As primeras 200 linias.
صدها سال
جادوگرهایی مثل من توی سایهها زندگی میکردن
از ترس آزار و اذیت
اون دوران تاریک خیلی وقته تموم شده
یا حداقل اینطور فکر میکردیم
مگی: یه فیلم غیراخلاقی برای یه مشت بچه پخش شد
درست قبل از اینکه یه پسر بمیره
ارتباطی بین اینها هست؟
یه شاهد همین الان پیدا شده
دن وایتهال به قتل رسیده
هارپر فن
اون با جادوگری کشتش
هارپر جادوگر نیست
توسط «موت» تایید شده که قدرت جادویی نداره
اون بهم دارو داد، بهم تجاوز کرد و فیلم گرفت
حقیقت درباره دن وایتهال همینه
دروغگو! اون منو جادو کرده
شاید ایده چندان بدی هم نباشه
که یه مدتی از محفل فاصله بگیرم
«موت» دیگه نمیتونه ازت حمایت کنه
باید بریم. سارا
من از اینجا میبرمت بیرون
کسی اینجا هست که هنوز به گناهکار بودنشون شک داشته باشه؟
سارا: شاید هیچوقت زمانی نرسه که ما
بدون آزار و اذیت آزادانه زندگی کنیم
اما باید به حرکت به سمت روشنایی ادامه بدیم
خبرنگار: تنشها بالا گرفته
در حالی که پارلمان به تحقیقاتش ادامه میده
درباره حادثه سال گذشته در سنکچوئری
ملت بر سر مرگهای تکاندهندهای که باعث شد
یه جادوگر محلی و دخترش
برای نجات جونشون فرار کنن، دو دسته شدن
برای بعضیها، تحقیقات پلیس
تبرئهای برای جادوگرها بود
برای بقیه، یه بیعدالتی محض
سارا: میانهروی کلید کاره
اگه خیلی هیجانزده بشم
اوم، من هیجانزده دوست دارم. خیلی جالبه
دارم بهت «روند کار» رو یاد میدم
مراحل پایه برای ساختن یه طلسم
وقتی نیازی ندارم، آروم پیش رفتن برام خستهکنندهست
مثل وقتی که آقای کالدول از نمره ریاضیم کم میکرد
فقط چون مراحل حل مسئله رو نمینوشتم
آره، قبول دارم رو مخ بود
اما... اصل قضیه اینجا هم صدق میکنه
مراحل کار رو توی طلسمهای بزرگتر بهم نشون بده
اونوقت تمام تلاشم رو میذارم برات
مامان، من تواناییهای بیشتری دارم
میدونم داری، ولی همینجا تمرین کردن هم
به اندازه کافی خطرناکه
و اگه فقط به حس درونیت تکیه کنی
جادوت آسیبپذیر میشه
احساسات و بیگدار به آب زدن، پیشبینیناپذیرن
روند کار
آهان
اگه اوضاع بد پیش بره، مثل یه ترمز دستی اضطراری عمل میکنه
ممنون، استاد یودا
بخیر باشه، آگاتا
آه، داشتم خاطرات سالهای اول جادوگریم رو مرور میکردم
خوشحالم که داری علاقه نشون میدی، هارپر
مخصوصاً به عنوان کسی که جادوگر نیست
عاشق اینم که مامانم مسائل رو برام توضیح بده
سارا: با اون کشاورز چطور پیش رفت؟
جلسه پرتنشی بود
این لایحه جدید امنیت عمومی برای همه خطرناکه
ما به بیش از سه جادوگر سبز نیاز داریم
تا بتونیم یه مزرعه رو بارور کنیم
خب، همیشه غیرقانونی بوده که
جادوگرها با هم کار کنن
اگه قبلاً سختگیری نمیکردن
شاید الان هم نکنن
شما دارید محصولات رو بهتر میکنید
نه اینکه اعتراض راه بندازید
جمع شدن ما هیچوقت غیرقانونی نبود
اگه لازم باشه میتونیم کارمون رو مخفیانه انجام بدیم
فقط یه آدم شرور کافیه تا لومون بده
اونوقت با خطر محاکمه روبرو میشیم
اگه بویی از دردسر ببرم، بهت خبر میدم
ممنون، آگاتا
کاش این پیرزن اینقدر زاغسیاه چوب نمیزد
قانون جدید باعث شده خیلی هوشیار بشه
هارپر: این یه قانون مزخرفه
همه میدونن که کشاورزها
به جادو تکیه میکنن
آگاتا امیدوار است که اگه بی سروصدا کار کنن
اونها هم چشماشون رو ببندن
اما چرا جادوگرها باید ریسک دستگیری رو بپذیرن
اون هم برای کارهایی که به اقتصاد کمک میکنه؟
ما از خیلی جهات به جامعهشون سود میرسونیم
جامعهی «ما»، هارپر. ما با هم زندگی میکنیم
