طولانی وقت داری که پروندهتو «تموم کنی» و بفرستی برای دیاستی
منظورتون رو کامل متوجه نمیشم، وزیر
تو کلهشقی، ماس
شارک، کار رو تموم کن و این نفوذی رو برام بیار
قبل از اینکه ژنرال ماس گزارش خودشو تموم کنه
!سروان، چتر نجاتی در کار نیست
فهمیدی؟ البته، قربان
!ما هیچی از این قضیه نمیدونیم. خودتی و خودت
آه، شمایید
توکیو نیستید؟ کنسل شد
ماس منو گذاشت رو یه کار دیگه. از بوگوتا برگشتی؟
همونطور که میبینی
بیوقفه بهت فکر میکردم
نه، فیلیپ، وقت ندارم
حیف شد
منم تو ماموریتم
میتونستیم یه قرار سریع داشته باشیم
از بس کار میکنی خسته شدم. هیچ وقت همو نمیبینیم
باید ازدواج کنیم و با حقوق من زندگی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.