As primeras 200 linias.
Yasin
Yasin
تف تو روحش! حتما یه راهی پیدا می کنیم!
خیلیخب، انجامش میدم.
بخاطر چی یهو داد زدی؟
شرمنده. فقط فکر کردم کمکم میکنه انگیزه بگیرم.
اه، که اینطور!
پس قراره این موضوع رو هم مثل همیشه حل کنی، نه؟!
خیالم راحت شد!
پس مشکلی ندارین که من رهبری واکنش رو به عهده بگیرم؟
ا-ایرادی نداره.
ولی یه سری موارد قابل مذاکره نیستن، متوجهی؟
متوجهم.
برای شروع، باید همین الان موتور میسکلا رو عوض کنیم.
منظورت چیه؟!
مشکلی هست؟
اکثر باگها مستقیما ریشه تو موتور درونتوسعه دارن.
پس برین درستشون کنین!
کاواسگاوا کون همین الان داشت میگفت چجوری میشه از پسش براومد!
کاملا مطمئنم اون حرف رو از روی ناچاری زده، بخاطر اینکه شما خیلی پافشاری میکردین.
ولی در رابطه با چیزی که تیم باهاش روبروئه، صادقانه خیلی برای اصلاح کردن دیره.
و-واقعا اینطوره، کاواسگاوا کون؟
بله.
ولی نمیشه الان موتور رو عوض کرد، میشه؟!
وقتی نداریم! چجوری قراره یدونه جدیدشو درست کنیم؟!
ما همین الان هم یه موتور داریم.
ببخشید که دیر کردم!
برو کار رو شروع کن.
بسپرش به من. فوری اوضاع رو درست میکنم.
لطفا صفحههاتون رو با من به اشتراک بذارین.
این فایل اجرایی میسکلائه.
همینجوری میکشمش اینجا...
ها، یعنی چی؟ به هماهنگسازی یا همچین چیزی نیاز نداره؟
مشکلی نیست.
بعدش فایل اجرایی رو اجرا میکنیم، و...
واقعا شد! بدون هیچ کار اضافهای بالا اومد!
بعلاوه، اصلا هم سیستم رو سنگین نمیکنه.
بخاطر باگ هم کرش نمیکنه.
تو دقیقا چیکار کردی؟
کار آسونی بود.
این موتور انیدیه، که بخاطر پایدار بودنش معروفه.
ا-انیدی؟!
اون کلی واسمون آب میخوره! و بدون پرسیدن سفارشش دادی؟!
این مسئلهی خیلی مهمیه!
همینطوره، برای همین از بودجهی تیم B استفاده کردم.
این عملا اختلاسه!
فکر کردی به عنوان رئیس تیم چـ-
من از بودجهی تیم B استفاده کردم،
ولی چرا این کار رو نکنم، وقتی برای همینه که بودجه رو بهمون دادن؟
متوجه شدم.
تو موتوری رو انتخاب کردی که علاوه بر تیم B،
با بازی تیم A هم سازگار باشه، درسته؟
مثل همیشه باهوشی. همینطوره.
از چی داری حرف میزنی؟!
این مسلما نقض قوانین مجوزه!
باید یه عالمه پول واسه مجوز اضافی-
این دیگه چیه؟!
تخمینی از هزینهی مجوز های اضافی،
و بودجهی کامل تولید تیم A.
حتی با هزینهی اضافی، بازم مبلغ زیادی باقی میمونه.
تمام این مدت دنبال همین بودی؟
ترجیح میدم برای بدترین شرایط آماده باشم.
در حالت مطلوب اوضاع به اینجا نمیکشید، ولی ما از اون نقطه رد شدیم.
خب، بیاین واکنش رسمی رو مشخص کنیم.
تهیهکننده کاواسگاوا و من در این باره با هم صحبت کردیم.
میگم، هاشیبا-
مشکلی نیست.
اول از همه، کسی که مسئول حسابهای شبکههای اجتماعیمون میشه...
موریشیتا سان، شما هستین.
ها، من؟!
شما از بین افراد حاضر بیشترین افق دید رو دارین،
که باعث میشه شما نزدیکترین فرد به احساسات بازیکنها باشین.