خب، پس چرا دولت از ما محافظت نمیکنه؟
اعتراف کن مامان
اونها از قدرت ما میترسن
هوم
خبرنگار: تحقیقات پارلمانی
در حال بررسی اتفاقات مرگباریه
که در سنکچوئری رخ داد
و همچنین نحوه پاسخگویی رسمی مقامات
امروز بازرس ارشد «مگی نایت» تحت بازجوییه
کسی که رهبری تحقیقاتی رو بر عهده داشت که اون جادوگر
یعنی سارا فن رو تبرئه کرد
در حالی که پلیس متروپولیتن پای نتایج اون ایستاده
خانم نایت از خدمت فعال برکنار شده
سلام. بازرس ارشد مگی نایت هستم
این برای شماست
چی هست؟ دونات، با پیک اومده
بخش امنیتی قبلاً چکش کرده
داشتم فکر میکردم که برم سفر
تنهایی
برای گشت و گذار خودم آمادهم
آماده نیستی
شاید بیشتر این تویی که آماده نیستی
قدیما میگفتی این رسمِ به بلوغ رسیدنِ یه جادوگره
تنها راهش این نیست
برنامه ریخته بودم که با هم کار کنیم
تا وقتی که اوضاع آروم بشه، بعدش
کمکم برگردیم به جامعه
مامان، این فقط بحث جادوی من نیست
بحث زندگی منه
اینکه مستقل باشم
دلم میخواد برم بگردم
و با آدمهای جدید آشنا بشم
میتونی همینجا این کار رو بکنی
توی اسکاتلند
تو عاشق گشت و گذارهای خودت بودی
چطور میتونی این رو از من دریغ کنی؟
اون موقع زمانه فرق میکرد، سادهتر بود
اگه یه وقت بشناستت
و بفهمن که جادوگری، چی؟
اگه به پلیس گزارش بدن
ممکنه پرونده دوباره باز بشه
باید مخفی بمونی
تا کی؟
نمیتونم تا ابد قایم بشم
رایان: الو؟
فرشته نجات منی رایان هنشال
حقوق یه هفتهم رو دادم تا اینها رو برام بیارن
نمایش کی شروع میشه؟
خیلی زود
سخنرانی عمومی اصلاً
توی تخصص من نیست. لندن چه خبر؟
معترضهای موافق و مخالف جادوگری
همه جا رو به هم ریختن. اینجا هم همینطوره
هر چی آدمِ توهمیِ توطئه تو این کشوره
راه افتاده اومده سنکچوئری
تمام وقتم داره صرف
پر کردن گزارشهای جرم جادوگری میشه
بازرس ارشد جدید چطوره؟
«دوروی» بد نیست
ولی روی ادب و نزاکت خیلی حساسه
حتی با این آدمهای خل و چل
بهت توهین میکنن؟
اوضاع تو بدتر بود
من نمیتونم شکایتی داشته باشم
نمیخوای درخواست انتقالی بدی؟
من این شهر رو دوست دارم
و نمیتونم مادربزرگم رو تنها بذارم
اوضاع بالاخره
یه روزی آروم میشه، مگه نه؟
بازرس نایت
باید برم
تو بهترین هستی
عالی از پسش برمیای
خداحافظ
یه نفر از دریاچه «بیترشور» پشت خطه
یه چیزهایی میگه درباره صداهای وحشتناک توی جنگل
احتمالاً فقط یه نفر دیگه است که میخواد ایستگاهمون رو بگیره
ولی رایان، یادت نره
ادب و نزاکت کامل، فهمیدم
خوبه
ستوان هنشال هستم، چطور میتونم کمکتون کنم؟
خبرنگار: این تحقیقات مشخص میکنه که چه درسهایی
باید از حادثه سنکچوئری گرفت
آیا لایحه امنیت عمومی
که تجمع جادوگرها رو ممنوع میکنه
به اندازه کافی از مردم محافظت میکنه؟
یا نیاز به اقدامات بیشتری هست؟
خانم فن
شما کی هستید؟
خانم مکاینتایر
ازتون خواستن که به «موت» بیاین
میتونم بپرسم موضوع چیه؟
آقای آلتون اطلاعات بیشتری ندادن
دخترتون کجاست؟
اوه، اون بیرونه
بذارید وسایلم رو بردارم
وقت نداریم. لطفاً دنبال من بیاین
آنجلا اوتیس
نماینده محترم مجلس از منطقه سنکچوئری
لطفاً شروع کنید
خانم نایت
ممنون که برای شهادت دادن
در این کمیته حاضر شدید
خب، جهت ثبت در پرونده، شما مسئول
تحقیقات سنکچوئری بودید
که نتیجه گرفت هیچ جادویی در مرگ
دنیل وایتهال به کار نرفته
درسته
حالا که زمان گذشته و بهش فکر کردید
آیا به یافتههای خودتون شک کردید؟
No comments yet. Be the first to leave one.