As primeras 200 linias.
...خب درمورد هاوایی
شنیدم شما پیشنهاد دادی بره اونجا
بهش گفتی مدام با یونگ گوک بهش سر میزنی
ولی حدس بزن کی اومده؟
من و دخترم اومدیم
به نظرت چرا؟
چون من ارادهمو پاش گذاشتم
و وقتی همچین کاری بکنم، اینطور میشه
متوجه شدی؟
خانم شین جوهوا
پاتو از گلیمت درازتر نکن
به صلاحته که میگم
،اگه من اراده کنم پسرتو بندازم بیرون
فکر کردی کارش به کجا میرسه؟
چرا تا این حد پیش میری؟
من پول ده نام الکترونیک رو نمیخوام
فقط گی یونگو میخوام
فقط اونو بفرست پیشم
اون خیلی بچه س
زیادی بچه س- دقیقا بخاطر همین ازت میخوام -
تا چهره مامانش تو ذهنش حک نشده، از زندگیش برو بیرون. خب؟
!برو با داداش جونت تو آلمان زندگی کن یا اصلاً یه جا بمیر
من دیگه صبرم تا همین حده، خانم شین جوهوا
بهت هشدار میدم
و سر به سر یه آدمِ حقوقخونده نذار اصلاً عاقبت خوشی نداره
مگه اینکه بخوای پسرت زجر بکشه
بعد از کلاس علومم، نمی خواستم سوار ماشین بشم
که اینطور
آره. یه روزایی آدم دلش میخواد هیچ کاری نکنه
دایی سونگ هان
جونم؟
مامانم چرا فوت کرد؟
خب
تصادف کردش
با یه ماشین
چرا طلاق گرفت؟
...خب
...بزرگترا
-وقتی با هم کنار نمیان- ...مادرخونده م-
انداختش بیرون؟
گی یونگ
کی همچین حرفی زده؟
بچهها. بچههای مدرسهمون
نمیشه با تو بیام آلمان اونجا درس بخونم؟
چرا نشه؟ عالیه
اونطوری که محشره
...چون تو والدین من نیستی
هیچ کاری نیست که از دستت بربیاد؟
پس چجوری ازم محافظت میکنی؟
محافظت میکنم
میدونی چیه؟
دقیقاً واسه همین رفتم وکیل شدم
...البته
هنوز نمیدونم چطور ازت محافظت کنم
ولی یه راهی پیدا میکنم
...پس
...بیا
...بیا هیچوقت
فکر تسلیم شدن و این چیزا رو نکنیم
خب حالا بهم میگی؟
امروز چه اتفاقی برات افتاده؟
...خب
من تو ماشین از همه جا برام راحت تره
...آقای جونگ هم منو تا مدرسه می رسونه
هم سر کلاسام
...وقتی ترافیک میشه
تازه بهترم هست
...چون آقای جونگ
چشمشو به همه چی می بنده
میگه من بچه خوبی ام
...ولی خب
اونم داره میره
من تنهای تنها میشم دایی
آقای جونگ چرا میره؟
...دیگه
هیشکی کنارم نمونده دایی
مدرسه ویولنش خیلی جای پارک نداره
،پس میتونین گی یونگو اینجا پياده کنین
و از پارکینگی که صد متر اونورتره، استفاده کنین
اینجاها به پارک ماشین خیلی گیر میدن
انگاری قراره جای تموم کلاساشو هم عوض کنن
که اینطور
خیلی معذرت میخوام
تو چرا دایی؟
...من فکر کردم
تو اوضاعت خوبه
فکر می کردم احوالت بدک نیست
با خودم اینطور فرض می کردم
ولی اینطور نبوده
بخاطر همین معذرت میخوام
منو ببین
گی یونگ
فعلا باید بری خونه
متوجه شدی؟
از این به بعد... از همین حالا من شروع میکنم میگردم
...بگردم دنبال جایی که از وقتی تو ماشین تو ترافیکی هم
برات راحت تر باشه
...و همینطور دنبال اون مدل آدما
دنبال همه چیزی که اونطوری باشه