شما بهترین انتخابین.
ولی من تو نوشتن متنهای رسمی زیاد خوب نیستم...
و اگه کاربرها رو ناراحت کنم چی؟
بعضی وقتا همچین واکنشی
بیشتر از یه صحبت سرد و رسمی کمکحاله.
م-متوجه شدم!
برای شروع، میتونی با مدیربرنامههای اون صداپیشه، از اون اتفاق تماس بگیری؟
منظورتون سوئنوموری سانه؟
بله.
ما تو تماس و با ایمیل ازشون عذرخواهی میکنیم،
و به صورت عمومی، شفاف میکنیم که ایشون هیچ کار اشتباهی انجام ندادن.
بعلاوه، بهشون بگین تصمیمات انتخاب شخصیتها برای شخصیتهای جدید
که تا مدتی در اضافه میشن رو بهشون میسپریم.
هوی، نمیتونی همینجوری انتخاب شخصیت رو بذل و بخشش کنی!
میدونی چقدر ارزش-
بخاطر همون ارزشه که باید انتخاب شخصیت رو بهشون بدیم.
اگه این تبدیل به یه قضیهی افترا با درگیری مالی بشه
ضرر بیشتری میبینیم.
خب، بعدش... کی مسئول برنامهنویسیه؟
من مسئولشم.
فکر میکنی چقدر طول میکشه تا یه بررسی کامل از سیستمها داشته باشی؟
نمیتونم دقیق بگم...
ولی اگه همهی بررسیهای پیشپاافتاده رو اینجا بدیم، فکر کنم حدود شیش روز زمان ببره!
شیش روز؟!
سه روز وقت داری! تو سه روز انجامش-
باشه، دو هفته زمان داری. مطمئن شو که درست انجامش میدی.
عقلتو از دست دادی؟! نمیتونیم بازی رو برای دو روز ببند-
اگه در نظر بگیری که فقط ده روز کاریه،
میمونه پنج روز برای اصلاحات، سه روز برای بررسی،
و دو روز برای پیادهسازی.
چطوره؟
اینقدر زمان زیادم هست، عالیه!
خب، حالا...
ما معمولا چقدر الماس عذرخواهی اهدا میکنیم؟
برای این پروژه...
معمولا اندازه دو یا سه تا قرعهی دهتایی گاچا مناسبه.
در این صورت، بیاین ده برابرش کنیم.
گ-گفتی ده برابر؟!
تا حالا نشنیدم هیچ بازیای انقدر الماس اهدا کنه!
اضافه کردن یه قرعهی ده تایی دیگه کافیه!
اگه این کار رو بکنیم، ایراداتی که داشتیم بیشتر از هر چیزی خودشون رو نشون میدن.
ما به واکنشی به اندازهای بزرگ نیاز داریم که همه مردم رو مجبور کنه راجبش حرف بزنن.
و از اونجا که این بخش، مهمترین بخشه...
از همهتون میخوام خیلی دقیق بهم گوش کنین.
همهی اعضا برای دو روز آینده مرخصن.
از کار خبری نیست. مفهومه؟
تعطیلی؟!
وقتی اوضاع انقدر قاراشمیشه، تعطیلی دادن به چه دردمون میخوره؟!
البته، قبلش واکنش اولیهمون تو فضای مجازی رو انجام میدیم.
اگه از قبل برنامههامون رو عمومی کنیم، نباید مشکلی داشته باشه.
داری چی بلغور میکنی؟!
این یه پروژهی بزرگه که رو آیندهی کل شرکت تاثیر میذاره!
اصلا حالیت هست؟!
اگه متوجه نبودم، به این نقشه نمیرسیدم، قربان.
بنظر نمیاد حالیت شده باشه!
هیچ کدوم از پیشنهادهایی که دادی به شرکت هیچ سودی نمیرسونن!
میشنوی چی میگم؟! تو تجارت، اگه نتونی سود بیاری-
رئیس!
قبلا یه بار گفتین که بهم اعتماد دارین، یادتون میاد؟
آ-آره...
یه چیز دیگه هم گفتین.
راجب اینکه الان موقع مهمی برای اعتماد تو شرکته.
بنظرم شما دقیقا میدونین اعتماد داشتن چقدر مهمه.
و انکار نمیکنم که به موقع تحویل دادن کار بخش مهمی از کسب اعتماده.
مطمئنم همهی کسایی که اینجان حسرت میخورن که چرا این اتفاق محقق نشد.
د-درسته...
برای همین هرچه زودتر بازی دوباره عملیاتی-
برای همین، بهترین راه برای برگردونن اعتماد بعد از همچین اشتباه بزرگی
این نیست که فقط بازی رو دوباره بالا بیاریم و عملیاتی کنیم.
ما باید به روش مشهودی نشون بدیم که از قصورمون مطلعیم،
و مطمئن شیم برنامههای آیندهمون تا جای ممکن شفاف باشن.
در حال حاضر، این بازی بدترین تاثیر اولیهی ممکن رو گذاشته.
برای همینه که باید از مرز فراتر بریم،
وگرنه هیچکس به بازی برنمیگرده.
واکنشها نسبت به میسکلا واقعا انقدر بد بود؟
زمانی، توی یه نرم افزار باگ حیاتیای بوجود اومد.
تیم بازاریابی در تلاش بود تا اونو پوشش بده،
ولی کسی که تو مرکز توسعه بود تصمیم گرفت بدون هیچ بهانهای،
این موضوع رو علنی کنه.
تو اینو از کجا میدونی؟
یکی از دوستان قدیمیتون بهم گفت.
چون شما با مشکلات روراست بودین،
درنهایت، مردم به نرمافزار بیشتر از چیزی که قرار بود اعتماد کردن.
اون مال چندین سال پیشه. جاهلیت دوران جوونی.
واقعا؟
چون فکر نمیکنم صادق و متاسف بودن
بتونه چیز بدی باشه.
همهی حرفایی که میخواین بگین رو درک میکنم، قربان.
ولی...
شاید باید دوباره راجب اینکه چی واقعا مهمه تجدیدنظر کنین،
مخصوصا تو همچین موقعیت حساسی.
مجبور نیستین همه ذهنتون رو بهش اختصاص بدین. ولی لطفا...
یکم راجب اتفاقاتی که داره اینجا میفته فکر کنین.
باشه. میتونی هر جور که به نظرت درست میاد کار رو انجام بدی.
خدا رو شکر!
شاید حالا بتونیم نجاتش بدیم!
من میرم و آمادهسازی بررسیها رو شروع میکنم.
و بعدش بیاین بالاخره بریم خونه!
تو هم بهتره بری خونه. وگرنه، همهی اینا بیفایدهست.
نگران نباش، لازم نیست بهم بگی.
بالاخره میتونم یه حموم درست حسابی بگیرم و یکم بخوابم.
هاشیبا...
ممنون.
کاری نکردم.
ببخشید قربان.
بخاطر چند لحظه پیش، ازتون ممنونم.
با اینکه میدونستی رد میکنم، اون درخواست رو مطرح کردی؟
نه. در حقیقت، نمیدونستم چجور واکنشی نشون میدین.
پس از اون قماربازها هستی.
این طور خطابش نمیکنم. فقط...
من جدی بودم.
و نتونستم به جواب دیگهای برسم.
این "جدی" بودنت بود، ها؟
تعجبی نداره که انقدر بحث سنگین بود.
در عوض لطفی که کردین، میخوام براتون تضمینی بذارم.
چه تضمینی؟
و اون تضمین...
این بود که منو دوباره به طراحی برگردونی، درسته؟
بله.
واقعا دوست داشتم کمک کنم، ولی...
سنسی، چرا واقعا تلاش نمیکنین تا به ریشههاتون برگردین؟
ریشههام؟
سنسی، من فکر میکنم دلیل اینکه شما نقاشی کردن رو شروع کردین،
میتونه بهتون کمک بزرگی کنه.
اینا...
این بستهی طراحی هاروسورائه.
ولی... چجوری؟
من هیچوقت بهت نگفته بودم...
No comments yet. Be the first to leave one.