حتما پیداشون میکنم
ولی ممکنه یه کم زمان ببره
باید صبوری کنی
...باید خوب غذا بخوری، ورزش کنی
و فکرای خوب بکنی
میتونی اینطوری منتظر دایی بمونی؟
سلام، سلام کن
ببخشید
بعد از شام میارم میرسونمش
بعد از شام؟
میتونه تو خونه غذا بخوره
نه، بعد غذا میارمش
دیگه الان موقع شامه
بسیار خب
الان کجاس؟
همین الان میرم دنبالش
ولش کن
اینکه با داییش شام بخوره که چیز عجیبی نیست
طبیعیه که بشینه با وکیل طلاق مامان بزرگش شام بخوره؟
درست نیست اینطوری بگی
اون داییشه
وای این حجم پخمه بودنته که دیوونه م میکنه
چرا همه اینقدر گیرِ گذشته ان؟
تو خیلی کاربلدیا. کاری هست که بلد نباشی؟
،ایشون دوست دختر عمو هیونگ گونه
عمو داره تو آشپزی کمکش میکنه
انگار کل خاندانتون ژن خوبن ها
خیلی خوشتیپی
ببخشید، دیگه حرف نمیزنم
نودلای اینجا فوق العاده س
شاید دلت بخواد از اولش دو کاسه سفارش بدی
میتونم برنجم باهاش بخورم؟
برنجمون تموم شده
سویون
!گی یونگ- خوش اومدین-
!گی یونگ
سلام گی یونگ- درست به موقع اومدی-
برو واسمون برنج فوری بخر
حالت خوبه گی یونگ جونم؟
بچه میخواد با نودلش برنج بخوره. اینقدر سخته آخه؟
با نودلت هوس برنج کردی؟
پس الان میرم برات برنج داخ میخرم بُخال ازش بلند شه
بسه بچگونه حرف نزن، میشه؟
"بسه بچگونه حرف نزن، میشه؟"
منم امتحان کنم؟
هیونگ گون، پیازچه ها رو خرد کردی؟
سویون؟
ببخشید
مشتری کوچولو شرمنده
دیگه از این کارا نمیکنم- باشه-
خیلی هم بد نبود
مگه نه گی یونگ؟
خوب نیست؟
بهش بگو که اشکال نداره
بگو دیگه
آخ خدا
بیا بریم تو
حتما دل سونگ هان حسابی شکسته
من فکر کردم گی یونگ فقط اومده سر بزنه
انگار خودش تا دفتر اومده بود
یعنی چیزی شده؟
به نظرت سونگ هان رفته خونه؟
...شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد
گوشیش خاموشه
هی
الان نباید تنها بمونه
بزن بریم
یعنی چی؟ ماشینشم اینجا نیست
فکر کنم هنوز نیومده خونه
بعد از پیاده کردن گی یونگ، دیگه باید الان خونه باشه
مرتیکه کدوم گوری رفته؟
باید واسه مواقع ضروری اینجوری، رمز خونهشو بلد باشیما
چی چی شد؟
رمز در دفتره
چطور فکر کردی امتحانش کنی؟
خب منم همینم آخه. رمز در خونه و دفترم یکیه
امکان نداره، هی
با سویون کات کن
چرا؟- انگار تقدیر تو و سونگهان با همدیگهس-
دهن مزخرفتو ببند
مورمورم شد
راستشو بگو بلد بودی نه؟
نه بابا
:مترجم مونلایت، آتی، آرشین، مهرشید، خانم گودو، ویولت
:ادیتور مونلایت
بسه دیگه
داریم ساندویچ سفارش میدیم
تو آووکادو میخوای؟
کلاب؟
آخ هوس کلاب رفتن کردم
خل و چلا- برات ژامبون و تخم مرغ میگیرم-
آدرست چیه؟
تو اینو میخوری، آره؟
آره
من با صبحونه نوشابه نمیخورم
پس چی میخوای؟
قهوه- قهوه-
میخوام دوچرخه بخرم
دوچرخه برای چی؟
اون فیلمو دیدی؟
Il Postino
No comments yet. Be the first to leave one.